غزلیات حافظ 150
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ《150》
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-----------------------
ساقی ار باده از این دست به جام اندازد
عارفان را همه در شُربِ مُدام اندازد
ور چُنین زیرِ خَم زلف نهد دانهٔ خال
ای بسا مرغِ خِرَد را که به دام اندازد
ای خوشا دولتِ آن مست که در پایِ حریف
سر و دستار نداند که کدام اندازد
زاهدِ خام که انکارِ مِی و جام کند
پخته گردد چو نظر بر میِ خام اندازد
روز در کسبِ هنر کوش که مِی خوردنِ روز
دلِ چون آینه، در زنگِ ظَلام اندازد
آن زمان وقتِ میِ صبح فروغ است که شب
گِردِ خَرگاهِ افق پردهٔ شام اندازد
باده با محتسبِ شهر ننوشی زنهار
بخورد بادهات و سنگ به جام اندازد
حافظا سر ز کُلَه گوشهٔ خورشید برآر
بختت ار قرعه بدان ماهِ تمام اندازد
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-----------------------
ساقی ار باده از این دست به جام اندازد
عارفان را همه در شُربِ مُدام اندازد
ور چُنین زیرِ خَم زلف نهد دانهٔ خال
ای بسا مرغِ خِرَد را که به دام اندازد
ای خوشا دولتِ آن مست که در پایِ حریف
سر و دستار نداند که کدام اندازد
زاهدِ خام که انکارِ مِی و جام کند
پخته گردد چو نظر بر میِ خام اندازد
روز در کسبِ هنر کوش که مِی خوردنِ روز
دلِ چون آینه، در زنگِ ظَلام اندازد
آن زمان وقتِ میِ صبح فروغ است که شب
گِردِ خَرگاهِ افق پردهٔ شام اندازد
باده با محتسبِ شهر ننوشی زنهار
بخورد بادهات و سنگ به جام اندازد
حافظا سر ز کُلَه گوشهٔ خورشید برآر
بختت ار قرعه بدان ماهِ تمام اندازد
🍏🍎🍃
❤2👏1
○
برپا نکن اینقدر راحت دادگاهم را
کمتر به من یادآوری کن اشتباهم را
ای شیخ،
حالا که خدایی مهربان داریم
بخشیده ام
پیش از خودش، حجم گناهم را
شک و یقین
نقش است بر پیراهن روحم
انسانم و
دارم خطوط راه راهم را
داری به سمتم
سنگ می اندازی اما او
آرام کرده سارهای بی پناهم را
از بس که بوی
فاجعه می داد ، از تقویم
بیرون کشیده
صفحه ی " خرداد " ماهم را
دیگر به خاک تیره بختت
برنخواهم گشت
حتی اگر...
از سر بیندازی کلاهم را
باران سیاهی های
شهرم را سراسر شست
من نیز بستم
زیر آن چتر سیاهم را
دیدم که هر آدم
نمادی از خداوند است
از لحظه ای که
پاک تر کردم نگاهم را
✍#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
برپا نکن اینقدر راحت دادگاهم را
کمتر به من یادآوری کن اشتباهم را
ای شیخ،
حالا که خدایی مهربان داریم
بخشیده ام
پیش از خودش، حجم گناهم را
شک و یقین
نقش است بر پیراهن روحم
انسانم و
دارم خطوط راه راهم را
داری به سمتم
سنگ می اندازی اما او
آرام کرده سارهای بی پناهم را
از بس که بوی
فاجعه می داد ، از تقویم
بیرون کشیده
صفحه ی " خرداد " ماهم را
دیگر به خاک تیره بختت
برنخواهم گشت
حتی اگر...
از سر بیندازی کلاهم را
باران سیاهی های
شهرم را سراسر شست
من نیز بستم
زیر آن چتر سیاهم را
دیدم که هر آدم
نمادی از خداوند است
از لحظه ای که
پاک تر کردم نگاهم را
✍#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
🙏1👌1
○
مرگ؛
بزرگترین خسران زندگی نیست.
بزرگترین خسران زندگی...
آن چیزی است که در شما می میرد
هنگامی که هنوز زندهاید !
مثل عشق !
👤#نورمن_کوزینز
🍏🍎🍃
مرگ؛
بزرگترین خسران زندگی نیست.
بزرگترین خسران زندگی...
آن چیزی است که در شما می میرد
هنگامی که هنوز زندهاید !
مثل عشق !
👤#نورمن_کوزینز
🍏🍎🍃
❤2
●
همهٔ ما خودمان را نیک میپنداریم، اما این تصوری است که بسیار شکننده است.
کافیست کمی بدبختی، کمی نارضایتی و کمی سرزنش از بیرون بر ما فشار آورد تا چهرهٔ واقعیمان را نشان دهیم.
چیزی که مردم دربارهمان میگویند، کمتر از آنچه در اعماق وجودمان میدانیم، اهمیت دارد ...
✍#فئودور_داستایفسکی
کتاب: برادران کارامازوف
🍏🍎🍃
همهٔ ما خودمان را نیک میپنداریم، اما این تصوری است که بسیار شکننده است.
کافیست کمی بدبختی، کمی نارضایتی و کمی سرزنش از بیرون بر ما فشار آورد تا چهرهٔ واقعیمان را نشان دهیم.
چیزی که مردم دربارهمان میگویند، کمتر از آنچه در اعماق وجودمان میدانیم، اهمیت دارد ...
✍#فئودور_داستایفسکی
کتاب: برادران کارامازوف
🍏🍎🍃
👌2
○
من و پروانه و شمع
همه افسون شده ی
ساحرِ یک رویاییم
سوخته در آتشِ عشق ایم
صبور و سرمست
تاک بستان و شراب ایم
شورِ یک سوداییم
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
من و پروانه و شمع
همه افسون شده ی
ساحرِ یک رویاییم
سوخته در آتشِ عشق ایم
صبور و سرمست
تاک بستان و شراب ایم
شورِ یک سوداییم
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
۲۸ تیر روز بانو سیمین بهبهانی شاعر غزلسرا است. سیمین بهبهانی در ۲۸ تیر ۱۳۰۶ در تهران به دنیا آمد. او در شعرهایش به مسائل اجتماعی از جمله حقوق زنان توجه ویژهای داشت. سیمین بهبهانی بیش از ۶۰۰ غزل سروده که در ۲۰ کتاب منتشر شدهاند. او ۲۸ مرداد ۹۳ درگذشت
بالا رفتن سن حتمی است ...
اما اینکه روح تو پیر شود
بستگی به خودت دارد !
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﺑﺰﻥ ...
ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻧﺖ ﺑﻨﻮﺵ ...
ﻣﺒﺎﺩﺍ ! ...
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﮒ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ
دوست من...
پایان آدمیزاد
نه از دست دادن معشوق است...
نه رفتن یار...
نه تنهایی...
هیچکدام پایان آدمی نیست!!!
آدمی آن هنگام تمام میشود که دلش پیر شود..
✍زاد روز بانو#سیمین_بهبهانی
🍏🍎🍃
۲۸ تیر روز بانو سیمین بهبهانی شاعر غزلسرا است. سیمین بهبهانی در ۲۸ تیر ۱۳۰۶ در تهران به دنیا آمد. او در شعرهایش به مسائل اجتماعی از جمله حقوق زنان توجه ویژهای داشت. سیمین بهبهانی بیش از ۶۰۰ غزل سروده که در ۲۰ کتاب منتشر شدهاند. او ۲۸ مرداد ۹۳ درگذشت
بالا رفتن سن حتمی است ...
اما اینکه روح تو پیر شود
بستگی به خودت دارد !
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﺑﺰﻥ ...
ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻧﺖ ﺑﻨﻮﺵ ...
ﻣﺒﺎﺩﺍ ! ...
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﮒ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ
دوست من...
پایان آدمیزاد
نه از دست دادن معشوق است...
نه رفتن یار...
نه تنهایی...
هیچکدام پایان آدمی نیست!!!
آدمی آن هنگام تمام میشود که دلش پیر شود..
✍زاد روز بانو#سیمین_بهبهانی
🍏🍎🍃
👌3