معمای عشق
734 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
🕊
غزلیات حافظ 263
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ《263》
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
بیا و کَشتیِ ما در شَطِ شراب انداز
خروش و وِلوِله در جانِ شیخ و شاب انداز

مرا به کَشتیِ باده درافکن ای ساقی
که گفته‌اند نِکویی کن و در آب انداز

ز کویِ میکده برگشته‌ام ز راهِ خَطا
مرا دِگَر ز کَرَم با رَهِ صواب انداز

بیار زان مِی گلرنگِ مشک بو جامی
شرارِ رَشک و حسد در دلِ گلاب انداز

اگر چه مست و خرابم، تو نیز لطفی کن
نظر بر این دلِ سرگشتهٔ خراب انداز

به نیمْ شب اَگَرَت آفتاب می‌باید
ز رویِ دخترِ گُلْچِهرِ رَز نقاب انداز

مَهِل که روزِ وفاتم به خاک بسپارند
مرا به میکده بَر، در خُمِ شراب انداز

ز جورِ چرخ چو حافظ به جان رسید دل

به سویِ دیو مِحَن ناوَکِ شهاب انداز
🍏🍎🍃
1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


از بود و نبود من اندیشه گمان‌ها داشت
از عشق هویدا شد این نکته که من هستم
اقبال لاهوری در این ناب سروده سخن بسیاری از بزرگان حکمت و اندیشه و عرفان را برایمان بازگو می‌کند، این که ارزش وجودی هر انسان به میزان عشقی است که در زندگی تجربه می‌کند، و در حقیقتِ بود و نبود آدمی به آن بستگی دارد. و به راستی، بی‌عشق انسان با سایر حیوانان و نباتات و جمادات چه تفاوتی دارد؟
از بود و نبود من اندیشه گمان‌ها داشت
از عشق هویدا شد این نکته که من هستم

#اقبال_لاهوری
#احسان‌الله_شکراللهی

سالروز درگذشت🕊
علامه  اقبال_ لاهوری گرامی
🍏🍎🍃
🙏1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با من بِمان.
محمد معتمدی | طوفان
🎼❤️🎼


_می دانم!
چشم های ات
چکاوکی می شود
تا رخصتِ بارانِ عشق؛

و دست‌های ات؛
شاخه یِ تردِ نیلوفری
برای خوابِ تمامیِ
فصل هایِ زرد!


#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

مجنون غبارِ دامنِ
صحرای غیب بود

روزی که درد و داغِ
محبّت به من رسید

#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
📕

فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیت‌های او در همهٔ رمان‌هایش با مشکلات روان‌شناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهم‌تر آنکه کتاب‌هایش از آموزه‌های ایدئولوژیک زمان خود الهام می‌گرفتند. رمان‌های مشهور او جنایت و مکافات (1866)، ابله (1869)، جن‌زدگان (1872) و برادران کارامازوف (1880) هستند.
🍏🍎🍃
👌2
Audio
📕📕

📕#جنایت و مکافات
#داستایوفسکی

بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روان‌شناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
👌2
📚


باران که شدی مپرس این خانه کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست

باران که شدى، پیاله‌ ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پیمانه‌ یکیست

باران! تو که از پیش خدا مى‌ آیی توضیح بده عاقل و دیوانه یکیست

بر درگه او چونکه بیافتند به خاک شیر و شتر و رستم و موریانه یکیست

با سوره ى دل، اگر خدا را خواندى حمد و فلق و نعره مستانه یکیست

این بى‌ خردان، خویش خدا مى‌دانند اینجا سند و قصه و افسانه یکیست

از قدرت حق، هرچه گرفتند به کار در خلقت تو و بال پروانه یکیست گر درک کنى خودت خدا را بینى درکش نکنی، کعبه و بت‌ خانه یکیست

#مهدی_مختارزاده
#مولانا
🍏🍎🍃
👌2


بعد از دستگیری میرزا رضا کرمانی و هنگام بازجویی از او پرسیدند : 

چرا حضرت ناصرالدین شاه را کشتی؟

او پاسخ داد : سراسر مملکت را فساد و فقر گرفته و همه تقصیر از او بود ؛ چرا که سر رشته ی همه چیز در مملکت به او ختم می‌شد و تمام قوا در شخص او متمرکز بود.

گفتند: این ربطی به والا حضرت ندارد و اطرافیان او مقصرند، او از خیلی امور ناراست بی‌اطلاع بود.

او پاسخ داد: اگر اطلاع داشت که حقش بود و اگر بی‌اطلاع بود، وای به حال مملکتی که شاهش از این همه ناراستی و فقر و فساد بی اطلاع باشد...!

🍏🍎🍃
👏2👌1
@Aryaeichanel
سالار عقیلی-بلبل پاییز
🎼❤️🎼


🎼#بلبل_پاییز
🗣#سالار_عقیلی



من بلبل پاییزم و گلخانه ندارم
در دام تو افتاده ام و
دانه ندارم ...

🍏🍎🍃
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


مرغکی؛
از کوچ جا مانده
              و هر شب تا سحر 
بر شاخساری خشک، می نالد
                          
و قابِ پنجره؛ در انتظارِ
گام های خسته ای،
از شرم می خوابد 

و دستانی، سکوت خالی ِ
یک سفره را، آرام می بلعد
و بغض کودکی؛
در خانه می پیچد
        
و جام اشک را...
 یک زن بجایِ آب؛ می نوشد

و من... در خلوتِ
  کابوسِ بی هنگامِ شب
  آهسته  می گریم؛
                        
چرا باران نمی بارد...؟
          کاسه ها و کوزه ها
                     خالی ست!

#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
1🙏1