●
_به گفته خودش، «هر روز آرزوی مرگ میکرد». مصدق سرانجام در ۱۴ اسفندماه ۱۳۴۵ بر اثر بیماری سرطان در ۸۷ سالگی در بیمارستان نجمیه تهران تحت نظر مأموران ساواک درگذشت و به دلیل مخالفت شاه با دفن او مطابق با وصیتنامهاش درکنار کشتهشدگان قیام سی تیر، در احمدآباد به خاک سپرده شد.
"آنانی که آزاده اند و آزادگی راه و
رسم حضورشان هرگز نمی میرند"
روح آزاده شان سبز و جاودانه🕊
بسیاری از ما بدون اندک دانشی
از تاریخ و آن چه که در پشت پرده.
حقایق بر این مردم و شخصیت
والایی چون دکتر مصدق گذشته است
علم مخالفت ستیزی و شعار های
ناهمگون و ناخوشایند سر داده و
سر می دهند و با تعصبی کور...
بر باورهای ناآگاهانه شان پای می
کوبند؛
کاش اوراق تاریخ را با نگاهی
روشن بینانه بدون تعصبات شخصی
ورق بزنیم و قضاوت را بگذاریم بر
عهده ی تاریخ...
تاسفبار است گروهی از ما چون
پر کاهی هستیم در دستان باد ...
و چون خرمنکوبی چشم و گوش
بسته اوراق ناخوانده ی تاریخ را
در هم می کوبیم "شخصیت هایی
را که باید به دور از نگاه استعمار
گران غرب و شرق بشناسیم" و آن
ها را با چشم خرد و باور عشق
بستاییم ..یادشان سبز🕊
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
_به گفته خودش، «هر روز آرزوی مرگ میکرد». مصدق سرانجام در ۱۴ اسفندماه ۱۳۴۵ بر اثر بیماری سرطان در ۸۷ سالگی در بیمارستان نجمیه تهران تحت نظر مأموران ساواک درگذشت و به دلیل مخالفت شاه با دفن او مطابق با وصیتنامهاش درکنار کشتهشدگان قیام سی تیر، در احمدآباد به خاک سپرده شد.
"آنانی که آزاده اند و آزادگی راه و
رسم حضورشان هرگز نمی میرند"
روح آزاده شان سبز و جاودانه🕊
بسیاری از ما بدون اندک دانشی
از تاریخ و آن چه که در پشت پرده.
حقایق بر این مردم و شخصیت
والایی چون دکتر مصدق گذشته است
علم مخالفت ستیزی و شعار های
ناهمگون و ناخوشایند سر داده و
سر می دهند و با تعصبی کور...
بر باورهای ناآگاهانه شان پای می
کوبند؛
کاش اوراق تاریخ را با نگاهی
روشن بینانه بدون تعصبات شخصی
ورق بزنیم و قضاوت را بگذاریم بر
عهده ی تاریخ...
تاسفبار است گروهی از ما چون
پر کاهی هستیم در دستان باد ...
و چون خرمنکوبی چشم و گوش
بسته اوراق ناخوانده ی تاریخ را
در هم می کوبیم "شخصیت هایی
را که باید به دور از نگاه استعمار
گران غرب و شرق بشناسیم" و آن
ها را با چشم خرد و باور عشق
بستاییم ..یادشان سبز🕊
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌2
📕
📕 #همه_مردان_شاه
✍#استفان_کینزر
استیون کینزر/تاریخی
14 فایل صوتی 👇👇👇
در نيمه شب ۱۵ اگوست ۱۹۵۳، وقتی که کاروانی غيرعادی در دل تاريکی پيش می رفت، بيشترمردم تهران در خواب بودند. پيشاپيش کاروان، خودرويی زرهی با نشان نظامی و به دنبال آن، دو جيپ و چند کاميون ارتشی پر از سرباز، در حرکت بود. روز، استثنا داغ بود اما فرارسيدن شب، آرامشی به همراه آورده بود. هلال ماه می درخشيد، شب زيبائی برای سرنگونی يک دولت بود...
🍏🍎🍃
📕 #همه_مردان_شاه
✍#استفان_کینزر
استیون کینزر/تاریخی
14 فایل صوتی 👇👇👇
در نيمه شب ۱۵ اگوست ۱۹۵۳، وقتی که کاروانی غيرعادی در دل تاريکی پيش می رفت، بيشترمردم تهران در خواب بودند. پيشاپيش کاروان، خودرويی زرهی با نشان نظامی و به دنبال آن، دو جيپ و چند کاميون ارتشی پر از سرباز، در حرکت بود. روز، استثنا داغ بود اما فرارسيدن شب، آرامشی به همراه آورده بود. هلال ماه می درخشيد، شب زيبائی برای سرنگونی يک دولت بود...
🍏🍎🍃
👌2
14_همه_مردان_شاه_AVAYeBUF.Wordpress.Com
Telegram.me/avayebuf
📕✨📕
✍#استیون_کینزر
📕همه مردان شاه
قسمت/14
-----------------------
پایان هر برگ تاریخ ، شروع
سر فصل دیگری ست،
کاش برگ برگ سیاه و سپید
تاریخ پندی می بود؛
برای چشم ها و گوش های
بسته ی مردمی که از تاریخ
سرزمین خود ، هیچ نمی دانند!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
-------------------------
به ملتی که
ز تاریخ خویش بی خبر است
به جز حکایت محو و زوال نتوان گفت!
✍#عارف_قزوینی
🍏🍎🍃
✍#استیون_کینزر
📕همه مردان شاه
قسمت/14
-----------------------
پایان هر برگ تاریخ ، شروع
سر فصل دیگری ست،
کاش برگ برگ سیاه و سپید
تاریخ پندی می بود؛
برای چشم ها و گوش های
بسته ی مردمی که از تاریخ
سرزمین خود ، هیچ نمی دانند!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
-------------------------
به ملتی که
ز تاریخ خویش بی خبر است
به جز حکایت محو و زوال نتوان گفت!
✍#عارف_قزوینی
🍏🍎🍃
👌3
معمای عشق
Telegram.me/avayebuf – 14_همه_مردان_شاه_AVAYeBUF.Wordpress.Com
به آخرین قسمت و به پایان آخرین برگ این کتاب مجدد گوش بسپاریم ...
🙏🕊🤍
مصدق از طرفداران انقلاب مشروطه ایران بود و معتقد بود که شاه فقط باید نمادی برای وحدت باشد. مصدق در دوران نخست وزیری کوشید تا قدرت شاه را به چارچوب مشخص شده آن در قانون اساسی مشروطه کند. در این دوره محمد مصدق كاملا، قدرت برتر کشور (نسبت به شاه) بود. مصدق که در زمان نخست وزیری توانسته بود مشروطه را کاملاً اجرا کند و قدرت شاه و خانواده سلطنتی را محدود کند، بعد از کودتای بیست و هشتم مرداد ماه، همچنان منتقد حکومت محمد رضا شاه بود. در زمان نخست وزیری او، خانواده سلطنتی (بويژه اشرف پهلوی) از مخالفان سرسخت مصدق بودند زيرا مصدق تلاش مي كرد از نفوذ خاندان سلطنتي در امور كشور جلوگيري كند.
اگر چه محمدرضا پهلوی کودتای بیست و هشتم مرداد ماه را قیام مردم و رستاخیز ملی ایران مینامید، ولی شصت سال پس از کودتای بیست و هشتم مرداد ماه، سازمان سیا با انتشار اسنادی، به دخالت مستقیمِ خود در ایران اعتراف كرد. دکتر محمد مصدق چهره آزادیخواه پرشور و استعمارستیزی بود که بر کشورهای خاورمیانه همچون مصر تأثیر گذاشت. او نخستین دولتمرد خاورمیانه بود که با اجرایی کردن اندیشه ملی شدن صنعت نفت، پرچم مبارزه اقتصادی با قدرت های استعماری را برافراشت.
از این رو در کشورهای خاورمیانه از او به عنوان «زعیم الشرق» یاد میشد و حتی جمال عبدالناصر خیابانی را در قاهره به نام محمد مصدق نامگذاري كرد که اکنون نیز به این نام خوانده میشود. به واقع مصدق از سرمشقی برای ملی گرایان خاورمیانه همچون جمال عبدالناصر بود.
🍏🍎🍃
🙏🕊🤍
مصدق از طرفداران انقلاب مشروطه ایران بود و معتقد بود که شاه فقط باید نمادی برای وحدت باشد. مصدق در دوران نخست وزیری کوشید تا قدرت شاه را به چارچوب مشخص شده آن در قانون اساسی مشروطه کند. در این دوره محمد مصدق كاملا، قدرت برتر کشور (نسبت به شاه) بود. مصدق که در زمان نخست وزیری توانسته بود مشروطه را کاملاً اجرا کند و قدرت شاه و خانواده سلطنتی را محدود کند، بعد از کودتای بیست و هشتم مرداد ماه، همچنان منتقد حکومت محمد رضا شاه بود. در زمان نخست وزیری او، خانواده سلطنتی (بويژه اشرف پهلوی) از مخالفان سرسخت مصدق بودند زيرا مصدق تلاش مي كرد از نفوذ خاندان سلطنتي در امور كشور جلوگيري كند.
اگر چه محمدرضا پهلوی کودتای بیست و هشتم مرداد ماه را قیام مردم و رستاخیز ملی ایران مینامید، ولی شصت سال پس از کودتای بیست و هشتم مرداد ماه، سازمان سیا با انتشار اسنادی، به دخالت مستقیمِ خود در ایران اعتراف كرد. دکتر محمد مصدق چهره آزادیخواه پرشور و استعمارستیزی بود که بر کشورهای خاورمیانه همچون مصر تأثیر گذاشت. او نخستین دولتمرد خاورمیانه بود که با اجرایی کردن اندیشه ملی شدن صنعت نفت، پرچم مبارزه اقتصادی با قدرت های استعماری را برافراشت.
از این رو در کشورهای خاورمیانه از او به عنوان «زعیم الشرق» یاد میشد و حتی جمال عبدالناصر خیابانی را در قاهره به نام محمد مصدق نامگذاري كرد که اکنون نیز به این نام خوانده میشود. به واقع مصدق از سرمشقی برای ملی گرایان خاورمیانه همچون جمال عبدالناصر بود.
🍏🍎🍃
👌2👍1
📕
در این کتاب خاطراتی با عنوان پاک ماندن در سیاست، نطق آتشین، گرم تا کی بماند این بازار، رفراندوم، زندان به سبک اروپاییان، تعمیر قصور سلطنتی، پیشبینیهای عجیب، عکس مصدق، آزادی مطبوعات، خواب دکتر مصدق و آشتیانیزاده، باید با شکلات جمعوجورشان کرد، نفت به دولت شوروی فرخته شود، نباید به کسی بدهکار باشد، منارجنبان اصفهان قرنهاست میلرزد، ایران را به آتش کشیدند، فروش مملکت به ده میلیون دلار، سیاست نفتی مصدق، من چمدانم را میبندم، دزد گندم و آقا، آقا رعیتی بیکار دوست نداشت، به پاس بزرگی یک مرد، عیدی پدربزرگ، مصدق و لژ آدمیت و... آمده است.
🍏🍎🍃
در این کتاب خاطراتی با عنوان پاک ماندن در سیاست، نطق آتشین، گرم تا کی بماند این بازار، رفراندوم، زندان به سبک اروپاییان، تعمیر قصور سلطنتی، پیشبینیهای عجیب، عکس مصدق، آزادی مطبوعات، خواب دکتر مصدق و آشتیانیزاده، باید با شکلات جمعوجورشان کرد، نفت به دولت شوروی فرخته شود، نباید به کسی بدهکار باشد، منارجنبان اصفهان قرنهاست میلرزد، ایران را به آتش کشیدند، فروش مملکت به ده میلیون دلار، سیاست نفتی مصدق، من چمدانم را میبندم، دزد گندم و آقا، آقا رعیتی بیکار دوست نداشت، به پاس بزرگی یک مرد، عیدی پدربزرگ، مصدق و لژ آدمیت و... آمده است.
🍏🍎🍃
👌2🕊1
غزلیات حافظ 17
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ《17》
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-----------------------------
سینه از آتش دل، در غمِ جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطهٔ دوریِ دلبر بگداخت
جانم از آتشِ مهرِ رخِ جانانه بسوخت
سوزِ دل بین که ز بس آتش اشکم، دلِ شمع
دوش بر من ز سرِ مِهر، چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است که دلسوزِ من است
چون من از خویش برفتم، دلِ بیگانه بسوخت
خرقهٔ زهدِ مرا، آبِ خرابات ببُرد
خانهٔ عقلِ مرا، آتشِ میخانه بسوخت
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله، جگرم بی می و خُمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردمِ چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
ترک افسانه بگو حافظ و مِی نوش دمی
که نَخُفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-----------------------------
سینه از آتش دل، در غمِ جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطهٔ دوریِ دلبر بگداخت
جانم از آتشِ مهرِ رخِ جانانه بسوخت
سوزِ دل بین که ز بس آتش اشکم، دلِ شمع
دوش بر من ز سرِ مِهر، چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است که دلسوزِ من است
چون من از خویش برفتم، دلِ بیگانه بسوخت
خرقهٔ زهدِ مرا، آبِ خرابات ببُرد
خانهٔ عقلِ مرا، آتشِ میخانه بسوخت
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله، جگرم بی می و خُمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردمِ چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
ترک افسانه بگو حافظ و مِی نوش دمی
که نَخُفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
🍏🍎🍃
👏1👌1
مرغ سخندان
محسن نامجو
🎼❤️🎼
🗣#محسن_نامجو🎂
🎼#مرغ_سخندان
دست از شلاق زدن روستاییهامان برداشتهایم،
اما آنها خودشان به شلاق زدن خودشان ادامه میدهند.
📕#برادران_کارامازوف
🍏🍎🍃
🗣#محسن_نامجو🎂
🎼#مرغ_سخندان
دست از شلاق زدن روستاییهامان برداشتهایم،
اما آنها خودشان به شلاق زدن خودشان ادامه میدهند.
📕#برادران_کارامازوف
🍏🍎🍃
👌2
○
تنِ مجروحِ شهر،
می سوزد از تب
و در پستویِ ویرانی
دلی می پوسد
از بی خوابی و بی تابی شب
کبوترها؛
همه بی بال و پروازند
کجاست باران؟
تا بشوید... تنِ تبدار این
غربتگه ویران زخمی را
تمامِ کوچه ها؛ بن بست
خیابان ها؛ همه دیوار
پشت هر دیوار... هزاران ...
خنجر و داروغه ی سرمست
هوایِ خانه... مسموم است
کجاست باران؟
کجایند...؟
دست های مهربان مادرانِ
شاد این ویرانه ی مسموم
تا ببافند؛ گیسوانِ بی قرارِ
دختر محبوبه ی شب را ...
کجاست باران؟!
تنِ عریان شب؛ می سوزد از تب!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
تنِ مجروحِ شهر،
می سوزد از تب
و در پستویِ ویرانی
دلی می پوسد
از بی خوابی و بی تابی شب
کبوترها؛
همه بی بال و پروازند
کجاست باران؟
تا بشوید... تنِ تبدار این
غربتگه ویران زخمی را
تمامِ کوچه ها؛ بن بست
خیابان ها؛ همه دیوار
پشت هر دیوار... هزاران ...
خنجر و داروغه ی سرمست
هوایِ خانه... مسموم است
کجاست باران؟
کجایند...؟
دست های مهربان مادرانِ
شاد این ویرانه ی مسموم
تا ببافند؛ گیسوانِ بی قرارِ
دختر محبوبه ی شب را ...
کجاست باران؟!
تنِ عریان شب؛ می سوزد از تب!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👏1