سحر بلبل حکایت با صبا کرد
حسام الدین سراج
🎼❤️🎼
ای روشنایی سحر،
ای آفتاب پاک
ای مرز جاودانۀ نیکی
من با امید وصل تو
شب را شکستهام
من در هوای عشق تو
از شب گذشتهام...
#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
ای روشنایی سحر،
ای آفتاب پاک
ای مرز جاودانۀ نیکی
من با امید وصل تو
شب را شکستهام
من در هوای عشق تو
از شب گذشتهام...
#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
❤2😍2🙏1
○
بشنو، بانوی من!
برای آنکه لحظههایی سرشار از خلوص و احساس و عاطفه داشته باشی، باید که چیزهایی را از کودکی با خودت آورده باشی؛ و گهگاه، کاملاً سبکسرانه و بازیگوشانه رفتار کرده باشی.
انسانی که یادهای تلخ و شیرینی را، از کودکی، در قلب و روح خود نگه ندارد و نداند که در برخی لحظهها واقعاً باید کودکانه به زندگی نگاه کند، شقی و بیترحم خواهد شد.
حبیب من!
هرگز از کودکی خویش آنقدر فاصله مگیر که صدای فریادهای شادمانهاش را نشنوی، یا صدای گریههای مملو از گرسنگی و تشنگیاش را...
اینک دستهای مهربانت را به من بسپار تا به یاد آنها بیاورم که چگونه باید زلف عروسکها را نوازش کرد.
✍ #نادر_ابراهيمی
📕 چهل نامه کوتاه به همسرم
🍏🍎🍃
بشنو، بانوی من!
برای آنکه لحظههایی سرشار از خلوص و احساس و عاطفه داشته باشی، باید که چیزهایی را از کودکی با خودت آورده باشی؛ و گهگاه، کاملاً سبکسرانه و بازیگوشانه رفتار کرده باشی.
انسانی که یادهای تلخ و شیرینی را، از کودکی، در قلب و روح خود نگه ندارد و نداند که در برخی لحظهها واقعاً باید کودکانه به زندگی نگاه کند، شقی و بیترحم خواهد شد.
حبیب من!
هرگز از کودکی خویش آنقدر فاصله مگیر که صدای فریادهای شادمانهاش را نشنوی، یا صدای گریههای مملو از گرسنگی و تشنگیاش را...
اینک دستهای مهربانت را به من بسپار تا به یاد آنها بیاورم که چگونه باید زلف عروسکها را نوازش کرد.
✍ #نادر_ابراهيمی
📕 چهل نامه کوتاه به همسرم
🍏🍎🍃
❤4👏1
○
از بامداد روی تو
دیدن حیات ماست
امروز روی خوب تو
یا رب چه دلرباست
امروز در جمال تو
خود لطف دیگرست
امروز هر چه
عاشق شیدا کند سزاست
صد چشم وام خواهم
این وام از کی خواهم و
آن چشم خود که راست_
✍#مولانای_جان
دیوان شمس/ غزل شماره ۴۵۰
🍏🍎🍃
از بامداد روی تو
دیدن حیات ماست
امروز روی خوب تو
یا رب چه دلرباست
امروز در جمال تو
خود لطف دیگرست
امروز هر چه
عاشق شیدا کند سزاست
صد چشم وام خواهم
این وام از کی خواهم و
آن چشم خود که راست_
✍#مولانای_جان
دیوان شمس/ غزل شماره ۴۵۰
🍏🍎🍃
❤2🙏1
○
هروقت یکی میگرید، دیگری میخندد. دوست عزیز، این قانون عالم است، رمز کمال همه جانبهٔ آن است. اگر غیر از گریه چیزی در میان نباشد، حاصل یکنواختی محض است و اگر جز خنده چیزی نشنوی خستهکننده است. اما توزیع متناسب اشک و دستافشانی، هقهق و نغمهخوانی، روح عالم را از تنوع لازم برخوردار میکند و این روح بدل به توازن حیات میشود.
📕#کینکاس_بوربا
✍ #ماشادو_د_آسیس
🍏🍎🍃
هروقت یکی میگرید، دیگری میخندد. دوست عزیز، این قانون عالم است، رمز کمال همه جانبهٔ آن است. اگر غیر از گریه چیزی در میان نباشد، حاصل یکنواختی محض است و اگر جز خنده چیزی نشنوی خستهکننده است. اما توزیع متناسب اشک و دستافشانی، هقهق و نغمهخوانی، روح عالم را از تنوع لازم برخوردار میکند و این روح بدل به توازن حیات میشود.
📕#کینکاس_بوربا
✍ #ماشادو_د_آسیس
🍏🍎🍃
👏1👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎼❤️🎼
ترانه شهمیرزادی :
تو چوچ کل پیشی ندا
با صدای: هوشین
ترانه سرا ؛ محمد اسماعیل صیادی
تنظیم : بهاره عمرانی
تهیه کننده : رضا کساییان
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردین ۱۴۰۴
شهمیرزاد ویکی
🍏🍎🍃
ترانه شهمیرزادی :
تو چوچ کل پیشی ندا
با صدای: هوشین
ترانه سرا ؛ محمد اسماعیل صیادی
تنظیم : بهاره عمرانی
تهیه کننده : رضا کساییان
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردین ۱۴۰۴
شهمیرزاد ویکی
🍏🍎🍃
👌2
غزلیات حافظ 58
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_58
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-----------------------
سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرت دوست
که هر چه بر سرِ ما میرود ارادتِ اوست
نظیرِ دوست ندیدم، اگر چه از مَه و مِهر
نهادم آینهها در مقابلِ رخِ دوست
صبا ز حالِ دلِ تنگِ ما چه شرح دهد؟
که چون شِکَنجِ ورقهایِ غنچه تو بر توست
نه من سَبوکش این دیرِ رندسوزم و بس
بسا سَرا که در این کارخانه سنگ و سبوست
مگر تو شانه زدی زلفِ عنبرافشان را؟
که بادْ غالیهسا گشت و خاکْ عنبربوست
نثارِ رویِ تو هر برگِ گل که در چمن است
فدای قَدِّ تو هر سروبُن که بر لبِ جوست
زبانِ ناطقه در وصفِ شوق نالان است
چه جای کِلکِ بریدهزبانِ بیهُدهگوست؟
رخِ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت
چرا که حالِ نکو در قَفایِ فالِ نکوست
نه این زمان دلِ حافظ در آتشِ هوس است
که داغدار ازل همچو لالهٔ خودروست
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-----------------------
سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرت دوست
که هر چه بر سرِ ما میرود ارادتِ اوست
نظیرِ دوست ندیدم، اگر چه از مَه و مِهر
نهادم آینهها در مقابلِ رخِ دوست
صبا ز حالِ دلِ تنگِ ما چه شرح دهد؟
که چون شِکَنجِ ورقهایِ غنچه تو بر توست
نه من سَبوکش این دیرِ رندسوزم و بس
بسا سَرا که در این کارخانه سنگ و سبوست
مگر تو شانه زدی زلفِ عنبرافشان را؟
که بادْ غالیهسا گشت و خاکْ عنبربوست
نثارِ رویِ تو هر برگِ گل که در چمن است
فدای قَدِّ تو هر سروبُن که بر لبِ جوست
زبانِ ناطقه در وصفِ شوق نالان است
چه جای کِلکِ بریدهزبانِ بیهُدهگوست؟
رخِ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت
چرا که حالِ نکو در قَفایِ فالِ نکوست
نه این زمان دلِ حافظ در آتشِ هوس است
که داغدار ازل همچو لالهٔ خودروست
🍏🍎🍃
❤1🙏1
❌✅
❗️جعلیات
قلم چرخید و فرمان را گرفتند
ورق برگشت و ایران را گرفتند
به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات
توجه کرده کیهان را گرفتند
چپ و مذهب گره خوردند و شیخان
شبانه جای شاهان را گرفتند
همه ازحجرهها بیرون خزیدند
به سرعت سقف و ایوان را گرفتند
گرفتند و گرفتن کارشان شد
هرآنچه خواستند آن را گرفتند
به هرانگیزه و با هر بهانه
مسلمان، نامسلمان را گرفتند
به جرم بدحجابی، بد لباسی
زنان را نیز، مردان را گرفتند
سراغ سفره ها، نفتی نیامد
ولیکن در عوض نان راگرفتند
یکی نان خواست بردندش به زندان
از آن بیچاره دندان را گرفتند
یکی آفتابه دزدی گشت افشاء
به دست آفتابه داشت آن را گرفتند
یکی خان بود از حیث چپاول
دوتا مستخدم خان را گرفتند
فلان ملا مخالف داشت بسیار
مخالفهای ایشان را گرفتند
بده مژده به دزدان خزانه
که شاکیهای آنان را گرفتند
چو شد درآستان قدس دزدی
گداهای خراسان را گرفتند
به جرم اختلاس شرکت نفت
برادرهای دربان را گرفتند
نمی خواهند چون خر را بگیرند
محبت کرده پالان را گرفتند
غذا را آشپز چون شور میکرد
سر سفره نمکدان را گرفتند
چو آمد سقف مهمانخانه پائین
به حکم شرع مهمان را گرفتند
به قم از روی توضیحالمسائل
همه اغلاط قرآن را گرفتند
به جرم ارتداد از دین اسلام
دوباره شیخ صنعان را گرفتند
به این گله دوتا گرگ خودی زد
خدایی شد که چوپان را گرفتند
به ما درد و مرض دادند بسیار
دلیلش اینکه درمان راگرفتند
مقام رهبری هم شعر میگفت
ز دستش بند تنبان را گرفتند
همه اینها جهنم؛ این خلایق
ز مردم دین و ایمان را گرفتند
❌ انتشار با نام سیمین بهبهانی معتبر نیست.❌
✅#هادی_خرسندی✅✅
🍏🍎🍃
❗️جعلیات
قلم چرخید و فرمان را گرفتند
ورق برگشت و ایران را گرفتند
به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات
توجه کرده کیهان را گرفتند
چپ و مذهب گره خوردند و شیخان
شبانه جای شاهان را گرفتند
همه ازحجرهها بیرون خزیدند
به سرعت سقف و ایوان را گرفتند
گرفتند و گرفتن کارشان شد
هرآنچه خواستند آن را گرفتند
به هرانگیزه و با هر بهانه
مسلمان، نامسلمان را گرفتند
به جرم بدحجابی، بد لباسی
زنان را نیز، مردان را گرفتند
سراغ سفره ها، نفتی نیامد
ولیکن در عوض نان راگرفتند
یکی نان خواست بردندش به زندان
از آن بیچاره دندان را گرفتند
یکی آفتابه دزدی گشت افشاء
به دست آفتابه داشت آن را گرفتند
یکی خان بود از حیث چپاول
دوتا مستخدم خان را گرفتند
فلان ملا مخالف داشت بسیار
مخالفهای ایشان را گرفتند
بده مژده به دزدان خزانه
که شاکیهای آنان را گرفتند
چو شد درآستان قدس دزدی
گداهای خراسان را گرفتند
به جرم اختلاس شرکت نفت
برادرهای دربان را گرفتند
نمی خواهند چون خر را بگیرند
محبت کرده پالان را گرفتند
غذا را آشپز چون شور میکرد
سر سفره نمکدان را گرفتند
چو آمد سقف مهمانخانه پائین
به حکم شرع مهمان را گرفتند
به قم از روی توضیحالمسائل
همه اغلاط قرآن را گرفتند
به جرم ارتداد از دین اسلام
دوباره شیخ صنعان را گرفتند
به این گله دوتا گرگ خودی زد
خدایی شد که چوپان را گرفتند
به ما درد و مرض دادند بسیار
دلیلش اینکه درمان راگرفتند
مقام رهبری هم شعر میگفت
ز دستش بند تنبان را گرفتند
همه اینها جهنم؛ این خلایق
ز مردم دین و ایمان را گرفتند
❌ انتشار با نام سیمین بهبهانی معتبر نیست.❌
✅#هادی_خرسندی✅✅
🍏🍎🍃
👍1🙏1👌1
○
این امر را چطور توجیه میکنی که خشم همواره به سوی خودِ فرد خشمگین باز میگردد ، و هیچ فرد ترسآفرینی نیست که خود از ترس رها نباشد؟
در این مورد باید سخن مشهور لابریوس را به یاد آوری ، همان سخنی که وقتی در میانهی جنگ ادا شد توجه تمام مردم را به خود جلب کرد: "کسی که بسیاران از او می ترسند ، باید از بسیاران بترسد" ...
#لوکیوس_آنایوس_سنکا
📕در باب خشم
🔁پریسا حکیم جوادی
🍏🍎🍃
این امر را چطور توجیه میکنی که خشم همواره به سوی خودِ فرد خشمگین باز میگردد ، و هیچ فرد ترسآفرینی نیست که خود از ترس رها نباشد؟
در این مورد باید سخن مشهور لابریوس را به یاد آوری ، همان سخنی که وقتی در میانهی جنگ ادا شد توجه تمام مردم را به خود جلب کرد: "کسی که بسیاران از او می ترسند ، باید از بسیاران بترسد" ...
#لوکیوس_آنایوس_سنکا
📕در باب خشم
🔁پریسا حکیم جوادی
🍏🍎🍃
👌2👏1
Tasnife Raze Penhan
Parisa
🎼❤️🎼
✍#عطار_نیشابوری
🗣بانو#پریسا
🎼 حمید_متبسم
----------------------------
دل ز عشقت بی خبر شد چون کنم
مرغ جان بی بال و پر شد چون کنم
عشق تو در پرده ای کردم نهان
چون سرشکم پرده در شد چون کنم
مدتی رازی که پنهان داشتم
در همه عالم سمر شد چون کنم
ور نظر در تو فکندم جان و دل
در سر آن یک نظر شد چون کنم
گفتم آخر کار من بهتر شود
هم نشد بهتر ، بتر شد چون کنم
🍏🍎🍃
✍#عطار_نیشابوری
🗣بانو#پریسا
🎼 حمید_متبسم
----------------------------
دل ز عشقت بی خبر شد چون کنم
مرغ جان بی بال و پر شد چون کنم
عشق تو در پرده ای کردم نهان
چون سرشکم پرده در شد چون کنم
مدتی رازی که پنهان داشتم
در همه عالم سمر شد چون کنم
ور نظر در تو فکندم جان و دل
در سر آن یک نظر شد چون کنم
گفتم آخر کار من بهتر شود
هم نشد بهتر ، بتر شد چون کنم
🍏🍎🍃
❤2👏1