○
دلی کز عشق گردد گرم،
افسردن نمیداند
چراغی را که این
آتش بود، مردن نمیداند
دلی دارم که هر چندش
بیازاری نیازارد
نه دل سنگست پنداری،
که آزردن نمیداند_
✍#وحشی_بافقی
🍏🍎🍃
دلی کز عشق گردد گرم،
افسردن نمیداند
چراغی را که این
آتش بود، مردن نمیداند
دلی دارم که هر چندش
بیازاری نیازارد
نه دل سنگست پنداری،
که آزردن نمیداند_
✍#وحشی_بافقی
🍏🍎🍃
❤1👏1
غزلیات حافظ 283
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_283
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
سحر ز هاتفِ غیبم رسید مژده به گوش
که دورِ شاهشجاع است، مِی دلیر بنوش
شد آن که اهلِ نظر بر کناره میرفتند
هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش
به صوتِ چنگ بگوییم آن حکایتها
که از نهفتنِ آن دیگِ سینه میزد جوش
شرابِ خانگیِ ترسِ محتسبخورده
به رویِ یار بنوشیم و بانگِ نوشانوش
ز کویِ میکده دوشش به دوش میبُردند
امامِ شهر که سجاده میکشید به دوش
دلا! دلالتِ خیرت کنم به راهِ نجات
مکن به فسق مباهات و زهد هم مَفُروش
محلِ نورِ تَجَلّیست رایِ انور شاه
چو قربِ او طلبی در صفایِ نیّت کوش
به جز ثنایِ جلالش مساز وِردِ ضمیر
که هست گوشِ دلش محرمِ پیامِ سروش
رموزِ مصلحتِ مُلک خسروان دانند
گدایِ گوشهنشینی تو حافظا مَخروش
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
سحر ز هاتفِ غیبم رسید مژده به گوش
که دورِ شاهشجاع است، مِی دلیر بنوش
شد آن که اهلِ نظر بر کناره میرفتند
هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش
به صوتِ چنگ بگوییم آن حکایتها
که از نهفتنِ آن دیگِ سینه میزد جوش
شرابِ خانگیِ ترسِ محتسبخورده
به رویِ یار بنوشیم و بانگِ نوشانوش
ز کویِ میکده دوشش به دوش میبُردند
امامِ شهر که سجاده میکشید به دوش
دلا! دلالتِ خیرت کنم به راهِ نجات
مکن به فسق مباهات و زهد هم مَفُروش
محلِ نورِ تَجَلّیست رایِ انور شاه
چو قربِ او طلبی در صفایِ نیّت کوش
به جز ثنایِ جلالش مساز وِردِ ضمیر
که هست گوشِ دلش محرمِ پیامِ سروش
رموزِ مصلحتِ مُلک خسروان دانند
گدایِ گوشهنشینی تو حافظا مَخروش
🍏🍎🍃
❤1👏1
○
آزادی براى همه ملتها، سقف دارد.
سقف آزادی رابطهى مستقیم
با قامت فکری مردمان دارد.
با همت بلند مردمان، سقف بلند میشود.
در جامعهای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقف آزادى هم به همان نسبت کوتاه
میشود.
وقتی سقف آزادی کوتاه باشد، آدمهای بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند.
آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند.
بعضی از آدمهای بزرگ هم برای بقا، آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند.
آن وقت سقفها هی پایین و پایینتر میآید و مردم هی بیشتر و بیشتر قوز میکنند،
تا اینکه تا کمر خم میشوند و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.
📕#بیچارگان
✍#فئودﻭﺭ_ﺩﺍﺳﺘﺎیفسکی
🍏🍎🍃
آزادی براى همه ملتها، سقف دارد.
سقف آزادی رابطهى مستقیم
با قامت فکری مردمان دارد.
با همت بلند مردمان، سقف بلند میشود.
در جامعهای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقف آزادى هم به همان نسبت کوتاه
میشود.
وقتی سقف آزادی کوتاه باشد، آدمهای بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند.
آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند.
بعضی از آدمهای بزرگ هم برای بقا، آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند.
آن وقت سقفها هی پایین و پایینتر میآید و مردم هی بیشتر و بیشتر قوز میکنند،
تا اینکه تا کمر خم میشوند و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.
📕#بیچارگان
✍#فئودﻭﺭ_ﺩﺍﺳﺘﺎیفسکی
🍏🍎🍃
🙏1👌1
Audio
📕✨📕
آن چه از آخرین دقایق من مانده
پر از رنجی ست؛ که با روی باز در آغوش اش خواهم گرفت
زیرا هر آنچه در همه زندگی ام
حقیقی شد تنها از رنج بود
تنها هراس من در تمام زندگی
همیشه این بود که شایسته رنج خود نباشم
چگونه می توان بی رنج عاشق شد
چگونه می توان بی رنج به شکوه رسید...
به خودت اجازه بده بگویی
آن چه را که دیگران شهامت اندیشیدن به آن را حتا در قلب خود ندارند
هرگز اجازه نده سکوت انتخابت باشد وقتی که قلبت با صدای رسا با تو سخن می گوید...
✍#داستایوفسکی
🍏🍎🍃
آن چه از آخرین دقایق من مانده
پر از رنجی ست؛ که با روی باز در آغوش اش خواهم گرفت
زیرا هر آنچه در همه زندگی ام
حقیقی شد تنها از رنج بود
تنها هراس من در تمام زندگی
همیشه این بود که شایسته رنج خود نباشم
چگونه می توان بی رنج عاشق شد
چگونه می توان بی رنج به شکوه رسید...
به خودت اجازه بده بگویی
آن چه را که دیگران شهامت اندیشیدن به آن را حتا در قلب خود ندارند
هرگز اجازه نده سکوت انتخابت باشد وقتی که قلبت با صدای رسا با تو سخن می گوید...
✍#داستایوفسکی
🍏🍎🍃
👌2
معمای عشق
📕✨📕 آن چه از آخرین دقایق من مانده پر از رنجی ست؛ که با روی باز در آغوش اش خواهم گرفت زیرا هر آنچه در همه زندگی ام حقیقی شد تنها از رنج بود تنها هراس من در تمام زندگی همیشه این بود که شایسته رنج خود نباشم چگونه می توان بی رنج عاشق شد چگونه می توان بی…
من هرگز نتوانستم به آسمان بیرون و درونم بنگرم و بگویم که خدا نیست؛ ولی می دانم که خداوند باشد یا نه ما ناچاریم مسئولیت کمال خود و رنج کامل شدن خویش را بپذیریم_ داستایوفسکی
👌2
معمای عشق
من هرگز نتوانستم به آسمان بیرون و درونم بنگرم و بگویم که خدا نیست؛ ولی می دانم که خداوند باشد یا نه ما ناچاریم مسئولیت کمال خود و رنج کامل شدن خویش را بپذیریم_ داستایوفسکی
دنیای ما تنها با عشق راستین به حقیقت رهایی خواهد یافت
👌2