با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز یکشنبه ☀️🌖
☀️۲۶ اسفند ۱۴۰۳
🌙۱۶ رمضان ۱۴۴۶
🌲۱۶ مارس ۲۰۲۵
-------☃️-------☔️---------
---------------🌧---------☃️----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا...🌙🌖🌕
‐---------------------------
قدم های زندگی به عشق و امید
----------------------------------
آخرین یکشنبه اسفند ماه بشادی
--------------------
شب ها و روزهای ماه رمضان
متبرک به عشق و نگاه سبزالهی
با امید بیداری، آگاهی و ایمانی
راستین...🌙🌕 درپناه مهر خدا
---------------------------------
من برای زمستان دلت؛
آتشِ افروخته یِ عشق را
آرزو می کنم ...
تا که در سراشیبی هایِ
پر پیچ و تاب زندگی ؛
دستت را، گرم بفشارد
و یاری ات کند
تا که گلبرگ هایِ
حضورت عاشقانه، بشکفند ...
#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗓 امروز یکشنبه ☀️🌖
☀️۲۶ اسفند ۱۴۰۳
🌙۱۶ رمضان ۱۴۴۶
🌲۱۶ مارس ۲۰۲۵
-------☃️-------☔️---------
---------------🌧---------☃️----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا...🌙🌖🌕
‐---------------------------
قدم های زندگی به عشق و امید
----------------------------------
آخرین یکشنبه اسفند ماه بشادی
--------------------
شب ها و روزهای ماه رمضان
متبرک به عشق و نگاه سبزالهی
با امید بیداری، آگاهی و ایمانی
راستین...🌙🌕 درپناه مهر خدا
---------------------------------
من برای زمستان دلت؛
آتشِ افروخته یِ عشق را
آرزو می کنم ...
تا که در سراشیبی هایِ
پر پیچ و تاب زندگی ؛
دستت را، گرم بفشارد
و یاری ات کند
تا که گلبرگ هایِ
حضورت عاشقانه، بشکفند ...
#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤🔥2❤1🥰1
○
برای هر چیزی که در زندگیت ظاهر میشود،
در حالت سپاسگزاری وتقدیر باش.
هم برای بادهای موافق،
و هم برای بادهای ناموافق...!
✍#وین_دایر
📕#سپاسگزاری
🍏🍎🍃
برای هر چیزی که در زندگیت ظاهر میشود،
در حالت سپاسگزاری وتقدیر باش.
هم برای بادهای موافق،
و هم برای بادهای ناموافق...!
✍#وین_دایر
📕#سپاسگزاری
🍏🍎🍃
👌2👍1
○
اگر تو تمام اوقات زندگی بیداریات را در نارضایتی، دلواپسی، نگرانی، افسردگی، و اندوه نمیگذرانی، یا اینکه در دیگر حالتهای منفی نیستی؛
اگر میتوانی از چیزهای ساده لذت ببری، چیزهایی مانند نشستن و گوش کردن به صدای باران یا باد؛
اگر میتوانی زیبایی ابرها که در آسمان حرکت میکنند را ببینی، یا اینکه مدتی را تنها باشی بدون اینکه حس تنهایی کنی یا نیاز به محرکههای ذهنی سرگرمی داشته باشی؛
اگر دیدی که داری با یک فرد کاملاً غریبه با مهربانی قلبی رفتار می کنی بدون اینکه چیزی از او بخواهی؛
اینها یعنی که فضایی برای تو گشوده شده است هر قدر هم که کوتاه باشد؛
فضایی در جریان مداوم تفکر که ذهن انسانی است.
وقتی چنین اتفاقی می افتد، آنجا یک حس آسایش و رفاه میآید، یک حس آرامش سرزنده، هر چند شاید ظریف و سطحی باشد.
شدت این حالت متفاوت است. میتواند صرفاً یک حس پیشزمینه از رضایت باشد یا آنچه که حکمای قدیم هند آن را آناندا مینامیدند - لذت و سعادتِ بودن.
البته از آنجا که تو شرطی شدهای فقط به فرم توجه کنی احتمالاً از این حالت آگاه نیستی مگر به صورت غیرمستقیم.
به عنوان مثال، در توانایی برای دیدن زیبایی، برای تقدیر و سپاسگزاری از چیزهای زنده، برای لذت بردن از مصاحبت با خودت، یا ارتباط گرفتن با دیگران با مهربانی قلبی، عنصر مشترکی وجود دارد.
آن عنصر مشترک حس خشنودی و رضایت، آرامش و صلح، و سرزندگی است که پیشزمینه نادیدنی آن است و این تجربیات بدون آن ممکن نبود.
هر جایی در زندگیات، زیبایی، مهربانی، و تشخیص خوبی در چیزهای ساده وجود داشت، به پیشزمینه آن تجربه نگاه کن که در درون خودت است.
اما چنان به آن نگاه نکن که گویی دنبال چیزی هستی. تو نمی توانی آن را بگیری و بگویی "خوب حالا آن را دارم" یا اینکه به طور ذهنی آن را بگیری و به روشی آن را تعریف کنی.
آن مانند یک آسمان خالی از ابر است. هیچ فرمی ندارد. آن، فضاست، آن، سکون است، شیرینی بودن است، و بینهایت فراتر از این کلمات که فقط به آن اشاره می کنند.
وقتی توانستی به طور مستقیم آن را در درون خودت حس کنی، عمیقتر میشود.
پس وقتی از چیزهای ساده قدردانی و سپاسگزاری میکنی - یک صدا، یک منظره، یک لمس - وقتی تو زیبایی را میبینی، وقتی حس مهربانی قلبی به دیگران داری، آن فضای درونی که منبع و سرچشمه و پیشزمینه آن تجربه است را حس کن.
👤#اکهارت_تل
🍏🍎🍃
اگر تو تمام اوقات زندگی بیداریات را در نارضایتی، دلواپسی، نگرانی، افسردگی، و اندوه نمیگذرانی، یا اینکه در دیگر حالتهای منفی نیستی؛
اگر میتوانی از چیزهای ساده لذت ببری، چیزهایی مانند نشستن و گوش کردن به صدای باران یا باد؛
اگر میتوانی زیبایی ابرها که در آسمان حرکت میکنند را ببینی، یا اینکه مدتی را تنها باشی بدون اینکه حس تنهایی کنی یا نیاز به محرکههای ذهنی سرگرمی داشته باشی؛
اگر دیدی که داری با یک فرد کاملاً غریبه با مهربانی قلبی رفتار می کنی بدون اینکه چیزی از او بخواهی؛
اینها یعنی که فضایی برای تو گشوده شده است هر قدر هم که کوتاه باشد؛
فضایی در جریان مداوم تفکر که ذهن انسانی است.
وقتی چنین اتفاقی می افتد، آنجا یک حس آسایش و رفاه میآید، یک حس آرامش سرزنده، هر چند شاید ظریف و سطحی باشد.
شدت این حالت متفاوت است. میتواند صرفاً یک حس پیشزمینه از رضایت باشد یا آنچه که حکمای قدیم هند آن را آناندا مینامیدند - لذت و سعادتِ بودن.
البته از آنجا که تو شرطی شدهای فقط به فرم توجه کنی احتمالاً از این حالت آگاه نیستی مگر به صورت غیرمستقیم.
به عنوان مثال، در توانایی برای دیدن زیبایی، برای تقدیر و سپاسگزاری از چیزهای زنده، برای لذت بردن از مصاحبت با خودت، یا ارتباط گرفتن با دیگران با مهربانی قلبی، عنصر مشترکی وجود دارد.
آن عنصر مشترک حس خشنودی و رضایت، آرامش و صلح، و سرزندگی است که پیشزمینه نادیدنی آن است و این تجربیات بدون آن ممکن نبود.
هر جایی در زندگیات، زیبایی، مهربانی، و تشخیص خوبی در چیزهای ساده وجود داشت، به پیشزمینه آن تجربه نگاه کن که در درون خودت است.
اما چنان به آن نگاه نکن که گویی دنبال چیزی هستی. تو نمی توانی آن را بگیری و بگویی "خوب حالا آن را دارم" یا اینکه به طور ذهنی آن را بگیری و به روشی آن را تعریف کنی.
آن مانند یک آسمان خالی از ابر است. هیچ فرمی ندارد. آن، فضاست، آن، سکون است، شیرینی بودن است، و بینهایت فراتر از این کلمات که فقط به آن اشاره می کنند.
وقتی توانستی به طور مستقیم آن را در درون خودت حس کنی، عمیقتر میشود.
پس وقتی از چیزهای ساده قدردانی و سپاسگزاری میکنی - یک صدا، یک منظره، یک لمس - وقتی تو زیبایی را میبینی، وقتی حس مهربانی قلبی به دیگران داری، آن فضای درونی که منبع و سرچشمه و پیشزمینه آن تجربه است را حس کن.
👤#اکهارت_تل
🍏🍎🍃
👌2
Barkhiz
Erfan Tahmasbi @RozMusic.com
🎼❤️🎼
✍#خیام
🎤#عرفان طهماسبی
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
🍏🍎🍃
✍#خیام
🎤#عرفان طهماسبی
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
🍏🍎🍃
👌2
○
ره آسمان
درونست پر عشق را بجنبان
پر عشق چون قوی شد
غم نردبان نماند
تو مبین جهان ز بیرون
که جهان درون دیدهست
چو دو دیده را ببستی
ز جهان جهان نماند
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
ره آسمان
درونست پر عشق را بجنبان
پر عشق چون قوی شد
غم نردبان نماند
تو مبین جهان ز بیرون
که جهان درون دیدهست
چو دو دیده را ببستی
ز جهان جهان نماند
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
❤1👍1👏1
Sooratgar [MahtabMusic.ir]
Salar Aghili [MahtabMusic.ir]
🎼❤️🎼
صورتگر نقاشم
هر لحظه بتی سازم
وانگه همه بتها را
در پیش تو بگدازم
صد نقش برانگیزم
با روح درآمیزم
چون نقش تو را بینم
در آتشش اندازم
تو ساقی خماری
یا دشمن هشیاری
یا آنک کنی ویران
هر خانه که می سازم
جان ریخته شد با تو،
آمیخته شد با تو
چون بوی تو دارد جان،
جان را هله بنوازم
هر خون که ز من روید
با خاک تو می گوید
با مهر تو همرنگم
با عشق تو هنبازم
در خانه آب و گل
بیتوست خراب این دل
یا خانه درآ جانا
یا خانه بپردازم...
✍ #مولانای_جان
🗣#سالار_عقیلی
🍏🍎🍃
صورتگر نقاشم
هر لحظه بتی سازم
وانگه همه بتها را
در پیش تو بگدازم
صد نقش برانگیزم
با روح درآمیزم
چون نقش تو را بینم
در آتشش اندازم
تو ساقی خماری
یا دشمن هشیاری
یا آنک کنی ویران
هر خانه که می سازم
جان ریخته شد با تو،
آمیخته شد با تو
چون بوی تو دارد جان،
جان را هله بنوازم
هر خون که ز من روید
با خاک تو می گوید
با مهر تو همرنگم
با عشق تو هنبازم
در خانه آب و گل
بیتوست خراب این دل
یا خانه درآ جانا
یا خانه بپردازم...
✍ #مولانای_جان
🗣#سالار_عقیلی
🍏🍎🍃
❤2👏1
○
یکی بود، یکی نبود؛
زیرِ سقف آسمون
یه سرزمین آبی بود
قاصدکی؛
تو بازوان مستِ باد
نامه برِ نگاری بود
تومشت سبزِ لحظه ها؛
در انتظار بوسه هایِ یاری بود
چه روز و روزگاری بود!
امروزی بود، فردایی بود؛
عیدی بود ؛ بهاری بود
چه انتظارِ
خوشه چین شادی بود
یه دنیا بی قراری بود
رو شاخه هایِ نسترن
صوت خوش قناری بود
رو کرسیِ مادر بزرگ
یه عالمه خوراکی بود
تو دستای مهربونش،
یه کهکشان ستاره بود
یکی بود. یکی نبود
تو قاب خیس پنجره
چشمای مست کوچه بود
رو بال بوم خونه ها
پر از شبایِ رنگی بود
تو فال فنجون همه
یه جاده بود رو به امید
دو بال پرواز سپید
یه شاپرک رو دوشِ شب
که خوابِ فردا رو می دید
تا وقتی خورشید می تابید
از آسمون بی ستون
پولک آرزو می چید!
یکی بود ، یکی نبود
هزار .. هزار تا؛ جاده بود
رو به امید.. رو به امید
با بالِ پروازِ سپید ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
با آرزوی بهار و بهارانی سبز
قدم های سال نو پیشاپیش مبارک
🍏🍎🍃
یکی بود، یکی نبود؛
زیرِ سقف آسمون
یه سرزمین آبی بود
قاصدکی؛
تو بازوان مستِ باد
نامه برِ نگاری بود
تومشت سبزِ لحظه ها؛
در انتظار بوسه هایِ یاری بود
چه روز و روزگاری بود!
امروزی بود، فردایی بود؛
عیدی بود ؛ بهاری بود
چه انتظارِ
خوشه چین شادی بود
یه دنیا بی قراری بود
رو شاخه هایِ نسترن
صوت خوش قناری بود
رو کرسیِ مادر بزرگ
یه عالمه خوراکی بود
تو دستای مهربونش،
یه کهکشان ستاره بود
یکی بود. یکی نبود
تو قاب خیس پنجره
چشمای مست کوچه بود
رو بال بوم خونه ها
پر از شبایِ رنگی بود
تو فال فنجون همه
یه جاده بود رو به امید
دو بال پرواز سپید
یه شاپرک رو دوشِ شب
که خوابِ فردا رو می دید
تا وقتی خورشید می تابید
از آسمون بی ستون
پولک آرزو می چید!
یکی بود ، یکی نبود
هزار .. هزار تا؛ جاده بود
رو به امید.. رو به امید
با بالِ پروازِ سپید ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
با آرزوی بهار و بهارانی سبز
قدم های سال نو پیشاپیش مبارک
🍏🍎🍃
❤2👏1