○
در مقابل روزی که بر میآید پرهیزگار باش. به آنچه در یک سال یا ده سال دیگر پیش خواهد آمد فکر نکن. در فکر امروز باش. اصول نظری خود را کنار بگذار...
بر زندگی زور روا مدار. همین امروز را زندگی کن. در مقابل هر روز پرهیزگار باش. دوستش بدار، احترامش را نگه دار، به خصوص پژمردهاش نساز، مانع شکفتن آن نشو. حتی اگر مثل امروز تیرهرنگ و غمآلود باشد، دوستش بدار. نگران نباش. ببین اینک زمستان است. همه چیز به خواب رفته است. زمین بارخیز بیدار خواهد شد. باید مثل زمین بارخیز بود.
پرهیزگار باش. صبر کن. اگر تو خوب و مستعد باشی، همه چیز به خوبی پیش میرود. اگر مستعد نیستی، اگر ضعیفی، اگر موفق نمیشوی، در چنین حال هم باز باید خوشبخت بود. چه، این بیشک از آن روست که بیش از این از تو بر نمیآید. در این صورت برای چه باید فزونی جست؟برای چه غم آن چیزی را بخوری که از تو برنمیآید؟ آنچه از دست بر میآید، باید همان را کرد.
✍#رومن_رولان
📕# ژان_کریستف
🍏🍎🍃
در مقابل روزی که بر میآید پرهیزگار باش. به آنچه در یک سال یا ده سال دیگر پیش خواهد آمد فکر نکن. در فکر امروز باش. اصول نظری خود را کنار بگذار...
بر زندگی زور روا مدار. همین امروز را زندگی کن. در مقابل هر روز پرهیزگار باش. دوستش بدار، احترامش را نگه دار، به خصوص پژمردهاش نساز، مانع شکفتن آن نشو. حتی اگر مثل امروز تیرهرنگ و غمآلود باشد، دوستش بدار. نگران نباش. ببین اینک زمستان است. همه چیز به خواب رفته است. زمین بارخیز بیدار خواهد شد. باید مثل زمین بارخیز بود.
پرهیزگار باش. صبر کن. اگر تو خوب و مستعد باشی، همه چیز به خوبی پیش میرود. اگر مستعد نیستی، اگر ضعیفی، اگر موفق نمیشوی، در چنین حال هم باز باید خوشبخت بود. چه، این بیشک از آن روست که بیش از این از تو بر نمیآید. در این صورت برای چه باید فزونی جست؟برای چه غم آن چیزی را بخوری که از تو برنمیآید؟ آنچه از دست بر میآید، باید همان را کرد.
✍#رومن_رولان
📕# ژان_کریستف
🍏🍎🍃
👌2
○
گلدان و گل
در خاموشی شبها
با هم
چه میگویند؟
خبر صبح را
کدامیک
به دیگری میدهد؟
و ذوق کدامیک
از آمدن باران
بیشتر است؟
تو میدانی؟
✍#صدیق_قطبی
درودی به حلاوت مهر
پایان هفته تان به شادی
🍏🍎🍃
گلدان و گل
در خاموشی شبها
با هم
چه میگویند؟
خبر صبح را
کدامیک
به دیگری میدهد؟
و ذوق کدامیک
از آمدن باران
بیشتر است؟
تو میدانی؟
✍#صدیق_قطبی
درودی به حلاوت مهر
پایان هفته تان به شادی
🍏🍎🍃
❤1👌1
دلکش _ اسیر دام تو
@tanehayeghadimi
🎼❤️🎼
🗣بانو# دلکش
چو اسیر دام توام
رام توام ای محرم رازم
منم آن شمعی که زشب
تا به سحر در سوز و گدازم
ای فتنه بکش یا بنوازم
پر پر شده ام خاک زر شده ام
آزارم کن چو چشم خود بیمارم کن
من ز جفایت دلشادم
از غم عشقت خرسندم
از همه عالم بگسستم
تو که به مهرت پا بندم
🍏🍎🍃
🗣بانو# دلکش
چو اسیر دام توام
رام توام ای محرم رازم
منم آن شمعی که زشب
تا به سحر در سوز و گدازم
ای فتنه بکش یا بنوازم
پر پر شده ام خاک زر شده ام
آزارم کن چو چشم خود بیمارم کن
من ز جفایت دلشادم
از غم عشقت خرسندم
از همه عالم بگسستم
تو که به مهرت پا بندم
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
تا صبح دم به یاد تو
شب را قدم زدم
آتش گرفتم از تو
و در صبحدم زدم
با آسمان
مفاخره کردیم تا سحر
او از ستاره دم زد و
من از تو دم زدم
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
تا صبح دم به یاد تو
شب را قدم زدم
آتش گرفتم از تو
و در صبحدم زدم
با آسمان
مفاخره کردیم تا سحر
او از ستاره دم زد و
من از تو دم زدم
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
❤2
سلام من به تو یار قدیمی
هایده
🎼❤️🎼
همه تشنه لبیم ساقی کجایی
گرفتار شبیم ساقی کجایی
اگه سبو شکست عمر تو باقی
که اعتبار می تویی تو ساقی
اگه میکده امروز شده خونه تزویر
تو محراب دل ما، تویی تو مرشد و پیر
همه به جرم مستی سر دار ملامت
می میریم و می خونیم سر ساقی سلامت ...
🍏🍎🍃
همه تشنه لبیم ساقی کجایی
گرفتار شبیم ساقی کجایی
اگه سبو شکست عمر تو باقی
که اعتبار می تویی تو ساقی
اگه میکده امروز شده خونه تزویر
تو محراب دل ما، تویی تو مرشد و پیر
همه به جرم مستی سر دار ملامت
می میریم و می خونیم سر ساقی سلامت ...
🍏🍎🍃
❤2
○
«شاید به من می خندید ،اما این دلیل نمیشود که من از کار دست بکشم!
"کار من عشق ورزیدن است"
امروز صبح پرندهای یافتم، در آن پایین، پایین، بر بوتهٔ کوچکی در انتهای باغ. پرسیدم برای چه میخوانی، وقتی کسی صدایت را نمیشنود؟ با بغضی در گلو و تپشی در سینه گفت: «كار من خواندن است» و از آنجا پرکشید!
چه میدانیم، شاید فرشتهها، روزی خودشان با همین شکیبایی گوش فرا دهند و سرود بیشنوندهٔ مرغک را تشویق کنند؟»
✍#امیلی دیکنسون
ترجمهٔ سعید_سعیدپور
🍏🍎🍃
.
«شاید به من می خندید ،اما این دلیل نمیشود که من از کار دست بکشم!
"کار من عشق ورزیدن است"
امروز صبح پرندهای یافتم، در آن پایین، پایین، بر بوتهٔ کوچکی در انتهای باغ. پرسیدم برای چه میخوانی، وقتی کسی صدایت را نمیشنود؟ با بغضی در گلو و تپشی در سینه گفت: «كار من خواندن است» و از آنجا پرکشید!
چه میدانیم، شاید فرشتهها، روزی خودشان با همین شکیبایی گوش فرا دهند و سرود بیشنوندهٔ مرغک را تشویق کنند؟»
✍#امیلی دیکنسون
ترجمهٔ سعید_سعیدپور
🍏🍎🍃
.
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
از دلتنگیات کجا فرار کنم
کجا بروم ،
که صدای آمدنت را بشنوم
کجا بایستم ،
که راه رفتنت را ببینم
کجا بخوابم ،
که صدای نفسهایت بیاید
کجا بچرخم ،
که در آغوش تو پیدا شوم
کجا چشم باز کنم ،
که در منظرم قاب شوی
کجایی ...؟
کجایی که هیچ چیزی ،
قشنگتر از تماشای تو نیست
کجا بمیرم ،
که با بوسههای تو چشم باز کنم
کجایی ...؟
✍#عباس_معروفی
🍏🍎🍃
از دلتنگیات کجا فرار کنم
کجا بروم ،
که صدای آمدنت را بشنوم
کجا بایستم ،
که راه رفتنت را ببینم
کجا بخوابم ،
که صدای نفسهایت بیاید
کجا بچرخم ،
که در آغوش تو پیدا شوم
کجا چشم باز کنم ،
که در منظرم قاب شوی
کجایی ...؟
کجایی که هیچ چیزی ،
قشنگتر از تماشای تو نیست
کجا بمیرم ،
که با بوسههای تو چشم باز کنم
کجایی ...؟
✍#عباس_معروفی
🍏🍎🍃
❤2👏1
○
نا امید
امید دارم
روزی مردگان چشم بگشایند،
خاک از پس پلک برانند،
و راست در روح من بنگرند-
آنها زبانِ رنج و سکوت را میدانند.
باید رازی را با آنها فاش گویم
از آن پیشتر که به خاک و پوک بپیوندم:
تنها در نبودِ آنها بود که
معنای با هم بودن را دریافتم،
تنها پس از رفتنِ آنها.
ما زندگان، نه زمانی که در کنار یکدیگریم
تنها آنگاه که یکدیگر را از دست میدهیم،
تنها آنگاه است که از جان و دل با یکدیگریم.
و این تردید جانکاه با من است که:
آیا مردگان این را میدانند، آنجا؟
✍#بلاگا دیمیتروا
شاعر ملی بلغارستان
🍏🍎🍃
نا امید
امید دارم
روزی مردگان چشم بگشایند،
خاک از پس پلک برانند،
و راست در روح من بنگرند-
آنها زبانِ رنج و سکوت را میدانند.
باید رازی را با آنها فاش گویم
از آن پیشتر که به خاک و پوک بپیوندم:
تنها در نبودِ آنها بود که
معنای با هم بودن را دریافتم،
تنها پس از رفتنِ آنها.
ما زندگان، نه زمانی که در کنار یکدیگریم
تنها آنگاه که یکدیگر را از دست میدهیم،
تنها آنگاه است که از جان و دل با یکدیگریم.
و این تردید جانکاه با من است که:
آیا مردگان این را میدانند، آنجا؟
✍#بلاگا دیمیتروا
شاعر ملی بلغارستان
🍏🍎🍃
👌3
Shayad Ye Shab Baroon
Hoorosh Band @Takmusic_official
🎼❤️🎼
وقتی تو نیستی
شادی کلام نامفهومی است
و دوستت میدارم رازی است
که در میان حنجرهام دق میکند.
#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
وقتی تو نیستی
شادی کلام نامفهومی است
و دوستت میدارم رازی است
که در میان حنجرهام دق میکند.
#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
❤1🥰1
●
پیش از آنکه به تنهایی خود پناه برم
از دیگران شکوه آواز می کنم
فریاد می کشم که ترکم گفتند!
چرا از خود نمی پرسم:
کسی را دارم
که احساسم را
اندیشه و رویایم را
زندگی ام را با او قسمت کنم؟
✍#امیلی_دیکنسون
🍏🍎🍃
پیش از آنکه به تنهایی خود پناه برم
از دیگران شکوه آواز می کنم
فریاد می کشم که ترکم گفتند!
چرا از خود نمی پرسم:
کسی را دارم
که احساسم را
اندیشه و رویایم را
زندگی ام را با او قسمت کنم؟
✍#امیلی_دیکنسون
🍏🍎🍃
❤1👌1