This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی به كلمه now ﺭسيديد پشت دستتون رو نگاﻩ كنيد تا شگفت زده بشید !!☝️
🍏🍎🍃
🍏🍎🍃
.
تو را من چشم در راهم شباهنگام،
که می گیرند در شاخ تَلاجن
سایه ها رنگ سیاهی ...
وَ زان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
تو را من چشم در راهم،شباهنگام
در آن دم ،که بر جا دره ها
چون مرده ماران خفتگانند...
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر
به پای سرو کوهی دام.
گَرَم یادآوری یا نه ،
من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم.
✍#نیما یوشیج
🍏🍎🍃
تو را من چشم در راهم شباهنگام،
که می گیرند در شاخ تَلاجن
سایه ها رنگ سیاهی ...
وَ زان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
تو را من چشم در راهم،شباهنگام
در آن دم ،که بر جا دره ها
چون مرده ماران خفتگانند...
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر
به پای سرو کوهی دام.
گَرَم یادآوری یا نه ،
من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم.
✍#نیما یوشیج
🍏🍎🍃
۰
تو را دوست دارم!
مانند هرچیزِ باارزش و پنهانی
که باید
مخفیانه دوست داشت!
درست، مابینِ سایه و روح...
تو را دوست دارم!
بیآنکه بدانم
چگونه، از کی و از کجا...
تو را دوست دارم!
بیهیچ پیچیدگی، بیهیچ غرور....
تو را دوست دارم!
چون راهِ دیگری نمیشناسم؛
تنها میدانم
نخواهم بود،
اگر تو نباشی...
آنچنان نزدیکی
که دستهایت بر سینهام
گویی دستهای منند!
تو چشمهایت را میبندی،
این منم که به خواب میروم...
✍#پابلو_نرودا
🍏🍎🍃
تو را دوست دارم!
مانند هرچیزِ باارزش و پنهانی
که باید
مخفیانه دوست داشت!
درست، مابینِ سایه و روح...
تو را دوست دارم!
بیآنکه بدانم
چگونه، از کی و از کجا...
تو را دوست دارم!
بیهیچ پیچیدگی، بیهیچ غرور....
تو را دوست دارم!
چون راهِ دیگری نمیشناسم؛
تنها میدانم
نخواهم بود،
اگر تو نباشی...
آنچنان نزدیکی
که دستهایت بر سینهام
گویی دستهای منند!
تو چشمهایت را میبندی،
این منم که به خواب میروم...
✍#پابلو_نرودا
🍏🍎🍃
۰
برایم خبر نیاورید که چه کسی از من بدش میآید ، یا پشتِ سرم حرف میزند ؛
بگذارید همه را دوست داشته باشم
و گمان کنم آنها نیز مرا دوست دارند.
✍#نجیب_محفوظ
🍏🍎🍃
برایم خبر نیاورید که چه کسی از من بدش میآید ، یا پشتِ سرم حرف میزند ؛
بگذارید همه را دوست داشته باشم
و گمان کنم آنها نیز مرا دوست دارند.
✍#نجیب_محفوظ
🍏🍎🍃
۰
من روز خويش را با آفتاب روي تو
کز مشرق خيال دميده است
آغاز مي کنم
من با تو مي نويسم و مي خوانم
من با تو راه مي روم و حرف مي زنم
وز شوق اين محال
که دستم به دست توست
من جاي راه رفتن
پرواز مي کنم ...
#فريدون_مشيري
🍏🍎🍃
من روز خويش را با آفتاب روي تو
کز مشرق خيال دميده است
آغاز مي کنم
من با تو مي نويسم و مي خوانم
من با تو راه مي روم و حرف مي زنم
وز شوق اين محال
که دستم به دست توست
من جاي راه رفتن
پرواز مي کنم ...
#فريدون_مشيري
🍏🍎🍃
○
اگر بتوانم یکبار دیگر زندگی کنم
میکوشم بیشتر اشتباه کنم
نمیکوشم بینقص باشم.
راحتتر خواهم بود
سرشارتر خواهم بود از آنچه حالا هستم
در واقع، چیزهای کوچک را جدیتر میگیرم
کمتر بهداشتی خواهم زیست
بیشتر ریسک میکنم
بیشتر به سفر میروم
غروبهای بیشتری را تماشا میکنم
از کوههای بیشتری صعود خواهم کرد
در رودخانههای بیشتری شنا خواهم کرد
جاهایی را خواهم دید که هرگز در آنها نبودهام
بیشتر بستنی خواهم خورد، کمتر لوبیا
مشکلات واقعی بیشتری خواهم داشت و دشواریهای تخیلی کمتری
من از کسانی بودم
که در هر دقیقهی عمرشان
زندگی محتاط و حاصلخیزی داشتند
بیشک لحظات خوشی بود اما
اگر میتوانستم برگردم
میکوشیدم فقط لحظات خوش داشته باشم
اگر نمیدانی که زندگی را چه میسازد
این دم را از دست مده!
از کسانی بودم که هرگز به جایی نمیروند
بدون دماسنج
بدون بطری آب گرم
بدون چتر و چتر نجات
اگر بتوانم دوباره زندگی کنم- سبک سفر خواهم کرد
اگر بتوانم دوباره زندگی کنم - میکوشم پابرهنه کار کنم
از آغاز بهار تا پایان پاییز
بیشتر دوچرخهسواری میکنم
طلوعهای بیشتری را خواهم دید و با بچههای بیشتری بازی خواهم کرد
اگر آنقدر عمر داشته باشم
- اما حالا هشتادو پنج سالهام
و میدانم رو به موتم.
#خورخه_لوئیس_بورخس
🍏🍎🍃
اگر بتوانم یکبار دیگر زندگی کنم
میکوشم بیشتر اشتباه کنم
نمیکوشم بینقص باشم.
راحتتر خواهم بود
سرشارتر خواهم بود از آنچه حالا هستم
در واقع، چیزهای کوچک را جدیتر میگیرم
کمتر بهداشتی خواهم زیست
بیشتر ریسک میکنم
بیشتر به سفر میروم
غروبهای بیشتری را تماشا میکنم
از کوههای بیشتری صعود خواهم کرد
در رودخانههای بیشتری شنا خواهم کرد
جاهایی را خواهم دید که هرگز در آنها نبودهام
بیشتر بستنی خواهم خورد، کمتر لوبیا
مشکلات واقعی بیشتری خواهم داشت و دشواریهای تخیلی کمتری
من از کسانی بودم
که در هر دقیقهی عمرشان
زندگی محتاط و حاصلخیزی داشتند
بیشک لحظات خوشی بود اما
اگر میتوانستم برگردم
میکوشیدم فقط لحظات خوش داشته باشم
اگر نمیدانی که زندگی را چه میسازد
این دم را از دست مده!
از کسانی بودم که هرگز به جایی نمیروند
بدون دماسنج
بدون بطری آب گرم
بدون چتر و چتر نجات
اگر بتوانم دوباره زندگی کنم- سبک سفر خواهم کرد
اگر بتوانم دوباره زندگی کنم - میکوشم پابرهنه کار کنم
از آغاز بهار تا پایان پاییز
بیشتر دوچرخهسواری میکنم
طلوعهای بیشتری را خواهم دید و با بچههای بیشتری بازی خواهم کرد
اگر آنقدر عمر داشته باشم
- اما حالا هشتادو پنج سالهام
و میدانم رو به موتم.
#خورخه_لوئیس_بورخس
🍏🍎🍃
۰
سالروز درگذشت، آلبر کامو
(۷ نوامبر ۱۹۱۳ ــ ۴ ژانویه ۱۹۶۰)
نویسنده، فیلسوف و روزنامهنگار فرانسوی
برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات (۱۹۵۷)
کامو در سال ۱۹۵۷ به خاطر «آثار مهم ادبی که به روشنی به مشکلات وجدان بشری در عصر حاضر میپردازد»[۴] برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات شد. آلبر کامو پس از رودیارد کیپلینگ جوانترین برندهٔ جایزهٔ نوبل و همچنین نخستین نویسندهٔ زادهٔ قارهٔ آفریقا است که این عنوان را کسب کردهاست.[۵] همچنین کامو در بین برندگان نوبل ادبیات، کمترین طول عمر را دارد و دو سال پس از بردن جایزهٔ نوبل در یک سانحهٔ تصادف درگذشت.
خالق رمان مشهور بیگانه و مقاله جریانساز افسانهٔ سیزیف و...
🍏🍎🍃
سالروز درگذشت، آلبر کامو
(۷ نوامبر ۱۹۱۳ ــ ۴ ژانویه ۱۹۶۰)
نویسنده، فیلسوف و روزنامهنگار فرانسوی
برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات (۱۹۵۷)
کامو در سال ۱۹۵۷ به خاطر «آثار مهم ادبی که به روشنی به مشکلات وجدان بشری در عصر حاضر میپردازد»[۴] برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات شد. آلبر کامو پس از رودیارد کیپلینگ جوانترین برندهٔ جایزهٔ نوبل و همچنین نخستین نویسندهٔ زادهٔ قارهٔ آفریقا است که این عنوان را کسب کردهاست.[۵] همچنین کامو در بین برندگان نوبل ادبیات، کمترین طول عمر را دارد و دو سال پس از بردن جایزهٔ نوبل در یک سانحهٔ تصادف درگذشت.
خالق رمان مشهور بیگانه و مقاله جریانساز افسانهٔ سیزیف و...
🍏🍎🍃