نیلوفرانه_علیرضا افتخاری
@bazmemusighi
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_افتخاری
🎼#نیلوفرانه
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غمهای دگر غیر از غم عشقت، رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من، جانا بعهد خود وفا کن
خدایا بی پناهم
ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است
ببین غرق گناهم ...
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_افتخاری
🎼#نیلوفرانه
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غمهای دگر غیر از غم عشقت، رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من، جانا بعهد خود وفا کن
خدایا بی پناهم
ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است
ببین غرق گناهم ...
🍏🍎🍃
❤2
●
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه. ☀️🌙
☀️۱۷دی ۱۴۰۳
🌙۵رجب. ۱۴۴۶
🌲۶ژانویه ۲۰۲۴
-------☃️-------☔️---------
---------------🌧---------☃️----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا...
‐---------------------------
قدم های زندگی به عشق و امید
🎄🎄🎄
---------------------------------
من برای زمستان دلت؛
آتشِ افروخته یِ عشق را
آرزو می کنم ...
تا که در سراشیبی هایِ
پر پیچ و تاب زندگی ؛
دستت را، گرم بفشارد
و یاری ات کند
تا که گلبرگ هایِ
حضورت عاشقانه، بشکفند ...
#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه. ☀️🌙
☀️۱۷دی ۱۴۰۳
🌙۵رجب. ۱۴۴۶
🌲۶ژانویه ۲۰۲۴
-------☃️-------☔️---------
---------------🌧---------☃️----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا...
‐---------------------------
قدم های زندگی به عشق و امید
🎄🎄🎄
---------------------------------
من برای زمستان دلت؛
آتشِ افروخته یِ عشق را
آرزو می کنم ...
تا که در سراشیبی هایِ
پر پیچ و تاب زندگی ؛
دستت را، گرم بفشارد
و یاری ات کند
تا که گلبرگ هایِ
حضورت عاشقانه، بشکفند ...
#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
●
الهی
سینه ای ده آتش افروز
در آن سینه
دلی وآن دل همه سوز
هر آن دل را
که سوزی نیست، دل نیست
دِلِ افسرده
غیر از آب و گل نیست
دلم پُر شعله گردان،
سینه پُر دود
زبانم کن به گفتن آتش آلود
کرامت کن درونی دَرد پَروَرد
دلی در وِی
درون دَرد و برون دَرد
به سوزی ده
کلامم را روایی
کز آن گرمی کند، آتش گدایی
دلم را داغ عشقی بر جَبین نِه
زبانم را بیانی آتشین دِه __
✍#وحشی_بافقی
🍏🍎🍃
الهی
سینه ای ده آتش افروز
در آن سینه
دلی وآن دل همه سوز
هر آن دل را
که سوزی نیست، دل نیست
دِلِ افسرده
غیر از آب و گل نیست
دلم پُر شعله گردان،
سینه پُر دود
زبانم کن به گفتن آتش آلود
کرامت کن درونی دَرد پَروَرد
دلی در وِی
درون دَرد و برون دَرد
به سوزی ده
کلامم را روایی
کز آن گرمی کند، آتش گدایی
دلم را داغ عشقی بر جَبین نِه
زبانم را بیانی آتشین دِه __
✍#وحشی_بافقی
🍏🍎🍃
❤1🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
●
انگار وقتی میخوابید مدادشمعیهایش را زیر بالش نور میگذاشت. انگار وقتی بیدار میشد با مدادشمعیهایش به ستایش نامه و پنجره میرفت. جادوست این لبخند آفرینشگر، این دل آبیاریشده.
چه میکرد؟ مشارکت با خداوند. در چه؟ ژرفابخشیدن به زندگی. و چگونه؟ با دلی که تماماً تسخیر لبخندی خالص و پایدار شده است. خالص و پایدار. ممکن است؟ با خویشتن، نه. با او، آری.
🍏🍎🍃
انگار وقتی میخوابید مدادشمعیهایش را زیر بالش نور میگذاشت. انگار وقتی بیدار میشد با مدادشمعیهایش به ستایش نامه و پنجره میرفت. جادوست این لبخند آفرینشگر، این دل آبیاریشده.
چه میکرد؟ مشارکت با خداوند. در چه؟ ژرفابخشیدن به زندگی. و چگونه؟ با دلی که تماماً تسخیر لبخندی خالص و پایدار شده است. خالص و پایدار. ممکن است؟ با خویشتن، نه. با او، آری.
🍏🍎🍃
❤2👌1
●
"Trees are poems that the earth writes upon the sky."
◽️Kahlil Gibran
«درختان، شعرهاییاند که زمین
بر (صفحهٔ) آسمان مینگارد.»
✍#خلیل_جبران
🍏🍎🍃
"Trees are poems that the earth writes upon the sky."
◽️Kahlil Gibran
«درختان، شعرهاییاند که زمین
بر (صفحهٔ) آسمان مینگارد.»
✍#خلیل_جبران
🍏🍎🍃
❤2👌2
○
در این دنیا بیگانه نیستم...
«آن دم که نخستین بار از آستانهٔ این زندگی گذر کردم،
آگاهیام نبود.
کدامین نیرو مرا چون غنچهای در جنگلِ نیمشبان،
در دل این رازِ دورپهنا شکوفا کرده است!
بامدادان که نور را مینگریستم،
لحظهای احساس کردم که در این دنیا بیگانه نیستم،
و آن ناشناختهٔ بینام و نیستشکل،
چون مادر در آغوشم کشیده است.
اما آن ناشناخته باز هم به هنگام مرگ،
همچون آشنایی دیرین بر من روی خواهد آورد و از آن روی که این زندگی را دوست میدارم،
میدانم که مرگ را نیز خواهانم.
آنگاه که کودک سینهٔ راست مادر را از دهان خود جدا مییابد،
گریه آغاز میکند
تا دمی بعد با سینهٔ دیگرش آرام گیرد.»
📕عاشقانههای مردِ شرقی
#رابیندرانات_تاگور
🔁داود خزایی
🍏🍎🍃
در این دنیا بیگانه نیستم...
«آن دم که نخستین بار از آستانهٔ این زندگی گذر کردم،
آگاهیام نبود.
کدامین نیرو مرا چون غنچهای در جنگلِ نیمشبان،
در دل این رازِ دورپهنا شکوفا کرده است!
بامدادان که نور را مینگریستم،
لحظهای احساس کردم که در این دنیا بیگانه نیستم،
و آن ناشناختهٔ بینام و نیستشکل،
چون مادر در آغوشم کشیده است.
اما آن ناشناخته باز هم به هنگام مرگ،
همچون آشنایی دیرین بر من روی خواهد آورد و از آن روی که این زندگی را دوست میدارم،
میدانم که مرگ را نیز خواهانم.
آنگاه که کودک سینهٔ راست مادر را از دهان خود جدا مییابد،
گریه آغاز میکند
تا دمی بعد با سینهٔ دیگرش آرام گیرد.»
📕عاشقانههای مردِ شرقی
#رابیندرانات_تاگور
🔁داود خزایی
🍏🍎🍃
❤1🙏1
چشمات مال منه
فریدون آسرایی
🎼❤️🎼
بیا!
تا در قمار عشق
به هم ببازیم؛
تو چشم هایت را
و من؛ تمامِ
نا تمامم را
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
بیا!
تا در قمار عشق
به هم ببازیم؛
تو چشم هایت را
و من؛ تمامِ
نا تمامم را
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1