○
در تندرِ زمانه یِ بی فصل
بادگیر ها؛ شکسته اند
و من در گذارِ بی زمانِ
ستاره ای دنباله دار
در برابرِ باد ایستاده ام
فصل ها را قدم می زنم
شاید تو ابری شوی و
بباری بر شوره زارِ این
فصلِ غریبِ بی باران
در برابرِ باد ایستاده ام؛
و تا آخرین... برگ زردِ
این دفتر کهنه ء
زندگی را؛
شادی را؛
عشق را؛
و تو را؛
نفس می کشم...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
در تندرِ زمانه یِ بی فصل
بادگیر ها؛ شکسته اند
و من در گذارِ بی زمانِ
ستاره ای دنباله دار
در برابرِ باد ایستاده ام
فصل ها را قدم می زنم
شاید تو ابری شوی و
بباری بر شوره زارِ این
فصلِ غریبِ بی باران
در برابرِ باد ایستاده ام؛
و تا آخرین... برگ زردِ
این دفتر کهنه ء
زندگی را؛
شادی را؛
عشق را؛
و تو را؛
نفس می کشم...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👏1
○
هرگز نمیخواستم او را لمس بکنم. فقط اشعه نامریی که از تن ما خارج و بهم آمیخته میشد کافی بود. این پیش آمدِ وحشتانگیز که به اولین نگاه به نظر من آشنا آمده آیا همیشه دو نفر عاشق همین احساس را نمیکنند که سابقن یکدیگر را دیده بودند، که رابطه مرموزی بین آنها وجود داشته است؟!
در این دنیای پست یا عشق او را میخواستم و یا عشق هیچکس را !
📕 بوف کور
✍ #صادق_هدایت
🍏🍎🍃
هرگز نمیخواستم او را لمس بکنم. فقط اشعه نامریی که از تن ما خارج و بهم آمیخته میشد کافی بود. این پیش آمدِ وحشتانگیز که به اولین نگاه به نظر من آشنا آمده آیا همیشه دو نفر عاشق همین احساس را نمیکنند که سابقن یکدیگر را دیده بودند، که رابطه مرموزی بین آنها وجود داشته است؟!
در این دنیای پست یا عشق او را میخواستم و یا عشق هیچکس را !
📕 بوف کور
✍ #صادق_هدایت
🍏🍎🍃
❤2👏1
📕
📕 #همه_مردان_شاه
✍#استفان_کینزر
استیون کینزر/تاریخی
14 فایل صوتی 👇👇👇
در نيمه شب ۱۵ اگوست ۱۹۵۳، وقتی که کاروانی غيرعادی در دل تاريکی پيش می رفت، بيشترمردم تهران در خواب بودند. پيشاپيش کاروان، خودرويی زرهی با نشان نظامی و به دنبال آن، دو جيپ و چند کاميون ارتشی پر از سرباز، در حرکت بود. روز، استثنا داغ بود اما فرارسيدن شب، آرامشی به همراه آورده بود. هلال ماه می درخشيد، شب زيبائی برای سرنگونی يک دولت بود...
🍏🍎🍃
📕 #همه_مردان_شاه
✍#استفان_کینزر
استیون کینزر/تاریخی
14 فایل صوتی 👇👇👇
در نيمه شب ۱۵ اگوست ۱۹۵۳، وقتی که کاروانی غيرعادی در دل تاريکی پيش می رفت، بيشترمردم تهران در خواب بودند. پيشاپيش کاروان، خودرويی زرهی با نشان نظامی و به دنبال آن، دو جيپ و چند کاميون ارتشی پر از سرباز، در حرکت بود. روز، استثنا داغ بود اما فرارسيدن شب، آرامشی به همراه آورده بود. هلال ماه می درخشيد، شب زيبائی برای سرنگونی يک دولت بود...
🍏🍎🍃
👌3
○
«نه میزان بالایی از هوش، نه تخیل، و نه هر دوی اینها با هم، یک نابغه نمیسازد. عشق، عشق، و تنها عشق است که روح یک نابغه را شکل میدهد.»
#ولفگانگ_آمادئوس_موتزارت (1791-1756)
🍏🍎🍃
«نه میزان بالایی از هوش، نه تخیل، و نه هر دوی اینها با هم، یک نابغه نمیسازد. عشق، عشق، و تنها عشق است که روح یک نابغه را شکل میدهد.»
#ولفگانگ_آمادئوس_موتزارت (1791-1756)
🍏🍎🍃
❤1👌1
دوش دوش(مه لقا)
استاد شجریان
🎼❤️🎼
🗣#استادشجریان
دوش دوش
دوش که آن مه لقا
خوش ادا، با صفا، با وفا
از برم آمد و بنشست
[خدا] برده دین و دلم از دست
باز، باز، باز، مرا سوی خود
می کشد، می برد، می زند
با دو چشم، با دو چشم مست
🍏🍎🍃
🗣#استادشجریان
دوش دوش
دوش که آن مه لقا
خوش ادا، با صفا، با وفا
از برم آمد و بنشست
[خدا] برده دین و دلم از دست
باز، باز، باز، مرا سوی خود
می کشد، می برد، می زند
با دو چشم، با دو چشم مست
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
من از تسلسلِ هزاران
ریشه یِ گندم رهیده ام
و در زایش باد؛
حجمِ عریانِ واژه ها را
فریاد کرده ام
من زخمِ هزاران عذارِ
سیلی خورده ام
و روح ام غریوِ
تندرِ بغضی فرو خفته
در گلوی ِ قرون؛
من با تحلیلِ
گاز زده یِ یک سیب
به ژرفناک هبوط افتاده ام
دستان ام چوبه یِ دار
و گیسوان ام، ریسمانِ
تابیده بر گلویِ
پلشتانِ اهرمن کردار
آه ...
تا کجایِ تاریخ؟!
کلاغ ها،،،
آوازهِ خوانِ دوره گردِ
کوچه هایِ این شهر و دیارند!
تا کجایِ
این هزار تویِ غریب؟
مرغِ شب؛
بر درد هایِ من و تو
آه... می کشد؛ تا کجایِ
این هزار تویِ غریب؟!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
من از تسلسلِ هزاران
ریشه یِ گندم رهیده ام
و در زایش باد؛
حجمِ عریانِ واژه ها را
فریاد کرده ام
من زخمِ هزاران عذارِ
سیلی خورده ام
و روح ام غریوِ
تندرِ بغضی فرو خفته
در گلوی ِ قرون؛
من با تحلیلِ
گاز زده یِ یک سیب
به ژرفناک هبوط افتاده ام
دستان ام چوبه یِ دار
و گیسوان ام، ریسمانِ
تابیده بر گلویِ
پلشتانِ اهرمن کردار
آه ...
تا کجایِ تاریخ؟!
کلاغ ها،،،
آوازهِ خوانِ دوره گردِ
کوچه هایِ این شهر و دیارند!
تا کجایِ
این هزار تویِ غریب؟
مرغِ شب؛
بر درد هایِ من و تو
آه... می کشد؛ تا کجایِ
این هزار تویِ غریب؟!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👏1👌1
○
از من... تا... ما...
تو؛ خدایی می کنی!
و ملائکِ رحمتِ عشق
آیاتِ مقدسِ یادِ تو را؛
در قلب ام
تلاوت می کنند
در آیینه یِ چشمان ات؛
تصویرِ زنی پیداست که،
ایمان آورده است به عشق؛
و به خدایی که
چشمانِ تو را آفرید...!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
از من... تا... ما...
تو؛ خدایی می کنی!
و ملائکِ رحمتِ عشق
آیاتِ مقدسِ یادِ تو را؛
در قلب ام
تلاوت می کنند
در آیینه یِ چشمان ات؛
تصویرِ زنی پیداست که،
ایمان آورده است به عشق؛
و به خدایی که
چشمانِ تو را آفرید...!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤3👌1
خبر داری دلم تنگه.
.
🎼❤️🎼
ببار باران...
ببار بر کوچه های خالی ِ درد
ببار باران...
ببار بر بغض شب؛
بر قلب های بی تپش
بر آه ... های رفته ی ِ سرد
-فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
ببار باران...
ببار بر کوچه های خالی ِ درد
ببار باران...
ببار بر بغض شب؛
بر قلب های بی تپش
بر آه ... های رفته ی ِ سرد
-فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤3❤🔥1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
دو چشمِ
بی فروغِ آسمان می بارد
از شب های ِ بی رویا
زمین سیراب شد...
سیراب؛ چون دریا...
ولیکن آرزو مرده است!
عشق پژمرده است؛
جهان...
در حسرت یک قطره باران؛
خونِ دل، خورده است...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
دو چشمِ
بی فروغِ آسمان می بارد
از شب های ِ بی رویا
زمین سیراب شد...
سیراب؛ چون دریا...
ولیکن آرزو مرده است!
عشق پژمرده است؛
جهان...
در حسرت یک قطره باران؛
خونِ دل، خورده است...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
شب خوش دوستانم💙 قدم های
فردا در مسیری سبز و شکوفا 🧡
🍏🍎🍃
شب خوش دوستانم💙 قدم های
فردا در مسیری سبز و شکوفا 🧡
🍏🍎🍃
❤2