اوج_تار
نورعلی خان برومند
🎼❤️🎼
تاری بزن با ساز دل، آتش بزن بر راز دل
وانگه همین پیمانه را لبریز کن با ناز دل
#مولوی
🎶 نوای تار🪕
# نور علی برومند
یادش سبز
🍏🍎🍃
تاری بزن با ساز دل، آتش بزن بر راز دل
وانگه همین پیمانه را لبریز کن با ناز دل
#مولوی
🎶 نوای تار🪕
# نور علی برومند
یادش سبز
🍏🍎🍃
✍
هیچکس را تغییر ندهید.
هیچچیز را تغییر ندهید.
به هیچکس واکنش نشان ندهید، به
هیچچیز واکنش نشان ندهید.
در گذشته زندگی نکنید و نگرانی
آینده را از خود دور کنید.
در حال ابدی باقی بمانید، که همه
چیز به خیر است.
از همه اینها گذشته، شما من
هستید و من شما هستم.
هیچ تفاوتی وجود ندارد.
به جهان واکنش نشان ندهید.
حتی به جسم خودتان نیز واکنش
نشان ندهید.
حتی به فکرهای خودتان واکنش
نشان ندهید.
یاد بگیرید که شاهد شوید.
یاد بگیرید که ساکت باشید.
#رابرت_آدامز
🍏🍎🍃
هیچکس را تغییر ندهید.
هیچچیز را تغییر ندهید.
به هیچکس واکنش نشان ندهید، به
هیچچیز واکنش نشان ندهید.
در گذشته زندگی نکنید و نگرانی
آینده را از خود دور کنید.
در حال ابدی باقی بمانید، که همه
چیز به خیر است.
از همه اینها گذشته، شما من
هستید و من شما هستم.
هیچ تفاوتی وجود ندارد.
به جهان واکنش نشان ندهید.
حتی به جسم خودتان نیز واکنش
نشان ندهید.
حتی به فکرهای خودتان واکنش
نشان ندهید.
یاد بگیرید که شاهد شوید.
یاد بگیرید که ساکت باشید.
#رابرت_آدامز
🍏🍎🍃
✨
از پوستم
صدای تو می تراود
بر پاهای تو راه می روم
با چشمِ تو شعر می نویسم
من کهام
به جز تو
که در رگ و پوستم نَهانی و
نام مَرا به خود داده ای ...
#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
از پوستم
صدای تو می تراود
بر پاهای تو راه می روم
با چشمِ تو شعر می نویسم
من کهام
به جز تو
که در رگ و پوستم نَهانی و
نام مَرا به خود داده ای ...
#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
✨
دیگر به غربت چشمهایت خو کردهام
و به دردهای باد کردهی روحم که
از قاب تنم بیرون زدهاند.
با توام بی حضور تو
بی منی با حضور من
میبینی تا کجا به انتظار وفادار ماندم
تا دل نازک پروانه نشکند.
همه ی سهم من از خود دلی بود
که به تو دادم و هر شب بغض گلویت را
در تابوت سیاهی که برایم ساخته بودی
گریستم و تو هرگز ندانستی که
زخمهایت، زخمهای مکررم بودند.
✍#حسین_پناهی
🍏🍎🍃
دیگر به غربت چشمهایت خو کردهام
و به دردهای باد کردهی روحم که
از قاب تنم بیرون زدهاند.
با توام بی حضور تو
بی منی با حضور من
میبینی تا کجا به انتظار وفادار ماندم
تا دل نازک پروانه نشکند.
همه ی سهم من از خود دلی بود
که به تو دادم و هر شب بغض گلویت را
در تابوت سیاهی که برایم ساخته بودی
گریستم و تو هرگز ندانستی که
زخمهایت، زخمهای مکررم بودند.
✍#حسین_پناهی
🍏🍎🍃