○
از روح انسان در شگفت میشوم. هیچ قدرتی در آسمان و زمین، چنین عظیم نیست. بیآنکه بدانیم، حامل قدرت مطلق در درون خویشیم؛ اما روحمان را در زیر آوار گوشت و چربی خرد میکنیم و میمیریم، بیآنکه بدانیم چه هستیم و کارآییمان چیست.
📕گزارش از خاک يونان
✍#نیکوس_کازانتزاکیس
🍏🍎🍃
از روح انسان در شگفت میشوم. هیچ قدرتی در آسمان و زمین، چنین عظیم نیست. بیآنکه بدانیم، حامل قدرت مطلق در درون خویشیم؛ اما روحمان را در زیر آوار گوشت و چربی خرد میکنیم و میمیریم، بیآنکه بدانیم چه هستیم و کارآییمان چیست.
📕گزارش از خاک يونان
✍#نیکوس_کازانتزاکیس
🍏🍎🍃
🙏1👌1
○
ای عاشقــان ای عاشقـان
پیمانه را گم کرده ام
در کنج ویران مــــانده ام،
خمخــــانه را گم کرده ام
هم در پی بالائیــــان،
هم من اسیــر خاکیان
هم در پی همخــــانه ام،
هم خــانه را گم کرده ام
آهـــــم چو برافلاک شد
اشکــــم روان بر خاک شد
آخـــــر از اینجا نیستم،
کاشـــــانه را گم کرده ام
در قالب این خاکیان
عمری است سرگردان شدم
چون جان اسیر حبس شد،
جانانه را گم کرده ام
از حبس دنیا خسته ام،
چون مرغکی پر بسته ام
جانم از این تن سیر شد،
سامانه را گم کرده ام
در خواب دیدم بیـــدلی
صد عاقل اندر پی روان
میخوانْد با خود این غزل؛
دیوانه را گم کرده ام
گـــر طالب راهی بیــــا،
ور در پـی آهی برو
این گفت و با خود میسرود،
پروانه راگم کرده ام
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
ای عاشقــان ای عاشقـان
پیمانه را گم کرده ام
در کنج ویران مــــانده ام،
خمخــــانه را گم کرده ام
هم در پی بالائیــــان،
هم من اسیــر خاکیان
هم در پی همخــــانه ام،
هم خــانه را گم کرده ام
آهـــــم چو برافلاک شد
اشکــــم روان بر خاک شد
آخـــــر از اینجا نیستم،
کاشـــــانه را گم کرده ام
در قالب این خاکیان
عمری است سرگردان شدم
چون جان اسیر حبس شد،
جانانه را گم کرده ام
از حبس دنیا خسته ام،
چون مرغکی پر بسته ام
جانم از این تن سیر شد،
سامانه را گم کرده ام
در خواب دیدم بیـــدلی
صد عاقل اندر پی روان
میخوانْد با خود این غزل؛
دیوانه را گم کرده ام
گـــر طالب راهی بیــــا،
ور در پـی آهی برو
این گفت و با خود میسرود،
پروانه راگم کرده ام
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
❤1👏1
GOOD NEW DAY
یکشنبه تان به خیر تیک تاک
لحظه هایتان بشادی و مهر
-------------------
تا دست به اتفاق بر هم نزنیم،
پایی ز نشاط بر سر غم نزنیم،
خیزیم و دمی
زنیم پیش از دمِ صبح،
کاین صبح
بسی دمد که ما دَم نزنیم
#حکیم_عمر_خیام
🍏🍎🍃
یکشنبه تان به خیر تیک تاک
لحظه هایتان بشادی و مهر
-------------------
تا دست به اتفاق بر هم نزنیم،
پایی ز نشاط بر سر غم نزنیم،
خیزیم و دمی
زنیم پیش از دمِ صبح،
کاین صبح
بسی دمد که ما دَم نزنیم
#حکیم_عمر_خیام
🍏🍎🍃
❤1👏1
خالی
ابی
🎼❤️🎼
پرسیدم ازو،
واسطهٔ هجران را
گفتا سببی هست،
بگویم آن را
من چشم توام،
اگر نبینی چه عجب
من جان توام،
کسی نبیند جان را
#ابوسعید_ابوالخیر
🍏🍎🍃
پرسیدم ازو،
واسطهٔ هجران را
گفتا سببی هست،
بگویم آن را
من چشم توام،
اگر نبینی چه عجب
من جان توام،
کسی نبیند جان را
#ابوسعید_ابوالخیر
🍏🍎🍃
❤1👏1
Amor Profundo
Hermanos Gutierrez
Amor Profundo
Hermanos Gutierrez
--------------------------
ای بس که نباشیم و
جهان خواهد بود
نی نام زما و
نه نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و
نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم
همان خواهد بود
#حکیم_خیام
🍏🍎🍃
Hermanos Gutierrez
--------------------------
ای بس که نباشیم و
جهان خواهد بود
نی نام زما و
نه نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و
نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم
همان خواهد بود
#حکیم_خیام
🍏🍎🍃
❤1👏1
○
اکثریت آدمیان همچون بازتابی کمنور از حقیقتی گنگاند، بیمایه و تهی، که زندگی را نه چونان فرصتی برای شناخت، بلکه بهمثابه میدانگاهی برای لذتهای بیارزش و بازیهای پوچ میپندارند. اندیشهی والا، اگر در کسی پدیدار شود، او را به کنارهگیری از این جماعت وامیدارد، زیرا در ازدحام، جز پژواکی از ابتذال و تکرار آنچه بیارزش است، چیزی نخواهد یافت.
انسان سطحی، چون از درک عمق ناتوان است، در ظاهر غرق میشود و در پی جلب پذیرش دیگران، خود را به انواع نمایشهای مضحک و تصنعی گرفتار میکند، بیآنکه بداند آنچه در این داد و ستد از کف میدهد، گرانبهاترین دارایی اوست: زمان...
و زمان، نه بازمیگردد و نه تکرار میشود.
کسی که جوهر فهم در او شعلهور است، به زودی درمییابد که معاشرتهای بیحاصل چیزی جز اتلاف نیروهای ذهنی نیست. او که میخواهد حقیقت را بشناسد، از حضور در محافلی که سرشار از سخنان میانتهی و باورهای دستدوم است، بیزار خواهد شد. این، نه از تکبر، بلکه از آگاهی است، چرا که او ارزش لحظههای خود را میداند و حاضر نیست آن را در تجارتی زیانبار با مردمانی که اندیشه را قربانی نمایش میکنند، واگذارد.
اما توده مردم، که خود را از این درک محروم ساختهاند، گمان میکنند که دوریگزینی ناشی از تلخی است، حال آنکه این، انتخابی است آگاهانه برای پاسداشت اندیشه. آنان که در فرار از سکوت، خود را به هیاهوی جمع میسپارند، نه از عشق به دیگران، بلکه از ترسِ خلوتی است که آنان را با تهیدستی فکریشان روبهرو میکند.
تنهایی، برای ذهن پوچ، همچون آیینهای است که حقیقت را عیان میسازد، و از همین رو، انسانهای سطحی آن را دشمن خود میپندارند.
چه اندکاند آنان که لایق معاشرتاند! بیشتر مردمان، نه به قصد تبادل خرد، که برای تخلیه ملال خویش گرد هم میآیند. آنان به سخن گفتن بیشتر از فهمیدن علاقه دارند، و به تصدیق بیپایه بیش از تأمل و تعمق. چنین است که هر کس، به فراخور فهم و طبیعت خود، شیفته آن چیزی است که از جنس خویش است: ابله، مهملات را میپسندد، عامی، عامیانهها را، و اندیشمند، جز در خلوت خویش، جایگاهی نمییابد.
✍ آرتور_شوپهناور
📕 در باب حکمت زندگی
🔁 محمد مبشری
🍏🍎🍃
اکثریت آدمیان همچون بازتابی کمنور از حقیقتی گنگاند، بیمایه و تهی، که زندگی را نه چونان فرصتی برای شناخت، بلکه بهمثابه میدانگاهی برای لذتهای بیارزش و بازیهای پوچ میپندارند. اندیشهی والا، اگر در کسی پدیدار شود، او را به کنارهگیری از این جماعت وامیدارد، زیرا در ازدحام، جز پژواکی از ابتذال و تکرار آنچه بیارزش است، چیزی نخواهد یافت.
انسان سطحی، چون از درک عمق ناتوان است، در ظاهر غرق میشود و در پی جلب پذیرش دیگران، خود را به انواع نمایشهای مضحک و تصنعی گرفتار میکند، بیآنکه بداند آنچه در این داد و ستد از کف میدهد، گرانبهاترین دارایی اوست: زمان...
و زمان، نه بازمیگردد و نه تکرار میشود.
کسی که جوهر فهم در او شعلهور است، به زودی درمییابد که معاشرتهای بیحاصل چیزی جز اتلاف نیروهای ذهنی نیست. او که میخواهد حقیقت را بشناسد، از حضور در محافلی که سرشار از سخنان میانتهی و باورهای دستدوم است، بیزار خواهد شد. این، نه از تکبر، بلکه از آگاهی است، چرا که او ارزش لحظههای خود را میداند و حاضر نیست آن را در تجارتی زیانبار با مردمانی که اندیشه را قربانی نمایش میکنند، واگذارد.
اما توده مردم، که خود را از این درک محروم ساختهاند، گمان میکنند که دوریگزینی ناشی از تلخی است، حال آنکه این، انتخابی است آگاهانه برای پاسداشت اندیشه. آنان که در فرار از سکوت، خود را به هیاهوی جمع میسپارند، نه از عشق به دیگران، بلکه از ترسِ خلوتی است که آنان را با تهیدستی فکریشان روبهرو میکند.
تنهایی، برای ذهن پوچ، همچون آیینهای است که حقیقت را عیان میسازد، و از همین رو، انسانهای سطحی آن را دشمن خود میپندارند.
چه اندکاند آنان که لایق معاشرتاند! بیشتر مردمان، نه به قصد تبادل خرد، که برای تخلیه ملال خویش گرد هم میآیند. آنان به سخن گفتن بیشتر از فهمیدن علاقه دارند، و به تصدیق بیپایه بیش از تأمل و تعمق. چنین است که هر کس، به فراخور فهم و طبیعت خود، شیفته آن چیزی است که از جنس خویش است: ابله، مهملات را میپسندد، عامی، عامیانهها را، و اندیشمند، جز در خلوت خویش، جایگاهی نمییابد.
✍ آرتور_شوپهناور
📕 در باب حکمت زندگی
🔁 محمد مبشری
🍏🍎🍃
🙏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
بدان که دنیا به دست اوباش است
و نیکان به گناه لیاقت می میرند.
#بهرام _بیضایی
(۵ دی ۱۳۱۷_ ۵ دی ۱۴۰۴)
چو بستر ز خاك است و بالین ز خشت
درختی چرا باید امروز كشت ؟
كه هرچند روز از بَرَش بگذرد
بُنَش خون خورد، كینه بار آورد
#فردوسی
#بهرام_بیضایی
فخرادب و هنر ایران
سفرش سبز یادش گرامی🕊🖤
🍏🍎🍃
بدان که دنیا به دست اوباش است
و نیکان به گناه لیاقت می میرند.
#بهرام _بیضایی
(۵ دی ۱۳۱۷_ ۵ دی ۱۴۰۴)
چو بستر ز خاك است و بالین ز خشت
درختی چرا باید امروز كشت ؟
كه هرچند روز از بَرَش بگذرد
بُنَش خون خورد، كینه بار آورد
#فردوسی
#بهرام_بیضایی
فخرادب و هنر ایران
سفرش سبز یادش گرامی🕊🖤
🍏🍎🍃
👏1🕊1
غزلیات حافظ 312
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ-312
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------
بُشری اِذِ السَّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم
لِلّهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایةَ النِّعَم
آن خوش خبر کجاست؟ که این فتح، مژده داد
تا جان فِشانَمَش چو زر و سیم در قَدَم
از بازگشتِ شاه در این طُرفِه منزل است
آهنگِ خصم او به سراپردهٔ عَدَم
پیمان شکن هرآینه گَردَد شکسته حا
انَّ العُهودَ عِندَ مَلیکِ النُّهی ذِمَم
میجست از سحابِ اَمل رحمتی ول
جز دیدهاش مُعاینه بیرون نداد نَم
در نیلِ غم فُتاد؛ سپهرش به طنز گفت
الآنَ قَد نَدِمتَ و ما یَنفَعُ النَّدَم؟
ساقی چو یارِ مَه رخ و از اهلِ راز بود
حافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------
بُشری اِذِ السَّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم
لِلّهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایةَ النِّعَم
آن خوش خبر کجاست؟ که این فتح، مژده داد
تا جان فِشانَمَش چو زر و سیم در قَدَم
از بازگشتِ شاه در این طُرفِه منزل است
آهنگِ خصم او به سراپردهٔ عَدَم
پیمان شکن هرآینه گَردَد شکسته حا
انَّ العُهودَ عِندَ مَلیکِ النُّهی ذِمَم
میجست از سحابِ اَمل رحمتی ول
جز دیدهاش مُعاینه بیرون نداد نَم
در نیلِ غم فُتاد؛ سپهرش به طنز گفت
الآنَ قَد نَدِمتَ و ما یَنفَعُ النَّدَم؟
ساقی چو یارِ مَه رخ و از اهلِ راز بود
حافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم
🍏🍎🍃
❤1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عصر سرد زمستان تان دلپذیر
بذر های امید و آرزوهایتان شکوفا
به اجابت عشق و نگاه سبز الهی
🍏🍎🍃
بذر های امید و آرزوهایتان شکوفا
به اجابت عشق و نگاه سبز الهی
🍏🍎🍃
❤2
آری از پشت کوه آمده ام..!
چه میدانستم اينور کوه بايد برای ثروت، حرام خورد... برای عشق، خيانت کرد... برای خوب ديده شدن، ديگری را بد نشان داد... و برای به عرش رسيدن، بايد ديگری را به فرش کشاند..!
وقتی هم با تمام سادگی دليلش را میپرسم، میگویند: از پشت کوه آمدهای...!
ترجيح میدهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغهام سالم بازگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد تا اينکه اينورِ کوه باشم و گرگوار ، انسانیت را بدَرَم..!
✍#محمد_بهمن_بيگی
🍏🍎🍃
چه میدانستم اينور کوه بايد برای ثروت، حرام خورد... برای عشق، خيانت کرد... برای خوب ديده شدن، ديگری را بد نشان داد... و برای به عرش رسيدن، بايد ديگری را به فرش کشاند..!
وقتی هم با تمام سادگی دليلش را میپرسم، میگویند: از پشت کوه آمدهای...!
ترجيح میدهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغهام سالم بازگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد تا اينکه اينورِ کوه باشم و گرگوار ، انسانیت را بدَرَم..!
✍#محمد_بهمن_بيگی
🍏🍎🍃
👌2