Audio
📕✨📕
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
بخش/سوم
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
بخش/سوم
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
👌2❤1
●
من عاشقانه دوستش میداشتم
و او عاقلانه طردم کرد
منطق او حتی از حماقت من، احمقانه تر بود...
✍#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
من عاشقانه دوستش میداشتم
و او عاقلانه طردم کرد
منطق او حتی از حماقت من، احمقانه تر بود...
✍#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
👌2
●
(زاده سال ۱۳۰۷ قوچان – درگذشته ۲۱ آذر ۱۳۹۸ قوچان) نوازنده دوتار و هنرمند موسیقی نواحی خراسان
او فرزند «محمدحسین بردری» از نوازندگان دوتار، از ۱۲ سالگی نواختن ساز دوتار را آغاز کرد. او تا ۲۰ سالگی در زادگاهش زندگی کرد و پس از آن به روستای کلاته بالی شیروان رفت و به شغل آرایشگری مشغول شد و پس از ۲۴ سال به روستای بردر بازگشت و تا پایان عمر در زادگاهش زندگی کرد. وی از شاگردان «رحیم خان بخشی» بود که بیش از ۸۰ سال سابقه دوتارنوازی و مقامنوازی داشت و از قدیمیترین روایتگران موسیقی کرمانجی بود. او در جشنوارههای متعددی حضور داشت و موفق به دریافت عنوانها و دیپلم افتخار شده بود. وی با دوتاری مینواخت که قدمتی ۱۳۰ تا ۱۴۰ سال داشت و متعلق به «طاهر» نوازنده قوچانی ساکن کهنه اوغاز شیروان بود.
نمونه اثر صوتی و تصویری رمضان سلمانی به عنوان یکی از اسناد پرونده ثبت جهانی «موسیقی بخشی شمال خراسان» که سال ۱۳۸۹ به یونسکو ارائه شده بود، همراه با پرونده آن، در وبسایت یونسکو قرار گرفته است.
سالروز درگذشت رمضان سلمانی
روایتگر موسیقی کرمانجی گرامی
🍏🍎🍃
(زاده سال ۱۳۰۷ قوچان – درگذشته ۲۱ آذر ۱۳۹۸ قوچان) نوازنده دوتار و هنرمند موسیقی نواحی خراسان
او فرزند «محمدحسین بردری» از نوازندگان دوتار، از ۱۲ سالگی نواختن ساز دوتار را آغاز کرد. او تا ۲۰ سالگی در زادگاهش زندگی کرد و پس از آن به روستای کلاته بالی شیروان رفت و به شغل آرایشگری مشغول شد و پس از ۲۴ سال به روستای بردر بازگشت و تا پایان عمر در زادگاهش زندگی کرد. وی از شاگردان «رحیم خان بخشی» بود که بیش از ۸۰ سال سابقه دوتارنوازی و مقامنوازی داشت و از قدیمیترین روایتگران موسیقی کرمانجی بود. او در جشنوارههای متعددی حضور داشت و موفق به دریافت عنوانها و دیپلم افتخار شده بود. وی با دوتاری مینواخت که قدمتی ۱۳۰ تا ۱۴۰ سال داشت و متعلق به «طاهر» نوازنده قوچانی ساکن کهنه اوغاز شیروان بود.
نمونه اثر صوتی و تصویری رمضان سلمانی به عنوان یکی از اسناد پرونده ثبت جهانی «موسیقی بخشی شمال خراسان» که سال ۱۳۸۹ به یونسکو ارائه شده بود، همراه با پرونده آن، در وبسایت یونسکو قرار گرفته است.
سالروز درگذشت رمضان سلمانی
روایتگر موسیقی کرمانجی گرامی
🍏🍎🍃
🕊3
آهنگ کرمانجی زیبای گروه لبینا به نام شوان
@mousighi_bartar
🎼❤️🎼
آهنگ کرمانجی زیبا
گروه لبینا به نام شوان...
..............................
و نترسیم از مرگ
مرگ پایان کبوتر نیست...
🍏🍎🍃
آهنگ کرمانجی زیبا
گروه لبینا به نام شوان...
..............................
و نترسیم از مرگ
مرگ پایان کبوتر نیست...
🍏🍎🍃
❤3👌1
●
چنان زلال شود
آن کسی که تو را یک بار
فقط یک بار نگاه کند
که هیچگاه کسی جز تو را نبیند از آن پس
حتی اگر هزار بار هزاران چهره را نگاه کند.
یتیمِ زیبایی خواهد بود این جهان
اگر آدمهایش بدون رؤیتِ تو
چشم گشوده باشند.
چگونه جهان به غربتِ ابدی
دوباره عادت خواهد کرد
اگر تو را نبیند ..
✍#رضا_براهنی🎂
🍏🍎🍃
چنان زلال شود
آن کسی که تو را یک بار
فقط یک بار نگاه کند
که هیچگاه کسی جز تو را نبیند از آن پس
حتی اگر هزار بار هزاران چهره را نگاه کند.
یتیمِ زیبایی خواهد بود این جهان
اگر آدمهایش بدون رؤیتِ تو
چشم گشوده باشند.
چگونه جهان به غربتِ ابدی
دوباره عادت خواهد کرد
اگر تو را نبیند ..
✍#رضا_براهنی🎂
🍏🍎🍃
❤2🙏1
fetter
بنان ، رضا براهنی
📕❤️📕
مَده گر
عاقلی بیهوده پندم...
#بنان
#رضا_براهنی
چگونه جهان به غربتِ ابدی
دوباره عادت خواهد کرد
اگر تو را نبیند ...
🍏🍎🍃
مَده گر
عاقلی بیهوده پندم...
#بنان
#رضا_براهنی
چگونه جهان به غربتِ ابدی
دوباره عادت خواهد کرد
اگر تو را نبیند ...
🍏🍎🍃
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز شنبه ☀️🐓
☀️ ۲۲ آذر ۱۴۰۴
🌙 ۲۲جمادی الثانی ۱۴۴۷
🌲 ۱۳ دسامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----🤍---☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی،
لبخند و امید 💦
------------🌧------------
نگاه پرمهر آفرینش بدرقه ی
گام به گام حضورتان
------🌧-----❄️-----🌧-----
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
قدم های زندگی در مسیری سبز
اولین روز هفته تان به آغازی خوش
-----------------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز شنبه ☀️🐓
☀️ ۲۲ آذر ۱۴۰۴
🌙 ۲۲جمادی الثانی ۱۴۴۷
🌲 ۱۳ دسامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----🤍---☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی،
لبخند و امید 💦
------------🌧------------
نگاه پرمهر آفرینش بدرقه ی
گام به گام حضورتان
------🌧-----❄️-----🌧-----
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
قدم های زندگی در مسیری سبز
اولین روز هفته تان به آغازی خوش
-----------------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤3
○
دوست ندارم که شنبهها را روز آغاز بدانیم. شنبه، عادتِ آغاز است نه شروعی مُدلّل. عادت، اراده را نابود می کند. عشق، اوج ِ خواستن است؛ خواستن، اوج اقتدار ِ اراده. عادت، بازداشت ِ کارکرد ِ اندیشه است. هرگز چیزی به اندازهی عادت نفرت انگیز نبوده است. مارکس را اگر گهگاهی محترم داشتهام، بیزارم از اینکه گفته است " روزی خواهد رسید که انسان، همهی کارهایش را ، به عادت خواهد کرد." خودکارانه زیستن، پایانِ انسانی زیستن است؛ عادتِ هر روز صبح زود برخاستن _درست سرِ ساعت، سر دقیقه. سلامی به عادت نه از راهِ ارادت. چای به عادت. اداره. امضا. اتوبوس. آب. چای. زنگ ِ در. کتاب خواندن. خرید، خریدِ به عادت. هرگز چیزی به اندازهی عادت، نفرتانگیز نبوده است. نمازت را هم، هر روز، با شعوری نو بخوان؛ با ارتباطی نو؛ با برداشتی نو. به آنچه میکنی بیندیش: عبادت چرا؟ سخن گفتن با آن نیروی لایزال، چرا؟ عادت، فرسودگیست. ماندگی. آب ِ راکد. مُرداب. تغییر بده! بیندیش و جابهجا کُن! مگر هزار راه تو را به محل ِ کارت نمیرساند؟ خُب هر روز، با اراده، یکی از این همه راه را انتخاب کُن. کمی دور، کمی نزدیک. کمی سخت، کمی آسان. مُشتری شدن، نوعی معتاد شدن است. فقط از یک میوهفروش خرید نکن. بگذار با تمام میوه فروشان ِ سر راهت آشنا شوی. لااقل سلامهای تازه. معطر. نو. ضدّعادت. آیا هرگز به پاسبانِ سرِ گُذر سلام کردهیی؟ سلام کن! احوال پرسیکن! بگذار با تو، زمانی، درددل کند. مگر چه عیب دارد؟ اما نگذار به این کار عادت کنی ... نان: بربری. سنگک. مشهدی. تافتون. لولهیی. لُقمهیی. لواش. جو. شیرمال. قزوینی. بهار. تنوع ِ حلال. چرا باید با شنبه آغاز کنیم - آنگونه که انگار شنبه ها رنگشان، بویشان، و طراوتشان بیشتر از پنجشنبههاست؟
✍ #نادر_ابراهیمی
📕 یک عاشقانه آرام
🍏🍎🍃
دوست ندارم که شنبهها را روز آغاز بدانیم. شنبه، عادتِ آغاز است نه شروعی مُدلّل. عادت، اراده را نابود می کند. عشق، اوج ِ خواستن است؛ خواستن، اوج اقتدار ِ اراده. عادت، بازداشت ِ کارکرد ِ اندیشه است. هرگز چیزی به اندازهی عادت نفرت انگیز نبوده است. مارکس را اگر گهگاهی محترم داشتهام، بیزارم از اینکه گفته است " روزی خواهد رسید که انسان، همهی کارهایش را ، به عادت خواهد کرد." خودکارانه زیستن، پایانِ انسانی زیستن است؛ عادتِ هر روز صبح زود برخاستن _درست سرِ ساعت، سر دقیقه. سلامی به عادت نه از راهِ ارادت. چای به عادت. اداره. امضا. اتوبوس. آب. چای. زنگ ِ در. کتاب خواندن. خرید، خریدِ به عادت. هرگز چیزی به اندازهی عادت، نفرتانگیز نبوده است. نمازت را هم، هر روز، با شعوری نو بخوان؛ با ارتباطی نو؛ با برداشتی نو. به آنچه میکنی بیندیش: عبادت چرا؟ سخن گفتن با آن نیروی لایزال، چرا؟ عادت، فرسودگیست. ماندگی. آب ِ راکد. مُرداب. تغییر بده! بیندیش و جابهجا کُن! مگر هزار راه تو را به محل ِ کارت نمیرساند؟ خُب هر روز، با اراده، یکی از این همه راه را انتخاب کُن. کمی دور، کمی نزدیک. کمی سخت، کمی آسان. مُشتری شدن، نوعی معتاد شدن است. فقط از یک میوهفروش خرید نکن. بگذار با تمام میوه فروشان ِ سر راهت آشنا شوی. لااقل سلامهای تازه. معطر. نو. ضدّعادت. آیا هرگز به پاسبانِ سرِ گُذر سلام کردهیی؟ سلام کن! احوال پرسیکن! بگذار با تو، زمانی، درددل کند. مگر چه عیب دارد؟ اما نگذار به این کار عادت کنی ... نان: بربری. سنگک. مشهدی. تافتون. لولهیی. لُقمهیی. لواش. جو. شیرمال. قزوینی. بهار. تنوع ِ حلال. چرا باید با شنبه آغاز کنیم - آنگونه که انگار شنبه ها رنگشان، بویشان، و طراوتشان بیشتر از پنجشنبههاست؟
✍ #نادر_ابراهیمی
📕 یک عاشقانه آرام
🍏🍎🍃
❤2👌1