This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
روزی خواهد رسید
که اخترکان شاد
در آسمان شهر عاشقانه بتابند
و آفتاب از پشتِ
سالیان کبود بی باران
بر بال سبز شاپرک ها بوسه بزند
روزی خواهد رسید
که گل های ابریشم
رویای ِسنجاقکی شوند
بر گیسوان بلند
دخترکان آبی ِ آفتاب
روزی خواهد رسید ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
طلوع باورهایتان به روشنای امید
🍏🍎🍃
روزی خواهد رسید
که اخترکان شاد
در آسمان شهر عاشقانه بتابند
و آفتاب از پشتِ
سالیان کبود بی باران
بر بال سبز شاپرک ها بوسه بزند
روزی خواهد رسید
که گل های ابریشم
رویای ِسنجاقکی شوند
بر گیسوان بلند
دخترکان آبی ِ آفتاب
روزی خواهد رسید ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
طلوع باورهایتان به روشنای امید
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1
Audio
Irem Derici
🎼❤️🎼
_من رویای با تو بودن را
چون وزش نسیم؛
بر سایه سارِ سبزِ تن ام؛
چون گرمی ِ افتاب،
بر پوست دست های
سرد و یخ زده ام؛
و چون بال زدن پروانه؛
بر پلک های سوخته
و فرو خفته ی آفتابگردان
های عاشق دوست دارم!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
_من رویای با تو بودن را
چون وزش نسیم؛
بر سایه سارِ سبزِ تن ام؛
چون گرمی ِ افتاب،
بر پوست دست های
سرد و یخ زده ام؛
و چون بال زدن پروانه؛
بر پلک های سوخته
و فرو خفته ی آفتابگردان
های عاشق دوست دارم!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1
غزلیات حافظ 146
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_146
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
صبا وقتِ سحر بویی ز زلفِ یار میآورد
دل شوریدهٔ ما را به بو، در کار میآورد
من آن شکلِ صنوبر را ز باغِ دیده بَرکَندَم
که هر گُل کز غمش بِشْکُفت مِحنت بار میآورد
فروغِ ماه میدیدم ز بامِ قصر او روشن
که رو از شرمِ آن خورشید در دیوار میآورد
ز بیمِ غارتِ عشقش دلِ پُرخون رها کردم
ولی میریخت خون و رَه بِدان هنجار میآورد
به قولِ مطرب و ساقی، برون رفتم گَه و بیگَه
کز آن راهِ گرانْ قاصد، خبرْ دشوارْ میآورد
سراسر بخششِ جانان طریقِ لطف و احسان بود
اگر تسبیح میفرمود، اگر زُنّار میآورد
عَفَاالله چینِ ابرویَش اگر چه ناتوانم کرد
به عشوه هم پیامی بر سرِ بیمار میآورد
عجب میداشتم دیشب ز حافظ جام و پیمانه
ولی مَنعَش نمیکردم که صوفی وار میآورد
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
صبا وقتِ سحر بویی ز زلفِ یار میآورد
دل شوریدهٔ ما را به بو، در کار میآورد
من آن شکلِ صنوبر را ز باغِ دیده بَرکَندَم
که هر گُل کز غمش بِشْکُفت مِحنت بار میآورد
فروغِ ماه میدیدم ز بامِ قصر او روشن
که رو از شرمِ آن خورشید در دیوار میآورد
ز بیمِ غارتِ عشقش دلِ پُرخون رها کردم
ولی میریخت خون و رَه بِدان هنجار میآورد
به قولِ مطرب و ساقی، برون رفتم گَه و بیگَه
کز آن راهِ گرانْ قاصد، خبرْ دشوارْ میآورد
سراسر بخششِ جانان طریقِ لطف و احسان بود
اگر تسبیح میفرمود، اگر زُنّار میآورد
عَفَاالله چینِ ابرویَش اگر چه ناتوانم کرد
به عشوه هم پیامی بر سرِ بیمار میآورد
عجب میداشتم دیشب ز حافظ جام و پیمانه
ولی مَنعَش نمیکردم که صوفی وار میآورد
🍏🍎🍃
❤1
○
می دانم اگر
قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،
دنیا تمام تلاشش را می کند تا
مرا در شرایط او قرار دهد تا
به من ثابت کند
در تاریکی، همه ی ما شبیه یکدیگریم ...
#داستایفسکی
تسخیرشدگان
🍏🍎🍃
می دانم اگر
قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،
دنیا تمام تلاشش را می کند تا
مرا در شرایط او قرار دهد تا
به من ثابت کند
در تاریکی، همه ی ما شبیه یکدیگریم ...
#داستایفسکی
تسخیرشدگان
🍏🍎🍃
👌1
NE GUZEL
SIMGE
🎼❤️🎼
🗣simge
🎼 #NE_GUZEL
آن زمانهایی که من نخواهم بود
ابری با تو خواهد بود
و سایهاش همیشه بالای سرت،
آن ابر منم....
✍#عزیز_نسین
🍏🍎🍃
🗣simge
🎼 #NE_GUZEL
آن زمانهایی که من نخواهم بود
ابری با تو خواهد بود
و سایهاش همیشه بالای سرت،
آن ابر منم....
✍#عزیز_نسین
🍏🍎🍃
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
من از بچگی دو تا رفیق بیشتر نداشتم، اگر می خواستم بشنوم کتاب میخوندم، اگر میخواستم حرف بزنم مادرم بود...
#شب های_روشن
🍏🍎🍃
من از بچگی دو تا رفیق بیشتر نداشتم، اگر می خواستم بشنوم کتاب میخوندم، اگر میخواستم حرف بزنم مادرم بود...
#شب های_روشن
🍏🍎🍃
👌1
○
دانستم خیلی چیزها در اختیار انسان نیست؛
زندگی خوابهای گذشته است که تعبیر میشود.
زندگی تاب خوردنِ خیال در روزهایی است که هرگز عمرمان به آن نمیرسد.
زندگی آغاز ماجراست ...
📕 پیکر فرهاد
#عباس_معروفی
🍏🍎🍃
دانستم خیلی چیزها در اختیار انسان نیست؛
زندگی خوابهای گذشته است که تعبیر میشود.
زندگی تاب خوردنِ خیال در روزهایی است که هرگز عمرمان به آن نمیرسد.
زندگی آغاز ماجراست ...
📕 پیکر فرهاد
#عباس_معروفی
🍏🍎🍃
❤2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
گر بوی تو را
باد به منزل برساند،
جانم برهاند
ورنه ز وجودم اثری هیچ نماند،
جز گرد و غبارم
-------------------
خبر آورد نسیم؛
یوسف مصرِ دلم می آید
می رسد عطر خوش پیرهنش
چشم یعقوبِ دلم، بینا شد!
فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
گر بوی تو را
باد به منزل برساند،
جانم برهاند
ورنه ز وجودم اثری هیچ نماند،
جز گرد و غبارم
-------------------
خبر آورد نسیم؛
یوسف مصرِ دلم می آید
می رسد عطر خوش پیرهنش
چشم یعقوبِ دلم، بینا شد!
فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2