○
وقتی که؛
از دل سنگ
نورِ امید می تراود
و در حافظه ی ذهنِ کوه
بذرها می شکفند
و گل های رنگین، رنگین کمانِ
کوه و دشت می شوند
وقتی که؛
از شیارهای پنهانِ
دیوارهایی بس زمخت و بلند
بوته هایِ گل، شیدا می کند
چشمِ رهگذران را
وقتی که؛
از چشمِ خیسِ آسمان؛
عشق می بارد و از دلِ
خاکِ باران خورده یِ نمناک
گل های سبز زندگی می روید
چگونه می شود؟ باور نکرد
که در پس این همه
سیاهی و غربتِ فهم؛
آفتاب از پس کوه،
در طلوع صبحی روشن،
عاشقانه نتابد!
چطور می شود؟
بجای امید به سخاوتِ هستی
درهای ناامیدی، یاس و
اندوه را به روی خود گشود
و کاری را کرد، که نباید
در مسیری گام نهاد، که نشاید
همواره امید شکفتن هست
همیشه می شود چشم به
دستانِ پرمهر هستی داشت
و به انتظار معجزه ای سبز
که درهای بسته گشوده شود
و از شیار کوه ها و صخره
های صعب و سختِ زندگی
گل هایِ رنگین و خوشبو بروید
امید چراغ راهِ روزهای تار و
شب هایِ تاریک و ظلمانی ست؛
ایمان بیاوریم به عشق!
ایمان بیاوریم به آفتاب!
ایمان بیاوریم به خدایی که
این همه اعجاز را آفرید...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
روزتان به امید و آرامش 🌻☀️
🍏🍎🍃
وقتی که؛
از دل سنگ
نورِ امید می تراود
و در حافظه ی ذهنِ کوه
بذرها می شکفند
و گل های رنگین، رنگین کمانِ
کوه و دشت می شوند
وقتی که؛
از شیارهای پنهانِ
دیوارهایی بس زمخت و بلند
بوته هایِ گل، شیدا می کند
چشمِ رهگذران را
وقتی که؛
از چشمِ خیسِ آسمان؛
عشق می بارد و از دلِ
خاکِ باران خورده یِ نمناک
گل های سبز زندگی می روید
چگونه می شود؟ باور نکرد
که در پس این همه
سیاهی و غربتِ فهم؛
آفتاب از پس کوه،
در طلوع صبحی روشن،
عاشقانه نتابد!
چطور می شود؟
بجای امید به سخاوتِ هستی
درهای ناامیدی، یاس و
اندوه را به روی خود گشود
و کاری را کرد، که نباید
در مسیری گام نهاد، که نشاید
همواره امید شکفتن هست
همیشه می شود چشم به
دستانِ پرمهر هستی داشت
و به انتظار معجزه ای سبز
که درهای بسته گشوده شود
و از شیار کوه ها و صخره
های صعب و سختِ زندگی
گل هایِ رنگین و خوشبو بروید
امید چراغ راهِ روزهای تار و
شب هایِ تاریک و ظلمانی ست؛
ایمان بیاوریم به عشق!
ایمان بیاوریم به آفتاب!
ایمان بیاوریم به خدایی که
این همه اعجاز را آفرید...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
روزتان به امید و آرامش 🌻☀️
🍏🍎🍃
❤2👌1
دلکش _ اسیر دام تو
@tanehayeghadimi
🎼❤️🎼
چو اسیر دام توام
رام توام ای محرم رازم
منم آن شمعی که زشب
تا به سحر در سوز و گدازم
ای فتنه بکش یا بنوازم
پر پر شده ام
خاک زر شده ام
آزارم کن
چو چشم خود بیمارم کن
من ز جفایت دلشادم
از غم عشقت خرسندم
از همه عالم بگسستم
تو که به مهرت پا بندم...
🍏🍎🍃
چو اسیر دام توام
رام توام ای محرم رازم
منم آن شمعی که زشب
تا به سحر در سوز و گدازم
ای فتنه بکش یا بنوازم
پر پر شده ام
خاک زر شده ام
آزارم کن
چو چشم خود بیمارم کن
من ز جفایت دلشادم
از غم عشقت خرسندم
از همه عالم بگسستم
تو که به مهرت پا بندم...
🍏🍎🍃
❤1👌1
غزلیات حافظ 73
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_73
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------------
روشن از پرتوِ رویت نظری نیست که نیست
مِنَّت خاکِ درت بر بصری نیست که نیست
ناظرِ روی تو صاحب نظرانند آری
سِرِّ گیسوی تو در هیچ سَری نیست که نیست
اشکِ غَمّازِ من ار سرخ برآمد چه عجب؟
خجل از کردهٔ خود پرده دری نیست که نیست
تا به دامن ننشیند ز نسیمش گَردی
سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست
تا دم از شامِ سرِ زلفِ تو هر جا نزنند
با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست
من از این طالع شوریده بِرَنجَم ور نی
بهرهمند از سَرِ کویت دگری نیست که نیست
از حیایِ لبِ شیرینِ تو ای چشمهٔ نوش
غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ور نه در مجلسِ رندان خبری نیست که نیست
شیر در بادیهٔ عشق تو روباه شود
آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست
آب چشمم که بر او مِنَّت خاکِ درِ توست
زیرِ صد مِنَّتِ او خاکِ دری نیست که نیست
از وجودم قَدَری نام و نشان هست که هس
ور نه از ضعف در آن جا اثری نیست که نیست
غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است
در سراپای وجودت هنری نیست که نیست
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------------
روشن از پرتوِ رویت نظری نیست که نیست
مِنَّت خاکِ درت بر بصری نیست که نیست
ناظرِ روی تو صاحب نظرانند آری
سِرِّ گیسوی تو در هیچ سَری نیست که نیست
اشکِ غَمّازِ من ار سرخ برآمد چه عجب؟
خجل از کردهٔ خود پرده دری نیست که نیست
تا به دامن ننشیند ز نسیمش گَردی
سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست
تا دم از شامِ سرِ زلفِ تو هر جا نزنند
با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست
من از این طالع شوریده بِرَنجَم ور نی
بهرهمند از سَرِ کویت دگری نیست که نیست
از حیایِ لبِ شیرینِ تو ای چشمهٔ نوش
غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ور نه در مجلسِ رندان خبری نیست که نیست
شیر در بادیهٔ عشق تو روباه شود
آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست
آب چشمم که بر او مِنَّت خاکِ درِ توست
زیرِ صد مِنَّتِ او خاکِ دری نیست که نیست
از وجودم قَدَری نام و نشان هست که هس
ور نه از ضعف در آن جا اثری نیست که نیست
غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است
در سراپای وجودت هنری نیست که نیست
🍏🍎🍃
👏1👌1
۱۰ اردیبهشت زادروز غلامحسین بنان گرامی🌷
( زادهٔ ۱۰ اردیبهشت ۱۲۹۰ تهران -- درگذشتهٔ ۸ اسفند ۱۳۶۴ تهران ) خواننده موسیقی کلاسیک ایرانی
غلامحسین بنان از سالهای ۱۳۲۱ تا دههٔ ۱۳۵۰ در زمینهٔ موسیقی ملی ایران فعالیت داشت.
از سال ۱۳۲۱ صدایش همراه با عدهای از هنرمندان دیگر از رادیو به گوش مردم رسید. روحاله خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه «گلهای رنگارنگ» بنا به دعوت داود پیرنیا همکاری داشت. او در طول فعالیت هنری خود، حدود ۳۵۰ آهنگ اجرا کرد. ویژگی صدای وی زیر و بمها و تحریرهای صدای اوست. بنان هم به آواز قدیمی و کلاسیک ایرانی و هم به نغمات جدید و مدرن ایرانی تسلط داشت. مانند تصنیف «الهه ناز».
برخی بنان را بزرگترین اجرا کننده سبک وزیری - خالقی میدانند. او همچنین در کنار ادیب خوانساری از اجراکنندگان آثار صبا و محجوبی بود. همچنین به مرکبخوانی و تلفیق شعر و موسیقی مسلط بود.
ارکستر رادیو به رهبری روحاله خالقی، خوانندگی بنان و با شرکت پرویز یاحقی، علی تجویدی، مرتضی محجوبی و ... تشکیل یافته بود.
در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد روحاله خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول شد و در سال ۱۳۳۴ به ریاست شورای موسیقی رادیو رسید. بنان از ابتدا در برنامه گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشت و برنامههای متعدد و گوناگون دیگری از او به جا ماندهاست.
در این برنامهها، استادان موسیقی سنتی چون خالقی، صبا، محجوبی، عبادی، تهرانی، تجویدی و... با او همکاری داشتهاند. بنان نخستین کسی است که لقب صدا مخملی در موسیقی را دارد.
در ۲۷ آذرماه ۱۳۳۶ وقتی بنان با اتومبیل شخصی در جادهٔ کرج مشغول رانندگی بود، با کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود تصادف کرد و در این سانحه چشم راست خود را از دست داد و به همین خاطر همیشه از عینک دودی استفاده میکرد.
از ترانههای بنان میتوان به آهنگ آذربایجان در دستگاه شور، آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا در مایهٔ بوسلیک، الهه ناز در مایهٔ دشتی، بهار دلنشین در آواز اصفهان، بوی جوی مولیان در آواز اصفهان، تصنیف توشه عمر در دستگاه همایون، یار رمیده، میناب، خاموش، مرا عاشقی شیدا در دستگاه سه گاه، من از روز ازل در دستگاه سه گاه، نوای نی در آواز دشتی و سرود ای ایران در مایهٔ دشتی اشاره کرد.
غلامحسین بنان در ۷۴ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
🍏🍎🍃
( زادهٔ ۱۰ اردیبهشت ۱۲۹۰ تهران -- درگذشتهٔ ۸ اسفند ۱۳۶۴ تهران ) خواننده موسیقی کلاسیک ایرانی
غلامحسین بنان از سالهای ۱۳۲۱ تا دههٔ ۱۳۵۰ در زمینهٔ موسیقی ملی ایران فعالیت داشت.
از سال ۱۳۲۱ صدایش همراه با عدهای از هنرمندان دیگر از رادیو به گوش مردم رسید. روحاله خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه «گلهای رنگارنگ» بنا به دعوت داود پیرنیا همکاری داشت. او در طول فعالیت هنری خود، حدود ۳۵۰ آهنگ اجرا کرد. ویژگی صدای وی زیر و بمها و تحریرهای صدای اوست. بنان هم به آواز قدیمی و کلاسیک ایرانی و هم به نغمات جدید و مدرن ایرانی تسلط داشت. مانند تصنیف «الهه ناز».
برخی بنان را بزرگترین اجرا کننده سبک وزیری - خالقی میدانند. او همچنین در کنار ادیب خوانساری از اجراکنندگان آثار صبا و محجوبی بود. همچنین به مرکبخوانی و تلفیق شعر و موسیقی مسلط بود.
ارکستر رادیو به رهبری روحاله خالقی، خوانندگی بنان و با شرکت پرویز یاحقی، علی تجویدی، مرتضی محجوبی و ... تشکیل یافته بود.
در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد روحاله خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول شد و در سال ۱۳۳۴ به ریاست شورای موسیقی رادیو رسید. بنان از ابتدا در برنامه گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشت و برنامههای متعدد و گوناگون دیگری از او به جا ماندهاست.
در این برنامهها، استادان موسیقی سنتی چون خالقی، صبا، محجوبی، عبادی، تهرانی، تجویدی و... با او همکاری داشتهاند. بنان نخستین کسی است که لقب صدا مخملی در موسیقی را دارد.
در ۲۷ آذرماه ۱۳۳۶ وقتی بنان با اتومبیل شخصی در جادهٔ کرج مشغول رانندگی بود، با کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود تصادف کرد و در این سانحه چشم راست خود را از دست داد و به همین خاطر همیشه از عینک دودی استفاده میکرد.
از ترانههای بنان میتوان به آهنگ آذربایجان در دستگاه شور، آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا در مایهٔ بوسلیک، الهه ناز در مایهٔ دشتی، بهار دلنشین در آواز اصفهان، بوی جوی مولیان در آواز اصفهان، تصنیف توشه عمر در دستگاه همایون، یار رمیده، میناب، خاموش، مرا عاشقی شیدا در دستگاه سه گاه، من از روز ازل در دستگاه سه گاه، نوای نی در آواز دشتی و سرود ای ایران در مایهٔ دشتی اشاره کرد.
غلامحسین بنان در ۷۴ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
گذشته ی هر فرد کتابی است که خود او سطر سطرش را از حفظ است، اما دیگران فقط عنوانش را میبینند.
📕میوه خارجی
👤جوجو مویز
🍏🍎🍃
گذشته ی هر فرد کتابی است که خود او سطر سطرش را از حفظ است، اما دیگران فقط عنوانش را میبینند.
📕میوه خارجی
👤جوجو مویز
🍏🍎🍃
👏1🙏1
○
( زاده ۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ تهران -- درگذشته ۲۴ آبان ۱۳۴۷ تهران ) شاعر و ترانهسرا
زاد روزش گرامی 🌷
محمدحسین بیوکزاده ( رهی معیری) پس از پايان تحصيلات وارد خدمات دولتی شد و مشاغل متعددی يافت. او از اعضای مؤثر و فعال انجمن ادبی حكيم نظامی، انجمن ادبی فرهنگستان و انجمن موسيقی ايران بود.
وی در ساخت تصنيفهای خود از هنر شعر و موسيقی بهره برده و آثار پر ارزشی را در اين زمينه پديد آورده است. او در شعر طبعی توانا و ذوقی لطيف و پرورده داشت و از اين طريق، ترانهسرايی را در ايران اعتلای بسيار بخشيد. وی يكی از مشهورترين غزلسرايان معاصر است كه از شيوه سنتی شعر پيروی میكرد و از جهات مختلف، تحت تاثير شاعرانی چون سعدی، حافظ، مولوی و صائب تبريزی بود. او در قطعات و مثنويهايش، ابتكار و بدعتگذاری را در آفرينش مضمون، آشكار میساخت و شايد از اين حيث، ارزش آنها از غزلهايش بيشتر باشد. همچنين تشبيهات نو و تعبيرات تازه در اشعار او فراوان است.
گرايش طبع رهی، بيشتر به شعر عاشقانه است. در عين حال، وصف مظاهر جهان، شعر او را تسخير كرده است. اُنس رهی با گل و انعكاس آن در اشعارش نشان از طبع زيباپسند او دارد. همچنين تنوع و رنگارنگی شعر او حاكی از ذوق لطيف و آفريننده اوست. مجموعه غزلهای او به نام سايهعمر و تصنيفهایش با نام آزاده، منتشر شده است.
او عضو تحريريه مجله راديو ايران بود و طى سالهاى ٣٨ تا ٤٥ كه اين ماهنامه انتشار يافت مقالههایى از او با عنوان گلهاى رنگارنگ به چاپ رسيده كه هريك اختصاص به تجزيه و تحليل شعر يكى از شاعران ادب فارسى دارد.
رهی معيری در ۵۹ سالگی درگذشت و در گورستان ظهيرالدوله به خاك سپرده شد.
🍏🍎🍃
( زاده ۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ تهران -- درگذشته ۲۴ آبان ۱۳۴۷ تهران ) شاعر و ترانهسرا
زاد روزش گرامی 🌷
محمدحسین بیوکزاده ( رهی معیری) پس از پايان تحصيلات وارد خدمات دولتی شد و مشاغل متعددی يافت. او از اعضای مؤثر و فعال انجمن ادبی حكيم نظامی، انجمن ادبی فرهنگستان و انجمن موسيقی ايران بود.
وی در ساخت تصنيفهای خود از هنر شعر و موسيقی بهره برده و آثار پر ارزشی را در اين زمينه پديد آورده است. او در شعر طبعی توانا و ذوقی لطيف و پرورده داشت و از اين طريق، ترانهسرايی را در ايران اعتلای بسيار بخشيد. وی يكی از مشهورترين غزلسرايان معاصر است كه از شيوه سنتی شعر پيروی میكرد و از جهات مختلف، تحت تاثير شاعرانی چون سعدی، حافظ، مولوی و صائب تبريزی بود. او در قطعات و مثنويهايش، ابتكار و بدعتگذاری را در آفرينش مضمون، آشكار میساخت و شايد از اين حيث، ارزش آنها از غزلهايش بيشتر باشد. همچنين تشبيهات نو و تعبيرات تازه در اشعار او فراوان است.
گرايش طبع رهی، بيشتر به شعر عاشقانه است. در عين حال، وصف مظاهر جهان، شعر او را تسخير كرده است. اُنس رهی با گل و انعكاس آن در اشعارش نشان از طبع زيباپسند او دارد. همچنين تنوع و رنگارنگی شعر او حاكی از ذوق لطيف و آفريننده اوست. مجموعه غزلهای او به نام سايهعمر و تصنيفهایش با نام آزاده، منتشر شده است.
او عضو تحريريه مجله راديو ايران بود و طى سالهاى ٣٨ تا ٤٥ كه اين ماهنامه انتشار يافت مقالههایى از او با عنوان گلهاى رنگارنگ به چاپ رسيده كه هريك اختصاص به تجزيه و تحليل شعر يكى از شاعران ادب فارسى دارد.
رهی معيری در ۵۹ سالگی درگذشت و در گورستان ظهيرالدوله به خاك سپرده شد.
🍏🍎🍃
❤1👌1