موسیقی ایران بخش بزرگی از وجودش را مدیون او است: تأسیس هنرستان موسیقی، نوشتن کتاب سرگذشت موسیقی ایران و ... ترانه ای ایران
21 آبان سالروز درگذشت
"روحالله خالقی" 🕊
شاید کمتر ایرانی وطندوستی باشد که سرود «ای ایران» را شنیده باشد و سرا پا غرق شادی و بهجت نشود. آهنگساز این سرود کسی نیست جز #روحالله_خالقی.
روحالله خالقی، استاد موسیقی، آهنگساز و نوازندهی ویولن در سال ۱۲۸۵ شمسی در ماهان کرمان دیده به جهان گشود. پدرش میرزا عبداللهخان منشی و مادرش مخلوقه خانم در باغ شاهزاده ماهان کرمان که عمارتی حکومتی بود زندگی میکردند. پدر و مادرش هر دو تار مینواختند. روحالله چند ماهه بود که به همراه خانواده به تهران مهاجرت کردند. او تحصیلات ابتداییاش را در تهران و شیراز و اصفهان گذراند. در تهران به مدرسهی آمریکاییها رفت. در آنجا به همراه دیگر شاگردان مدرسه سرود هم میخواندند. از آنجا که پدرش نوازندهی ساز بود و دستی در موسیقی داشت بسیاری از نوازندگان موسیقی آن زمان به خانهشان آمد و شد داشتند. روحالله در مدرسهای درس خواند که به گفتهی خودش خانم «جردن» هر روز پیش از آغاز درس، ارگ مینواخته است.
خالقی میگوید که ده ساله بوده است که صدای ویولنی که از خانهی همسایه به گوش میرسیده است او را مجذوب موسیقی ساخته است. او بعدها دانست که این همسایه کسی نبوده است جز یکی از بزرگترین موسیقیدانان سنتی یعنی «رکنالدینخان مختاری».
روحالله خالقی پانزده ساله بود که «درویشخان»، از هنرمندان و استادان بنام موسیقی ایرانی در اواخر دورهی قاجاریه را میبیند. او در سال ۱۳۰۱ برای اولین بار در گراند هتل تهران با موسیقی عارف قزوینی آشنا میشود. یک سال بعد از آن در سال ۱۳۰۲ روحالله خالقی به مدرسهی عالی موسیقی میرود و در آنجا تحت نظر «علینقی وزیری» آموختن موسیقی و نواختن ساز ویولن را آغاز میکند.
پدر خالقی با اینکه خود نوازندهی ساز بود اما با موسیقی یادگرفتن فرزندش مشکل داشت و مخالف آن بود که فرزندش به کلاس درس موسیقی برود. حتا گفته میشود که «یحیی دولتآبادی»، شاعر و خوشنویس و نویسندهی وقایع مشروطیت نزد پدر وساطتت میکند که روحالله به کلاس موسیقی برود اما نتیجهای نمیبخشد.
او سرانجام در اوايل زمستان ۱۳۰۲ و با دیدن نخستین آگهی گشایش مدرسهی موسیقی وزیری در این کلاسها بدون اذن پدر ثبتنام میکند.
در سال ۱۳۰۴، چهار کنسرت به رهبری وزیری در مدرسه اجرا میشود که خالقی نیز در آنها نوازندگی میکند.
خالقی قطعات و تصنیفها و سرودهای بسیاری دارد. مشهورترین سرودهای خالقی «ای ایران» با شعر گلگلاب و سرود نفت با شعر رهی معیری است. از دیگر سرودهای خالقی میتوان به دانایی، آذربایجان، ارتش، دانشگاه، شیر و خورشید، کارگران، میهن، اصفهان و هنر اشاره کرد.
از خالقی آثار تالیفی نیز برجا مانده است که میتوان به «نظری به موسیقی»، «کتاب هماهنگی»، «سرگذشت موسیقی ایران»، «کتاب ویولن» و «تار و سه تار» اشاره کرد.
روحالله خالقی در بیستویکم آبانماه ۱۳۴۴ و پس از انجام چند جراحی ناموفق در شهر سالزبورگ اتریش درگذشت.
🍏🍎🍃
21 آبان سالروز درگذشت
"روحالله خالقی" 🕊
شاید کمتر ایرانی وطندوستی باشد که سرود «ای ایران» را شنیده باشد و سرا پا غرق شادی و بهجت نشود. آهنگساز این سرود کسی نیست جز #روحالله_خالقی.
روحالله خالقی، استاد موسیقی، آهنگساز و نوازندهی ویولن در سال ۱۲۸۵ شمسی در ماهان کرمان دیده به جهان گشود. پدرش میرزا عبداللهخان منشی و مادرش مخلوقه خانم در باغ شاهزاده ماهان کرمان که عمارتی حکومتی بود زندگی میکردند. پدر و مادرش هر دو تار مینواختند. روحالله چند ماهه بود که به همراه خانواده به تهران مهاجرت کردند. او تحصیلات ابتداییاش را در تهران و شیراز و اصفهان گذراند. در تهران به مدرسهی آمریکاییها رفت. در آنجا به همراه دیگر شاگردان مدرسه سرود هم میخواندند. از آنجا که پدرش نوازندهی ساز بود و دستی در موسیقی داشت بسیاری از نوازندگان موسیقی آن زمان به خانهشان آمد و شد داشتند. روحالله در مدرسهای درس خواند که به گفتهی خودش خانم «جردن» هر روز پیش از آغاز درس، ارگ مینواخته است.
خالقی میگوید که ده ساله بوده است که صدای ویولنی که از خانهی همسایه به گوش میرسیده است او را مجذوب موسیقی ساخته است. او بعدها دانست که این همسایه کسی نبوده است جز یکی از بزرگترین موسیقیدانان سنتی یعنی «رکنالدینخان مختاری».
روحالله خالقی پانزده ساله بود که «درویشخان»، از هنرمندان و استادان بنام موسیقی ایرانی در اواخر دورهی قاجاریه را میبیند. او در سال ۱۳۰۱ برای اولین بار در گراند هتل تهران با موسیقی عارف قزوینی آشنا میشود. یک سال بعد از آن در سال ۱۳۰۲ روحالله خالقی به مدرسهی عالی موسیقی میرود و در آنجا تحت نظر «علینقی وزیری» آموختن موسیقی و نواختن ساز ویولن را آغاز میکند.
پدر خالقی با اینکه خود نوازندهی ساز بود اما با موسیقی یادگرفتن فرزندش مشکل داشت و مخالف آن بود که فرزندش به کلاس درس موسیقی برود. حتا گفته میشود که «یحیی دولتآبادی»، شاعر و خوشنویس و نویسندهی وقایع مشروطیت نزد پدر وساطتت میکند که روحالله به کلاس موسیقی برود اما نتیجهای نمیبخشد.
او سرانجام در اوايل زمستان ۱۳۰۲ و با دیدن نخستین آگهی گشایش مدرسهی موسیقی وزیری در این کلاسها بدون اذن پدر ثبتنام میکند.
در سال ۱۳۰۴، چهار کنسرت به رهبری وزیری در مدرسه اجرا میشود که خالقی نیز در آنها نوازندگی میکند.
خالقی قطعات و تصنیفها و سرودهای بسیاری دارد. مشهورترین سرودهای خالقی «ای ایران» با شعر گلگلاب و سرود نفت با شعر رهی معیری است. از دیگر سرودهای خالقی میتوان به دانایی، آذربایجان، ارتش، دانشگاه، شیر و خورشید، کارگران، میهن، اصفهان و هنر اشاره کرد.
از خالقی آثار تالیفی نیز برجا مانده است که میتوان به «نظری به موسیقی»، «کتاب هماهنگی»، «سرگذشت موسیقی ایران»، «کتاب ویولن» و «تار و سه تار» اشاره کرد.
روحالله خالقی در بیستویکم آبانماه ۱۳۴۴ و پس از انجام چند جراحی ناموفق در شهر سالزبورگ اتریش درگذشت.
🍏🍎🍃
🕊2
●
مرغ آمین گوی
دور می گردد
از فراز بام
در بسیط خطّه ی آرام، می خواند خروس از دور
می شکافد جرم دیوار سحرگاهان.
وز بر آن سرد دوداندود خاموش
هرچه، با رنگ تجلّی، رنگ در پیکر می افزاید.
می گریزد شب.
صبح می آید.
#نیما_یوشیج
تجریش، زمستان 1330
🍏🍎🍃
مرغ آمین گوی
دور می گردد
از فراز بام
در بسیط خطّه ی آرام، می خواند خروس از دور
می شکافد جرم دیوار سحرگاهان.
وز بر آن سرد دوداندود خاموش
هرچه، با رنگ تجلّی، رنگ در پیکر می افزاید.
می گریزد شب.
صبح می آید.
#نیما_یوشیج
تجریش، زمستان 1330
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز پنج شنبه ☀️🐓
☀️ ۲۲ آبان ۱۴۰۴
🌙۲۲ جمادی الاولی ۱۴۴۷
🌲۱۳ نوامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----💛-----☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی
و لبخند و امید 🍂🌾
------------------------
پنچره ی آرزوهایتان گشوده به آغوش پرمهر آفرینش
----------------
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
پایان هفته خوشی داشته باشید
-----------------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز پنج شنبه ☀️🐓
☀️ ۲۲ آبان ۱۴۰۴
🌙۲۲ جمادی الاولی ۱۴۴۷
🌲۱۳ نوامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----💛-----☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی
و لبخند و امید 🍂🌾
------------------------
پنچره ی آرزوهایتان گشوده به آغوش پرمهر آفرینش
----------------
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
پایان هفته خوشی داشته باشید
-----------------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
Sezen Aksu - Belalım (Lyrics I Şarkı Sözleri)
🎼❤️🎼
در آن نوبت که بندد
دست نیلوفر به پای سَرو کوهی دام
گرم یادِ آوری یا نه
من از یادت نمیکاهم
تو را من چشم در راهم...
#نیما_یوشیج
🍏🍎🍃
در آن نوبت که بندد
دست نیلوفر به پای سَرو کوهی دام
گرم یادِ آوری یا نه
من از یادت نمیکاهم
تو را من چشم در راهم...
#نیما_یوشیج
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
خانهام ابریست ...
خانه ام ابری ست
یکسره روی زمین ابری ست با آن.
از فراز گردنه خرد و خراب و مست
باد میپیچد.
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من!
آی نی زن که تو را آوای نی برده ست دور از ره کجایی؟
خانه ام ابری ست اما
ابر بارانش گرفته ست.
در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم،
من به روی آفتابم
می برم در ساحت دریا نظاره.
و همه دنیا خراب و خرد از باد است
و به ره ، نی زن که دائم می نوازد نی ، در این دنیای ابراندود
راه خود را دارد اندر پیش.
✍#نیما_یوشیج
🍏🍎🍃
خانهام ابریست ...
خانه ام ابری ست
یکسره روی زمین ابری ست با آن.
از فراز گردنه خرد و خراب و مست
باد میپیچد.
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من!
آی نی زن که تو را آوای نی برده ست دور از ره کجایی؟
خانه ام ابری ست اما
ابر بارانش گرفته ست.
در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم،
من به روی آفتابم
می برم در ساحت دریا نظاره.
و همه دنیا خراب و خرد از باد است
و به ره ، نی زن که دائم می نوازد نی ، در این دنیای ابراندود
راه خود را دارد اندر پیش.
✍#نیما_یوشیج
🍏🍎🍃
❤2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
چون صبح ولای حق دمیدن گیرد
جان در تن زندگان پریدن گیرد
جایی برسد مرد که در هر نفسی
بیزحمت چشم دوست دیدن گیرد
✍#حضرت_مولانا
درودی به روشنای آفتاب مهر
صبح تون به خیر روزتان شاد
🍏🍎🍃
چون صبح ولای حق دمیدن گیرد
جان در تن زندگان پریدن گیرد
جایی برسد مرد که در هر نفسی
بیزحمت چشم دوست دیدن گیرد
✍#حضرت_مولانا
درودی به روشنای آفتاب مهر
صبح تون به خیر روزتان شاد
🍏🍎🍃
❤1🙏1