This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
در مرگ عاشقانهٔ نيلوفران صبح
در زير لاجورد غم انگيز آسمان
در هرکجا که میگذرد سايهٔ حيات
سرمست و پرنشاط
رو کن به سوی عشق
رو کن به سوی چهرهٔ خندان زندگی
#نادر_نادرپور
درودی به حلاوت مهر و دوستی
صبح پنجشنبه تان به خیر 🌻🔥
پایان هفته خوشی داشته باشید
تیک تاک لحظه هایتان به بارش
باران سبز عشق و به شور و نشاط
زندگی💚 نگاه پرمهر خداوند یکتا
بدرقه گام به گام حضورتان❤️🧡
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
در مرگ عاشقانهٔ نيلوفران صبح
در زير لاجورد غم انگيز آسمان
در هرکجا که میگذرد سايهٔ حيات
سرمست و پرنشاط
رو کن به سوی عشق
رو کن به سوی چهرهٔ خندان زندگی
#نادر_نادرپور
درودی به حلاوت مهر و دوستی
صبح پنجشنبه تان به خیر 🌻🔥
پایان هفته خوشی داشته باشید
تیک تاک لحظه هایتان به بارش
باران سبز عشق و به شور و نشاط
زندگی💚 نگاه پرمهر خداوند یکتا
بدرقه گام به گام حضورتان❤️🧡
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🙏2❤1
○
بیا با هم دعا کنیم!
دعا کنیم، ماه بتابد
خورشید، بدرخشد
گنجشک ها، بسرایند زندگی را
دعا کنیم، ابرها ببارند
موج ها، عاشقانه تن بسایند
گونه هایِ خیسِ ساحل را؛
دعا کنیم؛ چشمه ها بجوشند
رودها جاری شوند، و دریاچه ها
پر آب و غوک ها، بی تاب؛
دعا کنیم؛
کوچِ چکاوک ها را؛
و رقصِ عاشقانه یِ درناها را
زیر چترِ باران...
دعا کنیم؛
زمستانی این همه کور
از خانه یِ کبودِ دل ها، کوچ کند
تنورِ سردِ سینه ها؛ گرم و
تن پوشِ لختِ سفره ها؛ رنگین شود__
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
بیا با هم دعا کنیم!
دعا کنیم، ماه بتابد
خورشید، بدرخشد
گنجشک ها، بسرایند زندگی را
دعا کنیم، ابرها ببارند
موج ها، عاشقانه تن بسایند
گونه هایِ خیسِ ساحل را؛
دعا کنیم؛ چشمه ها بجوشند
رودها جاری شوند، و دریاچه ها
پر آب و غوک ها، بی تاب؛
دعا کنیم؛
کوچِ چکاوک ها را؛
و رقصِ عاشقانه یِ درناها را
زیر چترِ باران...
دعا کنیم؛
زمستانی این همه کور
از خانه یِ کبودِ دل ها، کوچ کند
تنورِ سردِ سینه ها؛ گرم و
تن پوشِ لختِ سفره ها؛ رنگین شود__
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍2❤1🙏1
مرتضی پاشایی | شرشر بارون
🎶@Kooche_baghe_sher
🎼❤️🎼
🗣#مرتضی_پاشایی
🎼#شرشربارون
وقتی نیکی می کنم
احساسِ شادمانی می کنم
هنگامی که بدی می کنم حسِ شرمساری ...
این تمامِ دینِ من است!
👤#آبراهام_لینکلن
🍏🍎🍃
🗣#مرتضی_پاشایی
🎼#شرشربارون
وقتی نیکی می کنم
احساسِ شادمانی می کنم
هنگامی که بدی می کنم حسِ شرمساری ...
این تمامِ دینِ من است!
👤#آبراهام_لینکلن
🍏🍎🍃
👌2👍1
○
بودن یا نبودن. مسئله این است. آیا بهتر آن است که ضربهها و لطمههایِ روزگارِ غدّار را تاب بیاوری یا آن که اسلحه در دست گیری و با انبوهِ مشکلات بجنگی تا آن ناگواریها را از میان برداری؟ مُردن آیا فقط خوابیدنی است؟ چیزِ بیشتری نیست؟ اگر خوابِ مرگ دردهایِ قلبِ ما و هزاران دردِ دیگری را پایان میبخشد که طبیعت بر جسمِ ما مستولی میگردانَد، پایانی است که البته باید آرزومندش باشیم. مردن... خوابیدن... اما شاید هم خواب دیدن. آه، همین است که مانع می شود. این که وقتی این جسمِ خاکی را دور انداختیم، شاید در آن خوابِ مرگْ خوابهایِ پریشانی ببینیم! ترس از این رویاهاست که ما را به تأمل وا میدارد و عمرِ مصیبت و سختی را اینچنین طولانی میکند. چراکه اگر شخص به یقین بداند میتوان خود را با خنجری برهنه آسوده کرد، کیست که در مقابلِ لطمهها و خفّتهایِ زمانه، ظلمِ ظالم، کِبرِ متکبر، دردهایِ عشقِ شکست خورده، معطل شدن در دیوانخانهها، وقاحتِ منصبداران، تحقیرهایی که لایقانِ صبور از نالایقان میبینند، تن به تحمل دهد؟ کیست که حاضر به بردنِ این بارها باشد و بخواهد یکسر زیر فشارِ زندگانیِ پُر ملال ناله سر دهد و عرق بریزد؟ اما ترس از این که بعد از مرگ چه خواهد گذشت، در آن سرزمینِ نامکشوفی که هیچ مسافری از سرحدش برنمیگردد، اراده را سست میگردانَد. همین است که ما را وا میدارد تا رنجهایی را که میکشیم تحمل کنیم و نخواهیم خود را به میانِ رنجهایِ دیگری پرتاب کنیم که چیزی از آنها نمیدانیم. تفکر همهی ما را ترسو میگرداند.
📕#هملت
✍#شکسپیر
🍏🍎🍃
بودن یا نبودن. مسئله این است. آیا بهتر آن است که ضربهها و لطمههایِ روزگارِ غدّار را تاب بیاوری یا آن که اسلحه در دست گیری و با انبوهِ مشکلات بجنگی تا آن ناگواریها را از میان برداری؟ مُردن آیا فقط خوابیدنی است؟ چیزِ بیشتری نیست؟ اگر خوابِ مرگ دردهایِ قلبِ ما و هزاران دردِ دیگری را پایان میبخشد که طبیعت بر جسمِ ما مستولی میگردانَد، پایانی است که البته باید آرزومندش باشیم. مردن... خوابیدن... اما شاید هم خواب دیدن. آه، همین است که مانع می شود. این که وقتی این جسمِ خاکی را دور انداختیم، شاید در آن خوابِ مرگْ خوابهایِ پریشانی ببینیم! ترس از این رویاهاست که ما را به تأمل وا میدارد و عمرِ مصیبت و سختی را اینچنین طولانی میکند. چراکه اگر شخص به یقین بداند میتوان خود را با خنجری برهنه آسوده کرد، کیست که در مقابلِ لطمهها و خفّتهایِ زمانه، ظلمِ ظالم، کِبرِ متکبر، دردهایِ عشقِ شکست خورده، معطل شدن در دیوانخانهها، وقاحتِ منصبداران، تحقیرهایی که لایقانِ صبور از نالایقان میبینند، تن به تحمل دهد؟ کیست که حاضر به بردنِ این بارها باشد و بخواهد یکسر زیر فشارِ زندگانیِ پُر ملال ناله سر دهد و عرق بریزد؟ اما ترس از این که بعد از مرگ چه خواهد گذشت، در آن سرزمینِ نامکشوفی که هیچ مسافری از سرحدش برنمیگردد، اراده را سست میگردانَد. همین است که ما را وا میدارد تا رنجهایی را که میکشیم تحمل کنیم و نخواهیم خود را به میانِ رنجهایِ دیگری پرتاب کنیم که چیزی از آنها نمیدانیم. تفکر همهی ما را ترسو میگرداند.
📕#هملت
✍#شکسپیر
🍏🍎🍃
👌2
○
رودخانه فینفسه عظیم و پُر آب نیست:
واقعیت این است که عظمتاش از جویبار های پُر آبی است که بدان میریزند.
این مسئله در موردِ همهی جان های بزرگ مصداق دارد. مهم آن است که آدمی مسیری را که تعیین میکند بسیاری از جویبار های جاری باید به سوی آن حرکت کنند.
مهم نیست که از آغاز مستعد بوده است یا بیاستعداد.
👤#نیچه
🍏🍎🍃
رودخانه فینفسه عظیم و پُر آب نیست:
واقعیت این است که عظمتاش از جویبار های پُر آبی است که بدان میریزند.
این مسئله در موردِ همهی جان های بزرگ مصداق دارد. مهم آن است که آدمی مسیری را که تعیین میکند بسیاری از جویبار های جاری باید به سوی آن حرکت کنند.
مهم نیست که از آغاز مستعد بوده است یا بیاستعداد.
👤#نیچه
🍏🍎🍃
👌2🙏1
Bi Maryam
Kourosh Asadpour
🎼❤️🎼
🗣#کورش_اسدپور
‐--------------------------------
اندر دل من
درون و بیرون همه اوست
اندر تن من
جان و رگ و
خون همه اوست
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
🗣#کورش_اسدپور
‐--------------------------------
اندر دل من
درون و بیرون همه اوست
اندر تن من
جان و رگ و
خون همه اوست
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
❤1👍1🙏1
○
بیبرگ بودم.
درختان از بهار باز آمدند
گفتم: ای دل... راهی نیست
باید خویش را
بر دستان و آسمان آویخت
از صدای تو
از خواب برخاستم
گفتم: چه کسی است
که آیینه را به میل خویش
صیقل میدهد
که من صورتام را در آیینهی
صورت تو میبینم
✍#احمدرضا_احمدی
🍏🍎🍃
بیبرگ بودم.
درختان از بهار باز آمدند
گفتم: ای دل... راهی نیست
باید خویش را
بر دستان و آسمان آویخت
از صدای تو
از خواب برخاستم
گفتم: چه کسی است
که آیینه را به میل خویش
صیقل میدهد
که من صورتام را در آیینهی
صورت تو میبینم
✍#احمدرضا_احمدی
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
بارها گفتهام و
بار دگر میگویم
که من دلشده این ره
نه به خود میپویم
در پس آینه
طوطی صفتم داشتهاند
آن چه استاد ازل
گفت بگو میگویم
من اگر خارم و
گر گل چمن آرایی هست
که از آن دست که او
میکشدم میرویم
دوستان عیب من
بیدل حیران مکنید
گوهری دارم و
صاحب نظری میجویم
گرچه با دلق ملمع
می گلگون عیب است
مکنم عیب کز او
رنگ ریا میشویم
"خنده و گریه عشاق
ز جایی دگر است
میسرایم به شب و
وقت سحر میمویم"
حافظم گفت که
خاک در میخانه مبوی
گو مکن عیب که
من مشک ختن میبویم
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
بارها گفتهام و
بار دگر میگویم
که من دلشده این ره
نه به خود میپویم
در پس آینه
طوطی صفتم داشتهاند
آن چه استاد ازل
گفت بگو میگویم
من اگر خارم و
گر گل چمن آرایی هست
که از آن دست که او
میکشدم میرویم
دوستان عیب من
بیدل حیران مکنید
گوهری دارم و
صاحب نظری میجویم
گرچه با دلق ملمع
می گلگون عیب است
مکنم عیب کز او
رنگ ریا میشویم
"خنده و گریه عشاق
ز جایی دگر است
میسرایم به شب و
وقت سحر میمویم"
حافظم گفت که
خاک در میخانه مبوی
گو مکن عیب که
من مشک ختن میبویم
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
🙏1👌1
@sherroghazal
ای عاشقان__علیرضا عصار
🎼❤️🎼
🗣 #علیرضا_عصار 🎂
ای عاشقان، ای عاشقان
دل را چراغانی کنید
ای مِی فروشان شهر را
انگور مهمانی کنید ...
معشوق من بگشوده در
روی گدای خانهاش
تا سر کشم من جرعه ای
از ساغر و پیمانه اش
بزم است و رقص است و طرب،
مطرب نوایی ساز کن
در مقدم او بهتـــــرین
تصنیـــــــــف را آواز کن
مجنون بوی لیلیم
در کوی او جایم کنید
همچون غلام خانه اش
زنجیر در پایم کنید....
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
🗣 #علیرضا_عصار 🎂
ای عاشقان، ای عاشقان
دل را چراغانی کنید
ای مِی فروشان شهر را
انگور مهمانی کنید ...
معشوق من بگشوده در
روی گدای خانهاش
تا سر کشم من جرعه ای
از ساغر و پیمانه اش
بزم است و رقص است و طرب،
مطرب نوایی ساز کن
در مقدم او بهتـــــرین
تصنیـــــــــف را آواز کن
مجنون بوی لیلیم
در کوی او جایم کنید
همچون غلام خانه اش
زنجیر در پایم کنید....
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
هرکس سزاوار یک نفر است که بتواند به چشمهایش نگاه کند و بگوید تو کافی هستی! تو با تمام زخمهایت بینقصی!
👤 بریتنی سیچری
📕برای گفتگو
🍏🍎🍃
هرکس سزاوار یک نفر است که بتواند به چشمهایش نگاه کند و بگوید تو کافی هستی! تو با تمام زخمهایت بینقصی!
👤 بریتنی سیچری
📕برای گفتگو
🍏🍎🍃
❤2👌1