Guitaray
Juma
🎼❤️🎼
گیتارای
روایت نهم از آلبوم اوخان
شعر گیلکی: جهانگیر سرتیپپور (دههی۲۰ خورشیدی) با اندکی تغییر
شعر فارسی: جوما
آهنگ و اجرا: جوما
تنظیم: سامان ایوبی
میکس و مسترینگ: مصطفا طالبیان
زبان: گیلکی و فارسی
نشر: چهارم بهمنماه ۱۴۰۳
🍏🍎🍃
گیتارای
روایت نهم از آلبوم اوخان
شعر گیلکی: جهانگیر سرتیپپور (دههی۲۰ خورشیدی) با اندکی تغییر
شعر فارسی: جوما
آهنگ و اجرا: جوما
تنظیم: سامان ایوبی
میکس و مسترینگ: مصطفا طالبیان
زبان: گیلکی و فارسی
نشر: چهارم بهمنماه ۱۴۰۳
🍏🍎🍃
👌2
غزلیات حافظ 56
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ《56》
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------------
یده آیینهدارِ طلعت اوست
من که سر در نیاورم به دو کون
گردنم زیرِ بارِ منتِ اوست
تو و طوبی و ما و قامتِ یار
فکرِ هر کس به قدرِ همتِ اوست
گر من آلودهدامنم چه عجب
همه عالم گواهِ عصمتِ اوست
من که باشم در آن حرم که صبا
پردهدارِ حریمِ حُرمتِ اوست
بی خیالش مباد منظرِ چشم
زآن که این گوشه جایِ خلوتِ اوست
هر گلِ نو که شد چمنآرای
زَ اثر رنگ و بویِ صحبتِ اوست
دورِ مجنون گذشت و نوبتِ ماست
هر کسی پنج روز، نوبتِ اوست
مُلکَتِ عاشقیّ و گنجِ طرب
هر چه دارم ز یُمنِ همتِ اوست
من و دل گر فدا شدیم چه باک؟
غرض اندر میان سلامتِ اوست
فقرِ ظاهر مبین که حافظ را
سینه گنجینهٔ محبتِ اوست
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------------
یده آیینهدارِ طلعت اوست
من که سر در نیاورم به دو کون
گردنم زیرِ بارِ منتِ اوست
تو و طوبی و ما و قامتِ یار
فکرِ هر کس به قدرِ همتِ اوست
گر من آلودهدامنم چه عجب
همه عالم گواهِ عصمتِ اوست
من که باشم در آن حرم که صبا
پردهدارِ حریمِ حُرمتِ اوست
بی خیالش مباد منظرِ چشم
زآن که این گوشه جایِ خلوتِ اوست
هر گلِ نو که شد چمنآرای
زَ اثر رنگ و بویِ صحبتِ اوست
دورِ مجنون گذشت و نوبتِ ماست
هر کسی پنج روز، نوبتِ اوست
مُلکَتِ عاشقیّ و گنجِ طرب
هر چه دارم ز یُمنِ همتِ اوست
من و دل گر فدا شدیم چه باک؟
غرض اندر میان سلامتِ اوست
فقرِ ظاهر مبین که حافظ را
سینه گنجینهٔ محبتِ اوست
🍏🍎🍃
❤1👏1
○
استغفرالله خدا هم از دست ظلم ما بنده ها خودش را قایم کرده است.از بس ناراست و دغلباز هستیم ...
- آخر خالو چرا تقلایی نکردید؟
- هیچ کس به ما کمک نمی کند. باید بسوزیم و بسازیم و حرف نزنیم. ما مثل قورباغه هستیم. اگر دم نزنیم گلویمان باد می کند و از غصه می ترکیم. اگر دهن باز کنیم آب توی دهانمان می رود و خفه می شویم ...
#علی_اشرف_درویشیان
سالهای ابری
🍏🍎🍃
استغفرالله خدا هم از دست ظلم ما بنده ها خودش را قایم کرده است.از بس ناراست و دغلباز هستیم ...
- آخر خالو چرا تقلایی نکردید؟
- هیچ کس به ما کمک نمی کند. باید بسوزیم و بسازیم و حرف نزنیم. ما مثل قورباغه هستیم. اگر دم نزنیم گلویمان باد می کند و از غصه می ترکیم. اگر دهن باز کنیم آب توی دهانمان می رود و خفه می شویم ...
#علی_اشرف_درویشیان
سالهای ابری
🍏🍎🍃
👌3
Salar Aghili - Negara
🎼❤️🎼
قول میدهم در جهان قدرتی وجود ندارد که بتواند عشق را به کینه تبدیل کند و این نشان میدهد که جهان با همه عظمتش در برابر قدرت عشق چقدر حقیر است و ناتوان ...
✍#نادر_ابراهیمی
🍏🍎🍃
قول میدهم در جهان قدرتی وجود ندارد که بتواند عشق را به کینه تبدیل کند و این نشان میدهد که جهان با همه عظمتش در برابر قدرت عشق چقدر حقیر است و ناتوان ...
✍#نادر_ابراهیمی
🍏🍎🍃
❤2❤🔥1👌1
○
در طنینِ نوشخند مست بهار
می دمیدم، چو نی لبک در باد
می دویدم، چو برّه آهوی شاد
انگار کودکی بودم ...
زیرِ باران خیسِ خیال؛
در گذار خاطراتِ مانده ز یاد
از آسمان آبی ِ عشق؛
شکوفه می بارید
نبضِ بیقرار ذهن بهار
بال پرواز قاصدک ها بود
و شمیمِ خوشِ پونه هایِ
وحشی ِ دشت؛ رقص
بال های سبز شاپرک ها بود
و نگاه آفتابی ِ مادر
پشت پرچین بچگی ها بود
و صدای دلنوازِ
سکوت پدر روح بارانی ِ تمنا بود
انگار کودکی بودم ...
در سکون و سکوت چشمِ بهار
هزار هزار ...
آرزویِ خفته ی شب
پیشِ پاهای سبز فردا بود ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
در طنینِ نوشخند مست بهار
می دمیدم، چو نی لبک در باد
می دویدم، چو برّه آهوی شاد
انگار کودکی بودم ...
زیرِ باران خیسِ خیال؛
در گذار خاطراتِ مانده ز یاد
از آسمان آبی ِ عشق؛
شکوفه می بارید
نبضِ بیقرار ذهن بهار
بال پرواز قاصدک ها بود
و شمیمِ خوشِ پونه هایِ
وحشی ِ دشت؛ رقص
بال های سبز شاپرک ها بود
و نگاه آفتابی ِ مادر
پشت پرچین بچگی ها بود
و صدای دلنوازِ
سکوت پدر روح بارانی ِ تمنا بود
انگار کودکی بودم ...
در سکون و سکوت چشمِ بهار
هزار هزار ...
آرزویِ خفته ی شب
پیشِ پاهای سبز فردا بود ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👏1
●
و تو را یک شب به خواب دیدم
پس فراموش کردم هر آنچه که اندوهام بود
پنداشتم که خوابِ من در حضورِ تو بیداری است
تا اینکه به نداشتن دوبارهی تو بیدار شدم
اگر میدانستم که خواب ما را جمع خواهد کرد
تمامِ عمر چشم بر روی هم میگذاشتم...
✍#فاروق_جویدة
🍏🍎🍃
و تو را یک شب به خواب دیدم
پس فراموش کردم هر آنچه که اندوهام بود
پنداشتم که خوابِ من در حضورِ تو بیداری است
تا اینکه به نداشتن دوبارهی تو بیدار شدم
اگر میدانستم که خواب ما را جمع خواهد کرد
تمامِ عمر چشم بر روی هم میگذاشتم...
✍#فاروق_جویدة
🍏🍎🍃
❤3
Shab
Chartar
🎼❤️🎼
اگر که نگویم دوستت دارم
نامم را از خاطر میبرم
اگر که نگویم دوستت دارم
شب برای همیشه در آسمان خانه ما خواهد ماند...
✍#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
اگر که نگویم دوستت دارم
نامم را از خاطر میبرم
اگر که نگویم دوستت دارم
شب برای همیشه در آسمان خانه ما خواهد ماند...
✍#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
❤2❤🔥1🙏1🕊1
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه☀️🌙🌖
☀️۲۵ فروردین ۱۴۰۴
🌙۱۵ شوال ۱۴۴۶
🌲۱۴ آوریل ۲۰۲۵
-------☂------☔️-- -------
----------🌱-----🌧-------🌱----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا...🌙🌖🌕
‐---------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
روز های بهاری تان به شور و نشاط
زندگی 🌻
-----------------
دوشنبه تان به شادی و آرامش
قدم هایتان در مسیری سبز و پویا
---------🍃-------🌱-----🍃------
الهی ...
مرا در بهارِ باورهایم، بارور کن!
و در شکوفایی ِ جوانه های بذر
حضورم ... بارانِ عشق باش!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به حلاوت دوستی و مهر
🍏🍎🍃
🗓 امروز دوشنبه☀️🌙🌖
☀️۲۵ فروردین ۱۴۰۴
🌙۱۵ شوال ۱۴۴۶
🌲۱۴ آوریل ۲۰۲۵
-------☂------☔️-- -------
----------🌱-----🌧-------🌱----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا...🌙🌖🌕
‐---------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
روز های بهاری تان به شور و نشاط
زندگی 🌻
-----------------
دوشنبه تان به شادی و آرامش
قدم هایتان در مسیری سبز و پویا
---------🍃-------🌱-----🍃------
الهی ...
مرا در بهارِ باورهایم، بارور کن!
و در شکوفایی ِ جوانه های بذر
حضورم ... بارانِ عشق باش!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به حلاوت دوستی و مهر
🍏🍎🍃
❤1🥰1
○
همراه خود نسیم صبا میبرد مرا
یا رب چو بوی گل به کجا میبرد مرا؟
سوی دیار صبح رود کاروان شب
باد فنا به ملک بقا میبرد مرا
با بال شوق ذره به خورشید میرسد
پرواز دل به سوی خدا میبرد مرا
گفتم که بوی عشق که را میبرد ز خویش؟
مستانه گفت دل که مرا میبرد مرا
برگ خزان رسیده بیطاقتم رهی
یک بوسه نسیم ز جا میبرد مرا
✍#رهی_معیری
🍏🍎🍃
همراه خود نسیم صبا میبرد مرا
یا رب چو بوی گل به کجا میبرد مرا؟
سوی دیار صبح رود کاروان شب
باد فنا به ملک بقا میبرد مرا
با بال شوق ذره به خورشید میرسد
پرواز دل به سوی خدا میبرد مرا
گفتم که بوی عشق که را میبرد ز خویش؟
مستانه گفت دل که مرا میبرد مرا
برگ خزان رسیده بیطاقتم رهی
یک بوسه نسیم ز جا میبرد مرا
✍#رهی_معیری
🍏🍎🍃
❤2👌1