معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


انگار... کبوتری شده ام
با دوبال مخملین خیال

انگار قویی شده ام، عاشق
بر سریر خاطرات رفته ی شاد

انگار؛
شاپرکی شده ام، رها در باد
در حریرِ سکوت آبی ِ میعاد

انگار اسیر دو چشم مستِ محال
با دو بالِ سبزِ آرزو... شده ام...!


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
با عشق می شود از زمستان های
سرد و از چهارفصلی زرد گذر کرد
🍏🍎🍃
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
غزلیات حافظ 320
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ《320》
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------
دیشب به سیلِ اشک رَهِ خواب می‌زدم
نقشی به یادِ خَطِّ تو بر آب می‌زدم
ابرویِ یار در نظر و خرقه سوخته
جامی به یادِ گوشهٔ محراب می‌زدم
هر مرغِ فکر کز سرِ شاخِ سخن بِجَست
بازش ز طُرِّهٔ تو به مِضراب می‌زدم
رویِ نگار در نظرم جلوه می‌نمود
وز دور بوسه بر رخِ مهتاب می‌زدم
چشمم به رویِ ساقی و گوشم به قولِ چنگ
فالی به چشم و گوش در این باب می‌زدم
نقشِ خیالِ رویِ تو تا وقتِ صبحدم
بر کارگاهِ دیدهٔ بی‌خواب می‌زدم
ساقی به صوتِ این غزلم کاسه می‌گرفت
می‌گفتم این سرود و مِیِ ناب می‌زدم
خوش بود وقتِ حافظ و فالِ مراد و کام
بر نامِ عمر و دولتِ احباب می‌زدم
🍏🍎🍃
 
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
دیشب به سیلِ اشک رَهِ خواب می‌زدم
نقشی به یادِ
خَطِّ تو بر آب می‌زدم


#حافظ
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رویِ نگار در نظرم جلوه می‌نمود
وز دور بوسه بر رخِ مهتاب می‌زدم

#حافظ
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقشِ خیالِ رویِ تو تا وقتِ صبحدم
بر کارگاهِ دیدهٔ بی‌خواب می‌زدم

#حافظ
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوش بود وقتِ حافظ و فالِ مراد و کام
بر نامِ عمر و دولتِ احباب می‌زدم

#حافظ
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


در آغاز کلمه نبود، خیال بود. در ابتدای زمان، غارنشینی خسته از تلاش روزانه، عصرگاه روی چمنزار دراز کشید و همین‌طور که به آسمان نگاه می‌کرد، تصاویری دید؛ شعر متولد شد.

#بهمن_محصص

شرح تصویر:
نی‌لبک‌زن، برنز، به ارتفاع ۴ متر ~ ۱۳۵۱
کاری از #بهمن محصص،
در روزگاری که زینت‌بخش محوطه‌ی تئاتر شهر بود.

🍏🍎🍃
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#علی_ اسفندیاری( نیما_ یوشیج)
1
-- درگذشته دی ماه ۱۳۳۸ تهران ) بنیانگذار شعرنو

علی اسفندیاری ( نیمایوشیج) که در دهکدهٔ یوش، بخش بلده از توابع شهرستان نور استان مازندران به دنیا آمد ملقب به پدر شعرنو است.
او با مجموعه تأثیرگذار افسانه، که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خودِ نیما بر هنر خویش نهاده ‌بود.
تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی وامدار این انقلاب و تحولی هستند که نیما نوآور آن بود. بسیاری از شاعران و منتقدان معاصر، اشعار نیما را نمادین می‌دانند و او را هم ‌پایهٔ شاعران سمبولیست بنام جهان می‌شمارند. وی همچنین اشعاری به زبان مازندرانی دارد که با نام «روجا» چاپ شده‌است. او با بهره‌گیری از عناصر طبیعی با بیانی رمزگونه به ترسیم سیمای جامعه پرداخته است.
نیما تا دوازده‌ سالگی در زادگاهش، در دل طبیعت زندگی کرد و بعد به‌ همراه خانواده ساکن تهران شد و در مدرسه عالی سن لویی به تحصیل پرداخت. در مدرسه از بچه‌ها کناره‌گیری می‌کرد و به‌گفته خودِ نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می‌کردند و پس از مدتی با تشویق یکی از معلم‌هایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول شد و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد. نیما، شعر بلند افسانه را به نظام وفا، معلم قدیمی‌اش تقدیم کرده است.
علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضاء می‌کرد. در نخستین سالهای صدور شناسنامه نام وی نیما خان‌یوشیج ثبت شده‌است.
دوران نوجوانی و جوانی نیما مصادف بود با توفان‌های سهمگین سیاسی ـ اجتماعی در ایران نظیر انقلاب مشروطه و جنبش جنگل و تأسیس جمهوری سرخ گیلان که روح حساس نیما نمی‌توانست از این توفان‌های اجتماعی بی‌تأثیر بمانَد. نیما از نظر سیاسی تفکر چپ‌ گرایانه داشت و با نشریه ایران سرخ، یکی از نشریات حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) که برادرش لادبن سردبیر آن بود و در رشت چاپ و منتشر می‌شد همکاری قلمی داشت. ازجمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود.
نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ ازدواج کرد. همسر وی، عالیه جهانگیر، فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود. حاصل این ازدواج، که تا پایان عمر دوام یافت، فرزند پسری بود به نام شراگیم که اکنون در آمریکا زندگی می‌کند. شراگیم در سال ۱۳۲۱ به‌دنیا آمد.
نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفته‌نامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند. این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.
نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه‌های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه‌ هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت. انقلاب نیما با دو شعر «ققنوس» (بهمن ۱۳۱۶) و «غراب» (مهر ۱۳۱۷) آغاز شد و او این دو شعر را در مجلهٔ «موسیقی» که یک مجلهٔ دولتی بود، منتشر کرد. او در زندگی خود توانست معیارهای هزارساله شعر فارسی را که تغییر ناپذیر و مقدس و ابدی می‌نمود، با شعرهایش تحول بخشد.
این شاعر بزرگ، درحالی‌که به علت سرمای شدید یوش، به ذات‌الریه مبتلا شده بود، برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تأثیری نداشت و در ۶۲ سالگی درگذشت و در امامزاده عبداله تهران به خاک سپرده شد.
در سال ۱۳۷۲ بنا به وصیت وی پیکرش را به خانه‌اش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجت‌الزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته‌است.

🍏🍎🍃
🕊1
🕊
در درونِ شهرِ کوران دردها دارم ز بینایی...

#نیما_یوشیج
👌1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM