○
کاش بشود ...
دردها را عریان کرد
و زیرِ آفتاب
نیمه جان شهریور
مهر را...
میهمان روح های زخمی
تا برگ ریزان؛
شرمنده ی
چکاوکان مهاجر نشود و
باران با شوق ببارد؛
بر برگ های خزان زده ی
این همه درد پنهان؛
شاید که؛
بهاری دیگر
آبستنِ عشق شود...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
کاش بشود ...
دردها را عریان کرد
و زیرِ آفتاب
نیمه جان شهریور
مهر را...
میهمان روح های زخمی
تا برگ ریزان؛
شرمنده ی
چکاوکان مهاجر نشود و
باران با شوق ببارد؛
بر برگ های خزان زده ی
این همه درد پنهان؛
شاید که؛
بهاری دیگر
آبستنِ عشق شود...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
Hame Chim Yar
Aref
❤1🙏1
○
این مردمان به نِفاقْ خوشدل میشوند،
و به راستی غمگین میشوند.
او را گفتم:
"تو مرد بزرگی، و در عصرْ یگانهیی."
خوشدل شُد و دست من گرفت و گفت:
"مُشتاق بودم و مُقَصِّر بودم".
و پارسال به او راستی گفتم،
خَصْمِ من شُد و دشمن شُد.
عجب نیست این؟
با مردمانْ به نفاق میباید زیست،
تا در میان ایشان با خوشی باشی.
همین که راستی آغاز کردی،
به کوه و بیابان برون میباید رفت.
که میان خَلْق راه نیست.
👤#شمس_تبریزی
🍏🍎🍃
این مردمان به نِفاقْ خوشدل میشوند،
و به راستی غمگین میشوند.
او را گفتم:
"تو مرد بزرگی، و در عصرْ یگانهیی."
خوشدل شُد و دست من گرفت و گفت:
"مُشتاق بودم و مُقَصِّر بودم".
و پارسال به او راستی گفتم،
خَصْمِ من شُد و دشمن شُد.
عجب نیست این؟
با مردمانْ به نفاق میباید زیست،
تا در میان ایشان با خوشی باشی.
همین که راستی آغاز کردی،
به کوه و بیابان برون میباید رفت.
که میان خَلْق راه نیست.
👤#شمس_تبریزی
🍏🍎🍃
❤1👌1
Tasnif Andak Andak-(IRMP3.IR)
Shahram Nazeri
🎼❤️🎼
🎼 " اندک اندک"
🗣#شهرام_ناظری
✍ #مولانای_جان
----------------------
گر کسی وصف او ز من پرسد
بیدل از بینشان چه گوید باز؟
عاشقان، کشتگان معشوقند
بَر نیاید ز کشتگان آواز
#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
🎼 " اندک اندک"
🗣#شهرام_ناظری
✍ #مولانای_جان
----------------------
گر کسی وصف او ز من پرسد
بیدل از بینشان چه گوید باز؟
عاشقان، کشتگان معشوقند
بَر نیاید ز کشتگان آواز
#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
❤1🙏1
غزلیات حافظ 214
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_214
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-----------------------
دیدم به خوابِ خوش که به دستم پیاله بود
تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
چل سال رنج و غصّه کشیدیم و عاقبت
تدبیرِ ما به دستِ شرابِ دوساله بود
آن نافهٔ مراد که میخواستم ز بخت
در چینِ زلفِ آن بتِ مشکین کُلاله بود
از دست برده بود خمارِ غمم سحر
دولت مساعد آمد و مِی در پیاله بود
بر آستانِ میکده خون میخورم مدام
روزیِّ ما ز خوانِ قَدَر این نَواله بود
هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید
در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود
بر طَرْفِ گلشنم گذر افتاد وقتِ صبح
آن دَم که کارِ مرغِ سحر آه و ناله بود
دیدیم شعرِ دلکش حافظ به مدحِ شاه
یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود
آن شاهِ تندحمله که خورشیدِ شیرگیر
پیشش به روزِ معرکه کمتر غزاله بود
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-----------------------
دیدم به خوابِ خوش که به دستم پیاله بود
تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
چل سال رنج و غصّه کشیدیم و عاقبت
تدبیرِ ما به دستِ شرابِ دوساله بود
آن نافهٔ مراد که میخواستم ز بخت
در چینِ زلفِ آن بتِ مشکین کُلاله بود
از دست برده بود خمارِ غمم سحر
دولت مساعد آمد و مِی در پیاله بود
بر آستانِ میکده خون میخورم مدام
روزیِّ ما ز خوانِ قَدَر این نَواله بود
هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید
در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود
بر طَرْفِ گلشنم گذر افتاد وقتِ صبح
آن دَم که کارِ مرغِ سحر آه و ناله بود
دیدیم شعرِ دلکش حافظ به مدحِ شاه
یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود
آن شاهِ تندحمله که خورشیدِ شیرگیر
پیشش به روزِ معرکه کمتر غزاله بود
🍏🍎🍃
❤1👏1
Tabire Khab
Mehdi Jahani
🎼❤️🎼
تو مث اشڪام پاڪے و قشنگ
تو مث قلبم صافے و یہ رنگ ؛
--------------------
گوش طرب
به دست تو
بیتو به سر نمیشود
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
تو مث اشڪام پاڪے و قشنگ
تو مث قلبم صافے و یہ رنگ ؛
--------------------
گوش طرب
به دست تو
بیتو به سر نمیشود
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
"آیا مردی که خانه و زندگی خود را به امان خدا گذاشته و رفته، دوباره برمیگردد؟ آیا زن خانه میتواند در نبود همسرش از پَس تمام مشکلات زندگی برآید؟ آیا یک زن به تنهایی میتواند فرزندان خود را سر و سامان دهد؟ بچهها نان میخواهند، الکی نیست شکم گرسنه نخوابیدن و فکر و خیال نکردن."
✍#محمود_دولت_آبادی
📕#جای_خالی_سلوچ
🍏🍎🍃
"آیا مردی که خانه و زندگی خود را به امان خدا گذاشته و رفته، دوباره برمیگردد؟ آیا زن خانه میتواند در نبود همسرش از پَس تمام مشکلات زندگی برآید؟ آیا یک زن به تنهایی میتواند فرزندان خود را سر و سامان دهد؟ بچهها نان میخواهند، الکی نیست شکم گرسنه نخوابیدن و فکر و خیال نکردن."
✍#محمود_دولت_آبادی
📕#جای_خالی_سلوچ
🍏🍎🍃
👌2
○
انتظارت را، گم کرده ام
از بیقراری ِ اسفند
تا... تاکستان های
مست شهریور دویده ام
جامی از شرابِ
خوشه چینِ چشمان ات
برایم بیاور ؛
پاییز نزدیک است!
پرنده های مهاجر
بی قرار کوچ و پروازند؛
و پرنده یِ
آغوش من
بی قرار شمیم
یاس نگاهت
با... بال های افق
پرپر می زند
در غروب کویر دلتنگی...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
انتظارت را، گم کرده ام
از بیقراری ِ اسفند
تا... تاکستان های
مست شهریور دویده ام
جامی از شرابِ
خوشه چینِ چشمان ات
برایم بیاور ؛
پاییز نزدیک است!
پرنده های مهاجر
بی قرار کوچ و پروازند؛
و پرنده یِ
آغوش من
بی قرار شمیم
یاس نگاهت
با... بال های افق
پرپر می زند
در غروب کویر دلتنگی...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1