بامن صنما _عبدالوهاب شهیدی
@tarabesstaan
🎼❤️🎼
🗣#عبدالوهاب_شهیدی
نوازنده نی #حسن_ناهید
✍ #مولانا
--------------------
با من صنما دل یک دله کن
گر سر ننهم آنگه گله کن
مجنون شدهام از بهر خدا
زان زلف خوشت یک سلسله کن
_ای زهره و مه زان شعله رو
دو چشم مرا دو مشعله کن
🍏🍎🍃
🗣#عبدالوهاب_شهیدی
نوازنده نی #حسن_ناهید
✍ #مولانا
--------------------
با من صنما دل یک دله کن
گر سر ننهم آنگه گله کن
مجنون شدهام از بهر خدا
زان زلف خوشت یک سلسله کن
_ای زهره و مه زان شعله رو
دو چشم مرا دو مشعله کن
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
آهای آیندگان،
شما که از دل توفانی بیرون می جهید
که ما را بلعیده است.
وقتی از ضعف های ما حرف می زنید
یادتان باشد
که از زمانهی سخت ما هم چیزی بگویید.
به یاد آورید که ما بیش از کفشهامان کشور عوض کردیم
و میدانهای جنگ طبقاتی را با یأس پشت سر گذاشتیم،
آنجا که ستم بود و اعتراضی نبود.
این را خوب می دانیم:
حتی نفرت از حقارت نیز
آدم را سنگدل می کند.
حتی خشم بر نابرابری هم
صدا را خشن می کند.
آه، ما که خواستیم زمین را برای مهربانی مهیا کنیم، خود نتوانستیم مهربان باشیم.
اما شما وقتی به روزی رسیدید
که انسان یاور انسان بود
درباره ما
با رأفت داوری کنید!
✍#برتولت_برشت
🍏🍎🍃
آهای آیندگان،
شما که از دل توفانی بیرون می جهید
که ما را بلعیده است.
وقتی از ضعف های ما حرف می زنید
یادتان باشد
که از زمانهی سخت ما هم چیزی بگویید.
به یاد آورید که ما بیش از کفشهامان کشور عوض کردیم
و میدانهای جنگ طبقاتی را با یأس پشت سر گذاشتیم،
آنجا که ستم بود و اعتراضی نبود.
این را خوب می دانیم:
حتی نفرت از حقارت نیز
آدم را سنگدل می کند.
حتی خشم بر نابرابری هم
صدا را خشن می کند.
آه، ما که خواستیم زمین را برای مهربانی مهیا کنیم، خود نتوانستیم مهربان باشیم.
اما شما وقتی به روزی رسیدید
که انسان یاور انسان بود
درباره ما
با رأفت داوری کنید!
✍#برتولت_برشت
🍏🍎🍃
❤2🙏1👌1
●
__من آتشِ سوزنده ی دوزخ را
در رگ هایِ کبودِ تن خسته و
روحِ پریشانم، بارها تجربه کرده ام؛
برای بهشتی که قرار است،
تحمل فقر و گرسنگی، اجر صبر
در دنیایی باشد،
که عمری ست؛ به پاسِ
پاداشی کور مرا فریفته اند
هر روز و هر شب؛
هزاران بار بی صدا می میرم؛
تا پلشتان روزگار
در بهشت های شان
با حوریان و جام های شراب؛
مرغانِ بریان و چشمه هایِ شیر
و عسل خوش باشند ...
و در کاخ هایِ بهشتی شان؛
جهنمِ کوخ های زخمی؛
و دست های پینه بسته یِ مرا؛
به ریشخند وقاحت بگیرند!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
__من آتشِ سوزنده ی دوزخ را
در رگ هایِ کبودِ تن خسته و
روحِ پریشانم، بارها تجربه کرده ام؛
برای بهشتی که قرار است،
تحمل فقر و گرسنگی، اجر صبر
در دنیایی باشد،
که عمری ست؛ به پاسِ
پاداشی کور مرا فریفته اند
هر روز و هر شب؛
هزاران بار بی صدا می میرم؛
تا پلشتان روزگار
در بهشت های شان
با حوریان و جام های شراب؛
مرغانِ بریان و چشمه هایِ شیر
و عسل خوش باشند ...
و در کاخ هایِ بهشتی شان؛
جهنمِ کوخ های زخمی؛
و دست های پینه بسته یِ مرا؛
به ریشخند وقاحت بگیرند!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
👏2👌1
●
خوشبختی آیا واژه ای گم شده در این دیار غریب نیست؟!!!
عشق... امید... شادی... شرافت... نجابت... پاکی... صداقت... لبخند... آگاهی... آزادی... زندگی... آرامش... آرامش... آرامش...
آه... که چقدر غریب مانده اند ...
این واژه های نجیب...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
خوشبختی آیا واژه ای گم شده در این دیار غریب نیست؟!!!
عشق... امید... شادی... شرافت... نجابت... پاکی... صداقت... لبخند... آگاهی... آزادی... زندگی... آرامش... آرامش... آرامش...
آه... که چقدر غریب مانده اند ...
این واژه های نجیب...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👏3👌2
معمای عشق
● خوشبختی آیا واژه ای گم شده در این دیار غریب نیست؟!!! عشق... امید... شادی... شرافت... نجابت... پاکی... صداقت... لبخند... آگاهی... آزادی... زندگی... آرامش... آرامش... آرامش... آه... که چقدر غریب مانده اند ... این واژه های نجیب... #فرح_فریماااا_معمای_عشق…
●
در سوگ کدامین درد ... در گلو مانده باید گریست...؟؟؟!!!
در سوگ کدامین درد ... در گلو مانده باید گریست...؟؟؟!!!
🕊5👌2
غزلیات حافظ 278
@audiobo0ok
شرابِ تلخ میخواهم که مردافکن بُوَد زورش
که تا یک دَم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
سِماطِ دَهرِ دونپرور ندارد شهدِ آسایش
مَذاقِ حرص و آز ای دل، بشو از تلخ و از شورَش
بیاور مِی که نَتْوان شد ز مکرِ آسمان ایمن
به لَعبِ زهرهٔ چنگیّ و مرّیخِ سلحشورش
کمندِ صیدِ بهرامی بیفکن، جامِ جم بردار
که من پیمودم این صحرا، نه بهرام است و نه گورش
بیا تا در مِی صافیت رازِ دَهر بِنْمایم
به شرطِ آن که نَنْمایی به کجطبعانِ دلکورش
نظر کردن به درویشان مُنافیِّ بزرگی نیست
سلیمان با چُنان حشمت، نظرها بود با مورش
کمانِ ابرویِ جانان نمیپیچد سر از حافظ
ولیکن خنده میآید، بدین بازویِ بیزورش
🍏🍎🍃
که تا یک دَم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
سِماطِ دَهرِ دونپرور ندارد شهدِ آسایش
مَذاقِ حرص و آز ای دل، بشو از تلخ و از شورَش
بیاور مِی که نَتْوان شد ز مکرِ آسمان ایمن
به لَعبِ زهرهٔ چنگیّ و مرّیخِ سلحشورش
کمندِ صیدِ بهرامی بیفکن، جامِ جم بردار
که من پیمودم این صحرا، نه بهرام است و نه گورش
بیا تا در مِی صافیت رازِ دَهر بِنْمایم
به شرطِ آن که نَنْمایی به کجطبعانِ دلکورش
نظر کردن به درویشان مُنافیِّ بزرگی نیست
سلیمان با چُنان حشمت، نظرها بود با مورش
کمانِ ابرویِ جانان نمیپیچد سر از حافظ
ولیکن خنده میآید، بدین بازویِ بیزورش
🍏🍎🍃
❤2🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
●
درخت ها... ایستاده می میرند...
بر تن خسته و مجروح این خاک
اما... هر روز نیشتری عمیق تر و زخمِ تازه تری می زند، تازیانه ی نامردمی ِ جهل و کین قرن ها... خصومت پنهان و آشکار نوکیسه گانِ بی تعصبِ کور...
کاش ببارد باران ...
کاش ببارد باران ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
درخت ها... ایستاده می میرند...
بر تن خسته و مجروح این خاک
اما... هر روز نیشتری عمیق تر و زخمِ تازه تری می زند، تازیانه ی نامردمی ِ جهل و کین قرن ها... خصومت پنهان و آشکار نوکیسه گانِ بی تعصبِ کور...
کاش ببارد باران ...
کاش ببارد باران ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👏1👌1