○
اکثریت آدمیان همچون بازتابی کمنور از حقیقتی گنگاند، بیمایه و تهی، که زندگی را نه چونان فرصتی برای شناخت، بلکه بهمثابه میدانگاهی برای لذتهای بیارزش و بازیهای پوچ میپندارند. اندیشهی والا، اگر در کسی پدیدار شود، او را به کنارهگیری از این جماعت وامیدارد، زیرا در ازدحام، جز پژواکی از ابتذال و تکرار آنچه بیارزش است، چیزی نخواهد یافت.
انسان سطحی، چون از درک عمق ناتوان است، در ظاهر غرق میشود و در پی جلب پذیرش دیگران، خود را به انواع نمایشهای مضحک و تصنعی گرفتار میکند، بیآنکه بداند آنچه در این داد و ستد از کف میدهد، گرانبهاترین دارایی اوست: زمان...
و زمان، نه بازمیگردد و نه تکرار میشود.
کسی که جوهر فهم در او شعلهور است، به زودی درمییابد که معاشرتهای بیحاصل چیزی جز اتلاف نیروهای ذهنی نیست. او که میخواهد حقیقت را بشناسد، از حضور در محافلی که سرشار از سخنان میانتهی و باورهای دستدوم است، بیزار خواهد شد. این، نه از تکبر، بلکه از آگاهی است، چرا که او ارزش لحظههای خود را میداند و حاضر نیست آن را در تجارتی زیانبار با مردمانی که اندیشه را قربانی نمایش میکنند، واگذارد.
اما توده مردم، که خود را از این درک محروم ساختهاند، گمان میکنند که دوریگزینی ناشی از تلخی است، حال آنکه این، انتخابی است آگاهانه برای پاسداشت اندیشه. آنان که در فرار از سکوت، خود را به هیاهوی جمع میسپارند، نه از عشق به دیگران، بلکه از ترسِ خلوتی است که آنان را با تهیدستی فکریشان روبهرو میکند.
تنهایی، برای ذهن پوچ، همچون آیینهای است که حقیقت را عیان میسازد، و از همین رو، انسانهای سطحی آن را دشمن خود میپندارند.
چه اندکاند آنان که لایق معاشرتاند! بیشتر مردمان، نه به قصد تبادل خرد، که برای تخلیه ملال خویش گرد هم میآیند. آنان به سخن گفتن بیشتر از فهمیدن علاقه دارند، و به تصدیق بیپایه بیش از تأمل و تعمق. چنین است که هر کس، به فراخور فهم و طبیعت خود، شیفته آن چیزی است که از جنس خویش است: ابله، مهملات را میپسندد، عامی، عامیانهها را، و اندیشمند، جز در خلوت خویش، جایگاهی نمییابد.
✍ آرتور_شوپهناور
📕 در باب حکمت زندگی
🔁 محمد مبشری
🍏🍎🍃
اکثریت آدمیان همچون بازتابی کمنور از حقیقتی گنگاند، بیمایه و تهی، که زندگی را نه چونان فرصتی برای شناخت، بلکه بهمثابه میدانگاهی برای لذتهای بیارزش و بازیهای پوچ میپندارند. اندیشهی والا، اگر در کسی پدیدار شود، او را به کنارهگیری از این جماعت وامیدارد، زیرا در ازدحام، جز پژواکی از ابتذال و تکرار آنچه بیارزش است، چیزی نخواهد یافت.
انسان سطحی، چون از درک عمق ناتوان است، در ظاهر غرق میشود و در پی جلب پذیرش دیگران، خود را به انواع نمایشهای مضحک و تصنعی گرفتار میکند، بیآنکه بداند آنچه در این داد و ستد از کف میدهد، گرانبهاترین دارایی اوست: زمان...
و زمان، نه بازمیگردد و نه تکرار میشود.
کسی که جوهر فهم در او شعلهور است، به زودی درمییابد که معاشرتهای بیحاصل چیزی جز اتلاف نیروهای ذهنی نیست. او که میخواهد حقیقت را بشناسد، از حضور در محافلی که سرشار از سخنان میانتهی و باورهای دستدوم است، بیزار خواهد شد. این، نه از تکبر، بلکه از آگاهی است، چرا که او ارزش لحظههای خود را میداند و حاضر نیست آن را در تجارتی زیانبار با مردمانی که اندیشه را قربانی نمایش میکنند، واگذارد.
اما توده مردم، که خود را از این درک محروم ساختهاند، گمان میکنند که دوریگزینی ناشی از تلخی است، حال آنکه این، انتخابی است آگاهانه برای پاسداشت اندیشه. آنان که در فرار از سکوت، خود را به هیاهوی جمع میسپارند، نه از عشق به دیگران، بلکه از ترسِ خلوتی است که آنان را با تهیدستی فکریشان روبهرو میکند.
تنهایی، برای ذهن پوچ، همچون آیینهای است که حقیقت را عیان میسازد، و از همین رو، انسانهای سطحی آن را دشمن خود میپندارند.
چه اندکاند آنان که لایق معاشرتاند! بیشتر مردمان، نه به قصد تبادل خرد، که برای تخلیه ملال خویش گرد هم میآیند. آنان به سخن گفتن بیشتر از فهمیدن علاقه دارند، و به تصدیق بیپایه بیش از تأمل و تعمق. چنین است که هر کس، به فراخور فهم و طبیعت خود، شیفته آن چیزی است که از جنس خویش است: ابله، مهملات را میپسندد، عامی، عامیانهها را، و اندیشمند، جز در خلوت خویش، جایگاهی نمییابد.
✍ آرتور_شوپهناور
📕 در باب حکمت زندگی
🔁 محمد مبشری
🍏🍎🍃
🙏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
بدان که دنیا به دست اوباش است
و نیکان به گناه لیاقت می میرند.
#بهرام _بیضایی
(۵ دی ۱۳۱۷_ ۵ دی ۱۴۰۴)
چو بستر ز خاك است و بالین ز خشت
درختی چرا باید امروز كشت ؟
كه هرچند روز از بَرَش بگذرد
بُنَش خون خورد، كینه بار آورد
#فردوسی
#بهرام_بیضایی
فخرادب و هنر ایران
سفرش سبز یادش گرامی🕊🖤
🍏🍎🍃
بدان که دنیا به دست اوباش است
و نیکان به گناه لیاقت می میرند.
#بهرام _بیضایی
(۵ دی ۱۳۱۷_ ۵ دی ۱۴۰۴)
چو بستر ز خاك است و بالین ز خشت
درختی چرا باید امروز كشت ؟
كه هرچند روز از بَرَش بگذرد
بُنَش خون خورد، كینه بار آورد
#فردوسی
#بهرام_بیضایی
فخرادب و هنر ایران
سفرش سبز یادش گرامی🕊🖤
🍏🍎🍃
👏1🕊1
غزلیات حافظ 312
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ-312
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------
بُشری اِذِ السَّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم
لِلّهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایةَ النِّعَم
آن خوش خبر کجاست؟ که این فتح، مژده داد
تا جان فِشانَمَش چو زر و سیم در قَدَم
از بازگشتِ شاه در این طُرفِه منزل است
آهنگِ خصم او به سراپردهٔ عَدَم
پیمان شکن هرآینه گَردَد شکسته حا
انَّ العُهودَ عِندَ مَلیکِ النُّهی ذِمَم
میجست از سحابِ اَمل رحمتی ول
جز دیدهاش مُعاینه بیرون نداد نَم
در نیلِ غم فُتاد؛ سپهرش به طنز گفت
الآنَ قَد نَدِمتَ و ما یَنفَعُ النَّدَم؟
ساقی چو یارِ مَه رخ و از اهلِ راز بود
حافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------
بُشری اِذِ السَّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم
لِلّهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایةَ النِّعَم
آن خوش خبر کجاست؟ که این فتح، مژده داد
تا جان فِشانَمَش چو زر و سیم در قَدَم
از بازگشتِ شاه در این طُرفِه منزل است
آهنگِ خصم او به سراپردهٔ عَدَم
پیمان شکن هرآینه گَردَد شکسته حا
انَّ العُهودَ عِندَ مَلیکِ النُّهی ذِمَم
میجست از سحابِ اَمل رحمتی ول
جز دیدهاش مُعاینه بیرون نداد نَم
در نیلِ غم فُتاد؛ سپهرش به طنز گفت
الآنَ قَد نَدِمتَ و ما یَنفَعُ النَّدَم؟
ساقی چو یارِ مَه رخ و از اهلِ راز بود
حافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم
🍏🍎🍃
❤1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عصر سرد زمستان تان دلپذیر
بذر های امید و آرزوهایتان شکوفا
به اجابت عشق و نگاه سبز الهی
🍏🍎🍃
بذر های امید و آرزوهایتان شکوفا
به اجابت عشق و نگاه سبز الهی
🍏🍎🍃
❤2
آری از پشت کوه آمده ام..!
چه میدانستم اينور کوه بايد برای ثروت، حرام خورد... برای عشق، خيانت کرد... برای خوب ديده شدن، ديگری را بد نشان داد... و برای به عرش رسيدن، بايد ديگری را به فرش کشاند..!
وقتی هم با تمام سادگی دليلش را میپرسم، میگویند: از پشت کوه آمدهای...!
ترجيح میدهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغهام سالم بازگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد تا اينکه اينورِ کوه باشم و گرگوار ، انسانیت را بدَرَم..!
✍#محمد_بهمن_بيگی
🍏🍎🍃
چه میدانستم اينور کوه بايد برای ثروت، حرام خورد... برای عشق، خيانت کرد... برای خوب ديده شدن، ديگری را بد نشان داد... و برای به عرش رسيدن، بايد ديگری را به فرش کشاند..!
وقتی هم با تمام سادگی دليلش را میپرسم، میگویند: از پشت کوه آمدهای...!
ترجيح میدهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغهام سالم بازگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد تا اينکه اينورِ کوه باشم و گرگوار ، انسانیت را بدَرَم..!
✍#محمد_بهمن_بيگی
🍏🍎🍃
👌2
○
ﺑﻴﻬﻮﺩﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻄﺮ ﻧﻴﻨﺪﺍﺯ! ﭼﻪ ﻓﺎﻳﺪﻩ ﺩﺍﺭﺩ؟
ﺧﻮﺩﺕ ﺧﻮﺏ می ﺩﺍنی ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ نمی توﺍﻥ ﻋﻮﺽ ﻛﺮﺩ ﻫﺮﻛﺎﺭ ﻛﻪ ﺑﺮﺍیشاﻥ بکنی ، ﻫﻤﺎﻥ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ می ماﻧﻨﺪ. ﻫﻤﺎﻥ ﺳﻮﺩﺍﻫﺎ ، ﻫﻤﺎﻥ ﭘﻴﺸﺪﺍﻭﺭی ها ، ﻫﻤﺎﻥ ﻛﻮﺭی ﻛﻪ ﻧﺎﻡ ﻋﻘﻞ ﻳﺎ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺑﺪﺍﻥ می ﺩﻫﻨﺪ. ﻫﺮﮔﺰ ﭼﻴﺰی ﺟﺰ ﻳﻚ ﺩﻳﻮﺍﺭ - ﺟﺰ ﺻﺪﻑ ﺣﻠﺰﻭﻧﻴﺸﺎﻥ - ﻧﻴﺴﺖ ﺯﻳﺮﺍ ﺑﺮﺍی ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻻﺯﻣﺶ ﺩﺍﺭﻧﺪ ، آن ها ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺁﻣﺪ. ﺗﻮ نمی ﺗﻮﺍنی ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﻫﻢ بشکنی ، ﺗﻮیی ﻛﻪ ﺧﺮﺩ ﺧﻮﺍهی ﺷﺪ. ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭼﺸﻤﺎنی ﻛﻪ ﺗﺎﺏ ﺩﻳﺪﻧﺶ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮﻧﮕﻴﺮ. ﭼﻪ ﻓﺎﻳﺪﻩ ﺩﺍﺭﺩ؟
✍ رومن_رولان
📕 جان شیفته
🍏🍎🍃
ﺑﻴﻬﻮﺩﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻄﺮ ﻧﻴﻨﺪﺍﺯ! ﭼﻪ ﻓﺎﻳﺪﻩ ﺩﺍﺭﺩ؟
ﺧﻮﺩﺕ ﺧﻮﺏ می ﺩﺍنی ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ نمی توﺍﻥ ﻋﻮﺽ ﻛﺮﺩ ﻫﺮﻛﺎﺭ ﻛﻪ ﺑﺮﺍیشاﻥ بکنی ، ﻫﻤﺎﻥ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ می ماﻧﻨﺪ. ﻫﻤﺎﻥ ﺳﻮﺩﺍﻫﺎ ، ﻫﻤﺎﻥ ﭘﻴﺸﺪﺍﻭﺭی ها ، ﻫﻤﺎﻥ ﻛﻮﺭی ﻛﻪ ﻧﺎﻡ ﻋﻘﻞ ﻳﺎ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺑﺪﺍﻥ می ﺩﻫﻨﺪ. ﻫﺮﮔﺰ ﭼﻴﺰی ﺟﺰ ﻳﻚ ﺩﻳﻮﺍﺭ - ﺟﺰ ﺻﺪﻑ ﺣﻠﺰﻭﻧﻴﺸﺎﻥ - ﻧﻴﺴﺖ ﺯﻳﺮﺍ ﺑﺮﺍی ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻻﺯﻣﺶ ﺩﺍﺭﻧﺪ ، آن ها ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺁﻣﺪ. ﺗﻮ نمی ﺗﻮﺍنی ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﻫﻢ بشکنی ، ﺗﻮیی ﻛﻪ ﺧﺮﺩ ﺧﻮﺍهی ﺷﺪ. ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭼﺸﻤﺎنی ﻛﻪ ﺗﺎﺏ ﺩﻳﺪﻧﺶ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮﻧﮕﻴﺮ. ﭼﻪ ﻓﺎﻳﺪﻩ ﺩﺍﺭﺩ؟
✍ رومن_رولان
📕 جان شیفته
🍏🍎🍃
🙏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬
سکانس و دیالوگی ماندگار از
فیلم سینمایی « روز واقعه »
ندیدم سری به سرداری،
مگر بسیار سرها زیر پای او.
خودستایان
تکیه بر اریکهها زدهاند؛
کتاب خدا را چنان
میخوانند که سود ایشان است.
آنان که
تَیلَسان زهد پوشیدهاند،
تک پیرهنان را
پیرهن از تن میدرند.
آنان که دستار بر سر نهادهاند،
سر از گردن
خداترسان میاندازند.
و آنان که
آب بر مردمان میبندند،
مردمان را آب از لبهی تیغ میدهند.
این نیست آن چه ما میگفتیم.
اینان سپاه آز میآرایند و دیوار غرور میفرازند و کوشکهای خودپرستی میسازند و اموالشان را از انباشتن پایانی نیست.
🎥 فیلم سینمایی « روز واقعه »
➖ نویسندهی فیلمنامه:
#بهرام _بیضایی یادش گرامی
➖ کارگردان: شهرام اسدی
➖ آهنگساز: مجید انتظامی
🍏🍎🍃
🎬
سکانس و دیالوگی ماندگار از
فیلم سینمایی « روز واقعه »
ندیدم سری به سرداری،
مگر بسیار سرها زیر پای او.
خودستایان
تکیه بر اریکهها زدهاند؛
کتاب خدا را چنان
میخوانند که سود ایشان است.
آنان که
تَیلَسان زهد پوشیدهاند،
تک پیرهنان را
پیرهن از تن میدرند.
آنان که دستار بر سر نهادهاند،
سر از گردن
خداترسان میاندازند.
و آنان که
آب بر مردمان میبندند،
مردمان را آب از لبهی تیغ میدهند.
این نیست آن چه ما میگفتیم.
اینان سپاه آز میآرایند و دیوار غرور میفرازند و کوشکهای خودپرستی میسازند و اموالشان را از انباشتن پایانی نیست.
🎥 فیلم سینمایی « روز واقعه »
➖ نویسندهی فیلمنامه:
#بهرام _بیضایی یادش گرامی
➖ کارگردان: شهرام اسدی
➖ آهنگساز: مجید انتظامی
🍏🍎🍃
👏1🕊1
Good Times...Vangelis
@Magic_Thought1
🎼❤️🎼
وقتی موسیقی شروع می شود، جنگ به پایان می رسد.
#ونجلیس آهنگساز و نوازنده بزرگ یونانی
#موسیقی_بیکلام
🍏🍎🍃
وقتی موسیقی شروع می شود، جنگ به پایان می رسد.
#ونجلیس آهنگساز و نوازنده بزرگ یونانی
#موسیقی_بیکلام
🍏🍎🍃
❤1👌1
یک زن. قسمت ۲
نوشته: آنی ارنو
📕✨📕
📕 یک زن
✍ آنی_ ارنو
🎤معصومه_ آقاجانی
قسمت/دوم
«آنی ارنو» استاد بازنشستهی ادبیات است و در حومهی پاریس زندگی میکند. او در داستان «یک زن» زندگی مادرش را روایت میکند؛ زنی سختکوش و مقاوم که ابتدا با کارگری و سپس با مغازهداری و فروشندگی، زندگی را می گذراند
🍏🍎🍃
📕 یک زن
✍ آنی_ ارنو
🎤معصومه_ آقاجانی
قسمت/دوم
«آنی ارنو» استاد بازنشستهی ادبیات است و در حومهی پاریس زندگی میکند. او در داستان «یک زن» زندگی مادرش را روایت میکند؛ زنی سختکوش و مقاوم که ابتدا با کارگری و سپس با مغازهداری و فروشندگی، زندگی را می گذراند
🍏🍎🍃
👌2
Ey Baran
Alireza Ghorbani
🎼❤️🎼
علیرضا قربانی
ترانه: افشین یداللهی
آهنگ،تنظیم: فردین خلعتبری
🎼صدای دوست،
آغاز من بود.
دمیدن و شکفتن بود.
و من نگاهم را
مثل دستهایم
به او دادم و گفتم:
تو را ای دوست،
در جلوههای گوناگون
دوست دارم.!
#شاهرخ_مسکوب
🍏🍎🍃
علیرضا قربانی
ترانه: افشین یداللهی
آهنگ،تنظیم: فردین خلعتبری
🎼صدای دوست،
آغاز من بود.
دمیدن و شکفتن بود.
و من نگاهم را
مثل دستهایم
به او دادم و گفتم:
تو را ای دوست،
در جلوههای گوناگون
دوست دارم.!
#شاهرخ_مسکوب
🍏🍎🍃
❤1👌1🕊1