○
و نخوانیم کتابی
که در آن باد نمی آید
و کتابی که در آن
پوست شبنم تر نیست
و نخواهیم پلنگ از درِ خلقت
برود بیرون
و بدانیم که پیش از مرجان
خلائی بود در اندیشه دریاها
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
.
و نخوانیم کتابی
که در آن باد نمی آید
و کتابی که در آن
پوست شبنم تر نیست
و نخواهیم پلنگ از درِ خلقت
برود بیرون
و بدانیم که پیش از مرجان
خلائی بود در اندیشه دریاها
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
.
👏2👌1
○
حماقت، سرنوشت همیشگی بشره،
فایده انقلابها چیه؟
وقتی آدم ها در
خودشون انقلابی صورت نمیدن!
#سهراب_شهید_ثالث
🍏🍎🍃
حماقت، سرنوشت همیشگی بشره،
فایده انقلابها چیه؟
وقتی آدم ها در
خودشون انقلابی صورت نمیدن!
#سهراب_شهید_ثالث
🍏🍎🍃
👏2👌2
رویِ خوب تو
saeed aLif
● روی خوب تو
● مولانا
● سعید_الیف
از بامداد روی تو دیدن حیات ماست
امروز روی خوب تو یا رب چه دلرباست
امروز در جمال تو خود لطف دیگرست
امروز هر چه عاشق شیدا کند سزاست
صد چشم وام خواهم
این وام از کی خواهم و آن چشم خود که راست
🍏🍎🍃
● مولانا
● سعید_الیف
از بامداد روی تو دیدن حیات ماست
امروز روی خوب تو یا رب چه دلرباست
امروز در جمال تو خود لطف دیگرست
امروز هر چه عاشق شیدا کند سزاست
صد چشم وام خواهم
این وام از کی خواهم و آن چشم خود که راست
🍏🍎🍃
❤1🙏1
Guitaray
Juma
🎼❤️🎼
گیتارای
روایت نهم از آلبوم اوخان
شعر گیلکی: جهانگیر سرتیپپور (دههی۲۰ خورشیدی) با اندکی تغییر
شعر فارسی: جوما
آهنگ و اجرا: جوما
تنظیم: سامان ایوبی
میکس و مسترینگ: مصطفا طالبیان
زبان: گیلکی و فارسی
نشر: چهارم بهمنماه ۱۴۰۳
🍏🍎🍃
گیتارای
روایت نهم از آلبوم اوخان
شعر گیلکی: جهانگیر سرتیپپور (دههی۲۰ خورشیدی) با اندکی تغییر
شعر فارسی: جوما
آهنگ و اجرا: جوما
تنظیم: سامان ایوبی
میکس و مسترینگ: مصطفا طالبیان
زبان: گیلکی و فارسی
نشر: چهارم بهمنماه ۱۴۰۳
🍏🍎🍃
👌2
غزلیات حافظ 56
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ《56》
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------------
یده آیینهدارِ طلعت اوست
من که سر در نیاورم به دو کون
گردنم زیرِ بارِ منتِ اوست
تو و طوبی و ما و قامتِ یار
فکرِ هر کس به قدرِ همتِ اوست
گر من آلودهدامنم چه عجب
همه عالم گواهِ عصمتِ اوست
من که باشم در آن حرم که صبا
پردهدارِ حریمِ حُرمتِ اوست
بی خیالش مباد منظرِ چشم
زآن که این گوشه جایِ خلوتِ اوست
هر گلِ نو که شد چمنآرای
زَ اثر رنگ و بویِ صحبتِ اوست
دورِ مجنون گذشت و نوبتِ ماست
هر کسی پنج روز، نوبتِ اوست
مُلکَتِ عاشقیّ و گنجِ طرب
هر چه دارم ز یُمنِ همتِ اوست
من و دل گر فدا شدیم چه باک؟
غرض اندر میان سلامتِ اوست
فقرِ ظاهر مبین که حافظ را
سینه گنجینهٔ محبتِ اوست
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------------
یده آیینهدارِ طلعت اوست
من که سر در نیاورم به دو کون
گردنم زیرِ بارِ منتِ اوست
تو و طوبی و ما و قامتِ یار
فکرِ هر کس به قدرِ همتِ اوست
گر من آلودهدامنم چه عجب
همه عالم گواهِ عصمتِ اوست
من که باشم در آن حرم که صبا
پردهدارِ حریمِ حُرمتِ اوست
بی خیالش مباد منظرِ چشم
زآن که این گوشه جایِ خلوتِ اوست
هر گلِ نو که شد چمنآرای
زَ اثر رنگ و بویِ صحبتِ اوست
دورِ مجنون گذشت و نوبتِ ماست
هر کسی پنج روز، نوبتِ اوست
مُلکَتِ عاشقیّ و گنجِ طرب
هر چه دارم ز یُمنِ همتِ اوست
من و دل گر فدا شدیم چه باک؟
غرض اندر میان سلامتِ اوست
فقرِ ظاهر مبین که حافظ را
سینه گنجینهٔ محبتِ اوست
🍏🍎🍃
❤1👏1
○
استغفرالله خدا هم از دست ظلم ما بنده ها خودش را قایم کرده است.از بس ناراست و دغلباز هستیم ...
- آخر خالو چرا تقلایی نکردید؟
- هیچ کس به ما کمک نمی کند. باید بسوزیم و بسازیم و حرف نزنیم. ما مثل قورباغه هستیم. اگر دم نزنیم گلویمان باد می کند و از غصه می ترکیم. اگر دهن باز کنیم آب توی دهانمان می رود و خفه می شویم ...
#علی_اشرف_درویشیان
سالهای ابری
🍏🍎🍃
استغفرالله خدا هم از دست ظلم ما بنده ها خودش را قایم کرده است.از بس ناراست و دغلباز هستیم ...
- آخر خالو چرا تقلایی نکردید؟
- هیچ کس به ما کمک نمی کند. باید بسوزیم و بسازیم و حرف نزنیم. ما مثل قورباغه هستیم. اگر دم نزنیم گلویمان باد می کند و از غصه می ترکیم. اگر دهن باز کنیم آب توی دهانمان می رود و خفه می شویم ...
#علی_اشرف_درویشیان
سالهای ابری
🍏🍎🍃
👌3
Salar Aghili - Negara
🎼❤️🎼
قول میدهم در جهان قدرتی وجود ندارد که بتواند عشق را به کینه تبدیل کند و این نشان میدهد که جهان با همه عظمتش در برابر قدرت عشق چقدر حقیر است و ناتوان ...
✍#نادر_ابراهیمی
🍏🍎🍃
قول میدهم در جهان قدرتی وجود ندارد که بتواند عشق را به کینه تبدیل کند و این نشان میدهد که جهان با همه عظمتش در برابر قدرت عشق چقدر حقیر است و ناتوان ...
✍#نادر_ابراهیمی
🍏🍎🍃
❤2❤🔥1👌1
○
در طنینِ نوشخند مست بهار
می دمیدم، چو نی لبک در باد
می دویدم، چو برّه آهوی شاد
انگار کودکی بودم ...
زیرِ باران خیسِ خیال؛
در گذار خاطراتِ مانده ز یاد
از آسمان آبی ِ عشق؛
شکوفه می بارید
نبضِ بیقرار ذهن بهار
بال پرواز قاصدک ها بود
و شمیمِ خوشِ پونه هایِ
وحشی ِ دشت؛ رقص
بال های سبز شاپرک ها بود
و نگاه آفتابی ِ مادر
پشت پرچین بچگی ها بود
و صدای دلنوازِ
سکوت پدر روح بارانی ِ تمنا بود
انگار کودکی بودم ...
در سکون و سکوت چشمِ بهار
هزار هزار ...
آرزویِ خفته ی شب
پیشِ پاهای سبز فردا بود ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
در طنینِ نوشخند مست بهار
می دمیدم، چو نی لبک در باد
می دویدم، چو برّه آهوی شاد
انگار کودکی بودم ...
زیرِ باران خیسِ خیال؛
در گذار خاطراتِ مانده ز یاد
از آسمان آبی ِ عشق؛
شکوفه می بارید
نبضِ بیقرار ذهن بهار
بال پرواز قاصدک ها بود
و شمیمِ خوشِ پونه هایِ
وحشی ِ دشت؛ رقص
بال های سبز شاپرک ها بود
و نگاه آفتابی ِ مادر
پشت پرچین بچگی ها بود
و صدای دلنوازِ
سکوت پدر روح بارانی ِ تمنا بود
انگار کودکی بودم ...
در سکون و سکوت چشمِ بهار
هزار هزار ...
آرزویِ خفته ی شب
پیشِ پاهای سبز فردا بود ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👏1