Taknavazi Setar
Mohamad Fathi
🎼❤️🎼
" تک نوازیِ سه تار "
👤 محمد_فتحی 🪕
----------------------------
بمان.. نرو ...
روحِ عریان ام؛
در ازدحام خالی ِ
کوچه های تنگ حضور
بدون قدم های
سبز عشق؛ می میرد...
بمان.. نرو ...
بی تو... جهانم ابری ست!
بی تو .. تا همیشه می بارم؛
بی تو.. در غروبی سرد می میرم!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
" تک نوازیِ سه تار "
👤 محمد_فتحی 🪕
----------------------------
بمان.. نرو ...
روحِ عریان ام؛
در ازدحام خالی ِ
کوچه های تنگ حضور
بدون قدم های
سبز عشق؛ می میرد...
بمان.. نرو ...
بی تو... جهانم ابری ست!
بی تو .. تا همیشه می بارم؛
بی تو.. در غروبی سرد می میرم!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه. ☀️🐓
☀️ ۱۲ آبان ۱۴۰۴
🌙 ۱۲جمادی الاول ۱۴۴۷
🌲 ۳ نوامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----💛-----☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی
و لبخند و امید 🍂🌾
------------------------
پنچره ی آرزوهایتان گشوده به آغوش پرمهر آفرینش
----------------
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
قدم های زندگی به عشق و رویش
-----------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه. ☀️🐓
☀️ ۱۲ آبان ۱۴۰۴
🌙 ۱۲جمادی الاول ۱۴۴۷
🌲 ۳ نوامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----💛-----☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی
و لبخند و امید 🍂🌾
------------------------
پنچره ی آرزوهایتان گشوده به آغوش پرمهر آفرینش
----------------
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
قدم های زندگی به عشق و رویش
-----------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
●
جز عشق
هر حرفی که داری،
مختصر لطفا !
نگذار چتر خیس خود را
پشت در ، لطفا!
با خود بیاور
سرزده مهمان باران را
امشب تمام
ابرها را کن خبر لطفا!
من ماهی دلتنگِ تُنگم ،
چیست سوغاتت؟
امواج دریا را بیاور
از سفر لطفا!
در صندلی مشترک ،
جای خجالت نیست !
اهل خطر باش و
کمی نزدیکتر ....، لطفا!
هرچند می میرد
برایت هرکسی، بگذار
تا زنده باشد
در کنارت یک نفر ، لطفا!
در پای مرز بکر
آغوشت زمینگیرم
با بوسه ویزای
مرا کن معتبر لطفا!
بعد از نماز صبح،
می چسبد شراب تو!
این خانه را میخانه کن
وقت سحر، لطفا!
با تو سرم ای عشق ،
دائم درد می خواهد !
تزریق کن در من
دوباره دردسر ، لطفا.
✍#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
جز عشق
هر حرفی که داری،
مختصر لطفا !
نگذار چتر خیس خود را
پشت در ، لطفا!
با خود بیاور
سرزده مهمان باران را
امشب تمام
ابرها را کن خبر لطفا!
من ماهی دلتنگِ تُنگم ،
چیست سوغاتت؟
امواج دریا را بیاور
از سفر لطفا!
در صندلی مشترک ،
جای خجالت نیست !
اهل خطر باش و
کمی نزدیکتر ....، لطفا!
هرچند می میرد
برایت هرکسی، بگذار
تا زنده باشد
در کنارت یک نفر ، لطفا!
در پای مرز بکر
آغوشت زمینگیرم
با بوسه ویزای
مرا کن معتبر لطفا!
بعد از نماز صبح،
می چسبد شراب تو!
این خانه را میخانه کن
وقت سحر، لطفا!
با تو سرم ای عشق ،
دائم درد می خواهد !
تزریق کن در من
دوباره دردسر ، لطفا.
✍#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
خوش بخند ای دل
که اینک صبح خندان میدمد
خوش برقص ای ذره
که اینک مهر رخشان میرسد
#سلمان_ساوجی
Hello Good morning👩❤️💋👨
I hope you start your day with a smile and a mind full of beautiful thoughts
Steps of life to love and hope
سلام صبح به خیر 🙋🙋♀👩❤️💋👨
امیدوارم روز خود را با لبخند و ذهنی پر از اندیشه های زیبا شروع کنید
قدم های زندگی به عشق و امید
🍏🍎🍃
خوش بخند ای دل
که اینک صبح خندان میدمد
خوش برقص ای ذره
که اینک مهر رخشان میرسد
#سلمان_ساوجی
Hello Good morning👩❤️💋👨
I hope you start your day with a smile and a mind full of beautiful thoughts
Steps of life to love and hope
سلام صبح به خیر 🙋🙋♀👩❤️💋👨
امیدوارم روز خود را با لبخند و ذهنی پر از اندیشه های زیبا شروع کنید
قدم های زندگی به عشق و امید
🍏🍎🍃
❤1👌1
Raze Chashm
Alireza Eftekhari @Avazsonnati
🎼❤️🎼
چه رازی در اعماق
چشمت نهفته
چه کس با شب از
چشم تو قصه گفته
که من چون شهابی
که مثل حبابی
چنین در هوایت...
رها شده ام؛ فنا شده ام
🍏🍎🍃
چه رازی در اعماق
چشمت نهفته
چه کس با شب از
چشم تو قصه گفته
که من چون شهابی
که مثل حبابی
چنین در هوایت...
رها شده ام؛ فنا شده ام
🍏🍎🍃
❤2👌1
خورشید زیبا
مهدی جهانی
🎼❤️🎼
_سلام!
به لبخندِ شاد
به آغوشِ نمناکِ خاک
به دستانِ پرمهرِ یک صبحِ پاک!
سلام به تو
که قصیده یِ بلندِ بارانی
سلام به تو
که شروعِ دوباره یِ پایانی!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
_سلام!
به لبخندِ شاد
به آغوشِ نمناکِ خاک
به دستانِ پرمهرِ یک صبحِ پاک!
سلام به تو
که قصیده یِ بلندِ بارانی
سلام به تو
که شروعِ دوباره یِ پایانی!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
به یادم هست، روزی مصرّانه به تو میگفتم:
" ما هرگز خسته نخواهیم شد...هرگز"
اما مدتی است پی فرصتی میگردم شیرینم ،
تا به تو بگویم ما نیز ،
خسته میشویم... و خسته شدن ، حق ماست ؛
این که خسته می شویم و از نفَس می افتیم و در زانوهایمان،
دردی حس میکنیم ، مسأله ای نیست
مسأله این است که بتوانیم زیر درختی ، کنار جوی آبی ،
روی تخته سنگی ، "در کنار هم" بنشینیم ،
و خستگی از تن و روح، بتکانیم
خسته نشدن ، خلافِ طبیعت است
همچنان که، خسته ماندن
دیگر نمی گویم که ما تا زنده ایم خسته نخواهیم شد
بلکه می گویم:
ما هرگز ، خسته نخواهیم ماند ..
✍#نادر_ابراهیمی
🍏🍎🍃
به یادم هست، روزی مصرّانه به تو میگفتم:
" ما هرگز خسته نخواهیم شد...هرگز"
اما مدتی است پی فرصتی میگردم شیرینم ،
تا به تو بگویم ما نیز ،
خسته میشویم... و خسته شدن ، حق ماست ؛
این که خسته می شویم و از نفَس می افتیم و در زانوهایمان،
دردی حس میکنیم ، مسأله ای نیست
مسأله این است که بتوانیم زیر درختی ، کنار جوی آبی ،
روی تخته سنگی ، "در کنار هم" بنشینیم ،
و خستگی از تن و روح، بتکانیم
خسته نشدن ، خلافِ طبیعت است
همچنان که، خسته ماندن
دیگر نمی گویم که ما تا زنده ایم خسته نخواهیم شد
بلکه می گویم:
ما هرگز ، خسته نخواهیم ماند ..
✍#نادر_ابراهیمی
🍏🍎🍃
❤1👌1
غزلیات حافظ 257
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_257
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
روی بِنْما و مرا گو که ز جان دل برگیر
پیشِ شمع آتشِ پروانه به جان گو درگیر
در لبِ تشنهٔ ما بین و مدار آب دریغ
بر سَرِ کُشتهٔ خویش آی و ز خاکَش برگیر
تَرکِ درویش مگیر ار نَبُوَد سیم و زَرَ
در غَمَت سیمْ شُمار اشک و رُخَش را زر گیر
چنگ بِنْواز و بساز ار نَبُوَد عود چه باک؟
آتشم عشق و دلم عود و تَنَم مِجمَر گیر
در سَماع آی و ز سر خرقه برانداز و برقص
ور نه با گوشه رو و خرقهٔ ما در سر گیر
صوف بَرکَش ز سر و بادهٔ صافی دَرکَش
سیم در باز و به زر سیمبَری در بر گیر
دوست گو یار شو و هر دو جهان دشمن باش
بخت گو پشت مَکُن، رویِ زمین لشکر گیر
میل رفتن مَکُن ای دوست دَمی با ما باش
بر لبِ جوی، طرب جوی و به کف ساغر گیر
رفته گیر از بَرَم و زآتش و آبِ دل و چشم
گونهام زرد و لبم خشک و کنارم تَر گیر
حافظ آراسته کن بزم و بگو واعظ را
که ببین مجلسم و تَرکِ سَرِ منبر گیر
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
روی بِنْما و مرا گو که ز جان دل برگیر
پیشِ شمع آتشِ پروانه به جان گو درگیر
در لبِ تشنهٔ ما بین و مدار آب دریغ
بر سَرِ کُشتهٔ خویش آی و ز خاکَش برگیر
تَرکِ درویش مگیر ار نَبُوَد سیم و زَرَ
در غَمَت سیمْ شُمار اشک و رُخَش را زر گیر
چنگ بِنْواز و بساز ار نَبُوَد عود چه باک؟
آتشم عشق و دلم عود و تَنَم مِجمَر گیر
در سَماع آی و ز سر خرقه برانداز و برقص
ور نه با گوشه رو و خرقهٔ ما در سر گیر
صوف بَرکَش ز سر و بادهٔ صافی دَرکَش
سیم در باز و به زر سیمبَری در بر گیر
دوست گو یار شو و هر دو جهان دشمن باش
بخت گو پشت مَکُن، رویِ زمین لشکر گیر
میل رفتن مَکُن ای دوست دَمی با ما باش
بر لبِ جوی، طرب جوی و به کف ساغر گیر
رفته گیر از بَرَم و زآتش و آبِ دل و چشم
گونهام زرد و لبم خشک و کنارم تَر گیر
حافظ آراسته کن بزم و بگو واعظ را
که ببین مجلسم و تَرکِ سَرِ منبر گیر
🍏🍎🍃
❤1🙏1
🎨
تابلوی " #فالگیر_یهودی":
اثر #کمال_الملک
بدون شک تابلوی "فالگیر یهودی" اثر کمالالملک نقطه عطفی در تاریخ هنر معاصر ایران محسوب میشود.
این اثر از حیث پرداخت و ترکیب بندی دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که نشان از پختگی هنرمند و تسلط بیسابقهاش بر عناصر بصری در مکتب رئالیسم دارد.
آنچه که به وضوح به چشم میآید اینست که کمالالملک در این اثر از ناتورئالیسم پیشین فاصله گرفته و به دور از فشارهای درباری و موضوعات سفارشی، به خلق یک اثر تماماً اجتماعی با ساختاری واقع گرایانه پرداخته است چهار شخصیت حاضر در تابلو در ترکیبی دورانی به یکدیگر پیوند داده شدهاند. فضای اتاق آرام و بی ارایه همچون خلوتگاه تصویر شده است، که چیرگی عناصر انسانی بر فضا را به خوبی انعکاس میدهد.
نگاه شخصیتها به یکدیگر به گونهای توزیع شده است که نگاه بیننده را به چرخش درمیآورد. هر چهار نفر لبخندی بر لب دارند که به طرزی بینقص بر چهرهها نقش بسته و حکایت از سر درون آنها دارد. پیرمرد فالگیر حریص و طماع به نظر میآید و دختر جوان خام و ناپخته و به ظاهر فریفته پیشگویی رمال مینماید.
"با تاسف و درد هنوز هم... تنور فال و فالگیری داغ است"
🍏🍎🍃
تابلوی " #فالگیر_یهودی":
اثر #کمال_الملک
بدون شک تابلوی "فالگیر یهودی" اثر کمالالملک نقطه عطفی در تاریخ هنر معاصر ایران محسوب میشود.
این اثر از حیث پرداخت و ترکیب بندی دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که نشان از پختگی هنرمند و تسلط بیسابقهاش بر عناصر بصری در مکتب رئالیسم دارد.
آنچه که به وضوح به چشم میآید اینست که کمالالملک در این اثر از ناتورئالیسم پیشین فاصله گرفته و به دور از فشارهای درباری و موضوعات سفارشی، به خلق یک اثر تماماً اجتماعی با ساختاری واقع گرایانه پرداخته است چهار شخصیت حاضر در تابلو در ترکیبی دورانی به یکدیگر پیوند داده شدهاند. فضای اتاق آرام و بی ارایه همچون خلوتگاه تصویر شده است، که چیرگی عناصر انسانی بر فضا را به خوبی انعکاس میدهد.
نگاه شخصیتها به یکدیگر به گونهای توزیع شده است که نگاه بیننده را به چرخش درمیآورد. هر چهار نفر لبخندی بر لب دارند که به طرزی بینقص بر چهرهها نقش بسته و حکایت از سر درون آنها دارد. پیرمرد فالگیر حریص و طماع به نظر میآید و دختر جوان خام و ناپخته و به ظاهر فریفته پیشگویی رمال مینماید.
"با تاسف و درد هنوز هم... تنور فال و فالگیری داغ است"
🍏🍎🍃
🙏1👌1