📕
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند.
----------------
شما هیچ وقت نمیتوانید با راندن کسی موجب اصلاحش بشوید
🍏🍎🍃
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند.
----------------
شما هیچ وقت نمیتوانید با راندن کسی موجب اصلاحش بشوید
🍏🍎🍃
👌2
Audio
📕✨📕
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
فصل 4/ بخش 6
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
فصل 4/ بخش 6
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
👌2
○
ویژگی مهم سقراط آن است که ظاهرا قصد نداشت به کسی چیزی بیاموزد. برعکس، تظاهر میکرد دلش میخواهد از طرف مقابل خود چیز یاد بگیرد. روش او در ابتدای گفتوگو بدین منوال بود که فقط سوال میکرد، انگار که هیچچیز راجع به موضوع نمیداند. سپس در حین بحث و جدل معمولا طرف مقابل را در وضعیتی قرار میداد که دچار تناقض در استدلال میشد و سرانجام درست را از نادرست تشخیص میداد.
مادر سقراط قابله بوده است و سقراط شبیه او عمل میکرده است یعنی فقط سعی میکرده است در به دنیا آوردن بصیرت واقعی به انسانها کمک کند، چون درک و فهم واقعی فقط از درون ما سرچشمه میگیرد.
سقراط خود را به نادانی میزد و آدمهای اطرافش را وادار میکرد از عقل خود بهره بگیرند و او را آگاه سازند. سقراط، اظهار میکرد آتن یک اسب تنبل است و خودش را خرمگسی میدانست که سعی دارد اسب را به حرکت دربیاورد.
✍ #یوستین_گوردر
📕#دنیای سوفی
🍏🍎🍃
ویژگی مهم سقراط آن است که ظاهرا قصد نداشت به کسی چیزی بیاموزد. برعکس، تظاهر میکرد دلش میخواهد از طرف مقابل خود چیز یاد بگیرد. روش او در ابتدای گفتوگو بدین منوال بود که فقط سوال میکرد، انگار که هیچچیز راجع به موضوع نمیداند. سپس در حین بحث و جدل معمولا طرف مقابل را در وضعیتی قرار میداد که دچار تناقض در استدلال میشد و سرانجام درست را از نادرست تشخیص میداد.
مادر سقراط قابله بوده است و سقراط شبیه او عمل میکرده است یعنی فقط سعی میکرده است در به دنیا آوردن بصیرت واقعی به انسانها کمک کند، چون درک و فهم واقعی فقط از درون ما سرچشمه میگیرد.
سقراط خود را به نادانی میزد و آدمهای اطرافش را وادار میکرد از عقل خود بهره بگیرند و او را آگاه سازند. سقراط، اظهار میکرد آتن یک اسب تنبل است و خودش را خرمگسی میدانست که سعی دارد اسب را به حرکت دربیاورد.
✍ #یوستین_گوردر
📕#دنیای سوفی
🍏🍎🍃
👏1👌1
●
بدنش حرف می زد، اما کسی گوش نمیداد. دردش در پوست نبود، در خاطراتی بود که هیچ وقت گفته نشده بودند و حالا، هر زخم تازه، فقط تکرار همان گذشته و همان خاطرات بود.
📕#وقتی_بدن_نه_میگويد
👤#گبور_مَته_پزشک و نویسنده
مجارستانی_ کانادایی
🍏🍎🍃
بدنش حرف می زد، اما کسی گوش نمیداد. دردش در پوست نبود، در خاطراتی بود که هیچ وقت گفته نشده بودند و حالا، هر زخم تازه، فقط تکرار همان گذشته و همان خاطرات بود.
📕#وقتی_بدن_نه_میگويد
👤#گبور_مَته_پزشک و نویسنده
مجارستانی_ کانادایی
🍏🍎🍃
👏1👌1
Man O Setar
Mohamad Fathi
🎼❤️🎼
من و دلواپسی
هم خانه ی دردیم...
در دیاری که کلاغان
به سوگ مترسک های
بی ریشه...
مرثیه خوان ؛
گندمزار بی کسی اند...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
من و دلواپسی
هم خانه ی دردیم...
در دیاری که کلاغان
به سوگ مترسک های
بی ریشه...
مرثیه خوان ؛
گندمزار بی کسی اند...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
●
در خیابانهای شب
جایی برای گردش من نمانده است
چشمان تو
همه مساحت شب را
از آنِ خود کرده است...
✍#نزار_قبانى
🍏🍎🍃
در خیابانهای شب
جایی برای گردش من نمانده است
چشمان تو
همه مساحت شب را
از آنِ خود کرده است...
✍#نزار_قبانى
🍏🍎🍃
❤2
ساری گلین
الف. سکوت
🎼❤️🎼
__تو کجایی؟
که چشمان خیسِ پنجره
در قاب خالی ِ انتظار
به کوچ می اندیشد...
و زمزمه ی ِ
یکریز جیرجیرک ها
در گوش باد
عصیان غریب دلتنگی ست!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
__تو کجایی؟
که چشمان خیسِ پنجره
در قاب خالی ِ انتظار
به کوچ می اندیشد...
و زمزمه ی ِ
یکریز جیرجیرک ها
در گوش باد
عصیان غریب دلتنگی ست!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز یکشنبه. ☀️🐓
☀️ ۱۶ آذر ۱۴۰۴
🌙 ۱۶جمادی الثانی ۱۴۴۷
🌲 ۷ دسامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----💛-----☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی،
لبخند و امید 🍂
------------🌧------------
نگاه پرمهر آفرینش بدرقه ی
گام به گام حضورتان
------🌧-----🌧-----
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
قدم های زندگی در مسیری سبز
-----------------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز یکشنبه. ☀️🐓
☀️ ۱۶ آذر ۱۴۰۴
🌙 ۱۶جمادی الثانی ۱۴۴۷
🌲 ۷ دسامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----💛-----☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی،
لبخند و امید 🍂
------------🌧------------
نگاه پرمهر آفرینش بدرقه ی
گام به گام حضورتان
------🌧-----🌧-----
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
قدم های زندگی در مسیری سبز
-----------------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
Ahay Khabardar
Homayoun Shajarian
🎼❤️🎼
شاعر: حسین منزوی
خواننده: همایون شجریان
آهنگساز: سهراب پورناظری
آهای غمی كه
مثل یه بختک
رو سینهی من
شدهای آوار
از گلوی من
دستاتو، وردار
🍏🍎🍃
شاعر: حسین منزوی
خواننده: همایون شجریان
آهنگساز: سهراب پورناظری
آهای غمی كه
مثل یه بختک
رو سینهی من
شدهای آوار
از گلوی من
دستاتو، وردار
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
آهای خبردار!
مستی یا هوشیار؟
خوابی یا بیدار؟
خاله یادگار!
تو شب سیا
تو شب تاریک
از چپ و از راست
از دور و نزدیک
یه نفر داره
جار میزنه، جار:
آهای غمی كه
مثل یه بختک
رو سینهی من
شدهای آوار
از گلوی من
دستاتو، وردار
توی كوچهها
یه نسیم رفته،
پی ولگردی
توی باغچهها،
پاییز اومده
پی نامردی
توی آسمون
ماهو دق میده
درد بیدردی
خاله یادگار!
نمیای بریم
شهرو بگردیم
قدم به قدم؟
نمیای بریم
چراغ ورداریم
پرسه بزنیم
دنبال آدم؟
كوچههای شهر
پر ولگرده
دل پر درده
شب پر مرد و
پر نامرده
همه پا دارن
همه دس دارن
اما بعضیا
دور خودشون
یه قفس دارن
بعضیاشونم
توی دستشون
یه جرس دارن
آره خاله جون!
خاله خبردار!
باغ داریم تا باغ
یكی غرق گل
یكی پر خار
مرد داریم تا مرد
یكی سر كار
یكی سر بار
یكی سر دار
آهای خبر دار
خاله یادگار!
تو میخونهها
دیگه كی مسته؟
دیگه كی هوشیار؟
تو ویرونهها
دیگه كی مرده؟
كی شده مردار؟
تو افسونهها
دیگه كی دیوه؟
دیگه كی دیوار؟
آره خبردار
خاله یادگار!
میخوان بین ما
دیوار بزنن
میله بكارن
خندق بكنن
تو رو ببرن
اونور بازار
من و بیارن
اونور بازار
از من و توها
بازار شلوغه
تا ما با همیم
دیوار دروغه
بارون نزنه
آبت نبره
من دارم میام
خوابت نبره
خبر، خبردار
خاله یادگار!
من به یاد تو
بیدار میمونم
تو به یاد كی
میمونی بیدار؟
#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
آهای خبردار!
مستی یا هوشیار؟
خوابی یا بیدار؟
خاله یادگار!
تو شب سیا
تو شب تاریک
از چپ و از راست
از دور و نزدیک
یه نفر داره
جار میزنه، جار:
آهای غمی كه
مثل یه بختک
رو سینهی من
شدهای آوار
از گلوی من
دستاتو، وردار
توی كوچهها
یه نسیم رفته،
پی ولگردی
توی باغچهها،
پاییز اومده
پی نامردی
توی آسمون
ماهو دق میده
درد بیدردی
خاله یادگار!
نمیای بریم
شهرو بگردیم
قدم به قدم؟
نمیای بریم
چراغ ورداریم
پرسه بزنیم
دنبال آدم؟
كوچههای شهر
پر ولگرده
دل پر درده
شب پر مرد و
پر نامرده
همه پا دارن
همه دس دارن
اما بعضیا
دور خودشون
یه قفس دارن
بعضیاشونم
توی دستشون
یه جرس دارن
آره خاله جون!
خاله خبردار!
باغ داریم تا باغ
یكی غرق گل
یكی پر خار
مرد داریم تا مرد
یكی سر كار
یكی سر بار
یكی سر دار
آهای خبر دار
خاله یادگار!
تو میخونهها
دیگه كی مسته؟
دیگه كی هوشیار؟
تو ویرونهها
دیگه كی مرده؟
كی شده مردار؟
تو افسونهها
دیگه كی دیوه؟
دیگه كی دیوار؟
آره خبردار
خاله یادگار!
میخوان بین ما
دیوار بزنن
میله بكارن
خندق بكنن
تو رو ببرن
اونور بازار
من و بیارن
اونور بازار
از من و توها
بازار شلوغه
تا ما با همیم
دیوار دروغه
بارون نزنه
آبت نبره
من دارم میام
خوابت نبره
خبر، خبردار
خاله یادگار!
من به یاد تو
بیدار میمونم
تو به یاد كی
میمونی بیدار؟
#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
❤1🙏1
May your Sunday be filled with love and hope
روز یکشنبه تان به عشق و امید
اگر امید از دست برود تنها دری که باز میماند، دروازهی جهنم است.
#خوان_رولفو
------------------
_تا وقتی نبضِ حیات، می تپد
و جوانه ها، بر شاخسارِ
هستی، با امید می شکفند
_تا وقتی باران
بر گونه هایِ سردِ خاک؛
عاشقانه بوسه می زند و بذرها
عصیانگرانه می زایند در باد
عشق؛ در رگ هایِ
سبزِ زندگی جاری ست!
و با درخششِ
آفتابِ زاینده یِ عشق؛
چراغِ امید تابنده و فروزان است!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
روز یکشنبه تان به عشق و امید
اگر امید از دست برود تنها دری که باز میماند، دروازهی جهنم است.
#خوان_رولفو
------------------
_تا وقتی نبضِ حیات، می تپد
و جوانه ها، بر شاخسارِ
هستی، با امید می شکفند
_تا وقتی باران
بر گونه هایِ سردِ خاک؛
عاشقانه بوسه می زند و بذرها
عصیانگرانه می زایند در باد
عشق؛ در رگ هایِ
سبزِ زندگی جاری ست!
و با درخششِ
آفتابِ زاینده یِ عشق؛
چراغِ امید تابنده و فروزان است!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1