غزلیات حافظ 313
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_313
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
بازآی ساقیا که هواخواهِ خدمتم
مشتاقِ بندگیّ و دعاگویِ دولتم
زان جا که فیضِ جامِ سعادت فروغِ توست
بیرون شدی نُمای ز ظلماتِ حیرتم
هرچند غرقِ بحرِ گناهم ز صد جهت
تا آشِنایِ عشق شدم ز اهل رحمتم
عیبم مکن به رندی و بدنامی ای حکیم
کاین بود سرنوشت ز دیوانِ قسمتم
مِی خور که عاشقی نه به کسب است و اختیار
این موهبت رسید ز میراثِ فطرتم
من کز وطن سفر نَگُزیدَم به عمرِ خویش
در عشقِ دیدن تو هواخواهِ غربتم
دریا و کوه در رَه و من خسته و ضعیف
ای خِضْرِ پِی خجسته مدد کن به همتم
دورم به صورت از درِ دولتسرایِ تو
لیکن به جان و دل ز مقیمانِ حضرتم
حافظ به پیشِ چشم تو خواهد سِپُرد جان
در این خیالم اَر بدهد عمر مهلتم
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
بازآی ساقیا که هواخواهِ خدمتم
مشتاقِ بندگیّ و دعاگویِ دولتم
زان جا که فیضِ جامِ سعادت فروغِ توست
بیرون شدی نُمای ز ظلماتِ حیرتم
هرچند غرقِ بحرِ گناهم ز صد جهت
تا آشِنایِ عشق شدم ز اهل رحمتم
عیبم مکن به رندی و بدنامی ای حکیم
کاین بود سرنوشت ز دیوانِ قسمتم
مِی خور که عاشقی نه به کسب است و اختیار
این موهبت رسید ز میراثِ فطرتم
من کز وطن سفر نَگُزیدَم به عمرِ خویش
در عشقِ دیدن تو هواخواهِ غربتم
دریا و کوه در رَه و من خسته و ضعیف
ای خِضْرِ پِی خجسته مدد کن به همتم
دورم به صورت از درِ دولتسرایِ تو
لیکن به جان و دل ز مقیمانِ حضرتم
حافظ به پیشِ چشم تو خواهد سِپُرد جان
در این خیالم اَر بدهد عمر مهلتم
🍏🍎🍃
❤1👏1
○
کاش چون برگ خزان رقص مرا
نیمه شب ماه تماشا میکرد
در دل باغچه خانهٔ تو
شور من… ولوله برپا میکرد
کاش چون یاد دل انگیز زنی
میخزیدم به دلت پر تشویش
ناگهان چشم ترا میدیدم
خيره بر جلوهٔ زیبائی خویش
کاش در بستر تنهائی تو
پیکرم شمع گنه میافروخت
ریشهٔ زهد تو و حسرت من
زین گنهکاری شیرین میسوخت
کاش از شاخهٔ سرسبز حیات
گل اندوه مرا میچیدی
کاش در شعر من ای مایهٔ عمر
شعله راز مرا میدیدی
✍#فروغ_فرخزاد
زاد روزت گرامی فروغ عزیز
بانوی شعر و آب و آیینه 🎂
🍏🍎🍃
کاش چون برگ خزان رقص مرا
نیمه شب ماه تماشا میکرد
در دل باغچه خانهٔ تو
شور من… ولوله برپا میکرد
کاش چون یاد دل انگیز زنی
میخزیدم به دلت پر تشویش
ناگهان چشم ترا میدیدم
خيره بر جلوهٔ زیبائی خویش
کاش در بستر تنهائی تو
پیکرم شمع گنه میافروخت
ریشهٔ زهد تو و حسرت من
زین گنهکاری شیرین میسوخت
کاش از شاخهٔ سرسبز حیات
گل اندوه مرا میچیدی
کاش در شعر من ای مایهٔ عمر
شعله راز مرا میدیدی
✍#فروغ_فرخزاد
زاد روزت گرامی فروغ عزیز
بانوی شعر و آب و آیینه 🎂
🍏🍎🍃
❤1🙏1
یک زن. قسمت ۳
نوشته: آنی ارنو
📕✨📕
📕 یک زن
✍ آنی_ ارنو
🎤معصومه_ آقاجانی
قسمت/سوم
«آنی ارنو» استاد بازنشستهی ادبیات است و در حومهی پاریس زندگی میکند. او در داستان «یک زن» زندگی مادرش را روایت میکند؛ زنی سختکوش و مقاوم که ابتدا با کارگری و سپس با مغازهداری و فروشندگی، زندگی را می گذراند
🍏🍎🍃
📕 یک زن
✍ آنی_ ارنو
🎤معصومه_ آقاجانی
قسمت/سوم
«آنی ارنو» استاد بازنشستهی ادبیات است و در حومهی پاریس زندگی میکند. او در داستان «یک زن» زندگی مادرش را روایت میکند؛ زنی سختکوش و مقاوم که ابتدا با کارگری و سپس با مغازهداری و فروشندگی، زندگی را می گذراند
🍏🍎🍃
👌2
🙏1👌1
حمیرا_پرویزیاحقی_می عاشقانه
@Banoo_Homeyra
🎼❤️🎼
🎼 می_عاشقانه
🗣بانو #حمیرا
🎧🎻پرویزیاحقی
----------------------
چو عاشق میشدم گفتم که بُردم گوهرِ مقصود
ندانستم که این دریا چه موجِ خونفشان دارد
ز چشمت جان نشاید بُرد کز هر سو که میبینم
کمین از گوشهای کردهست و تیر اندر کمان دارد
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
🎼 می_عاشقانه
🗣بانو #حمیرا
🎧🎻پرویزیاحقی
----------------------
چو عاشق میشدم گفتم که بُردم گوهرِ مقصود
ندانستم که این دریا چه موجِ خونفشان دارد
ز چشمت جان نشاید بُرد کز هر سو که میبینم
کمین از گوشهای کردهست و تیر اندر کمان دارد
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
❤2👌1
●
آه... ای تقدیر
ای داروغه ی رهگیر
تو این ساز دل ناکوک را بشکن؛
که من، خود ... ساز و آوازم
که من، سنگ صبور آسیابی
خسته از بادم
بزن بشکن تو سازت را
بزن بشکن؛
که سازت سخت ناکوک است!
بزن بشکن؛
که من، خود ... ساز و آوازم
در آوازی، که در نای گلو دارم
زبانِ عشق را...
با عشق می سازم ؛
بزن بشکن؛
که من، خود ساز و آوازم
و از سوز نهان چنگی به دل دارم
بزن بشکن؛
تو سازِ واژگون ات را
که من میخانه ی
تقدیر را بستم
و از جامی که از
اشک دل خونینِ عاشق
تا گلو پر بود ... نوشیدم؛
فلک را... خواب در هم شد
دل دیوانه ام ... دیوانه بود
دیوانه تر شد!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
آه... ای تقدیر
ای داروغه ی رهگیر
تو این ساز دل ناکوک را بشکن؛
که من، خود ... ساز و آوازم
که من، سنگ صبور آسیابی
خسته از بادم
بزن بشکن تو سازت را
بزن بشکن؛
که سازت سخت ناکوک است!
بزن بشکن؛
که من، خود ... ساز و آوازم
در آوازی، که در نای گلو دارم
زبانِ عشق را...
با عشق می سازم ؛
بزن بشکن؛
که من، خود ساز و آوازم
و از سوز نهان چنگی به دل دارم
بزن بشکن؛
تو سازِ واژگون ات را
که من میخانه ی
تقدیر را بستم
و از جامی که از
اشک دل خونینِ عاشق
تا گلو پر بود ... نوشیدم؛
فلک را... خواب در هم شد
دل دیوانه ام ... دیوانه بود
دیوانه تر شد!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👏1
●
من از تو می مردم
اما تو زندگانی من بودی
تو با من می رفتی
تو در من می خواندی
وقتی که من خیابانها را
بی هیچ مقصدی می پیمودم
تو با من می رفتی
تو در من می خواندی
تو از میان نارونها گنجشکهای عاشق را
به صبح پنجره دعوت می کردی
وقتی که شب مکرر می شد
وقتی که شب تمام نمی شد
✍#فروغ_فرخزاد 🎂❤️
🍏🍎🍃
من از تو می مردم
اما تو زندگانی من بودی
تو با من می رفتی
تو در من می خواندی
وقتی که من خیابانها را
بی هیچ مقصدی می پیمودم
تو با من می رفتی
تو در من می خواندی
تو از میان نارونها گنجشکهای عاشق را
به صبح پنجره دعوت می کردی
وقتی که شب مکرر می شد
وقتی که شب تمام نمی شد
✍#فروغ_فرخزاد 🎂❤️
🍏🍎🍃
❤1🙏1
Asheghaneh
Moein
🎼❤️🎼
ای شب از رؤیای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم زآلودگیها کرده پاک
ای تپشهای تن سوزان من
آتشی در مزرع مژگان من
✍#فروغ_فرخزاد
🍏🍎🍃
ای شب از رؤیای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم زآلودگیها کرده پاک
ای تپشهای تن سوزان من
آتشی در مزرع مژگان من
✍#فروغ_فرخزاد
🍏🍎🍃
❤1👌1🍓1
○
یعقوب لیث صفاری با نام اصلی رادمان پور ماهک یا به شکل رایج در پارسی میانه، رادمان ماهکان (رادمان پسر ماهک) پادشاه ایرانی و بنیانگذار دودمان صفاریان در سیستان بود.
او شهر زرنج را به پایتختی بر گزیدیک شخصیت برجسته تاریخ ایران و یک قهرمان ملی است؛ که علاوه بر اینکه یکی از پیشگامان زندهکردن استقلال سیاسی ایران پس از تازش تازیان بوده، نقش بیمانندی را در زنده کردن دوباره زبان فارسی ایفا کرده و خودآگاهی ملی، رستاخیزی را در تاریخ ایران رقم زده است.
روز گرامیداشت یعقوب لیث
صفاری و افتخار پاسداشت زبان
فارسی .."عظمت و شکوه فرهنگ این سرزمین...
🍏🍎🍃
یعقوب لیث صفاری با نام اصلی رادمان پور ماهک یا به شکل رایج در پارسی میانه، رادمان ماهکان (رادمان پسر ماهک) پادشاه ایرانی و بنیانگذار دودمان صفاریان در سیستان بود.
او شهر زرنج را به پایتختی بر گزیدیک شخصیت برجسته تاریخ ایران و یک قهرمان ملی است؛ که علاوه بر اینکه یکی از پیشگامان زندهکردن استقلال سیاسی ایران پس از تازش تازیان بوده، نقش بیمانندی را در زنده کردن دوباره زبان فارسی ایفا کرده و خودآگاهی ملی، رستاخیزی را در تاریخ ایران رقم زده است.
روز گرامیداشت یعقوب لیث
صفاری و افتخار پاسداشت زبان
فارسی .."عظمت و شکوه فرهنگ این سرزمین...
🍏🍎🍃
👌2