○
اميد زير پلکهای آدميزاد است و حكم چشمهايش را دارد و اگر از دست رفت ديگر هيچ جای دنيا نمیشود گيرش آورد؛ از دست دادن اميد درست به اين میماند كه آدم بر اثر پيشامدی، سانحهای، چيزی چشمش را از دست بدهد.
📕 خزه
✍#هربر_لوپوریه
🍏🍎🍃
اميد زير پلکهای آدميزاد است و حكم چشمهايش را دارد و اگر از دست رفت ديگر هيچ جای دنيا نمیشود گيرش آورد؛ از دست دادن اميد درست به اين میماند كه آدم بر اثر پيشامدی، سانحهای، چيزی چشمش را از دست بدهد.
📕 خزه
✍#هربر_لوپوریه
🍏🍎🍃
👌2
○
دستیابی به جوهر راستین...
باید بیاموزید که با درونیترین جوهر هستی خود تماس حاصل کنید. این جوهر راستین فراسوی «من» است.
بی باک و آزاد و در برابر انتقاد، ایمن است. از هیچ مشکلی نمیهراسد. از هیچ کس کمتر نیست، از هیچ کس برتر نیست، و سرشار از اعجاز و رمز و راز و افسون است.
دستیابی به جوهر راستین وجودتان موجب میشود که در مورد آینه روابط نیز بصیرت یابید. زیرا هر رابطهای انعکاس رابطهتان با خودتان است.
👤#دیپاک_چوپرا
🍏🍎🍃
دستیابی به جوهر راستین...
باید بیاموزید که با درونیترین جوهر هستی خود تماس حاصل کنید. این جوهر راستین فراسوی «من» است.
بی باک و آزاد و در برابر انتقاد، ایمن است. از هیچ مشکلی نمیهراسد. از هیچ کس کمتر نیست، از هیچ کس برتر نیست، و سرشار از اعجاز و رمز و راز و افسون است.
دستیابی به جوهر راستین وجودتان موجب میشود که در مورد آینه روابط نیز بصیرت یابید. زیرا هر رابطهای انعکاس رابطهتان با خودتان است.
👤#دیپاک_چوپرا
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
نروژ
یکی از زیباترین آبدره های جهان
🍏🍎🍃
نروژ
یکی از زیباترین آبدره های جهان
🍏🍎🍃
👌2
Follow Me
Demis Roussos
🎼❤️🎼
🗣#Demis_Roussos
برف بی صدا میبارد،
وقتی زمین؛ خوابِ بهار را
می بیند
و من؛ تمام فصل را؛
با یادِ تو؛ شکوفه می زنم!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#Demis_Roussos
برف بی صدا میبارد،
وقتی زمین؛ خوابِ بهار را
می بیند
و من؛ تمام فصل را؛
با یادِ تو؛ شکوفه می زنم!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
📕
📕 #همه_مردان_شاه
✍#استفان_کینزر
استیون کینزر/تاریخی
14 فایل صوتی 👇👇👇
در نيمه شب ۱۵ اگوست ۱۹۵۳، وقتی که کاروانی غيرعادی در دل تاريکی پيش می رفت، بيشترمردم تهران در خواب بودند. پيشاپيش کاروان، خودرويی زرهی با نشان نظامی و به دنبال آن، دو جيپ و چند کاميون ارتشی پر از سرباز، در حرکت بود. روز، استثنا داغ بود اما فرارسيدن شب، آرامشی به همراه آورده بود. هلال ماه می درخشيد، شب زيبائی برای سرنگونی يک دولت بود...
🍏🍎🍃
📕 #همه_مردان_شاه
✍#استفان_کینزر
استیون کینزر/تاریخی
14 فایل صوتی 👇👇👇
در نيمه شب ۱۵ اگوست ۱۹۵۳، وقتی که کاروانی غيرعادی در دل تاريکی پيش می رفت، بيشترمردم تهران در خواب بودند. پيشاپيش کاروان، خودرويی زرهی با نشان نظامی و به دنبال آن، دو جيپ و چند کاميون ارتشی پر از سرباز، در حرکت بود. روز، استثنا داغ بود اما فرارسيدن شب، آرامشی به همراه آورده بود. هلال ماه می درخشيد، شب زيبائی برای سرنگونی يک دولت بود...
🍏🍎🍃
👌2
○
سابقهء فیلترینگ تلگراف در ایران
میرزا ملکمخان از رجال عصر قاجار نقل میکند:
من برای آوردن تلگراف به ایران جنگیدم.
درحالیکه شهرها و دهاتهای اروپا دارای خطوط ارتباطی بودند،
عینالدوله، صدراعظم ناصرالدینشاه اجازه نمیداد در شهرهای ایران، خطوط تلگراف احداث کنم.
عینالدوله معتقد بود: اگر رعایا دارای تلگراف شوند، در ولایات و ایالات مملکت محروسه ایران، در جلوی تلگرافخانه تجمع میکنند و از احوال یکدیگر باخبر میشوند
و علیه سلطنت آشوب میکنند.
من برای احداث تلگراف با عینالدوله جنگیدم.
#فریدون_آدمیت
- فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت
#محروسه(سرزمین_اقلیم_خطه)
🍏🍎🍃
سابقهء فیلترینگ تلگراف در ایران
میرزا ملکمخان از رجال عصر قاجار نقل میکند:
من برای آوردن تلگراف به ایران جنگیدم.
درحالیکه شهرها و دهاتهای اروپا دارای خطوط ارتباطی بودند،
عینالدوله، صدراعظم ناصرالدینشاه اجازه نمیداد در شهرهای ایران، خطوط تلگراف احداث کنم.
عینالدوله معتقد بود: اگر رعایا دارای تلگراف شوند، در ولایات و ایالات مملکت محروسه ایران، در جلوی تلگرافخانه تجمع میکنند و از احوال یکدیگر باخبر میشوند
و علیه سلطنت آشوب میکنند.
من برای احداث تلگراف با عینالدوله جنگیدم.
#فریدون_آدمیت
- فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت
#محروسه(سرزمین_اقلیم_خطه)
🍏🍎🍃
👌2
🕴بیوگرافی
#لئو_تولستوی (۱۸۲۸–۱۹۱۰)
در شهر یاسانایا پالونیا و در خانواده ای اشرافی به دنیا آمد. در اوایل کودکی مادر و سپس در 9 سالگی پدرش را از دست داد و در نزد عمه هایش به طور خصوصی آموزش دید. در 16 سالگی در دانشگاه قازان ثبت نام کرد و در آن جا به تحصیل زبان و ادبیات و حقوق مشغول شد اما به تدریج با شیوه آموزشی آن دانشگاه مشکل پیدا و ترک تحصیل کرد. به املاک شخصی اش بازگشت و در تلاشی نافرجام سعی کرد تا پیشخدمتان و کارگران بی سواد آن ناحیه را آموزش دهد. در ادامه ناامیدانه به مسکو و سن پطرزبوگ مسافرت کرد و مدتی را به خوش گذرانی و لاقیدی گذراند.
در 1851 تولستوی به همراه برادرش به ارتش پیوست و در ناحیه قفقاز خدمت و در جنگ های کریمه شرکت کرد. محیط جبهه و جنگ نیز با روحیات و عواطف او سازگار نبود و پس از ترک ارتش تا سال ها در املاک شخصی خود یا حلقه های ادبی سن پطرزبورگ روزگار می گذراند. اولین اثرش سه گانه ای با الهام از زندگی خود به نام های کودکی، نوجوانی و جوانی بود. او اهمیت تحصیل خردسالان را فراموش نکرد و در املاک خود مدرسه ای تاسیس نمود اما زمانی که باز هم اقدامات خود را در این زمینه بدون نتیجه دید، به کشورهای غربی رفت تا اصول آموزش و مدنیت را از آنجا بیاموزد و برای کودکان داستان های آموزنده و خواندنی نوشت تا در عین سرگرمی آموزش ببینند. تولستوی در ادامه با زنی ادب دوست و فرهیخته به نام سوفیا ازدواج کرد و از او صاحب 13 فرزند گردید. با وجود کمک های بسیار سوفیا در ویرایش نوشته های تولستوی، زندگی زناشویی آن دو همواره با فراز و نشیب های بسیاری همراه بود. شاهکارهایش جنگ و صلح و آناکارینا را به ترتیب در طول 7 و 3 سال نوشت.
این دو رمان مفصل، پرجزئیات و پر شخصیت که هر دو بر بستر زمانی لشگرکشی ناپلئون به روسیه نوشته شده اند، دیدگاه های عمیق فلسفی نویسنده را درباره زندگی پیچیده انسانها در بر می گیرند. تولستوی در زندگی طولانی خود همواره روحی نا آرام و پر جنب و جوش داشت. او به مسائل آموزشی کودکان، آموزش الفبا، قوانین سخت گیرانه ارتش، وضع معیشت دهقانان و کشاورزان اعتراض و برای بهبود هر کدام پیشنهاداتی داشت اما در عین حال مبارزات سوسیالیستی خشن را بر نمی تابید و از خونریزی و جنگ بیزار بود و بیشتر خود را از درون تحت فشار قرار می داد. در عقاید مذهبی نیز با روش های سنتی کلیسای ارتدکس مخالف بود و انجیل را به شیوه خود ترجمه نمود. او خواستار تعالی ملت روسیه بود و در هنگام آخرین سفر بدون مقصدش به جنوب روسیه درگذشت و در زادگاهش به خاک سپرده شد.
🍏🍎🍃
#لئو_تولستوی (۱۸۲۸–۱۹۱۰)
در شهر یاسانایا پالونیا و در خانواده ای اشرافی به دنیا آمد. در اوایل کودکی مادر و سپس در 9 سالگی پدرش را از دست داد و در نزد عمه هایش به طور خصوصی آموزش دید. در 16 سالگی در دانشگاه قازان ثبت نام کرد و در آن جا به تحصیل زبان و ادبیات و حقوق مشغول شد اما به تدریج با شیوه آموزشی آن دانشگاه مشکل پیدا و ترک تحصیل کرد. به املاک شخصی اش بازگشت و در تلاشی نافرجام سعی کرد تا پیشخدمتان و کارگران بی سواد آن ناحیه را آموزش دهد. در ادامه ناامیدانه به مسکو و سن پطرزبوگ مسافرت کرد و مدتی را به خوش گذرانی و لاقیدی گذراند.
در 1851 تولستوی به همراه برادرش به ارتش پیوست و در ناحیه قفقاز خدمت و در جنگ های کریمه شرکت کرد. محیط جبهه و جنگ نیز با روحیات و عواطف او سازگار نبود و پس از ترک ارتش تا سال ها در املاک شخصی خود یا حلقه های ادبی سن پطرزبورگ روزگار می گذراند. اولین اثرش سه گانه ای با الهام از زندگی خود به نام های کودکی، نوجوانی و جوانی بود. او اهمیت تحصیل خردسالان را فراموش نکرد و در املاک خود مدرسه ای تاسیس نمود اما زمانی که باز هم اقدامات خود را در این زمینه بدون نتیجه دید، به کشورهای غربی رفت تا اصول آموزش و مدنیت را از آنجا بیاموزد و برای کودکان داستان های آموزنده و خواندنی نوشت تا در عین سرگرمی آموزش ببینند. تولستوی در ادامه با زنی ادب دوست و فرهیخته به نام سوفیا ازدواج کرد و از او صاحب 13 فرزند گردید. با وجود کمک های بسیار سوفیا در ویرایش نوشته های تولستوی، زندگی زناشویی آن دو همواره با فراز و نشیب های بسیاری همراه بود. شاهکارهایش جنگ و صلح و آناکارینا را به ترتیب در طول 7 و 3 سال نوشت.
این دو رمان مفصل، پرجزئیات و پر شخصیت که هر دو بر بستر زمانی لشگرکشی ناپلئون به روسیه نوشته شده اند، دیدگاه های عمیق فلسفی نویسنده را درباره زندگی پیچیده انسانها در بر می گیرند. تولستوی در زندگی طولانی خود همواره روحی نا آرام و پر جنب و جوش داشت. او به مسائل آموزشی کودکان، آموزش الفبا، قوانین سخت گیرانه ارتش، وضع معیشت دهقانان و کشاورزان اعتراض و برای بهبود هر کدام پیشنهاداتی داشت اما در عین حال مبارزات سوسیالیستی خشن را بر نمی تابید و از خونریزی و جنگ بیزار بود و بیشتر خود را از درون تحت فشار قرار می داد. در عقاید مذهبی نیز با روش های سنتی کلیسای ارتدکس مخالف بود و انجیل را به شیوه خود ترجمه نمود. او خواستار تعالی ملت روسیه بود و در هنگام آخرین سفر بدون مقصدش به جنوب روسیه درگذشت و در زادگاهش به خاک سپرده شد.
🍏🍎🍃
👌1