غزلیات حافظ 175
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_175
📖 هر روز یک غزل از حافظ
------------------------
صبا به تهنیتِ پیرِ مِیفروش آمد
که موسمِ طرب و عیش و ناز و نوش آمد
هوا مسیحنفس گشت و باد نافهگشای
درخت سبز شد و مرغ دَر خروش آمد
تنورِ لاله چنان برفروخت بادِ بهار
که غنچه غرقِ عرق گشت و گل به جوش آمد
به گوشِ هوش نیوش از من و به عشرت کوش
که این سخن سَحَر از هاتفم به گوش آمد
ز فکرِ تفرقه بازآی تا شوی مجموع
به حکمِ آن که چو شد اهرمن سروش آمد
ز مرغِ صبح ندانم که سوسنِ آزاد
چه گوش کرد؟ که با دَه زبان خموش آمد
چه جایِ صحبتِ نامحرم است مجلسِ انس؟
سرِ پیاله بپوشان که خرقهپوش آمد
ز خانقاه به میخانه میرود حافظ
مگر ز مستیِ زهدِ ریا به هوش آمد
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
------------------------
صبا به تهنیتِ پیرِ مِیفروش آمد
که موسمِ طرب و عیش و ناز و نوش آمد
هوا مسیحنفس گشت و باد نافهگشای
درخت سبز شد و مرغ دَر خروش آمد
تنورِ لاله چنان برفروخت بادِ بهار
که غنچه غرقِ عرق گشت و گل به جوش آمد
به گوشِ هوش نیوش از من و به عشرت کوش
که این سخن سَحَر از هاتفم به گوش آمد
ز فکرِ تفرقه بازآی تا شوی مجموع
به حکمِ آن که چو شد اهرمن سروش آمد
ز مرغِ صبح ندانم که سوسنِ آزاد
چه گوش کرد؟ که با دَه زبان خموش آمد
چه جایِ صحبتِ نامحرم است مجلسِ انس؟
سرِ پیاله بپوشان که خرقهپوش آمد
ز خانقاه به میخانه میرود حافظ
مگر ز مستیِ زهدِ ریا به هوش آمد
🍏🍎🍃
❤1👏1
اهنگ کردی غمگین عالی
🆔@TuRki_SaliX🍷💯
🎼❤️🎼
نمیدانم کدام درد بزرگتر است؟
دردی که آن را بیپرده تحمل میکنی یا
دردی که به خاطر ناراحتنکردن
کسی که دوستش داری
توی دلت میریزی و تاب میآوری...!
✍#پل_استر
🍏🍎🍃
نمیدانم کدام درد بزرگتر است؟
دردی که آن را بیپرده تحمل میکنی یا
دردی که به خاطر ناراحتنکردن
کسی که دوستش داری
توی دلت میریزی و تاب میآوری...!
✍#پل_استر
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
نمی دانم چرا دلم می خواهد یکی از نامه های کافکا را در اینجا بنویسم.مثل نامه های عاشقانه ی یک پیامبر "جبران خلیل"ترجمه ی پائولو را به خاطر می آورد.ساده اما یک دنیا.کلمه هایش جان دارند انگاری هر واژه به واژه ی دیگر عاشق است!!روح کافکا بدور از همه ی کلمه های قلمبه و ...در لابلای آن حضور دارد.
"اگر عمری را به انتظار باشم و هر آنچه با مشقت تمام٬هر چند اندک٬به دست آورده باشم و تمام عمر نمانده ام را٬برای آن لحظه که چشمهای بی قرار تو به من آرامش می دهد که دوستم داری...از دست بدهم می دانم که خیلی کم است و ارزش دارد.
خواستن تو نه از دوست داشتن است نه از روی هوس٬من نیازمند تو نیستم٬نمی خواهم که مال من باشی٬من عاشقم٬طالبم٬تمام ذرات وجودم ترا می طلبد.من عاشقم!عشقی که با آن به دنیا آمدم.با آن زندگی می کنم و برای آن میمیرم.عشقی که حتا در لحظاتی که ممکن است به یادت نباشم در وجودم لانه دارد.عشقی که تمام لحظات آرامشم را آشفته می سازد و در تمام اشفتگی هایم به من آرامش می بخشد.همیشه خود را خیلی کوچکتر از آن می دیدم که کلمه ی عشق را بر زبان جاری سازم.احساس می کنم با تمام کوچک بودنم توانسته ام عشقی بزرگ٬عشق ترا٬در وجودم جای دهم.
پس می توانم بگویم عاشقم.عاشق تو فلیسه ی من.بهترین٬بهترین من.آره من عاشقم.صادقم...اگر باور نداری هر چه می پسندی٬مرا بدان بخوان از تو دلگیر نخواهم شد.زیرا وجدان من در نزد عشقی که در وجودم لانه کرده راحت است"
روزگار غریبیست ...
نامه#کافکا به فلیسه
🍏🍎🍃
نمی دانم چرا دلم می خواهد یکی از نامه های کافکا را در اینجا بنویسم.مثل نامه های عاشقانه ی یک پیامبر "جبران خلیل"ترجمه ی پائولو را به خاطر می آورد.ساده اما یک دنیا.کلمه هایش جان دارند انگاری هر واژه به واژه ی دیگر عاشق است!!روح کافکا بدور از همه ی کلمه های قلمبه و ...در لابلای آن حضور دارد.
"اگر عمری را به انتظار باشم و هر آنچه با مشقت تمام٬هر چند اندک٬به دست آورده باشم و تمام عمر نمانده ام را٬برای آن لحظه که چشمهای بی قرار تو به من آرامش می دهد که دوستم داری...از دست بدهم می دانم که خیلی کم است و ارزش دارد.
خواستن تو نه از دوست داشتن است نه از روی هوس٬من نیازمند تو نیستم٬نمی خواهم که مال من باشی٬من عاشقم٬طالبم٬تمام ذرات وجودم ترا می طلبد.من عاشقم!عشقی که با آن به دنیا آمدم.با آن زندگی می کنم و برای آن میمیرم.عشقی که حتا در لحظاتی که ممکن است به یادت نباشم در وجودم لانه دارد.عشقی که تمام لحظات آرامشم را آشفته می سازد و در تمام اشفتگی هایم به من آرامش می بخشد.همیشه خود را خیلی کوچکتر از آن می دیدم که کلمه ی عشق را بر زبان جاری سازم.احساس می کنم با تمام کوچک بودنم توانسته ام عشقی بزرگ٬عشق ترا٬در وجودم جای دهم.
پس می توانم بگویم عاشقم.عاشق تو فلیسه ی من.بهترین٬بهترین من.آره من عاشقم.صادقم...اگر باور نداری هر چه می پسندی٬مرا بدان بخوان از تو دلگیر نخواهم شد.زیرا وجدان من در نزد عشقی که در وجودم لانه کرده راحت است"
روزگار غریبیست ...
نامه#کافکا به فلیسه
🍏🍎🍃
❤2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
فارسی یا پارسی؟
برشی از گفتوگو با دکتر علیاشرف صادقی، عضو پیوسته و مدیر گروه فرهنگنویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
🍏🍎🍃
فارسی یا پارسی؟
برشی از گفتوگو با دکتر علیاشرف صادقی، عضو پیوسته و مدیر گروه فرهنگنویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
🍏🍎🍃
👌2
📕 :
پروردگارا!
تمامی آنان که کسی را ندارند که به درگاه او نیایش کنند، و یا نیایش نمی کنند؛ یاری بخش!
پروردگارا!
تو می دانی که از روی غرور چنین نیایشی نمی کنم...(زیرا هیچ معلوم نیست که من بهتر از ایشان باشم)
خلق خدا را،
خلق خدا را دوست بدارید و (در این راه) بر خدا توکل کنید!"
✍#داستایوفسکی
📕 برادران_کارامازوف
🍏🍎🍃
پروردگارا!
تمامی آنان که کسی را ندارند که به درگاه او نیایش کنند، و یا نیایش نمی کنند؛ یاری بخش!
پروردگارا!
تو می دانی که از روی غرور چنین نیایشی نمی کنم...(زیرا هیچ معلوم نیست که من بهتر از ایشان باشم)
خلق خدا را،
خلق خدا را دوست بدارید و (در این راه) بر خدا توکل کنید!"
✍#داستایوفسکی
📕 برادران_کارامازوف
🍏🍎🍃
🙏1👌1
○
پر از دلتنگی ام؛ امشب
تن تبدار شب، بغض مرا
تا ابرها؛ پر داد
و من؛ بر شانه های مرغِ شب
تا صبح؛ باریدم
و رگ های تن ام؛
بی تابِ دستانت
یاد آغوشِ تو را؛ بوسید
و عطر یاسمن هایِ
نفس های تو را؛ بویید
هوا ابری ست؛
پر از دلتنگی ام امشب!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
پر از دلتنگی ام؛ امشب
تن تبدار شب، بغض مرا
تا ابرها؛ پر داد
و من؛ بر شانه های مرغِ شب
تا صبح؛ باریدم
و رگ های تن ام؛
بی تابِ دستانت
یاد آغوشِ تو را؛ بوسید
و عطر یاسمن هایِ
نفس های تو را؛ بویید
هوا ابری ست؛
پر از دلتنگی ام امشب!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
www.rezadabir.blogfa.com
محمد اصفهانی
🎼❤️🎼
✍#هوشنگ_ابتهاج
آ🎹ریا عظیمی نژاد
🎤#محمد_اصفهانی
-------------------------
آیا این شب است که باعث می شود
من به تو فکر کنم!
یا من هستم که برای فکر کردن به تو
انتظارِ شب را می کشم؟!
✍#ازدمیر_آصف
🍏🍎🍃
✍#هوشنگ_ابتهاج
آ🎹ریا عظیمی نژاد
🎤#محمد_اصفهانی
-------------------------
آیا این شب است که باعث می شود
من به تو فکر کنم!
یا من هستم که برای فکر کردن به تو
انتظارِ شب را می کشم؟!
✍#ازدمیر_آصف
🍏🍎🍃
❤2👌1