○
هوایِ منزل یار،
آب زندگانیِ ماست
صبا بیار نسیمی ز خاکِ شیرازم
سِرشکم آمد و
عیبم بگفت روی به روی
شکایت از کِه کنم؟
خانگیست غَمّازَم
ز چَنگِ زهره شنیدم
که صبحدم میگفت
«غلامِ حافظِ
خوشلهجهٔ خوشآوازم»
#حضرت_حافظ
روز شیراز گرامی
سلام صبح بهاری تان دلنشین
🍏🍎🍃
هوایِ منزل یار،
آب زندگانیِ ماست
صبا بیار نسیمی ز خاکِ شیرازم
سِرشکم آمد و
عیبم بگفت روی به روی
شکایت از کِه کنم؟
خانگیست غَمّازَم
ز چَنگِ زهره شنیدم
که صبحدم میگفت
«غلامِ حافظِ
خوشلهجهٔ خوشآوازم»
#حضرت_حافظ
روز شیراز گرامی
سلام صبح بهاری تان دلنشین
🍏🍎🍃
❤2🙏1
Mahali Shirazi
Jalal Zolfonoun
🎼❤️🎼
🎼محلی شیرازی
سهتار: جلال ذوالفنون
تنبک: سیامک بنایی
آنکه نشنیدهست هرگز بوی عشق
گو به شیراز آی و خاک ما ببوی
✍#سعدی
🍏🍎🍃
🎼محلی شیرازی
سهتار: جلال ذوالفنون
تنبک: سیامک بنایی
آنکه نشنیدهست هرگز بوی عشق
گو به شیراز آی و خاک ما ببوی
✍#سعدی
🍏🍎🍃
👍2❤1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
لاف عشق و
گله از یار؟ زهی لاف دروغ!
عشقبازان چنین، مستحق هجرانند
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار
ورنه مستوری و
مستی همه کس نتوانند
گر به نزهتگه
ارواح برد بوی تو باد
عقل و جان گوهر
هستی به نثار افشانند
✍#حضرت_حافظ
🗣#استاد_شجریان
🍏🍎🍃
لاف عشق و
گله از یار؟ زهی لاف دروغ!
عشقبازان چنین، مستحق هجرانند
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار
ورنه مستوری و
مستی همه کس نتوانند
گر به نزهتگه
ارواح برد بوی تو باد
عقل و جان گوهر
هستی به نثار افشانند
✍#حضرت_حافظ
🗣#استاد_شجریان
🍏🍎🍃
❤3👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
●
🎼 چرخ و فلک #هوشین
شعر:محمد_اسماعیل_صیادی
تهیه و تنظیم:
بهاره عمرانی& رضا کسائیان
------------------------------
آه ... ای آتش...🔥
ای کین جاودانه ی ضحاک:
چگونه توانستی بگذاری،
که رد پای این همه فصل زرد
از خاطر ابری ِ بهاران
و از کوچه های
زخمی ِ پاییز ... از یاد نرود؟
جوانه ها؛
از شب های تاریک و برفی ِ سرد
به امید
شکفتن غنچه های
سبز شادی بر توسن غم ها،
عاشقانه می تاختند؛
چگونه توانستی؟
بال سرخ پروازِ
نسترن های وحشی ِ بندر شوی؛
پرچین ها، خالی از
لبخند شقایق ها... شده است؛
و کوچه های داغ بندر پر از درد
و دود و آه و ماتم...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
واژه ها؛ چه غریبانه می گریند
با آرزوی خاموشی آتش دل ها
و امید شکفتن بذرهای شادی
از پس این همه شب بی مرز سرد
🍏🍎🍃
🎼 چرخ و فلک #هوشین
شعر:محمد_اسماعیل_صیادی
تهیه و تنظیم:
بهاره عمرانی& رضا کسائیان
------------------------------
آه ... ای آتش...🔥
ای کین جاودانه ی ضحاک:
چگونه توانستی بگذاری،
که رد پای این همه فصل زرد
از خاطر ابری ِ بهاران
و از کوچه های
زخمی ِ پاییز ... از یاد نرود؟
جوانه ها؛
از شب های تاریک و برفی ِ سرد
به امید
شکفتن غنچه های
سبز شادی بر توسن غم ها،
عاشقانه می تاختند؛
چگونه توانستی؟
بال سرخ پروازِ
نسترن های وحشی ِ بندر شوی؛
پرچین ها، خالی از
لبخند شقایق ها... شده است؛
و کوچه های داغ بندر پر از درد
و دود و آه و ماتم...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
واژه ها؛ چه غریبانه می گریند
با آرزوی خاموشی آتش دل ها
و امید شکفتن بذرهای شادی
از پس این همه شب بی مرز سرد
🍏🍎🍃
❤2❤🔥1👏1
○
هنگامی که با انسانی مواجه میشوی، فرقی نمیکند که باشد، سعی نکن بر اساس ارزش و کرامتش ارزیابی عینی از او به عمل آوری.
به بدذاتی یا کوته بینی و افکار منحرفش نگاه نکن، زیرا بدذاتی او براحتی میتواند تو را بسوی تنفر از وی بکشاند و کوته بینی او بسوی تحقیر وی. در عوض، توجهات را فقط معطوف رنجها و نیازها و نگرانیها و دردهایش کن. آنگاه همواره با وی احساس خویشاوندی خواهی کرد، با او همدرد خواهی شد، و به جای تنفر یا تحقیر، شفقتی را تجربه خواهی کرد که همان صلح و آرامشی است که انجیل ما را به سویش فرا میخواند.
راه فروخوردن نفرت و تحقیر به هیچ وجه جستن به اصطلاح کرامت انسان نیست بلکه، برعکس، نگریستن به او بسانِ موجودی قابل ترحم است.
#آرتور_شوپنهاور
🍏🍎🍃
هنگامی که با انسانی مواجه میشوی، فرقی نمیکند که باشد، سعی نکن بر اساس ارزش و کرامتش ارزیابی عینی از او به عمل آوری.
به بدذاتی یا کوته بینی و افکار منحرفش نگاه نکن، زیرا بدذاتی او براحتی میتواند تو را بسوی تنفر از وی بکشاند و کوته بینی او بسوی تحقیر وی. در عوض، توجهات را فقط معطوف رنجها و نیازها و نگرانیها و دردهایش کن. آنگاه همواره با وی احساس خویشاوندی خواهی کرد، با او همدرد خواهی شد، و به جای تنفر یا تحقیر، شفقتی را تجربه خواهی کرد که همان صلح و آرامشی است که انجیل ما را به سویش فرا میخواند.
راه فروخوردن نفرت و تحقیر به هیچ وجه جستن به اصطلاح کرامت انسان نیست بلکه، برعکس، نگریستن به او بسانِ موجودی قابل ترحم است.
#آرتور_شوپنهاور
🍏🍎🍃
👌2
Mano To
Shahrokh
🎼❤️🎼
عمریه آیه همدردی می خونیم منو تو هنوزم درده همو خوب نمی دونیم من و تو
با لب تشنه توو مردابا داریم جون می کنیم بازم از معجزه دریا می خونیم من و تو
عشق خط های موازی روبه هم می رسونه روی یک خطیم ازهم گریزونیم من و تو
تشنه ایم اما مثله گل های کاغذ تا می شیم زیر بارون اگه یک لحظه بمونیم من و تو
ما رو هم گرگا و هم چوپونا از هم میدرند سادگی بسه چرا بره بمونیم من و تو
کوله بار ما پر از تنهایی و جاده دراز مشکل این راه به آخر برسونیم من و تو
می تونستیم یه روزی زنجیر هارو پاره کنیم اگه با هم دیگه باشیم و بمونیم پس می تونیم منو تو....
🍏🍎🍃
عمریه آیه همدردی می خونیم منو تو هنوزم درده همو خوب نمی دونیم من و تو
با لب تشنه توو مردابا داریم جون می کنیم بازم از معجزه دریا می خونیم من و تو
عشق خط های موازی روبه هم می رسونه روی یک خطیم ازهم گریزونیم من و تو
تشنه ایم اما مثله گل های کاغذ تا می شیم زیر بارون اگه یک لحظه بمونیم من و تو
ما رو هم گرگا و هم چوپونا از هم میدرند سادگی بسه چرا بره بمونیم من و تو
کوله بار ما پر از تنهایی و جاده دراز مشکل این راه به آخر برسونیم من و تو
می تونستیم یه روزی زنجیر هارو پاره کنیم اگه با هم دیگه باشیم و بمونیم پس می تونیم منو تو....
🍏🍎🍃
❤2👌1
غزلیات حافظ 78
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ/78
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------------
دیدی که یار، جز سَرِ جور و ستم نداشت
بشکست عهد، وز غمِ ما هیچ غم نداشت
یا رب مگیرش ار چه دلِ چون کبوترم
افکند و کُشت و عزتِ صیدِ حرم نداشت
بر من جفا ز بختِ من آمد وگرنه یار
حاشا که رسمِ لطف و طریقِ کَرَم نداشت
با این همه هر آن که نه خواری کشید از او
هر جا که رفت، هیچ کَسَش محترم نداشت
ساقی بیار باده و با محتسب بگو
انکارِ ما مَکُن که چنین جام، جم نداشت
هر راهرو که ره به حریمِ درش نبرد
مسکین بُرید وادی و ره در حرم نداشت
حافظ بِبَر تو گویِ فصاحت که مدعی
هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------------
دیدی که یار، جز سَرِ جور و ستم نداشت
بشکست عهد، وز غمِ ما هیچ غم نداشت
یا رب مگیرش ار چه دلِ چون کبوترم
افکند و کُشت و عزتِ صیدِ حرم نداشت
بر من جفا ز بختِ من آمد وگرنه یار
حاشا که رسمِ لطف و طریقِ کَرَم نداشت
با این همه هر آن که نه خواری کشید از او
هر جا که رفت، هیچ کَسَش محترم نداشت
ساقی بیار باده و با محتسب بگو
انکارِ ما مَکُن که چنین جام، جم نداشت
هر راهرو که ره به حریمِ درش نبرد
مسکین بُرید وادی و ره در حرم نداشت
حافظ بِبَر تو گویِ فصاحت که مدعی
هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1👏1
Muazzez Ersoy - Unutma Ki Dunya Fani
🎼❤️🎼
Muazzez Ersoy - Unutma Ki Dunya Fani
-------------------------
آه ... ای آتش...🔥
ای کین جاودانه ی ضحاک؛
_چگونه توانستی؟
بال سرخ پروازِ
نسترن های وحشی ِ بندر شوی؛
پرچین ها، خالی از
لبخند شقایق ها... شده است_
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
واژه ها؛
چه غریبانه می گریند
🍏🍎🍃
Muazzez Ersoy - Unutma Ki Dunya Fani
-------------------------
آه ... ای آتش...🔥
ای کین جاودانه ی ضحاک؛
_چگونه توانستی؟
بال سرخ پروازِ
نسترن های وحشی ِ بندر شوی؛
پرچین ها، خالی از
لبخند شقایق ها... شده است_
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
واژه ها؛
چه غریبانه می گریند
🍏🍎🍃
❤4❤🔥1👍1🙏1