○
از این ساحل
آب و گل درگذر
به گوهر سفر کن
که دریا تویی
✍حضرت#مولانا
🍏🍎🍃
از این ساحل
آب و گل درگذر
به گوهر سفر کن
که دریا تویی
✍حضرت#مولانا
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
امن باشید و قابل اعتماد
که اگر روزی تمام جهان برای آدمی سیاه شد و امیدی اگر نبود
تنها قسمتِ روشن جهانش شما باشید
و روزنه ی نور و امیدی شوید
در بی نهایت تاریکی
🍏🍎🍃
امن باشید و قابل اعتماد
که اگر روزی تمام جهان برای آدمی سیاه شد و امیدی اگر نبود
تنها قسمتِ روشن جهانش شما باشید
و روزنه ی نور و امیدی شوید
در بی نهایت تاریکی
🍏🍎🍃
👌2❤1
Khaneh
Sina Sarlak
🎼❤️🎼
_جهان را نوازش کن.
دریچه را بگشا.
و پیچک را ببین.
بر روشنی بپیچ.
جوانه بزن.
لبریز شو تا سرشاریات
به هر سو رو کند_
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
_جهان را نوازش کن.
دریچه را بگشا.
و پیچک را ببین.
بر روشنی بپیچ.
جوانه بزن.
لبریز شو تا سرشاریات
به هر سو رو کند_
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
👌2❤1
Soleil
Alain Souchon
🎼❤️🎼
قشنگ یعنی چه؟
قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال
و عشق تنها عشق
ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس
و عشق تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد
مرا رساند به امکان یک پرنده شدن ...
#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
قشنگ یعنی چه؟
قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال
و عشق تنها عشق
ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس
و عشق تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد
مرا رساند به امکان یک پرنده شدن ...
#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
❤3🙏1
○
نگاهِ مردِ مسافر به روی میز افتاد:
«چه سیبهای قشنگی!
حیات نشئهی تنهایی است.»
و میزبان پرسید:
قشنگ یعنی چه؟
- قشنگ یعنی
تعبیرِ عاشقانهی اشکال
و عشق، تنها عشق
تو را به گرمیِ یک سیب میکند مانوس.
و عشق، تنها عشق
مرا به وسعتِ اندوهِ زندگیها برد،
مرا رساند به امکانِ یک پرنده شدن.
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
نگاهِ مردِ مسافر به روی میز افتاد:
«چه سیبهای قشنگی!
حیات نشئهی تنهایی است.»
و میزبان پرسید:
قشنگ یعنی چه؟
- قشنگ یعنی
تعبیرِ عاشقانهی اشکال
و عشق، تنها عشق
تو را به گرمیِ یک سیب میکند مانوس.
و عشق، تنها عشق
مرا به وسعتِ اندوهِ زندگیها برد،
مرا رساند به امکانِ یک پرنده شدن.
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
🙏2❤1
○
تنها در بیچراغی شب ها میرفتم
دست هایم از یاد مشعلها تهی شدهبود
همه ستارههایم به تاریکی رفته بود
مشت من ساقه خشک تپشها را میفشرد
لحظهام از طنین
ریزش پیوندها پر بود
تنها میرفتم میشنوی ؟ تنها
من از شادابی باغ زمرد کودکی به راه افتادهبودم
آیینهها انتظار تصوریم را میکشیدند
درها عبور غمناک مرا میجستند
و من میرفتم میرفتم تا در پایان خودم فرو افتم
ناگهان تو از بیراهه لحظهها میان دو تاریکی به من پیوستی...
✍#سهراب_سپهری🎂
🍏🍎🍃
تنها در بیچراغی شب ها میرفتم
دست هایم از یاد مشعلها تهی شدهبود
همه ستارههایم به تاریکی رفته بود
مشت من ساقه خشک تپشها را میفشرد
لحظهام از طنین
ریزش پیوندها پر بود
تنها میرفتم میشنوی ؟ تنها
من از شادابی باغ زمرد کودکی به راه افتادهبودم
آیینهها انتظار تصوریم را میکشیدند
درها عبور غمناک مرا میجستند
و من میرفتم میرفتم تا در پایان خودم فرو افتم
ناگهان تو از بیراهه لحظهها میان دو تاریکی به من پیوستی...
✍#سهراب_سپهری🎂
🍏🍎🍃
❤1👌1