معمای عشق
735 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
306 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
غزلیات حافظ 55
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ/55
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------------
خَمِ زلفِ تو دامِ کفر و دین است
ز کارستانِ او یک شمه این است

جمالت مُعجِزِ حُسن است لیکن
حدیثِ غمزه‌ات سحرِ مبین است

ز چشمِ شوخِ تو جان کی توان برد؟
که دایم با کمان اندر کمین است

بر آن چشمِ سیه صد آفرین باد
که در عاشق کُشی سِحرآفرین است

عجب عِلمیست عِلم هیئت عشق
که چرخِ هشتمش، هفتم زمین است

تو پنداری که بدگو رفت و جان برد؟
حسابش با کرام الکاتبین است

مشو حافظ ز کیدِ زلفش ایمن
که دل برد و کنون در بندِ دین است
🍏🍎🍃
2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Molaghat
Moein
🎼❤️🎼

من از پروانه بودن ها؛
من از دیوانه بودن ها؛

من از بازی ی یک شعله
ی سوزنده که آتش زده
بر دامان پروانه؛
نمی ترسم

من از هیچ بودن ها؛
از عشق نداشتن ها؛
از بی کسی و خلوت انسان ها می ترسم.....

🍏🍎🍃
👌3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

شاهرخ مِسکوب(۲۰ دی ۱۳۰۲ در بابل– ۲۳ فروردین ۱۳۸۴ در پاریس) پژوهشگر، شاهنامه‌پژوه، مترجم و نویسنده ایرانی بود.
"شاهرخ مسکوب" پس از ده‌ها سال پویایی و کوشش و جُست و جو، سرانجام در غُربتی جانکاه و دل‌آزار و به دور از سرزمینی که عمری بدان و به مردمش مِهر می‌وَرزید، قلم از دست فرو نهاد و کارنامه‌ی ِ سرشار و گرانْ‌بارش را به  گَنجورِ هوشیار و نَقّادِ  ‌ِزمان‌ سپرد تا آن‌ را در گنجِ‌ شایگان‌ فرهنگ ‌ایرانی ‌و انسانی،‌ نگاه‌ دارد و به‌ اکنونیان‌ ‌و آیندگان‌ عرضه ‌کند.

یکی ‌از ‌دوستانِ ‌قدیم  ِمسکوب ، ‌در سوگِ ‌او ‌قلم ‌را گریاند و دردمندانه ‌نوشت:
« شاهرخ آن خاک را بسیار دوست داشت. نمی‌دانم کجا دَفنَش خواهند کرد. امّا هر کجا  که باشد، از آن بویِ خاکِ ایران، بویِ شاهنامه، بویِ رستم، بویِ  تهمینه، بویِ اسفندیار و بویِ سهراب به مشام جان هر زایری‌ خواهد رسید. اکنون بزرگی دیگر از فرهنگِ ایران‌زمین، نقاب‌خاک ‌را بر دیدگان ‌کشیده ‌است.اوبختِ ‌بوییدن‌ دیگرباره‌ی ‌خاکش ‌را نداشت.».

 اکنون ماییم و مسکوب، فرزانه‌ای جاودانه با دست‌ْآوردهایی یادمانی : رنگین‌کمانی از آزادگی، اندیشه‌وَرزی و فرهنگ‌پژوهی که هر بخشی از آن آیینه‌ای است تابناک از دهه‌ها کوشش و پویشِ خستگی‌ناپذیر و پیچ‌ و تاب در هَزارتوهای  جان و روانِ ِ فرهنگ‌ ‌ْسازانِ ایرانی و جز ایرانی .

   اندیشیدن به ایران، به گذشته، به اکنون و به فردای ایران و پرسیدن  و کاویدن و پژوهیدن و نوشتن در زبان و ادب و فرهنگ و هویّتِ ایران و ایرانیان، از زمینه‌های پایدارِ تلاش‌هایِ پیوسته‌ و پُربار او بود .

سالروز سفرش گرامی یادش سبز
🍏🍎🍃
👌1🕊1
🕊1

شاهرخ مِسکوب(۲۰ دی ۱۳۰۲ در بابل– ۲۳ فروردین ۱۳۸۴ در پاریس) پژوهشگر، شاهنامه‌پژوه، مترجم و نویسنده ایرانی بود.
"شاهرخ مسکوب" پس از ده‌ها سال پویایی و کوشش و جُست و جو، سرانجام در غُربتی جانکاه و دل‌آزار و به دور از سرزمینی که عمری بدان و به مردمش مِهر می‌وَرزید، قلم از دست فرو نهاد و کارنامه‌ی ِ سرشار و گرانْ‌بارش را به  گَنجورِ هوشیار و نَقّادِ  ‌ِزمان‌ سپرد تا آن‌ را در گنجِ‌ شایگان‌ فرهنگ ‌ایرانی ‌و انسانی،‌ نگاه‌ دارد و به‌ اکنونیان‌ ‌و آیندگان‌ عرضه ‌کند.

یکی ‌از ‌دوستانِ ‌قدیم  ِمسکوب ، ‌در سوگِ ‌او ‌قلم ‌را گریاند و دردمندانه ‌نوشت:
« شاهرخ آن خاک را بسیار دوست داشت. نمی‌دانم کجا دَفنَش خواهند کرد. امّا هر کجا  که باشد، از آن بویِ خاکِ ایران، بویِ شاهنامه، بویِ رستم، بویِ  تهمینه، بویِ اسفندیار و بویِ سهراب به مشام جان هر زایری‌ خواهد رسید. اکنون بزرگی دیگر از فرهنگِ ایران‌زمین، نقاب‌خاک ‌را بر دیدگان ‌کشیده ‌است.اوبختِ ‌بوییدن‌ دیگرباره‌ی ‌خاکش ‌را نداشت.».

 اکنون ماییم و مسکوب، فرزانه‌ای جاودانه با دست‌ْآوردهایی یادمانی : رنگین‌کمانی از آزادگی، اندیشه‌وَرزی و فرهنگ‌پژوهی که هر بخشی از آن آیینه‌ای است تابناک از دهه‌ها کوشش و پویشِ خستگی‌ناپذیر و پیچ‌ و تاب در هَزارتوهای  جان و روانِ ِ فرهنگ‌ ‌ْسازانِ ایرانی و جز ایرانی .

   اندیشیدن به ایران، به گذشته، به اکنون و به فردای ایران و پرسیدن  و کاویدن و پژوهیدن و نوشتن در زبان و ادب و فرهنگ و هویّتِ ایران و ایرانیان، از زمینه‌های پایدارِ تلاش‌هایِ پیوسته‌ و پُربار او بود .

سالروز سفرش گرامی یادش سبز
🍏🍎🍃
🕊4


اگر فردوسی نبود زندگی من چقدر فقیرتر بود.

یادش روشنایی و بلندی است.شاهرخ مسکوب، روشنفکر، نویسنده، مترجم و شاهنامه شناس، در سال ۱۳۰۴ در بابل به دنیا آمد. دوره ی ابتدایی را در مدرسه ی علمیه ی تهران گذراند و ادامه ی تحصیلاتش را در اصفهان پی گرفت. در سال ۱۳۲۴ به تهران بازگشت و در سال ۱۳۲۷ از دانشگاه تهران در رشته ی حقوق فارغ التحصیل شد. نخستین نوشته هایش را در ۱۳۲۶ با عنوان تفسیر اخبار خارجی در روزنامه« قیام ایران» به چاپ رساند. از ۱۳۳۶ به مطالعه و تحقیق در حوزه ی فرهنگ، ادبیات و ترجمه روی آورد. او پس از انقلاب به پاریس مهاجرت کرد و تا آخرین روز حیات به فعالیت فرهنگی خود ادامه داد و به نگارش، ترجمه و پژوهش پرداخت. مسکوب در روز سه شنبه بیست وسوم فروردین ۱۳۸۴ در بیمارستان کوشن پاریس درگذشت. شهرت مسکوب تا حد زیادی وامدار پژوهش های او در «شاهنامه» فردوسی است. کتاب «ارمغان مور» و «مقدمه ای بر رستم و اسفندیار» او از مهم ترین منابع شاهنامه پژوهی به شمار می روند.
یادش سبز و گرامی باد 🕊
🍏🍎🍃
🕊4
🕊


▪️‏هر فکر غلطی که دنبال می‌کنیم،
جنایتی است که
در حق نسل‌های آینده مرتکب می‌شویم.


👤#آرتور کوستلر
🍏🍎🍃
👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موزیک بهاریه delbar
hayedeh
🎼❤️🎼


به او گفتم عمر من است،
یعنی که در او زندگی می‌کنم.
رودخانه‌ای هستم که او بستر من است
و بی ‌او قلب من هرز می‌رود.


#شاهرخ_مسکوب
🍏🍎🍃
1❤‍🔥1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


چه شد که مسافر رفته پس از آن‌همه سال یک‌روز در آن‌سوی زمان از مرز سرزمینی غریب بازآمد و مانند تندبادی فضای سینه را پر کرد؟ شاید من بودم که از خود بدر شدم و به آن «من» دیگر که تصویرش را در آیینه‌ی او می‌دید٬ پیوستم تا از این «من» بی‌فردا و دل‌نگران که در آنم٬ از بیشه‌زار درهم دلمشغولی‌ها٬ جدا شوم. می‌توان آیا در پوسته‌ی خشک زمان که ما را در برگرفته٬ از راه خیال به هوای دل خود روزنی باز کرد؟ نمی‌دانم چطور ناگهان زمستانی که در پیش رو ایستاده ناپدید می‌شود و مثل مرغی مهاجر که از نیزارهای آبگیرهای دور بیاید٬ یاد یکی پس از سالهای سال یکباره سر می‌رسد.

📕" سفر در خواب "
" شاهرخ مسکوب "
🍏🍎🍃
👌3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درباره نوشتن
شاهرخ مسکوب
🔶سخنان استاد #شاهرخ_مسکوب درباره «نوشتن»


🍏🍎🍃
👌2
🕊
Mitarsam
Shahriar Piroozfar
🎼❤️🎼

#شهریار_پیروزفر
------------------------
می ترسم دلت
فراموشم کنه ...
تو این دنیای پرتلاطم
حال منو مجنون کنه ...

می ترسم دلت چهار فصل و واسم زمستون کنه ...
دلم رو بدزده بخواد خون کنه ...‌
🍏🍎🍃
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


شب بی تو؛
چقدر شب است!
و من بی تو؛ چقدر تاریک ام

و آسمان؛
بی ماهِ چشمان تو
چقدر خالی و تنهاست ...!


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
2👌1