●
پروین دولتآبادی (۲۱ بهمن ۱۳۰۳ – ۲۷ فروردین ۱۳۸۷)، از پیشگامان ادبیات کودک و از بنیانگذاران «شورای کتاب کودک» بود. شاعری را از پدر بهارث برده بود و در ۱۴سالگی غزلسرایی میکرد. در دانشگاه، رشتهٔ هنر را برگزید، اما در بازدید از پرورشگاهی، تصمیم به سرپرستی و تعلیم کودکان پرورشگاه گرفت. مدتی مدیر کودکستان شد و اولین شعرش دربارهٔ کودکی بهنام «آتش» بود که با موسیقی عطاءالله خادم و خوانندگی کودکان زرتشتی اجرا شد. همچنین، تا بازنشستگی، به آموزش کارگران و فرزندانشان پرداخت. اوائل دههٔ ۱۳۴۰، با همکاری #پرویز_ناتل_خانلری و همسر او، #زهرا_خانلری (کیا)، انتشارات سخن را بنا نهاد و اشعارش در مجلهٔ «سخن» چاپ میشد. او، با همکاری #لیلی_آهی، به جمعآوری ادبیات کودکان پرداخت و ویراستار کتابهای کودکِ مؤسسهٔ فرانکلین بود و در دومین جایزهٔ ادبیِ #پروین_اعتصامی نیز منتخب شد. سالهای پایانیِ عمرش در بیماری و انزوا گذشت و در ۸۴سالگی براثر سکته درگذشت. از او بیش از ۵۰ اثر بهجا مانده؛ از آن جمله است: «گل بادام»، «مرغ سرخ پاکوتاه»، «بر قایق ابرها»، و «حافظ و جهانملک خاتون».
سالروز سفرش گرامی 🕊
برگرفته از کانال چشم وچراغ
🍏🍎🍃
پروین دولتآبادی (۲۱ بهمن ۱۳۰۳ – ۲۷ فروردین ۱۳۸۷)، از پیشگامان ادبیات کودک و از بنیانگذاران «شورای کتاب کودک» بود. شاعری را از پدر بهارث برده بود و در ۱۴سالگی غزلسرایی میکرد. در دانشگاه، رشتهٔ هنر را برگزید، اما در بازدید از پرورشگاهی، تصمیم به سرپرستی و تعلیم کودکان پرورشگاه گرفت. مدتی مدیر کودکستان شد و اولین شعرش دربارهٔ کودکی بهنام «آتش» بود که با موسیقی عطاءالله خادم و خوانندگی کودکان زرتشتی اجرا شد. همچنین، تا بازنشستگی، به آموزش کارگران و فرزندانشان پرداخت. اوائل دههٔ ۱۳۴۰، با همکاری #پرویز_ناتل_خانلری و همسر او، #زهرا_خانلری (کیا)، انتشارات سخن را بنا نهاد و اشعارش در مجلهٔ «سخن» چاپ میشد. او، با همکاری #لیلی_آهی، به جمعآوری ادبیات کودکان پرداخت و ویراستار کتابهای کودکِ مؤسسهٔ فرانکلین بود و در دومین جایزهٔ ادبیِ #پروین_اعتصامی نیز منتخب شد. سالهای پایانیِ عمرش در بیماری و انزوا گذشت و در ۸۴سالگی براثر سکته درگذشت. از او بیش از ۵۰ اثر بهجا مانده؛ از آن جمله است: «گل بادام»، «مرغ سرخ پاکوتاه»، «بر قایق ابرها»، و «حافظ و جهانملک خاتون».
سالروز سفرش گرامی 🕊
برگرفته از کانال چشم وچراغ
🍏🍎🍃
🕊2❤🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
ای در دل من،
میل و تمنا، همه ی تو!
وندر سر من،
مایه سودا، همه ی تو!
هر چند به روزگار در مینگرم
امروز همه تویی و فردا همه ی تو
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃
ای در دل من،
میل و تمنا، همه ی تو!
وندر سر من،
مایه سودا، همه ی تو!
هر چند به روزگار در مینگرم
امروز همه تویی و فردا همه ی تو
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃
🙏3❤1❤🔥1
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز پنج شنبه ☀️🌖
☀️۲۸ فروردین ۱۴۰۴
🌙۱۸ شوال ۱۴۴۶
🌲۱۷ آوریل ۲۰۲۵
-------☂------☔️-- -------
----------🌱-----🌧-------🌱----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا...🌙🌖🌕
‐---------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
روز های بهاری تان به شور و
نشاط زندگی🌻 پایان هفته تان
به َشادمانی و آرامش
-----------------قدم هایتان در مسیری سبز و شکوفا
---------🍃-------🌱-----🍃------
الهی ...
مرا در بهارِ باورهایم، بارور کن!
و در شکوفایی ِ جوانه های بذر
حضورم ... بارانِ عشق باش!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به حلاوت دوستی و مهر
🍏🍎🍃
🗓 امروز پنج شنبه ☀️🌖
☀️۲۸ فروردین ۱۴۰۴
🌙۱۸ شوال ۱۴۴۶
🌲۱۷ آوریل ۲۰۲۵
-------☂------☔️-- -------
----------🌱-----🌧-------🌱----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا...🌙🌖🌕
‐---------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
روز های بهاری تان به شور و
نشاط زندگی🌻 پایان هفته تان
به َشادمانی و آرامش
-----------------قدم هایتان در مسیری سبز و شکوفا
---------🍃-------🌱-----🍃------
الهی ...
مرا در بهارِ باورهایم، بارور کن!
و در شکوفایی ِ جوانه های بذر
حضورم ... بارانِ عشق باش!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به حلاوت دوستی و مهر
🍏🍎🍃
❤2
تنهایی
پرویز پرستویی
○
قطره قطره اگر چه آب شدیم
ابر بودیم و آفتاب شدیم
ساخت ما را همو که می پنداشت
به یکی جرعه اش خراب شدیم
هی مترسک کلاه را بردار
ما کلاغان دگر عقاب شدیم
ما از آن سودن و نیاسودن
سنگ زیرین آسیاب شدیم ...
-------------------
قهوه ات را، بنوش و باور کن
من به فنجان تو،،، نمی گنجم
هم نمی دانم از چه می خندم
هم نمی دانم از چه، می گریم
✍# محمد_علی_بهمنی
🎙#پرویز _ پرستویی
🍏🍎🍃
قطره قطره اگر چه آب شدیم
ابر بودیم و آفتاب شدیم
ساخت ما را همو که می پنداشت
به یکی جرعه اش خراب شدیم
هی مترسک کلاه را بردار
ما کلاغان دگر عقاب شدیم
ما از آن سودن و نیاسودن
سنگ زیرین آسیاب شدیم ...
-------------------
قهوه ات را، بنوش و باور کن
من به فنجان تو،،، نمی گنجم
هم نمی دانم از چه می خندم
هم نمی دانم از چه، می گریم
✍# محمد_علی_بهمنی
🎙#پرویز _ پرستویی
🍏🍎🍃
👍2👌1
نقش فرش دل... با صدای علیرضا قربانی.. شعر محمد علی بهمنی
🎼❤️🎼
«نقش فرش دل» ( وضعیت سفید)
🗣#علیرضا_قربانی
✍#محمدعلی_بهمنی
🎼#سهراب_پورناظری
گفتم بدوم
تا تو همه فاصله ها را
تا زودتر از واقعه
گویم گله ها را ...
🍏🍎🍃
«نقش فرش دل» ( وضعیت سفید)
🗣#علیرضا_قربانی
✍#محمدعلی_بهمنی
🎼#سهراب_پورناظری
گفتم بدوم
تا تو همه فاصله ها را
تا زودتر از واقعه
گویم گله ها را ...
🍏🍎🍃
❤2
○
گاه چنین است که جهنم هم دلچسب می نماید. فریب پیچ و تاب شعله، به خود می کشاندت.
می بلعدت. کدام کس توانسته آتش را زشت بشمرد؟ عشق سودایی، همان آتش است. به خود می کشاندت، فرو می بلعدت، آتش می زند، آتشت می کند. به آنکه درافتی، خود آتشی. خود آتش. بسوزد این خرمن.»
✍#محمود_دولت آبادی
📕#کلیدر
🍏🍎🍃
گاه چنین است که جهنم هم دلچسب می نماید. فریب پیچ و تاب شعله، به خود می کشاندت.
می بلعدت. کدام کس توانسته آتش را زشت بشمرد؟ عشق سودایی، همان آتش است. به خود می کشاندت، فرو می بلعدت، آتش می زند، آتشت می کند. به آنکه درافتی، خود آتشی. خود آتش. بسوزد این خرمن.»
✍#محمود_دولت آبادی
📕#کلیدر
🍏🍎🍃
❤2👌1
قسم به دل های خسته ی خسته دلان
بانوی عشق#مرضیه
🎼❤️🎼
شاید زندگی یعنی همین: ناامیدی بسیار، ولی همینطور لحظههایی از زیبایی که در آن لحظهها، زمان همان زمان نیست. درست مثل نتهای موسیقی که نوعی پرانتز در گذر زمان ایجاد میکنند، تعلیق، یک جای دیگر در همین جا، یک همیشه در هرگز ...
📕 #ظرافت_جوجهتیغی
✍ #موریل_باربری
🍏🍎🍃
شاید زندگی یعنی همین: ناامیدی بسیار، ولی همینطور لحظههایی از زیبایی که در آن لحظهها، زمان همان زمان نیست. درست مثل نتهای موسیقی که نوعی پرانتز در گذر زمان ایجاد میکنند، تعلیق، یک جای دیگر در همین جا، یک همیشه در هرگز ...
📕 #ظرافت_جوجهتیغی
✍ #موریل_باربری
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1👍1
غزلیات حافظ 60
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_60
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-------------------------
دوست
آن پیک نامِور که رسید از دیار دوست
آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست
خوش میدهد نشان جلال و جمال یار
خوش میکند حکایت عز و وقار دوست
دل دادمش به مژده و خجلت همیبرم
زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست
شکر خدا که از مدد بخت کارساز
بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست
سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار
در گردشند بر حسب اختیار دوست
گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند
ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست
کحل الجواهری به من آر ای نسیم صبح
زان خاک نیکبخت که شد رهگذار دوست
ماییم و آستانه عشق و سر نیاز
تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست
دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک
منت خدای را که نیم شرمسار دوست
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-------------------------
دوست
آن پیک نامِور که رسید از دیار دوست
آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست
خوش میدهد نشان جلال و جمال یار
خوش میکند حکایت عز و وقار دوست
دل دادمش به مژده و خجلت همیبرم
زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست
شکر خدا که از مدد بخت کارساز
بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست
سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار
در گردشند بر حسب اختیار دوست
گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند
ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست
کحل الجواهری به من آر ای نسیم صبح
زان خاک نیکبخت که شد رهگذار دوست
ماییم و آستانه عشق و سر نیاز
تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست
دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک
منت خدای را که نیم شرمسار دوست
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1👏1