○
کلمهها زندهاند و ادبیات یک گریز است؛ گریزی نه از زندگی، که به سوی آن.
✍ #سیریل_کانلی
📕 گور ناآرام
🍏🍎🍃
کلمهها زندهاند و ادبیات یک گریز است؛ گریزی نه از زندگی، که به سوی آن.
✍ #سیریل_کانلی
📕 گور ناآرام
🍏🍎🍃
👌2
Hamed Zamani Delaram [ musicmedia.ir ]
Hamed Zamani [ musicmedia.ir ]
🎼❤️🎼
چشم عاشق نتوان دوخت
که معشوق نبیند
پای بلبل نتوان بست
که بر گل نسراید
نیشکر با همه شیرینی
اگر لب بگشایی
پیش نطق شکرینت
چو نی انگشت بخاید
گر مرا هیچ نباشد
نه به دنیا نه به عقبی
چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید
🍏🍎🍃
چشم عاشق نتوان دوخت
که معشوق نبیند
پای بلبل نتوان بست
که بر گل نسراید
نیشکر با همه شیرینی
اگر لب بگشایی
پیش نطق شکرینت
چو نی انگشت بخاید
گر مرا هیچ نباشد
نه به دنیا نه به عقبی
چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید
🍏🍎🍃
❤1👌1
●
سرم ای ماه
به دامان نوازش بگذار
تا در آغوش تو
سوز غزلی ساز کنم
به نوایم برسان؛
زان لب شیرین که چو نی
شکوه های شب
هجران تو آغاز کنم
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
سرم ای ماه
به دامان نوازش بگذار
تا در آغوش تو
سوز غزلی ساز کنم
به نوایم برسان؛
زان لب شیرین که چو نی
شکوه های شب
هجران تو آغاز کنم
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
❤1🙏1
چو مرغ شب خواندی و رفتی
ایرج بسطامی و بهداد بابایی
🎼❤️🎼
#محمدابراهیم_جعفری
#ایرج_بسطامی
چو مرغ شب خواندی و رفتی
دلم را لرزاندی و رفتی
شنیدی غوغای طوفان را
ز خواندن، واماندی و رفتی
🍏🍎🍃
#محمدابراهیم_جعفری
#ایرج_بسطامی
چو مرغ شب خواندی و رفتی
دلم را لرزاندی و رفتی
شنیدی غوغای طوفان را
ز خواندن، واماندی و رفتی
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه ☀️🐓
☀️ ۲۴ آذر ۱۴۰۴
🌙 ۲۴جمادی الثانی ۱۴۴۷
🌲 ۱۵ دسامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----🤍---☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی،
لبخند و امید 💦
------------🌧------------
نگاه پرمهر آفرینش بدرقه ی
گام به گام حضورتان
------🌧-----❄️-----🌧-----
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
قدم های زندگی در مسیری سبز
-----------------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه ☀️🐓
☀️ ۲۴ آذر ۱۴۰۴
🌙 ۲۴جمادی الثانی ۱۴۴۷
🌲 ۱۵ دسامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----🤍---☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی،
لبخند و امید 💦
------------🌧------------
نگاه پرمهر آفرینش بدرقه ی
گام به گام حضورتان
------🌧-----❄️-----🌧-----
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
قدم های زندگی در مسیری سبز
-----------------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
زمان در سِیر گریزوار خود
چنان دیوانهوار میشتافت
و روزها را با چنان ولعی میبلعید
که او پاک مات ومبهوت مانده بود.
هنوز سر نچرخانده،
صبح به شب میرسید
و خورشید در افق فرومیرفت
تا بیدرنگ از مشرق برآید
و دنیایی برفپوش را روشن کند...!
بیابان تاتارها
#دینو_بوتزاتی
🍏🍎🍃
زمان در سِیر گریزوار خود
چنان دیوانهوار میشتافت
و روزها را با چنان ولعی میبلعید
که او پاک مات ومبهوت مانده بود.
هنوز سر نچرخانده،
صبح به شب میرسید
و خورشید در افق فرومیرفت
تا بیدرنگ از مشرق برآید
و دنیایی برفپوش را روشن کند...!
بیابان تاتارها
#دینو_بوتزاتی
🍏🍎🍃
❤1🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
HAPPY NEW DAY
درودی به مهر صبح تان به خیر
روز دوشنبه تان به ترنم خوش
عشق و زندگی🦋 قدم هایتان
به شکوفایی جوانه های امید❣
زندگی؛
شمعی است؛ روشن
چون کبوتر بچه ای در دست های
بیقرار باد
خاطراتی... شاد و ناشاد
زیر بارانِ؛
در گذر از فصل هایی رفته از یاد
لحظه را... دریاب؛
شاد و ناشاد ... در گذر از باد
می روی... یکباره از یاد...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
درودی به مهر صبح تان به خیر
روز دوشنبه تان به ترنم خوش
عشق و زندگی🦋 قدم هایتان
به شکوفایی جوانه های امید❣
زندگی؛
شمعی است؛ روشن
چون کبوتر بچه ای در دست های
بیقرار باد
خاطراتی... شاد و ناشاد
زیر بارانِ؛
در گذر از فصل هایی رفته از یاد
لحظه را... دریاب؛
شاد و ناشاد ... در گذر از باد
می روی... یکباره از یاد...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
از آنچ هَستید یک قدَم فراتَر آیید
اَسرارالتّوحید با صدای پرویز بَهرام
شیخ یک بار به طوس رسید. مَردُمان از شیخ اِستدعای مجلس کردند.
اِجابَت کرد.
بامداد در خانقاه استاد تخت بِنهادَند. مَردم می آمد و مینشست.
چون شیخ بیرون آمد مقریان قرآن برخواندند و مردم بسیار درآمدند، چنانک هیچ جای نبود.
معَرّف بر پای خاست و گفت: «خدایَش بیامرزاد که هر کسی از آنجا که هست یک گام فَراتر آید.»
شیخ گفت: __
📕گزیده/اسرار التوحید
🎤زنده یاد#پرویز_بهرام
🍏🍎🍃
اِجابَت کرد.
بامداد در خانقاه استاد تخت بِنهادَند. مَردم می آمد و مینشست.
چون شیخ بیرون آمد مقریان قرآن برخواندند و مردم بسیار درآمدند، چنانک هیچ جای نبود.
معَرّف بر پای خاست و گفت: «خدایَش بیامرزاد که هر کسی از آنجا که هست یک گام فَراتر آید.»
شیخ گفت: __
📕گزیده/اسرار التوحید
🎤زنده یاد#پرویز_بهرام
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
من ده بار سوختم
تا اینکه غبار من و گریهام مرا ترک کرد
پس خورشید سیاه من
همواره از زخم من طلوع میکند،
و رخوت ترس و کندی را میسوزاند.
و آنگاه که بپنداری من مُردهام،
من چونان جنگل رازآلود
بیدار شدن را آغاز میکنم
پیش از آنچه انتظار داریم یا میدانیم.
و آنگاه که پنداری من گریستن را آغاز کردهام
من کشف کردهام که چگونه
با تمامی لبان زخمم، بخندم!
✍#غادة_السمان
🍏🍎🍃
من ده بار سوختم
تا اینکه غبار من و گریهام مرا ترک کرد
پس خورشید سیاه من
همواره از زخم من طلوع میکند،
و رخوت ترس و کندی را میسوزاند.
و آنگاه که بپنداری من مُردهام،
من چونان جنگل رازآلود
بیدار شدن را آغاز میکنم
پیش از آنچه انتظار داریم یا میدانیم.
و آنگاه که پنداری من گریستن را آغاز کردهام
من کشف کردهام که چگونه
با تمامی لبان زخمم، بخندم!
✍#غادة_السمان
🍏🍎🍃
❤2👌1