معمای عشق
734 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
306 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram


درود و مهر دوستانم صبح زیبای
بهارتان تان به شور و شعف زندگی

روزتان سرشار از آیات سبز الهی
پایان هفته خوشی داشته باشید


#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

سیزده بدر سال ۵۷

🍏🍎🍃
🥰1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


درودی به تو محرم راز من
درودی به تو شعر و آواز من

درودی به آیات خورشید و ماه
به آهوی زخمی ِ گم کرده راه

درودی به گیسوی افشان باد
به بذری که رویید به لبخند شاد
درودی
به امید ...
به شعری که جوشید
به کوچ پرستو ...
به بغضِ قناری به آهی که خشکید

درودی به پیله به شب های پر راز
به اشک شقایق؛ به اندوهِ آواز
به شوق و شکوفایی بال پرواز


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
پایان هفته خوشی داشته باشید
🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1

شبی بود، پروانه ها گرد هم جمع شدند، خواستند شمعی به میان جمع آورند که تابشش بر تاریکی چیره شود و از پرتوش ظلمت گریزان گردد، همگان گفتند باید یکی را برگزینیم که شمع را بشناسد و او را بفرستیم تا شمع را با خود به اینجا اورد.
پروانه ای که شمع شناس می نمود، بدین خدمت برگزیده شد و چون دستور یافت، پر کشید و به سوی کاخی سر به فلک کشیده پرواز کرد، نزدیک کاخ رسید، سایه ای لرزان بر دیواره های کاخ افسانه ای بدید، بازگشت و خود را به پروانگان رسانید و گفت: این شمع که شما می گوئید، فروغی دلخواه ندارد، بیماری تبدار و جان خسته ای زرد و نزاری است که کارش اشک ریختن و به خود لرزیدن است، آنچه من دیدم روئین تنی نیست که بتواند با تاریکی به پیکار برخیزد و بر او به پیروزی دست یابد.بزرگ پروانگان که داستان و گفته های پروانه را شنید، لب به خنده گشود و گفت: تو کودکی ظاهر بین و کوته نظر،شمع را نشناخته ای و هرزه درائی می کنی، آنگاه فرمان داد که پروانه ی دیگری به سوی شمع پرواز کند.
این بار پروانه ای باریک بین، از میان پروانگان، برخاست و به جانب کاخی که شمع در آن می سوخت پرواز کرد. چون به کاخ رسید و به پیکره ی شمع نزدیک شد، خود را به شمع زد تا بنگرد که این بیمار تبدار را یارای بر پای ایستادن، تا چه اندازه است. اما شراره بر بالش افتاد، پرش شعله ور گردید و نیم سوخته، نزد یاران رفت و گفت: شمع سراپا آتش است، می سوزاند، لیکن آتشش سخت دلکش است.
اما بزرگ پروانگان بدین سخن نیز از جستجوگری حقیقت باز نایستاد و گفت: این پروانه هم شمع را نشناخته و نشان هایش را آنسان که بوده، در نیافته است. یکی دیگر برود، به فرمان بزرگ پروانگان، پروانه ای دیگر سرمست و خرامان از جای خود برخاست و پرکشان خود را به کاخ رسانید.
بر سر شمع نشست و یکباره شرر بر جانش افتاد، سر تا پایش بسوخت و چون آهن گداخته ای همه آتش شد. سپس خاکستر گردید و خاکسترش به سر شمع فرو ریخت : بزرگ پروانگان که این حال از دور بدید، گفت: تنها او بود که از راز شمع خبر یافت اما دریغا که خبرش به ما نرسید.
تنها سوختگان در وادی توحید خبر از اسرار دارند و آن را که خبر شد، خبری باز نیامد.

📕منطق الطیر
#عطار_نیشابوری
🍏🍎🍃
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


هر کهنه نو می شود، هر زردی سبز می شود و هر سردی به گرمی می گراید، دیالکتیک طبیعت درس آموز است تا افکار و اندیشه های کهنه را دور ریخته و نویدبخش "تغییر" شویم. مقاومت و عزم تغییر در روزگاری که ما را به تسلیم و تن دادن فرا می خواند پیام بهار طبیعت است.
"انقلابی واقعی کسی است که علیه خودش انقلاب کند".

✍🏼#ویتگنشتاین
🍏🍎🍃
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راه دور.دمیس روسس
@Musicee_Khas
🎼❤️🎼

#دمیس_روسس
#راه_دور
------------------------------
...کاش
در گهواره ی رویایِ بی فردا
تمام کودکی را
تمام کودکی را
خواب می کردم .‌‌...‌.

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


کیمیاگری تبدیل مس به طلا نیست، بلکه تبدیل جهل به آگاهی، تبدیل نفرت به عشق و تبدیل غم به شادی است پس همه ما می‌توانیم با کلام زیبا کیمیاگر باشیم.

📕 کیمیاگر
✍🏼 #پائولو_کوئیلو
🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ستار- گلپری
@yadhaavaakhaterehaa
🎼❤️🎼



یکباره ترس بَرَم داشت
افتاده باشی از سر دیوار،

خم شدم بگیرم دیدم
خوشه خوشه آویخته‌‌ای...

#بیژن_الهی
🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزلیات حافظ 46
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ《46》
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------------
گل در بَر و می در کف و معشوق به کام است
سلطانِ جهانم به چنین روز غلام است

گو شمع میارید در این جمع که امشب
در مجلسِ ما ماهِ رخِ دوست تمام است

در مذهبِ ما باده حلال است ولیکن
بی‌روی تو ای سرو گُل‌اندام، حرام است

گوشَم همه بر قولِ نی و نغمهٔ چنگ است
چشمم همه بر لَعلِ لب و گردشِ جام است

در مجلسِ ما عِطر مَیامیز که ما را
هر لحظه ز گیسو‌ی تو خوش بوی مَشام است

از چاشنیِ قند مگو هیچ و زِ شِکَّر
زان رو که مرا از لبِ شیرینِ تو کام است

تا گنجِ غمت در دلِ ویرانه‌، مُقیم است
همواره مرا کویِ خرابات مُقام است

از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است

مِی‌خواره و سرگشته و رندیم و نَظَرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است؟

با مُحتسبم عیب مگویید که او نیز
پیوسته چو ما در طلبِ عیشِ مدام است

حافظ منشین بی‌مِی و معشوق زمانی
که‌ایّامِ گل و یاسمن و عیدِ صیام است
🍏🍎🍃
1❤‍🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


گل‌هایی که؛
بر مزار شما می گذاریم
هر روز صبح
طراوت‌شان را باز می یابند
دست یکدیگر را می گیرند
و با صدایی که شنیده نمی شود
آواز می‌خوانند
نمی گذارند
گل ها که شما تنها بمانید
وقتی که تمام مسیر ها
به سوی شما بسته است
و از دلتنگی
دل کوچک‌تان دارد آب می شود

#شمس‌_لنگرودی
یاد عزیزان سفر کرده سبز
🍏🍎🍃
🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


چکاوکی پرید؛
از کوچ تا کوچ
از آغوش تا آغوش
از خاک تا خاک
از عشق تا رویش

چکاوکی پرید؛
از بال زخمی‌ ِ
فرشته ای خون چکید
آسمان، ابری شد
تندری زد، چشم شب بارید

چکاوکی پرید؛
آشیانه در سکوتی سرد، خالی شد
بسترِ خاک بهت و ایهامِ
یک ... بذرِ ... جاودانی شد ...!

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
بیاد عزیزان سفرکرده 🕊
مرگ پایان راه نیست ...
🍏🍎🍃
🕊1