○
سلام به صبح؛
که آیینه ی تمام نمای آفرینش است!
سلام به آفتاب که پرتو
پرشکوه هستی ست
سلام به تو ؛
که بارش پر طراوت شعری
بر غنچه های نشکفته ی امید
سلام به تو ؛
که حلاوت مهری... و شهد
شکوفه های عشق در چشم های
پرغرور خورشید ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
سلام به صبح؛
که آیینه ی تمام نمای آفرینش است!
سلام به آفتاب که پرتو
پرشکوه هستی ست
سلام به تو ؛
که بارش پر طراوت شعری
بر غنچه های نشکفته ی امید
سلام به تو ؛
که حلاوت مهری... و شهد
شکوفه های عشق در چشم های
پرغرور خورشید ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
Golay-e-Atlasi
Alireza Eftekhari
🎼❤️🎼
ای مهربانتر از من با من!
تنها تویی مثل پرندههای بهاری در آفتاب..
مثل زلال قطرهی باران..
مثل نسیم سردِ سحر ..
مثل سِحرِ آب ..
آوازِ مهربانیِ تو با من،
در کوچه باغهای محبت
مثل شکوفههای سپیدِ سیب
ایثارِ سادگیست . . .
✍#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
ای مهربانتر از من با من!
تنها تویی مثل پرندههای بهاری در آفتاب..
مثل زلال قطرهی باران..
مثل نسیم سردِ سحر ..
مثل سِحرِ آب ..
آوازِ مهربانیِ تو با من،
در کوچه باغهای محبت
مثل شکوفههای سپیدِ سیب
ایثارِ سادگیست . . .
✍#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
دود اگر بالا نشيند
كســـر شــأن شــعـله نيست
جاي چشم ابرو نگيرد
چونكه او بالا تراست
ناكسي گر از كسي
بالا نشيند عيب نيست
روي دريا، خس نشيند
قعر دريا گوهر است_
✍#صائب_تبريزی
🍏🍎🍃
دود اگر بالا نشيند
كســـر شــأن شــعـله نيست
جاي چشم ابرو نگيرد
چونكه او بالا تراست
ناكسي گر از كسي
بالا نشيند عيب نيست
روي دريا، خس نشيند
قعر دريا گوهر است_
✍#صائب_تبريزی
🍏🍎🍃
🙏1👌1
غزلیات حافظ 250
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ/250
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------
روی بِنْمای و وجودِ خودم از یاد بِبَر
خَرمنِ سوختگان را همه گو باد بِبَر
ما چو دادیم دل و دیده به طوفانِ بلا
گو بیا سیلِ غم و خانه ز بنیاد بِبَر
زلفِ چون عَنبَرِ خامَش که ببوید؟ هیهات
ای دلِ خامطمع، این سخن از یاد بِبَر
سینه گو شعلهٔ آتشکدهٔ فارس بِکُش
دیده گو آبِ رخِ دجلهٔ بغداد بِبَر
دولتِ پیرِ مُغان باد که باقی سهل است
دیگری گو برو و نامِ من از یاد بِبَر
سعی نابرده در این راه به جایی نرسی
مزد اگر میطلبی طاعتِ استاد بِبَر
روزِ مرگم نفسی وعدهٔ دیدار بده
وان گَهَم تا به لَحَد فارغ و آزاد بِبَر
دوش میگفت به مژگانِ درازت بِکُشم
یا رب از خاطرش اندیشهٔ بیداد بِبَر
حافظ اندیشه کن از نازکیِ خاطرِ یار
برو از دَرگَهَش این ناله و فریاد بِبَر
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------
روی بِنْمای و وجودِ خودم از یاد بِبَر
خَرمنِ سوختگان را همه گو باد بِبَر
ما چو دادیم دل و دیده به طوفانِ بلا
گو بیا سیلِ غم و خانه ز بنیاد بِبَر
زلفِ چون عَنبَرِ خامَش که ببوید؟ هیهات
ای دلِ خامطمع، این سخن از یاد بِبَر
سینه گو شعلهٔ آتشکدهٔ فارس بِکُش
دیده گو آبِ رخِ دجلهٔ بغداد بِبَر
دولتِ پیرِ مُغان باد که باقی سهل است
دیگری گو برو و نامِ من از یاد بِبَر
سعی نابرده در این راه به جایی نرسی
مزد اگر میطلبی طاعتِ استاد بِبَر
روزِ مرگم نفسی وعدهٔ دیدار بده
وان گَهَم تا به لَحَد فارغ و آزاد بِبَر
دوش میگفت به مژگانِ درازت بِکُشم
یا رب از خاطرش اندیشهٔ بیداد بِبَر
حافظ اندیشه کن از نازکیِ خاطرِ یار
برو از دَرگَهَش این ناله و فریاد بِبَر
🍏🍎🍃
❤1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
عصر قشنگ پاییزی تان دلپذیر☕️
زندگی؛ فنجانی قهوه ی تلخ است، که می توان... با عشق شیرین اش کرد و در پس تمامی ِ اندوه و دلتنگی های زرد پاییزان ... با امید... به انتظارِ تلخ لحظه ها... لبخند زد... و با عشق... عاشقانه نوشیدش...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
عصر قشنگ پاییزی تان دلپذیر☕️
زندگی؛ فنجانی قهوه ی تلخ است، که می توان... با عشق شیرین اش کرد و در پس تمامی ِ اندوه و دلتنگی های زرد پاییزان ... با امید... به انتظارِ تلخ لحظه ها... لبخند زد... و با عشق... عاشقانه نوشیدش...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🥰1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 250
روز مرگم
نفسی وعده دیدار بده
وان گهم...
تا به لحد فارغ و آزاد ببر
نفسی وعده دیدار بده
وان گهم...
تا به لحد فارغ و آزاد ببر
❤1👏1🙏1
❌✅
❗️جعلیات
آدمها شبیه لیوانند
ظرفیتهایی مشخص دارند،
بعضی به اندازه استکان،
بعضی فنجان،
بعضی هم یک ماگ بزرگ،
وقتی بیش از ظرفیت لیوان در آن آب
بریزی، سر ریز میشود،
خیس میشوی،
حتی گاهی که در اوج بدشانسی باشی
و در لیوان به جای آب،
شربتی چیزی را زیادی ریخته باشی
وسرریز شده باشد،
لکهاش تا ابد بر روی لباست میماند
آدمها مثل لیوان میمانند،
ظرفیتهایی مشخص دارند،
لطفا قبل از ریختن مهر و عطوفت در
پیمانههای وجودیشان،
ظرفیتشان را بسنج،
به اندازه محبت کن،
اگر اینکار را نکنی،
اگر زیادی محبت کنی،
اگر سر ریز شدند و محبت بالا آوردند،
باد الکی به غبغب انداختند،
و پیراهن احساست را لکه دار کردند،
فقط از خودت،
و عملکرد خودت عصبانی باش،
نه از آدمها که شبیه لیوانند.
❌سیمین دانشور معتبر نیست.❌
🍏🍎🍃
❗️جعلیات
آدمها شبیه لیوانند
ظرفیتهایی مشخص دارند،
بعضی به اندازه استکان،
بعضی فنجان،
بعضی هم یک ماگ بزرگ،
وقتی بیش از ظرفیت لیوان در آن آب
بریزی، سر ریز میشود،
خیس میشوی،
حتی گاهی که در اوج بدشانسی باشی
و در لیوان به جای آب،
شربتی چیزی را زیادی ریخته باشی
وسرریز شده باشد،
لکهاش تا ابد بر روی لباست میماند
آدمها مثل لیوان میمانند،
ظرفیتهایی مشخص دارند،
لطفا قبل از ریختن مهر و عطوفت در
پیمانههای وجودیشان،
ظرفیتشان را بسنج،
به اندازه محبت کن،
اگر اینکار را نکنی،
اگر زیادی محبت کنی،
اگر سر ریز شدند و محبت بالا آوردند،
باد الکی به غبغب انداختند،
و پیراهن احساست را لکه دار کردند،
فقط از خودت،
و عملکرد خودت عصبانی باش،
نه از آدمها که شبیه لیوانند.
❌سیمین دانشور معتبر نیست.❌
🍏🍎🍃
👌2
Heydoo Hedayati-Mojab @with_the_wind
<unknown>
🎼❤️🎼
🌴#مجاب
🗣# حیدو هدایتی
دور سرت گشتمو حیرونومی
نم نم بارونِ بیابونومی
روزی یِ هر روزِ مونی؛ جونمی......
🍏🍎🍃
🌴#مجاب
🗣# حیدو هدایتی
دور سرت گشتمو حیرونومی
نم نم بارونِ بیابونومی
روزی یِ هر روزِ مونی؛ جونمی......
🍏🍎🍃
❤2
📕
#دمیان یکی از پر آوازهترین آثار #هرمان_هسه است، داستانی مربوط به دوران نوجوانی نویسنده که خود را در آن "سینکلر" نامیدهاست، نامی که در آغاز نویسندگی به عنوان تخلص خود انتخاب کرده بودهاست. این داستان نخستین بار در سال ۱۹۱۹ منتشر شد در سالی که هرمان هسه هشتاد و پنج ساله بود و به عنوان اعتراض به سیاستهای نظامی آلمان، در سوئیس میزیست. دمیان را حدیث نفس انسان دانستهاند، حسب حال ایامی از عمر آدمی که معمولاً در چنبره ارزشهای قراردادی محبوس میشود و مجال ظهور نمییابد.
✍#هرمان_هسه
🍏🍎🍃
#دمیان یکی از پر آوازهترین آثار #هرمان_هسه است، داستانی مربوط به دوران نوجوانی نویسنده که خود را در آن "سینکلر" نامیدهاست، نامی که در آغاز نویسندگی به عنوان تخلص خود انتخاب کرده بودهاست. این داستان نخستین بار در سال ۱۹۱۹ منتشر شد در سالی که هرمان هسه هشتاد و پنج ساله بود و به عنوان اعتراض به سیاستهای نظامی آلمان، در سوئیس میزیست. دمیان را حدیث نفس انسان دانستهاند، حسب حال ایامی از عمر آدمی که معمولاً در چنبره ارزشهای قراردادی محبوس میشود و مجال ظهور نمییابد.
✍#هرمان_هسه
🍏🍎🍃
👌2