○
آفتاب؛
ترانه یِ آفرینش است!
و عشق؛ جوانه یِ تردِ هستی؛
و چشم هایِ تو؛
بالِ پرواز سبزترین، باور ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
درود دوستانم صبحتون تابنده
به مهر و دوستی🌻 روزتان شاد
آفتاب؛
ترانه یِ آفرینش است!
و عشق؛ جوانه یِ تردِ هستی؛
و چشم هایِ تو؛
بالِ پرواز سبزترین، باور ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
درود دوستانم صبحتون تابنده
به مهر و دوستی🌻 روزتان شاد
❤1👍1
کلاغ ها _ منوچهر سخایی
@SamFoni
🎼❤️🎼
_در تنهایی سبزترم ...
بال پرواز قاصدک ها را می بوسی؛
به غار غار کلاغ ها لبخند می زنی
و رازهای مگوی دلت را
در گوش ماه زمزمه می کنی
و لبریز می شوی از تمنای عشق_ ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
_در تنهایی سبزترم ...
بال پرواز قاصدک ها را می بوسی؛
به غار غار کلاغ ها لبخند می زنی
و رازهای مگوی دلت را
در گوش ماه زمزمه می کنی
و لبریز می شوی از تمنای عشق_ ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
○
جای جایِ طبیعت، زخمی ست!
تبر ها؛ کُند شده اند
اره های برقی اما؛
می تراشند
پیکرِ مجروح بهار را ...
آه ... که ریشه ها؛
چه اندوهبار
در آتش غربتِ فهم می سوزند!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
جای جایِ طبیعت، زخمی ست!
تبر ها؛ کُند شده اند
اره های برقی اما؛
می تراشند
پیکرِ مجروح بهار را ...
آه ... که ریشه ها؛
چه اندوهبار
در آتش غربتِ فهم می سوزند!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌1
آنقدر دوستت دارم
شهره
🎼❤️🎼
__انچنان دوستت دارم
که گویی...
هزار پوپک عاشق؛
در من... بال و پر می زنند __
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
__انچنان دوستت دارم
که گویی...
هزار پوپک عاشق؛
در من... بال و پر می زنند __
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1❤🔥1
غزلیات حافظ 45
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ《45》
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------------
در این زمانه رفیقی که خالی از خِلَل است
صُراحیِ میِ ناب و سَفینهٔ غزل است
جَریده رو که گذرگاهِ عافیت، تنگ است
پیاله گیر که عُمرِ عزیز بیبَدَل است
نه من ز بیعملی در جهان مَلولَم و بس
مَلالتِ عُلما هم ز علمِ بیعمل است
به چشمِ عقل در این رهگذارِ پرآشوب
جهان و کارِ جهان بیثبات و بیمحل است
بگیر طُرِّهٔ مهچهرهای و قِصّه مخوان
که سعد و نَحس ز تأثیر زهره و زُحَل است
دلم امید فراوان به وصلِ رویِ تو داشت
ولی اجل به رَهِ عمر، رهزنِ اَمَل است
به هیچ دُور نخواهند یافت هشیارش
چنین که حافظ ما مستِ بادهٔ ازل است
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------------
در این زمانه رفیقی که خالی از خِلَل است
صُراحیِ میِ ناب و سَفینهٔ غزل است
جَریده رو که گذرگاهِ عافیت، تنگ است
پیاله گیر که عُمرِ عزیز بیبَدَل است
نه من ز بیعملی در جهان مَلولَم و بس
مَلالتِ عُلما هم ز علمِ بیعمل است
به چشمِ عقل در این رهگذارِ پرآشوب
جهان و کارِ جهان بیثبات و بیمحل است
بگیر طُرِّهٔ مهچهرهای و قِصّه مخوان
که سعد و نَحس ز تأثیر زهره و زُحَل است
دلم امید فراوان به وصلِ رویِ تو داشت
ولی اجل به رَهِ عمر، رهزنِ اَمَل است
به هیچ دُور نخواهند یافت هشیارش
چنین که حافظ ما مستِ بادهٔ ازل است
🍏🍎🍃
👏1👌1
○
تا می توانید به نادان ها بیاموزید
اگر روح در تاریکی رها شود،
ارتکاب به گناه بیشتر و بیشتر می شود
✍#ویکتور_هوگو
🍏🍎🍃
تا می توانید به نادان ها بیاموزید
اگر روح در تاریکی رها شود،
ارتکاب به گناه بیشتر و بیشتر می شود
✍#ویکتور_هوگو
🍏🍎🍃
👏1👌1
○
فصل ها؛ چون غزالانی تیزپا
می گذرند ...
و لحظه لحظه هایِ حضورت را
گذرِ عمر؛ چون عقابی تیز چنگ،
می رباید،،،
گویی دیروز بود
چهار شنبه سوری، سال تحویل
سفره هفت سین و سبزه ای که
چه زود دارد .. پیر می شود
و چه ساده و روان فصل هایِ
گذرانِ عمر کوتاه تو را ...
در باورِ حضور تداعی می کند؛
سیزده بدر در راه است ...
همراه با خاطرات خوش و ناخوشِ
سیزده بدر هایِ سالیان پشت سر
و بهار و بهاران بسیاری که گذشت؛
زمان نمی ایستد ...
درختان در هر بهار شکوفه می زنند
زمین سبز می شود، آسمان
می بارد، و فصل ها در گذرِ عمر
چون قاصدک هایی هراسان در باد
از کنارمان تند می گذرند ...
و ما اما، همچنان به امیدِ بهارانی
سبز تر و فصلی خوش تر
در انتظاری عبث؛ ساده لوحانه
و بی رمق ایستاده ایم
و در باورِحضورت نمی گنجد
که خزان عمر، چه تند و سریع
شاخ و برگ هایت را درو می کند
و با هر تپشِ نبض زمان؛
لحظه لحظه های عمر را، در
تخته نرد روزگار ناشیانه، می بازیم
از سبزه ی تکیده یِ عید
از شکوفه های هایِ رقصان در باد
از گیسوانِ خیسِ رود
نیاموخته ایم، که باید
جاری بود؛ باید سبز شد
باید در هر بهار از درون رویید
باید در فصل فصلِ سال بهاری
شد .. بهاری اندیشید ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
سیزده بدر پیشاپیش مبارک
با آرزوی لحظه لحظه هایی شاد
🍏🍎🍃
فصل ها؛ چون غزالانی تیزپا
می گذرند ...
و لحظه لحظه هایِ حضورت را
گذرِ عمر؛ چون عقابی تیز چنگ،
می رباید،،،
گویی دیروز بود
چهار شنبه سوری، سال تحویل
سفره هفت سین و سبزه ای که
چه زود دارد .. پیر می شود
و چه ساده و روان فصل هایِ
گذرانِ عمر کوتاه تو را ...
در باورِ حضور تداعی می کند؛
سیزده بدر در راه است ...
همراه با خاطرات خوش و ناخوشِ
سیزده بدر هایِ سالیان پشت سر
و بهار و بهاران بسیاری که گذشت؛
زمان نمی ایستد ...
درختان در هر بهار شکوفه می زنند
زمین سبز می شود، آسمان
می بارد، و فصل ها در گذرِ عمر
چون قاصدک هایی هراسان در باد
از کنارمان تند می گذرند ...
و ما اما، همچنان به امیدِ بهارانی
سبز تر و فصلی خوش تر
در انتظاری عبث؛ ساده لوحانه
و بی رمق ایستاده ایم
و در باورِحضورت نمی گنجد
که خزان عمر، چه تند و سریع
شاخ و برگ هایت را درو می کند
و با هر تپشِ نبض زمان؛
لحظه لحظه های عمر را، در
تخته نرد روزگار ناشیانه، می بازیم
از سبزه ی تکیده یِ عید
از شکوفه های هایِ رقصان در باد
از گیسوانِ خیسِ رود
نیاموخته ایم، که باید
جاری بود؛ باید سبز شد
باید در هر بهار از درون رویید
باید در فصل فصلِ سال بهاری
شد .. بهاری اندیشید ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
سیزده بدر پیشاپیش مبارک
با آرزوی لحظه لحظه هایی شاد
🍏🍎🍃
❤1👏1