معمای عشق
735 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram


دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم

تو گرم سخن گفتن و
از جام نگاهت
من مست چنانم
که شنفتن نتوانم

شادم به خیال تو
چو مهتاب شبانگاه
گر دامن وصل تو
گرفتن نتوانم

با پرتو ماه آیم و
چون سایه ی دیوار
گامی ز سر کوی تو
رفتن نتوانم

دور از تو، من سوخته
در دامن شب ها
چون شمع سحر
یک مژه خفتن نتوانم

فریاد ز بی مهری ات
ای گل که درین باغ
چون غنچه ی پاییز
شکفتن نتوانم

ای چشم سخن گوی
تو بشنو ز نگاهم
دارم سخنی با تو و
گفتن نتوانم

استاد#شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
Khabam
Marziyeh
🎼❤️🎼

فردا دوباره پاییز میشه باز
دلش ز غصه لبریز میشه باز
ای آسمون بهش بگو
پشیمون میشه باز ....
-----------------------
فسانه شبِ غم را
چراغ می فهمد
زبانِ آهِ مرا
گوشِ داغ می فهمد

به وصل در غمِ هجران
نشسته بلبل ما
فریبِ عشوه فروشانِ
باغ می فهمد

#حزین_لاهیجی
🍏🍎🍃
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام و درودها دوستانم 🙋🙋‍♀
صبح تون به خیر روزتان بشادی
پایان هفته خوشی داشته باشید


🍏🍎🍃
2


ریشه های ما
از درخت ِ هوشمندی خوراک می گیرد
خیر و شر، شاخه های یک درخت اند
و نور، بر هر درختی یکسان می تابد
میوه های درخت ِ هوشمندی
بر مذاق کسی شیرین
بر دیگری ، تلخ است
ولی عصاره تلخ و شیرین اش شفاست
و امین است رحمانیت حق که ما در آن شناوریم.

#هله_پتگر
دختر جعفر پتگر نقاش معاصر
🍏🍎🍃
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


در فرهنگ ژاپن کلمه‌ای وجود دارد
که شگفت‌انگیز است:
"ایکیگای"

مفهوم این کلمه این است:
دلیلی که صبح ها برای آن برمی‌خیزم.
نگاه کنید به خودتان،
چرا امروز از خواب بیدار شدم،
دلیلش را پیدا کنید،
برایش راه بروید،
نفس بکشید و زندگی کنید.
من هزار «ایکیگای» دارم.

ایکیگای می‌تواند به عشق شما،
مهارت شما،
علاقه‌های شما،
شغل شما،
درآمد شما،
ماموریت‌های شما
و تخصص‌های شما مربوط باشد،
امّا نکته عجیبی در این کلمه وجود دارد
آنچه دنیا از من می‌خواهد و
این دلیل بیدار شدنِ ماست...

هکتور_گارسیا
&فرانچسک_میرالس
📕#ایکیگای
🍏🍎🍃
👌2
Audio
📕📕

#فصل_پنجم‌
#📕ایکیگای
هکتور_گارسیا
&فرانچسک_میرالس
🎤شیوا_نعلبندی



🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


سلام به صبح!
که خورشید نگاه اش را
در شبنمِ چشم های تو
نقش می زند...

و دست هایِ من در زایشِ
زلالِ عشق سبز می شوند
تا گونه هایِ خاک
زیرِ بارشِ بوسه هایِ یادِ تو
رویشی دوباره،،، آغاز کند

و پاییز
تلنگرِ بارانی می شود
در چشم هایِ خیسِ من ...

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
شهرام صولتی
سلام عزیزم
🎼❤️🎼

ما را که ره دهد به سراپردهٔ وصال؟
ای باد صبح‌دم خبری ده ز ساحتش

باران چون ستاره‌ام از دیدگان بریخت
رویی که صبح خیره شود در صباحتش


#سعدی
🍏🍎🍃
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


بیا پرنده را به آفتاب بسپاریم
که ساکنان زمین
عشق را باور کنند...

روز و شب را به دیوار آویخته‌ایم
از هراس غربت‌های ریخته شده بر زمین
به خواب رفتیم
از خواب که بیدار شدیم
در کوچه هیاهو بود
در خانه آفتاب بود...


#احمد_رضا_احمدی
روزتان پر از عشق و امید
🍏🍎🍃
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
Khali
Ebi
🎼❤️🎼
من ، خالی از عاطفه و خشم
خالی از خویشی و غربت
گیج و مبهوت بین بودن و نبودن...!

عشق (عشق) ، آخرین همسفر من
مثل تو منو رها کرد
حالا دستام مونده و تنهایی من
ای دریغ از من ، که بی خود مثل تو گمشدم ، گمشدم تو ظلمت تن...!

ای دریغ از تو ، که مثل عکس عشق ، هنوزم داد می زنی تو آینه ی من...!

آه ، گریمون هیچ ، خندمون هیچ
باخته و برندمون هیچ
تنها آغوش تو مونده ، غیر از اون هیچ...

#شهیار_قنبری
🍏🍎🍃
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
غزلیات حافظ 240
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_240
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
ابرِ آذاری برآمد بادِ نوروزی وزید
وَجهِ مِی می‌خواهم و مُطرب، که می‌گوید رسید؟

شاهدان در جلوه و من شرمسارِ کیسه‌ام
بارِ عشق و مُفلسی صَعب است، می‌باید کشید

قَحطِ جُود است آبروی خود نمی‌باید فروخت
باده و گُل از بهایِ خرقه می‌باید خرید

گوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش
من همی‌کردم دعا و صبحِ صادق می‌دمید

با لبی و صد هزاران خنده آمد گل به باغ
از کریمی گوییا در گوشه‌ای بویی شنید

دامنی گر چاک شد در عالمِ رندی چه با

جامه‌ای در نیکنامی نیز می‌باید درید

این لطایف کز لبِ لَعلِ تو من گفتم، که گفت؟
وین تَطاول کز سرِ زلفِ تو من دیدم، که دید؟

عدلِ سلطان گر نپرسد حالِ مظلومانِ عشق
گوشه‌گیران را ز آسایش طمع باید بُرید

تیرِ عاشق‌کُش ندانم بر دلِ حافظ که زد
این قَدَر دانم که از شعرِ تَرَش خون می‌چکید
🍏🍎🍃
2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1