●
"میرویم و آرام نمیشویم
و میگذریم بیسایههامان
مشتعل بر سنگ و منحنی در مرگ"
#منوچهر_آتشی، شاعر و مترجم در دوم مهرماه ۱۳۱۰ در روستای دهرود شهرستان دشتستان در استان بوشهر به دنیا آمد.
خانوادهی آتشی ار عشایر زنگنه کرمانشاه بودند که چهار نسل پیش به جنوب ایران مهاجرت کرده بودند. نام جد او «آتشخان زنگنه» بود و از این رو نام خانوادگی ِ منوچهر، آتشی شد. پدر آتشی فرد باسوادی بود و از آنجا که به سرگرد اسفندیاری که در جنوب به او رضاشاه کوچک میگفتند علاقهمند بود او را به بوشهر انتقال دادند و کارمند ادرهی ثبت و احوال بوشهر شد.
در چاهکوه بود که با عشق آشنا شد و اولین تجربههای شعریاش نیز در همان زمان شکل گرفت. آتشی از کودکی به شعر علاقهمند بود اما اولین تجربهی شعر و شاعریاش در چاهکوه اتفاق افتاد. او عاشق دختری شد و آن دختر بر زندگیاش تاثیر بسیاری گذاشت و #آتشی همیشه از او به عنوان کسی نام میبرد که باعث شد آتشی شاعر بشود.
سالروز درگذشت منوچهر_ آتشی
شاعر و مترجم گرامی یادش سبز
🍏🍎🍃
"میرویم و آرام نمیشویم
و میگذریم بیسایههامان
مشتعل بر سنگ و منحنی در مرگ"
#منوچهر_آتشی، شاعر و مترجم در دوم مهرماه ۱۳۱۰ در روستای دهرود شهرستان دشتستان در استان بوشهر به دنیا آمد.
خانوادهی آتشی ار عشایر زنگنه کرمانشاه بودند که چهار نسل پیش به جنوب ایران مهاجرت کرده بودند. نام جد او «آتشخان زنگنه» بود و از این رو نام خانوادگی ِ منوچهر، آتشی شد. پدر آتشی فرد باسوادی بود و از آنجا که به سرگرد اسفندیاری که در جنوب به او رضاشاه کوچک میگفتند علاقهمند بود او را به بوشهر انتقال دادند و کارمند ادرهی ثبت و احوال بوشهر شد.
در چاهکوه بود که با عشق آشنا شد و اولین تجربههای شعریاش نیز در همان زمان شکل گرفت. آتشی از کودکی به شعر علاقهمند بود اما اولین تجربهی شعر و شاعریاش در چاهکوه اتفاق افتاد. او عاشق دختری شد و آن دختر بر زندگیاش تاثیر بسیاری گذاشت و #آتشی همیشه از او به عنوان کسی نام میبرد که باعث شد آتشی شاعر بشود.
سالروز درگذشت منوچهر_ آتشی
شاعر و مترجم گرامی یادش سبز
🍏🍎🍃
🕊2
●
ای شب به من بگو ...
اکنون ستاره ها
نجواگران مرثیه ی عشق کیستند؟
هنگام عصر بر سر دیوار باغ ما
باز آن دو مرغ خسته
چرا... می گریستند...؟!
✍#منوچهر_آتشی🕊
🍏🍎🍃
ای شب به من بگو ...
اکنون ستاره ها
نجواگران مرثیه ی عشق کیستند؟
هنگام عصر بر سر دیوار باغ ما
باز آن دو مرغ خسته
چرا... می گریستند...؟!
✍#منوچهر_آتشی🕊
🍏🍎🍃
❤1🕊1
Karvan
Banan
🎼❤️🎼
🗣#استاد بنان
✍# رهی معیری
------------------------
در راسته ی عطر فروشان ، امشب
در بین هزار شیشه ی مشک و گلاب
می پرسم
دستمال عطر آگینی از نفس او چند ؟
#محمدعلی_سپانلو
🍏🍎🍃
🗣#استاد بنان
✍# رهی معیری
------------------------
در راسته ی عطر فروشان ، امشب
در بین هزار شیشه ی مشک و گلاب
می پرسم
دستمال عطر آگینی از نفس او چند ؟
#محمدعلی_سپانلو
🍏🍎🍃
❤3👌1
●
در راسته ی
عطر فروشان امشب
در بین هزار
شیشه ی مشک و گلاب
می پرسم
دستمال عطر آگینی
از نفس او چند...؟!
#محمدعلی_سپانلو
🍏🍎🍃
در راسته ی
عطر فروشان امشب
در بین هزار
شیشه ی مشک و گلاب
می پرسم
دستمال عطر آگینی
از نفس او چند...؟!
#محمدعلی_سپانلو
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز جمعه. ☀️🐓
☀️ ۳۰ آبان ۱۴۰۴
🌙۳۰ جمادی الاولی ۱۴۴۷
🌲۲۱ نوامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----💛-----☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی،
لبخند و امید 🍂🌾
------------------------
پنچره ی آرزوهایتان گشوده به آغوش پرمهر آفرینش
----------------
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
آخرین برگ ازآبان ماه زیبا به
روشنایی و نور 🌻
با آرزوی طلوع صبحی روشن
آدینه تان بشادی و آرامش🍂
-----------------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز جمعه. ☀️🐓
☀️ ۳۰ آبان ۱۴۰۴
🌙۳۰ جمادی الاولی ۱۴۴۷
🌲۲۱ نوامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----💛-----☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی،
لبخند و امید 🍂🌾
------------------------
پنچره ی آرزوهایتان گشوده به آغوش پرمهر آفرینش
----------------
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
آخرین برگ ازآبان ماه زیبا به
روشنایی و نور 🌻
با آرزوی طلوع صبحی روشن
آدینه تان بشادی و آرامش🍂
-----------------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
وان روز که سر
برزنی از شرق چو خورشید
ماننده خورشید سراسر همه جانم
در روزن من
نور تو روزی که بتابد
در خانه چو ذره به طرب رقص کنانم
#مولانای_جان
آدینه تان به شادی و مهر
🍏🍎🍃
وان روز که سر
برزنی از شرق چو خورشید
ماننده خورشید سراسر همه جانم
در روزن من
نور تو روزی که بتابد
در خانه چو ذره به طرب رقص کنانم
#مولانای_جان
آدینه تان به شادی و مهر
🍏🍎🍃
❤2🙏1
Good Friday
درودی به مهر ، شادی و لبخند
صبح آدینه تان به خیر
ای دوست شاد باش
که شادی سزایِ توست
این گنج، مُزدِ طاقتِ رنج آزمایِ توست
صبح امید و پرتوِ دیدار و بَزمِ مِهر
ای دل بیا
که این همه اَجرِ وفایِ توست...
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
درودی به مهر ، شادی و لبخند
صبح آدینه تان به خیر
ای دوست شاد باش
که شادی سزایِ توست
این گنج، مُزدِ طاقتِ رنج آزمایِ توست
صبح امید و پرتوِ دیدار و بَزمِ مِهر
ای دل بیا
که این همه اَجرِ وفایِ توست...
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
بی نشان درتو سفر کردم
صبح لبخند تو را نوشیدم
شام گیسوی تو بارید به من
گل یاقوت که در نقره نفس می زد
گفت : ای دوست مرا پرپر کن
و
بیاموز به من ، غرق شدن
در همین آه بلندی که به دریا جاری است
در سراپای تو پارو زدم و
لذت غرق شدن با هم را
لحظه ای تجربه کردم؛ که گریخت_
#محمد _علی_ سپانلو
🍏🍎🍃
بی نشان درتو سفر کردم
صبح لبخند تو را نوشیدم
شام گیسوی تو بارید به من
گل یاقوت که در نقره نفس می زد
گفت : ای دوست مرا پرپر کن
و
بیاموز به من ، غرق شدن
در همین آه بلندی که به دریا جاری است
در سراپای تو پارو زدم و
لذت غرق شدن با هم را
لحظه ای تجربه کردم؛ که گریخت_
#محمد _علی_ سپانلو
🍏🍎🍃
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
مه فرو می شد گهی
کو پرده در رخ می کشید
صبح بر می آمد
آن ساعت که او رخ می نمود
#خواجوی_کرمانی
نگاه آفرینش بدرقه ی آخرین برگ
آبان ماه 🍂 با آرزوی قدم های شاد
آذر ماه به یمن و برکات و بارش
باران و رحمات سبز الهی 🌧💦💧
آدینه تان سرشار از لحظات خوش
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
مه فرو می شد گهی
کو پرده در رخ می کشید
صبح بر می آمد
آن ساعت که او رخ می نمود
#خواجوی_کرمانی
نگاه آفرینش بدرقه ی آخرین برگ
آبان ماه 🍂 با آرزوی قدم های شاد
آذر ماه به یمن و برکات و بارش
باران و رحمات سبز الهی 🌧💦💧
آدینه تان سرشار از لحظات خوش
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2🙏1