معمای عشق
735 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram


Life is like a mirror. It will smile at you if you smile at it

زندگی مانند یک آیینه است.
به تو لبخند میزنه
اگه بهش لبخند بزنی ...

🍏🍎🍃
👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Alive,Homayoun Shajaryan Ft
@Muzicshadjadid
🎼❤️🎼

🎙#همایون شجریان
&سامی یوسف....زنده
----------------------------

مُرده بُدم زنده شدم،
گریه بُدم خنده شدم

دولت عشق آمد و
من دولت پاینده شدم

#مولانای_جان

🍏🍎🍃
2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
‌‌○

ما را که ره دهد
به سراپردهٔ وصال؟
ای باد صبح‌دم
خبری ده ز ساحتش

باران چون ستاره‌ام
از دیدگان بریخت
رویی که صبح
خیره شود در صباحتش


حضرت#سعدی
صبح تون پر از شور و نشاط زندگی
🍏🍎🍃
2🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


آفتابِ من باش
و در صبحِ آغوش ام بتاب!

زنجره ها؛
در باد پریشانند
و شاپرک های خیال تو
بی قرارِ پرواز ...

و پوپک چشمان ام
در قابِ عریان پنجره؛
خیسِ انتظار ...!


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
سلام صبح به خیر روزتان شاد
🍏🍎🍃
2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Aysegul Coskun - Baksana Talihe
کانال آهنگ ترکی Dtork@
🎼❤️🎼

🗣#عایشه_جوشکون
🎼 باکسانا طالیهه
--------------------------------



بخوان مــــــــرا
  و مَخوان جز مــــــــرا
                که می‌میرم !

#حسین_منزوی

🍏🍎🍃
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


«تلفن گُنگ» یا «گوشی استخوانی» را زنده‌یاد جبار باغچه‌بان اختراع کرد. شاگردان کرولال، با گرفتن میلهٔ آن به دندان، می‌توانند ازطریق استخوان فک، ارتعاشات صوتی را دریابند. باغچه‌بان دربارهٔ اختراع دستگاه گفته‌است: «در پانزده‌سالگی گوش راستم در تصادفی کر شد… مرا پیش سیدی بردند… سید عالی‌جناب پانزده روز دواهایی در گوشم می‌ریخت و دعاهایی می‌خواند… یکی از این دواها نفت بود! سید یک ساعت را نزدیک گوشم می‌گرفت، نمی‌شنیدم؛ ولی وقتی آن را به گوشم می‌چسباندم، احساس می‌کردم می‌شنوم. روزی کنجکاو شدم و ساعت را با دندان گرفتم و احساس کردم می‌شنوم… عذر سید خواسته شد! بعدها، هنگامی که به تعلیم کرولال‌ها مشغول بودم، این موضوع یادم آمد و آن‌ها را با گرفتن ساعت در دهان امتحان کردم و چون نتیجه مثبت بود، به فکر ساختن گوشی استخوانی افتادم…» مشابه این دستگاه حدود ۳۸ سال بعد توسط دو مخترع آمریکایی کامل‌تر ساخته شد و ناشنوایان از آن همچون سمعک استفاده می‌کنند.
(برگرفته از وبگاه بنیاد پژوهش‌های ناشنوایان، زندگینامهٔ جبار باغچه‌بان)

🍏🍎🍃
👌2
🌷


چشمه های
خروشان ترا می شناسند
موجهای پریشان ترا می شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی جوابی
ریگ های بیابان ترا می شناسند

نام تو
رخصت رویش است و طراوت
زین سبب
برگ و باران ترا می شناسند

هم تو
گلهای این باغ را می شناسی
هم تمام
شهیدان ترا می شناسند

کاش من هم
عبور تو را دیده بودم
کوچه های
خراسان تو را می شناسند

#قیصرامین‌پور
🍏🍎🍃
1🙏1
غزلیات حافظ 84
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ/84
📖 هر روز یک غزل از حافظ
------------------------
ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت
دَردِه قدح که موسمِ ناموس و نام رفت

وقتِ عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صُراحی و جام رفت

مستم کن آن چنان که ندانم ز بی‌خودی
در عرصهٔ خیال که آمد، کدام رفت

بر بوی آن که جرعهٔ جامت به ما رسد
در مَصطَبِه دعایِ تو هر صبح و شام رفت

دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید
تا بویی از نسیمِ می‌اش در مشام رفت

زاهد غرور داشت، سلامت نبرد راه
رند از رهِ نیاز به دارالسلام رفت

نقدِ دلی که بود مرا صرف باده شد
قلبِ سیاه بود از آن در حرام رفت

در تابِ توبه چند توان سوخت همچو عود؟
می ده که عمر در سرِ سودای خام رفت

دیگر مکن نصیحتِ حافظ که ره نیافت
گمگشته‌ای که بادهٔ نابش به کام رفت

🍏🍎🍃
1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
👌1

چرا درختان
شوکت ریشه‌های‌شان را پنهان می‌کنند؟
«پابلو نرودا»

آنچه تبر داران از درخت می‌بینند ساقه، شاخه و برگ است. آنچه پنهان است و درخت را استوار نگه می‌دارد ریشه است.
تبر را برمی‌دارند و شاخه‌ها را قطع می‌کنند، اصلا چه می‌گویم این تنه‌های بلا کش دهر را قطع می‌کنند. ولی غافل از آنند تا زمانی که ریشه قرص و محکمش در زمین جا خوش کرده باشد یا خودش جوانه می‌زند و دوباره سبز می‌شود و یا حتی اگر ضربه ناجوانمردانه تبر به حدی باشد که دیگر توانی برای جوانه زدن دوباره‌اش نگذارد، او کماکان ریشه‌اش را و تن زخمی‌اش را میزبان بذر و قلمه‌ای می‌کند چرا که سبز شدن در وجود او نهفته است و رویای دوباره سر به آسمان کشیدن در نهادش است.

امروز در مسیر کوهنوردی‌ام دوباره و یا بهتر است بگویم چند باره به چنین درختان بریده‌ تن ولی ریشه داری برخوردم که امیدش را از دست نداده و نیم تنه زخمیش را پذیرای بذر و قلمه ای کرده و اجازه داده با تکیه بر ریشه قویش سبز شود ودوباره سر در آسمان بلند کند و بودنش را و ادامه حیاتش و ریشه قوی و ماندگارش را حتی اگر شده در جسم و جان جوانه‌ای دیگر به رخ بکشد.

نمی دانی که این منظره چقدر برایم آشنا بود.
با ذره ذره وجودم ماندگاری و پایداری این نیم تنه بی سر ولی ریشه دار را حس کردم.
حس غریبی بود شاید بسان حس همه مرغان مهاجر.
یاد این شعر خانم فرح فریما افتادم:

دستِ چنگیزِ زمان؛
در قفایِ دین و ایمان
ریشه ها را تیشه می زد
تیشه بر هر ریشه می زد
آه..‌‌.
یک شب اما؛ خواب دیدم
تندری زد؛ ابرها بارید
رود جاری شد؛
زمین بیدار شد از خواب ؛
و نخلستانِ بی سر باز هم، خندید
و جنگل ها، همه رویید، و من
در خواب دیدم
زمستان رفت؛ بهاران شد
از تنِ سرخِ زمین هم؛ یک گلستان
لاله جوشید
من و تو ...
ما شدیم، با عشق خندیدیم؛
و ققنوس وطن؛ بیدار شد، بیدار

میرزا عارف ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
🍏🍎🍃
🙏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میرزا عارف_ کانادا_ پرنده مهاجر
❤‍🔥1👍1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤‍🔥1