آخرین انار دنیا نوشته نویسنده عراقی بختیار علی یک رمان جهانی است ، نویسنده در این رمان که بر رئالیسم جادویی استوار است، جنگ و تبعات آن را دستمایهٔ اصلی داستانش کرده است اما به مسائل دیگر زندگی بشر از مرگ، تنهایی، خدا، زیبایی تا خیانت و تکثیر متشابه انسانها در یکدیگر نیز پرداخته است.مظفر صبحگاهی پس از آزادی از ۲۱ سال اسارت در وسط بیابان، به دنبال پسرش به نام "سریاس صبحگاهی" آمده است.در این فاصله و در حالیکه جنگ داخلی کشور را در بر گرفتهاست،حزب وی از حزبی انقلابی به جریانی فاسد تبدیل شدهاست.شخصیت اصلی رمان مظفر صبحگاهی در راهی که آغاز کرده با خواهران سپید پوش ، اکرام کوه نشین ، سید جلال شمس ، ممد دل شیشه ای و بالاخره سریاس صبحگاهی دیگری آشنا می شود که هم نام تنها پسر اوست ، اما از پس این نام ها ، سریاس صبحگاهی دوم و سومی نیز پیدا می شود که مظفر نمی داند کدام یک از آنها پسر واقعی خودش است.
🍏🍎🍃
🍏🍎🍃
👌2❤1
10
Bakhtiar Ali
📕✨📕
📕:آخرین_انار_دنیا /10
✍:بختیار_علی
🔁 آرش_سنجابی
🎤: بهروز رضوی
🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻
اینک دوران بازگانان قد بلندِ گیسو سیاە است
صبح سودخورهای جوان و نیمروز گناهکاران است.
اینک دورانی است
اگر ششهایت از جواهر نباشند،
هوا دوستت ندارد.
اگر دستانت از طلا نباشند،
آب اجازەی نوشیدنش را نمیدهد.
اگر دلت از سنگ نباشد،
دستت بە هیچ عشقی نمیرسد.
اگر روحت از مس نباشد،
بە خندەیی دست نخواهی یافت...
بخشی از قصیدەی شهر؛ بختیار علی
🍏🍎🍃
📕:آخرین_انار_دنیا /10
✍:بختیار_علی
🔁 آرش_سنجابی
🎤: بهروز رضوی
🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻
اینک دوران بازگانان قد بلندِ گیسو سیاە است
صبح سودخورهای جوان و نیمروز گناهکاران است.
اینک دورانی است
اگر ششهایت از جواهر نباشند،
هوا دوستت ندارد.
اگر دستانت از طلا نباشند،
آب اجازەی نوشیدنش را نمیدهد.
اگر دلت از سنگ نباشد،
دستت بە هیچ عشقی نمیرسد.
اگر روحت از مس نباشد،
بە خندەیی دست نخواهی یافت...
بخشی از قصیدەی شهر؛ بختیار علی
🍏🍎🍃
👌2
Track 9
Saeid Homay
🎼❤️🎼
آن دم که مرا می زده بر خاک سپارید
زیر کفنم خمره ای از باده گذارید
تا در سفر دوزخ از این باده بنوشم
بر خاک من از ساقه ی انگور بکارید
آن لحظه که با دوزخیان کنم ملاقات
یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات
هر قدر که در خاک ننوشیدم از این باده ی صافی
بنشینم و با دوزخیان کنم تلافی
پایه ی پیمانه و شادیست اساسم
گر همچو همای از عطش عشق بسوزم...
از آتش دوزخ نهراسم....
🍏🍎🍃
آن دم که مرا می زده بر خاک سپارید
زیر کفنم خمره ای از باده گذارید
تا در سفر دوزخ از این باده بنوشم
بر خاک من از ساقه ی انگور بکارید
آن لحظه که با دوزخیان کنم ملاقات
یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات
هر قدر که در خاک ننوشیدم از این باده ی صافی
بنشینم و با دوزخیان کنم تلافی
پایه ی پیمانه و شادیست اساسم
گر همچو همای از عطش عشق بسوزم...
از آتش دوزخ نهراسم....
🍏🍎🍃
❤2👌2❤🔥1
Bia Berim
Sam Goharbin
🎼❤️🎼
بیا بریم یک جای دور
میشم برات سنگ صبور
------------------------------
در این درّهی تنهایی
تو آبِ روان من باش.
و زمزمه کن.
من خواهم شنید.
"✉️ #سهراب_سپهری" به " نازی "
🍏🍎🍃
بیا بریم یک جای دور
میشم برات سنگ صبور
------------------------------
در این درّهی تنهایی
تو آبِ روان من باش.
و زمزمه کن.
من خواهم شنید.
"✉️ #سهراب_سپهری" به " نازی "
🍏🍎🍃
❤1🙏1
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز یکشنبه. ☀️🌖
☀️۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
🌙۶ ذی القعده ۱۴۴۶
🌲 ۴ مه ۲۰۲۵
----------🌱-----🌧-------🌱----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا 🌱🎋☘
‐---------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
و امید و آرامش 🌻☀️🌈🌧
قدم های زندگی به رویشی سبز
----------------
---------🍃-------🌱-----🍃------
الهی ...
مرا در بهارِ باورهایم، بارور کن!
و در شکوفایی ِ جوانه های بذر
حضورم ... بارانِ عشق باش!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به حلاوت دوستی و مهر
با آرزوی طلوع صبحی روشن🌻
🍏🍎🍃
🗓 امروز یکشنبه. ☀️🌖
☀️۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
🌙۶ ذی القعده ۱۴۴۶
🌲 ۴ مه ۲۰۲۵
----------🌱-----🌧-------🌱----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا 🌱🎋☘
‐---------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
و امید و آرامش 🌻☀️🌈🌧
قدم های زندگی به رویشی سبز
----------------
---------🍃-------🌱-----🍃------
الهی ...
مرا در بهارِ باورهایم، بارور کن!
و در شکوفایی ِ جوانه های بذر
حضورم ... بارانِ عشق باش!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به حلاوت دوستی و مهر
با آرزوی طلوع صبحی روشن🌻
🍏🍎🍃
❤2👍1🥰1
○
امید داشتم که سرنوشت من با دلیران و پهلوانان آمیخته باشد
تا در میان آن گروه پرتوان با همتی بلند کمر بندم و خدمت کنم
اما نگارندۀ غیب نقش دیگری بر من نگاشته بود
و هنگامی که آن رویداد پرمحنت و آن بیماری مهلک بر من افتاد
با دل خونین خویش گفتم
کار خداوند همه نیکوست
اگر بتوانم یک دل و یک جهت روی در او کنم
این ساعات ملالت بار
و این روزهای محنت و ناکامی
و این شبهای سیاه ِ غم آلود
هیچ یک بی ثمر نخواهد بود
بلکه خواهم توانست که تاب آورم زخم را به شکیبایی
و بدل کنم رنج را به توان و پایداری
و بلا و محنت را به قداست و پاکی.
خدای من
اگر مرا بار دیگر زندگی بخشی
در آن زندگی دوم نیز، بیش از پیش، فروتن و افتاده خواهم بود
و داناتر و نیرومندتر در کشمکش هستی
و آماده تر برای توکل بر تو.
پیمان من با تو این است
اگرچه مرگ خود بر در ایستاده باشد.
اما ای آفریدگار، سرنوشت من هرچه باشد
بگذار اکنون به عبادت تو مشغول باشم.
📕 #در_قلمرو_زرین
شعر از #آن_برونته
ترجمه و تلخیص #حسین_الهی_قمشه_ای
🍏🍎🍃
امید داشتم که سرنوشت من با دلیران و پهلوانان آمیخته باشد
تا در میان آن گروه پرتوان با همتی بلند کمر بندم و خدمت کنم
اما نگارندۀ غیب نقش دیگری بر من نگاشته بود
و هنگامی که آن رویداد پرمحنت و آن بیماری مهلک بر من افتاد
با دل خونین خویش گفتم
کار خداوند همه نیکوست
اگر بتوانم یک دل و یک جهت روی در او کنم
این ساعات ملالت بار
و این روزهای محنت و ناکامی
و این شبهای سیاه ِ غم آلود
هیچ یک بی ثمر نخواهد بود
بلکه خواهم توانست که تاب آورم زخم را به شکیبایی
و بدل کنم رنج را به توان و پایداری
و بلا و محنت را به قداست و پاکی.
خدای من
اگر مرا بار دیگر زندگی بخشی
در آن زندگی دوم نیز، بیش از پیش، فروتن و افتاده خواهم بود
و داناتر و نیرومندتر در کشمکش هستی
و آماده تر برای توکل بر تو.
پیمان من با تو این است
اگرچه مرگ خود بر در ایستاده باشد.
اما ای آفریدگار، سرنوشت من هرچه باشد
بگذار اکنون به عبادت تو مشغول باشم.
📕 #در_قلمرو_زرین
شعر از #آن_برونته
ترجمه و تلخیص #حسین_الهی_قمشه_ای
🍏🍎🍃
❤2👌1
Mozhdeye Baran
Mohammad Motamedi
🎼❤️🎼
🎼مژده باران
🗣#محمد_معتمدی
-----------------------------
خنک آن قمار بازی
که بباخت هر چه بودش بنماند هیچش
الا هوس قمار دیگر
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
🎼مژده باران
🗣#محمد_معتمدی
-----------------------------
خنک آن قمار بازی
که بباخت هر چه بودش بنماند هیچش
الا هوس قمار دیگر
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
من
روز خویش را ...
با آفتاب ِ روی تو ...
کز مشرق ِ خیال دمیده است ،
آغاز می کنم!!
من...
با تو می نویسم و می خوانم ؛
من ...
با تو راه می روم و حرف می زنم ؛
وز شوق ِ این محال
که دستم به دست توست ،
من
جای راه رفتن ...
پرواز می کنم!!
آن لحظه ها که مات ...
در انزوای خویش
یا در میان جمع ،
خاموش می نشینم ؛
موسیقی نگاه ِ تو را گوش می کنم!
گاهی میان مردم . . .
در ازدحام شهر ...
غیر از تو هرچه هست ...
فراموش می کنم...!!!
✍#فریدون_مشیری
درودی به طراوت باران مهر
و به حلاوت و شور زندگی🌻
صبح تون به خير روزتان شاد
🍏🍎🍃
من
روز خویش را ...
با آفتاب ِ روی تو ...
کز مشرق ِ خیال دمیده است ،
آغاز می کنم!!
من...
با تو می نویسم و می خوانم ؛
من ...
با تو راه می روم و حرف می زنم ؛
وز شوق ِ این محال
که دستم به دست توست ،
من
جای راه رفتن ...
پرواز می کنم!!
آن لحظه ها که مات ...
در انزوای خویش
یا در میان جمع ،
خاموش می نشینم ؛
موسیقی نگاه ِ تو را گوش می کنم!
گاهی میان مردم . . .
در ازدحام شهر ...
غیر از تو هرچه هست ...
فراموش می کنم...!!!
✍#فریدون_مشیری
درودی به طراوت باران مهر
و به حلاوت و شور زندگی🌻
صبح تون به خير روزتان شاد
🍏🍎🍃
❤2🙏1