○
«وقتی تمامی توانهای وجودتان در جنبش آیند، زندگی نیز در اطرافتان بازی آغاز خواهد کرد. آن وقت چشمان شما بر آنچه امروز هنوز نمیبینید باز خواهد شد. صداهایی را که امروز نمیشنوید خواهید شنید، اعصابتان موسیقی خود را خواهد نواخت. آوای حرکت ستارگان را خواهید شنید، به زمزمه روییدن علفها گوش خواهید سپرد. صبر داشته باشید، شتاب نکنید، اینها خود خواهد آمد.»
✍ #ایوان_گنچاروف
📕# ابلوموف
🍏🍎🍃
«وقتی تمامی توانهای وجودتان در جنبش آیند، زندگی نیز در اطرافتان بازی آغاز خواهد کرد. آن وقت چشمان شما بر آنچه امروز هنوز نمیبینید باز خواهد شد. صداهایی را که امروز نمیشنوید خواهید شنید، اعصابتان موسیقی خود را خواهد نواخت. آوای حرکت ستارگان را خواهید شنید، به زمزمه روییدن علفها گوش خواهید سپرد. صبر داشته باشید، شتاب نکنید، اینها خود خواهد آمد.»
✍ #ایوان_گنچاروف
📕# ابلوموف
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
- مگر نه اینست که انسان با ایثار همه چیز خود به دیگران خود تهیدست و محروم میماند و بدین ترتیب از تمتع از مواهبی که زندگی به او اعطا کرده است چشم میپوشد؟
مارتا در جواب میگوید:
- در واقع مواهبی که زندگی به ما عطا کرده است گرانبها هستند. آری، گرانبها و شگفتانگیز! کسی که میخواهد از آنها متمتع شود، کسی که در این راه سخت در تلاش است، کسی که از بام تا شام به خود رنج میدهد تا از آنها لذت ببرد چنین کسی در حقیقت متمتع نمیشود بلکه به سرعت هرچه تمامتر آن مواهب را سوزانده و تبدیل به خاکستر کرده است. وه که چه مواهب عجیبی! اما کسی که به برعکس، آنها را فراموش میکند و خود را نیز فراموش میکند، چنین کسی همیشه هزار برابر آنچه میدهد میگیرد و در پایان عمر نیز مواهبی که از طبیعت گرفته است در وجود او همچون بوتههای بزرگ گل سرخ در ماه مه دوباره به گل خواهد نشست.
✍#اینیاتسیو_سیلونه
📕# نان و شراب
🍏🍎🍃
- مگر نه اینست که انسان با ایثار همه چیز خود به دیگران خود تهیدست و محروم میماند و بدین ترتیب از تمتع از مواهبی که زندگی به او اعطا کرده است چشم میپوشد؟
مارتا در جواب میگوید:
- در واقع مواهبی که زندگی به ما عطا کرده است گرانبها هستند. آری، گرانبها و شگفتانگیز! کسی که میخواهد از آنها متمتع شود، کسی که در این راه سخت در تلاش است، کسی که از بام تا شام به خود رنج میدهد تا از آنها لذت ببرد چنین کسی در حقیقت متمتع نمیشود بلکه به سرعت هرچه تمامتر آن مواهب را سوزانده و تبدیل به خاکستر کرده است. وه که چه مواهب عجیبی! اما کسی که به برعکس، آنها را فراموش میکند و خود را نیز فراموش میکند، چنین کسی همیشه هزار برابر آنچه میدهد میگیرد و در پایان عمر نیز مواهبی که از طبیعت گرفته است در وجود او همچون بوتههای بزرگ گل سرخ در ماه مه دوباره به گل خواهد نشست.
✍#اینیاتسیو_سیلونه
📕# نان و شراب
🍏🍎🍃
👌2
●
قلب شاعر دریای بزرگ است.ببین دریا را که با تمام وسعت خود به اندک نسیمی سیمایش را پرچین می کند.
✉ از میان نامه ها
✍ نیما یوشیج به عالیه جهانگیر
----------
گویی نسیمی از بال پرواز یک پرنده ی عاشق؛ قلب مرا هم لمس کرده باشد... شاید من هم راهی ِ دریا شده ام...
انگار در سینه ام ... قلب یک شاعر شیدا می تپد و لمسِ سرانگشتان نسیم باور عشق... تا قلب یک... عاقلِ وامانده ی غافل...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
قلب شاعر دریای بزرگ است.ببین دریا را که با تمام وسعت خود به اندک نسیمی سیمایش را پرچین می کند.
✉ از میان نامه ها
✍ نیما یوشیج به عالیه جهانگیر
----------
گویی نسیمی از بال پرواز یک پرنده ی عاشق؛ قلب مرا هم لمس کرده باشد... شاید من هم راهی ِ دریا شده ام...
انگار در سینه ام ... قلب یک شاعر شیدا می تپد و لمسِ سرانگشتان نسیم باور عشق... تا قلب یک... عاقلِ وامانده ی غافل...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
Haber Gelmiyor Yardan ( Aparat-Music.IR )
Bulent Serttas ft Serdar Ortac ( Aparat-Music.IR )
🎼❤️🎼
🎼 هابار گلمیر یاردارن ..
🗣#سردار_اورتاج
گفتا سر چه داری
کز سر خبر نداری
گفتم بر آستانت
دارم سر گدایی
#خواجوی_کرمانی
🍏🍎🍃
🎼 هابار گلمیر یاردارن ..
🗣#سردار_اورتاج
گفتا سر چه داری
کز سر خبر نداری
گفتم بر آستانت
دارم سر گدایی
#خواجوی_کرمانی
🍏🍎🍃
❤1👌1
غزلیات حافظ 256
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_256
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------
نصیحتی کُنَمَت بشنو و بهانه مَگیر
هر آنچه ناصِحِ مُشْفِق بگویَدَت بپذیر
ز وصلِ رویِ جوانان تَمَتُّعی بردار
که در کمینگهِ عمر است مَکرِ عالَمِ پیر
نَعیم هر دو جهان پیش عاشقان بجوی
که این متاعِ قلیل است و آن عَطایِ کثیر
معاشری خوش و رودی بساز میخواهم
که دردِ خویش بگویم به نالهٔ بَم و زیر
بر آن سَرَم که نَنوشَم مِی و گُنَه نکنم
اگر موافقِ تدبیرِ من شَوَد تقدیر
چو قسمتِ ازلی بیحضورِ ما کردند
گر اندکی نه به وِفقِ رضاست خرده مگیر
چو لاله در قَدَحم ریز ساقیا مِی و مُشک
که نقشِ خالِ نگارم نمیرود ز ضمیر
بیار ساغرِ دُرِّ خوشاب ای ساقی
حسود گو کَرَمِ آصفی ببین و بمیر
به عزمِ توبه نهادم قدح ز کف صد بار
ولی کرشمهٔ ساقی نمیکُنَد تقصیر
مِی دوساله و محبوبِ چارده ساله
همین بس است مرا صُحبتِ صَغیر و کَبیر
دل رمیدهٔ ما را که پیش میگیرد؟
خبر دهید به مجنونِ خسته از زنجیر
حدیثِ توبه در این بزمگه مگو حافظ
که ساقیان کمان ابرویَت زَنَند به تیر
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------
نصیحتی کُنَمَت بشنو و بهانه مَگیر
هر آنچه ناصِحِ مُشْفِق بگویَدَت بپذیر
ز وصلِ رویِ جوانان تَمَتُّعی بردار
که در کمینگهِ عمر است مَکرِ عالَمِ پیر
نَعیم هر دو جهان پیش عاشقان بجوی
که این متاعِ قلیل است و آن عَطایِ کثیر
معاشری خوش و رودی بساز میخواهم
که دردِ خویش بگویم به نالهٔ بَم و زیر
بر آن سَرَم که نَنوشَم مِی و گُنَه نکنم
اگر موافقِ تدبیرِ من شَوَد تقدیر
چو قسمتِ ازلی بیحضورِ ما کردند
گر اندکی نه به وِفقِ رضاست خرده مگیر
چو لاله در قَدَحم ریز ساقیا مِی و مُشک
که نقشِ خالِ نگارم نمیرود ز ضمیر
بیار ساغرِ دُرِّ خوشاب ای ساقی
حسود گو کَرَمِ آصفی ببین و بمیر
به عزمِ توبه نهادم قدح ز کف صد بار
ولی کرشمهٔ ساقی نمیکُنَد تقصیر
مِی دوساله و محبوبِ چارده ساله
همین بس است مرا صُحبتِ صَغیر و کَبیر
دل رمیدهٔ ما را که پیش میگیرد؟
خبر دهید به مجنونِ خسته از زنجیر
حدیثِ توبه در این بزمگه مگو حافظ
که ساقیان کمان ابرویَت زَنَند به تیر
🍏🍎🍃
❤1👏1
به عزمِ توبه
نهادم قدح ز کف صد بار
ولی کرشمهٔ ساقی نمیکُنَد تقصیر
نهادم قدح ز کف صد بار
ولی کرشمهٔ ساقی نمیکُنَد تقصیر
❤1
○
#ققنوس
در اساطیر ایران:
دراساطیر ایران، قُقنوس یا قُقنُس، معرب کلمهٔ یونانی کوکنوس(Kuknos)، و همتای کلمهٔ هند و اروپایی و چینی فونیکس است و چنین مینماید که شکل آن ترتیب و برآیندی از قرقاول، مرغ چینی و آمیزهٔ آن با دیگر مرغان اسطوره ایست.
این مرغ در روایتهای ایرانی نیز همچون روایتهای هندواروپائی، مرغی نادر و تنهاست که او را جفتی نیست و در نتیجه از او زایشی نیز پدید نخواهد آمد. ققنوس هزار سال زندگی میکند و چون عمرش به پایان میرسد، تودهای بزرگ از هیزم فراهم میآورد و با نشستن بر آن توده چندان آواز میخواند که از آواز خود به وجد میآید و با بر هم زدن بال و به یاری منقار، آتشی میافروزد و با سوختن در آتش از وی تخم مرغی پدیدار میشود و بدینسان ققنوسی دیگر زاده میشود.
در این روایت ققنوس همتای قو در ادبیات اروپایی است که با آوازخوانی، زیست و زندگی خود را به پایان میبرد. اساسا در ادبیات ایران نیز همچون ادبیات هندواروپایی، سوختن در رنج خویش و از خاکستر خود برآمدن و تولدی دیگر، راه به اسطورهٔ ققنوس دارند
ققنوس در ادبیات ( در منطق الطیر )
به ققنوس در شعر کهن فارسی تقریبا هیچگاه اشاره نشدهاست و میتوان گفت که طی هزار سال شعر فارسی، تنها عطار نیشابوری است که در اشعار خود از این پرنده نام بردهاست، و جالب این که وی نیز به صراحت با این باور دیرینه که ققنوس حیات جاودان دارد، مخالفت ورزیده و برعکس ققنوس را نیز به سان دیگر موجودات فانی دانسته و بر همه گیر بودن پدیدهٔ مرگ تاکید ورزیدهاست.
در منطق الطیر عطار، ققنوس طرفه مرغی دلستان است که مأوای او در هندوستان میباشد. او پرنده ایست که نزدیک به صد سوراخ در منقار دارد و او را جفتی نیست. بنا بر این روایت، ققنوس در بلندیها مینشیند و با وزیدن باد بر منقار او، نوایی دلنشین پدیدار میشود و مرغان دیگر بدین آواز گرد او جمع میشوند و مدهوش و صید وی میشوند.
بدین روایت، موسیقی نیز از آواز ققنوس گرفته شدهاست که:
عطار نیشابوری در اشعارش از ققنوس بعنوان پرندهای یاد میکند که بر روی نوک او ۳۶۰ سوراخ وجود دارد و از هر سوراخ آن نوایی دلنشین خارج میگردد . او خاستگاه ققنوس را در هندوستان میداند.
🍏🍎🍃
#ققنوس
در اساطیر ایران:
دراساطیر ایران، قُقنوس یا قُقنُس، معرب کلمهٔ یونانی کوکنوس(Kuknos)، و همتای کلمهٔ هند و اروپایی و چینی فونیکس است و چنین مینماید که شکل آن ترتیب و برآیندی از قرقاول، مرغ چینی و آمیزهٔ آن با دیگر مرغان اسطوره ایست.
این مرغ در روایتهای ایرانی نیز همچون روایتهای هندواروپائی، مرغی نادر و تنهاست که او را جفتی نیست و در نتیجه از او زایشی نیز پدید نخواهد آمد. ققنوس هزار سال زندگی میکند و چون عمرش به پایان میرسد، تودهای بزرگ از هیزم فراهم میآورد و با نشستن بر آن توده چندان آواز میخواند که از آواز خود به وجد میآید و با بر هم زدن بال و به یاری منقار، آتشی میافروزد و با سوختن در آتش از وی تخم مرغی پدیدار میشود و بدینسان ققنوسی دیگر زاده میشود.
در این روایت ققنوس همتای قو در ادبیات اروپایی است که با آوازخوانی، زیست و زندگی خود را به پایان میبرد. اساسا در ادبیات ایران نیز همچون ادبیات هندواروپایی، سوختن در رنج خویش و از خاکستر خود برآمدن و تولدی دیگر، راه به اسطورهٔ ققنوس دارند
ققنوس در ادبیات ( در منطق الطیر )
به ققنوس در شعر کهن فارسی تقریبا هیچگاه اشاره نشدهاست و میتوان گفت که طی هزار سال شعر فارسی، تنها عطار نیشابوری است که در اشعار خود از این پرنده نام بردهاست، و جالب این که وی نیز به صراحت با این باور دیرینه که ققنوس حیات جاودان دارد، مخالفت ورزیده و برعکس ققنوس را نیز به سان دیگر موجودات فانی دانسته و بر همه گیر بودن پدیدهٔ مرگ تاکید ورزیدهاست.
در منطق الطیر عطار، ققنوس طرفه مرغی دلستان است که مأوای او در هندوستان میباشد. او پرنده ایست که نزدیک به صد سوراخ در منقار دارد و او را جفتی نیست. بنا بر این روایت، ققنوس در بلندیها مینشیند و با وزیدن باد بر منقار او، نوایی دلنشین پدیدار میشود و مرغان دیگر بدین آواز گرد او جمع میشوند و مدهوش و صید وی میشوند.
بدین روایت، موسیقی نیز از آواز ققنوس گرفته شدهاست که:
عطار نیشابوری در اشعارش از ققنوس بعنوان پرندهای یاد میکند که بر روی نوک او ۳۶۰ سوراخ وجود دارد و از هر سوراخ آن نوایی دلنشین خارج میگردد . او خاستگاه ققنوس را در هندوستان میداند.
🍏🍎🍃
👌4
Faramoosham Nakon
Moein
🎼❤️🎼
شازده کوچولو پرسید:
از کجا بفهمم وابسته شدم؟
روباه جواب داد :
تا وقتی که هست نمی فهمی !!
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
🍏🍎🍃
شازده کوچولو پرسید:
از کجا بفهمم وابسته شدم؟
روباه جواب داد :
تا وقتی که هست نمی فهمی !!
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
🍏🍎🍃
❤2