معمای عشق
734 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram


سلام به صبح؛
که آیینه ی تمام نمای آفرینش است!
سلام به آفتاب که پرتو
پرشکوه هستی ست
سلام به تو ؛
که بارش پر طراوت شعری 
بر غنچه های نشکفته ی امید

سلام به تو ؛
که حلاوت مهری... و شهد
شکوفه های عشق در چشم های
پرغرور خورشید ...

#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
1🥰1🏆1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چشمه نوش
- محمد رضا شجریان
🎼❤️🎼

ما سرخوشان مست دل از دست داده‌ایم
هم‌رازِ عشق و هم‌نفسِ جامِ باده‌ایم

بر ما بسی کمانِ ملامت کشیده‌اند
تا کارِ خود ز ابرویِ جانان گشاده‌ایم

ای گُل تو دوش داغِ صَبوحی کشیده‌ای
ما آن شقایقیم که با داغ زاده‌ایم

#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
2❤‍🔥1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2
غزلیات حافظ 131
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_131
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
بیا که تُرکِ فلک خوانِ روزه غارت کرد
هلالِ عید به دورِ قدح اشارت کرد
ثوابِ روزه و حجِ قبول آن کس بُرد
که خاکِ میکدهٔ عشق را زیارت کرد
مُقامِ اصلیِ ما گوشهٔ خرابات است
خداش خیر دهاد آن که این عمارت کرد
بهایِ بادهٔ چون لعل چیست؟ جوهرِ عقل
بیا که سود کسی بُرد، کاین تجارت کرد
نماز در خَمِ آن ابروانِ محرابی
کسی کُنَد که به خونِ جگر طهارت کرد
فغان که نرگس جَمّاشِ شیخِ شهر امروز
نظر به دُردکشان از سرِ حقارت کرد
به رویِ یار نظر کن ز دیده مِنّت دار
که کاردیده، نظر از سرِ بِصارت کرد
حدیثِ عشق ز حافظ شنو نه از واعظ
اگر چه صنعتِ بسیار در عبارت کرد
🍏🍎🍃
 
🙏21
کوچ
سه‌نا برزنجی
🎼❤️🎼

🗣#سه‌نا برزنجی
----------------------------------


تو مرا یاد کنی یا نکنی،
باورت گر بشود یا نشود،
حرفی نیست،
اما
نفسم میگیرد
در هوایی که
نفس های تو نیست.

#ناشناس
🍏🍎🍃
2🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


گل را می توان
زیر پا له کرد
ولی
عطر ان را هرگز ...
یک ملت را میتوان از بین برد
اما تاریخ و تمدن ان را هرگز...


#فرانسوا_ولتر
🍏🍎🍃
👍1👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
◄چشـــــــمات
∘کسرـےزاهــــــــدـے
🎼❤️🎼



تو در منی ...
مثل آسمان، مهتاب ...

مثل چشم هایِ
پنجره بی تاب؛
مثل بغضِ شب؛
بی خواب ...

#فرح_فریماااا_معمای_عشق

🍏🍎🍃
2🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📕

آقای پیشون به او نزدیک شد و او را نگاه کرد. حس کرد که پسرک دگرگون شده است. چشمانش دوباره درخشان و سرشار از زندگی شده و گونه‌هایش از شدت هیجان برافروخته است. بدنش استوار وپشتش راست است.
- پی‌یر، تو را چه می‌شود؟

پسرک نگاه گرمی به استادش افکند.
- من خوشبخت هستم.

آقای پیشون که هیجان او را حس می‌کرد احتیاجی به سوال کردن نداشت. با وجود این پرسید: می‌توانی به من بگویی چرا؟

- چون می‌خواهم دوباره مبارزه کنم.

- مبارزه به خاطر چه؟

نوبت پی‌یر بود که لبخند بزند.
- به خاطر آزادی ...

👤#ژرژ_فون_ویلیه
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


عمر شب  تبخیر _در وقت مناسب_ می شود
خالی از شب تاب های حق به جانب می شود

نیمه ی الّاکنگ ما به بالا می رود
بازی  ِ این زندگی یک روز جالب می شود

عشق مثل تاجری از راه برمی گردد و
سکّه  سکّه  اشک های شوق ، کاسب می شود

کوچه ام را گزمه ها پر کرده اند اما نترس
چشم خیس پنجره دارد مراقب می شود!

حیف از آن گنجشک معصومی که در بازار شهر
توی جلد یک قناری زود قالب می شود

گاه گاهی در نمازم  مُهر کم می آورم
تکّه ای از قلب خود بفرست، واجب می شود!

آزمون می گیرم از مهتاب و چشمانت، ولی 
در کلاس آسمان  هربار غایب می شود!

عاقبت یک صبح جای اینهمه اخبار جنگ
متن لبخند تو سرفصل ِ مطالب می شود.

#محمد_علی_نیکومنش
۲۵ خرداد ۱۴۰۴_ رشت
🍏🍎🍃
1👌1


عشق را باید سلاخی کرد
تا تابوت ها؛ در رثایِ الوهیتِ
فهم؛ نگریند

زخم ها؛
هر روز عمیق و عمیق تر
در سراچه یِ باوری، بی پنجره
بی نور

و درد ها در کنامِ سایه هایِ
بغض آلوده؛ بی صدا
در رخوتی کور
طلایه دارِ  زنجیرهایِ پریشانِ
سالیانِ کهنه یِ  دور

آه ...
تا کجایِ حدیثِ غربتِ جان؛
چشم ها را باید  بست،
و تیرِ کمان هایِ جهل را
بر سینه یِ ایمان نشانه رفت؛
تا کجای بغضِ شب؛
باید شمع هارا؛
غریبانه، فوت کرد!!


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
1🙏1


چهار فصلِ
خاطرات خیس ام را
         در ذهن کبودِ ماه
   ‌‌‌‌‌               قدم می زنم

برگ هایِ
‌  زیر پاهای ام
      همه ابری اند
  پس؛ بهاران ام کو ...؟!


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM