معمای عشق
734 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
306 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


خسته از دردم و
محکوم به لالی بودن
شاهد زندگی رو به زوالی بودن

گریه و خنده گواه است،
نپرس از حالم
حال و روزی به از این
حال به حالی بودن؟

با خودت حرف زدن،
مسخره عام شدن
خیره در نقشه تکراری قالی بودن

خسته ام ،خسته از این
شکر دروغین مدام
این تظاهر به
سرحالی و عالی بودن

گفتم ای خوب
از این حال پریشان،دیگر
بیش از این نیست
نیازی به سوالی بودن
..
شوق یک گپ زدن
ساده کنارت ،به درک
استکان مرد از این
حسرت خالی بودن

#محسن_حسینی_طاها
🎤#محسن_نیازی
🍏🍎🍃
2
معمای عشق
● خسته از دردم و محکوم به لالی بودن شاهد زندگی رو به زوالی بودن گریه و خنده گواه است، نپرس از حالم حال و روزی به از این حال به حالی بودن؟ با خودت حرف زدن، مسخره عام شدن خیره در نقشه تکراری قالی بودن خسته ام ،خسته از این …
#محسن_حسینی_طاها
تراژدی/🎤 نگاه سرخیل

"واژه ها چقدر ناتوانند برای گفتن یک درد که انسان است؛
#محسن_حسینی_طاها"

دوست من!
روح والا؛ قدم های الکن اما...
توانا و پرثمرتان و قلم زیبا و
و پر توان تان؛ در خورِ ستایش است...
در جهانی که هزار پایِ هزار ترفند، بدنبال شاخه یِ خشکِ درختی می گردد، که از آن عصایی بسازد، برای گام برداشتن در خیابان ها و کوچه های بن بستِ کور و دیوارهایِ پوشیده از خارهای کینِ در کویرِ بی بارانِ شور... در حدقه چشمانی دریده و بی نور‌...

شما؛ با قلبی رنجور؛ اما بزرگ و روحی سترگ و توانا...
با عصای موسا از رودِ پرخروشِ این همه زخم، با پاهای مجروح و خسته، از بیابان هایِ دلخونِ این کویرِ غریب گذشته اید؛
و همچنان جاری می گذرید‌...
قدم هایتان نور باران و قلمتان گل افشان....

با درود و سپاس و ستایش💖
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
1
💖


بعضی دردارو
نباید به کسی بگی،
چون کسی اونقدر تحمل نداره؛
که بشنوه و نشکنه
جز خودت....

#محسن_حسینی_طاها
🍏🍎🍃
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدایم بزن
چارتار
🎼❤️🎼

صدایم بزن که شاید زمستان من سرآید مرا زنده کن به تابیدنی که تنها ز رویت برآید
صدایم بزن که بی تو فروخفته در سکوتم به بال و پری نجاتم بده که من روبرو با سقوطم

سر تا سر این بحر پراکنده سراب است حال قمر و شمس و زمین بی تو خراب است
حتی اگه اندوه تو در سینه بریزم رسواتر از آنم که به آیینه گریزم
من آیینه گریزم....

🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Deltangi
Sattar
🎼❤️🎼


تو وقتی نیستی ...

جهان یک جامِ تو خالی ست؛
لحظه ها، خیس اند
گلویِ پنجره ابری ست؛

ماه در چشم افق زخمی ست؛
واژه ها کورند
کوچه ها، آوار دلتنگی ست...!


#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


دلم برایِ تو تنگ است؛
مثل پرنده ای بی بال
مثل شیر بیشه ای بی یال

مثل آواز آخرین قو
مثل بغض بی صدای گلو_


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🕊1
📕

فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیت‌های او در همهٔ رمان‌هایش با مشکلات روان‌شناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهم‌تر آنکه کتاب‌هایش از آموزه‌های ایدئولوژیک زمان خود الهام می‌گرفتند.
----------------
شما هیچ وقت نمی‌توانید با راندن کسی موجب اصلاحش بشوید
🍏🍎🍃
👌1
Audio
📕📕

📕#جنایت و مکافات
#داستایوفسکی
فصل 4/ بخش 4

بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روان‌شناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
👌1
📚
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


حرف هایی که،
نمی توان گفت را، باید نوشت.

حرف هایی که،
نمی توان نوشت را، باید سرود

حرف هایی که،
نمی توان‌ سرود را، باید نواخت

حرف هایی که،
نمی توان نواخت را، باید گریست.

#محسن_حسینی_طاها
🍏🍎🍃
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب قشنگ پاییزی تان به عشق و آرامش قدم های زندگی به شادی و امید دوستانم
🍏🍎🍃
2
غوغای مستی_مهستی
@bazmemousighi
🎼❤️🎼
🎼«غوغای مستی»
🎙: مهستی
آهنگ و تنظیم: حبیب‌الله بدیعی
کلام: بیژن ترقی
دستگاه: سه‌گاه
-----------------------
شب بود و من سر در گریبان
غوغای مستی بود و هجران
از زندگانی خسته بودم
با گریه پیمان بسته بودم
تا دیده از این مستی گشودم

در کوی تو بنشسته بودم
با گریه پیمان بسته بودم

🍏🍎🍃
2👌1