غم یار_مختاباد
@jarasmusic
🎼❤️🎼
«غم یار»
آهنگساز و خواننده: #عبدالحسین_مختاباد
اشعار: #باباطاهر
آلبوم: تمنای وصال
دستگاه/آواز: بیات اصفهان
نگارینو دل و جانم ته* دانی
همه پیدا و پنهانم ته دانی
نمی دونم که این درد از که دیرم
همی دونم که درمانم ته دانی
🍏🍎🍃
«غم یار»
آهنگساز و خواننده: #عبدالحسین_مختاباد
اشعار: #باباطاهر
آلبوم: تمنای وصال
دستگاه/آواز: بیات اصفهان
نگارینو دل و جانم ته* دانی
همه پیدا و پنهانم ته دانی
نمی دونم که این درد از که دیرم
همی دونم که درمانم ته دانی
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
این کیست
گشوده خوش تر از صبح
پیشانیِ بیکرانه در من..؟!
از شوقِ کدام گل
شکفته ست
این باغِ پر از جوانه در من..؟!
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
سلام و مهر دوستانم✋صبح سرد
زمستانی تان گرم به عشق و امید
این کیست
گشوده خوش تر از صبح
پیشانیِ بیکرانه در من..؟!
از شوقِ کدام گل
شکفته ست
این باغِ پر از جوانه در من..؟!
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
سلام و مهر دوستانم✋صبح سرد
زمستانی تان گرم به عشق و امید
❤1👌1
○
صبح عشق است
ساقیا بر خیز
روز عیش است
مطربا بردار
همه شوقیم، ما کجا و سکون
غرق عشقیم، ما کجا و کنار
#رضی_الدین_آرتیمانی
🍏🍎🍃
صبح عشق است
ساقیا بر خیز
روز عیش است
مطربا بردار
همه شوقیم، ما کجا و سکون
غرق عشقیم، ما کجا و کنار
#رضی_الدین_آرتیمانی
🍏🍎🍃
❤1👌1
زمستونه خدا دمش گرم
@campainyar
@campainyar
🎼❤️🎼
زِمِستونه خدا
سرده دمش گرم...
روزهای سرد
زمستانی تان گرم
به رویایی خوش و شیرین...
🍏🍎🍃
زِمِستونه خدا
سرده دمش گرم...
روزهای سرد
زمستانی تان گرم
به رویایی خوش و شیرین...
🍏🍎🍃
❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
○
ویدیو: از مستند آلبرت شوایتزر، ساخته جروم هیل، سال ۱۹۵۷
Video: Albert Schweitzer, Jerome Hill, 1957
باید عاشق بود تا بشود رسالتی
اینگونه خداگونه را به دوش کشید
باید عاشق بود. تا ذره ذره ی ِ حضورت وحی مُنزل شود و با دم به دم نفس هایت ، عشق جاری
شود و جوانه های ِ نشکفته ی ِ باور
در قلب و روح یخ زده یِ
انسانیتِ انسان بشکفد ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
ویدیو: از مستند آلبرت شوایتزر، ساخته جروم هیل، سال ۱۹۵۷
Video: Albert Schweitzer, Jerome Hill, 1957
باید عاشق بود تا بشود رسالتی
اینگونه خداگونه را به دوش کشید
باید عاشق بود. تا ذره ذره ی ِ حضورت وحی مُنزل شود و با دم به دم نفس هایت ، عشق جاری
شود و جوانه های ِ نشکفته ی ِ باور
در قلب و روح یخ زده یِ
انسانیتِ انسان بشکفد ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🙏1👌1
○
کاری از دستم ساخته نیست، جز درک همه رنجهای پیرامونم
✍️#گوشه
وقتی آلبرت شوایتسر (شوایتزر)، پزشک آلمانی در دهه ۲۰ و ۳۰ میلادی به زندگی بینقصش در پیشه یک طبیب در اروپا پشت پا زد، وقتی آهنگسازی، برگزاری کنسرت، نوشتن، سخنرانی، جایزهگرفتن، معاشرت با دانشمندان و فیلسوفان و زندگی سراپا آسوده و نرم و روانش را رها کرد و به آفریقا رفت، خیلی از دوستانِ فیلسوف و پژوهشگر و موسیقیدانش بر او خرده گرفتند، نگران شدند و برایش نوشتند که میتوانسته در حرفه و هنر یگانهاش در سرزمین خودش مفیدتر باشد تا در میان قبایل آفریقایی پر از بیماریهای مُسری.
اما دکتر شوایتزر که آن زمان فلسفهورز و الهیاتشناس مشهوری بود، مردی با مهارتی عجیب در نوازندگی ارگ و پیانو و موسیقیدان و آهنگسازی محبوب که آثار باخ را در بهترین سالنهای کنسرت آلمان و اتریش و فرانسه مینواخت، جایزه ادبی گوته را دریافت کرده بود و جایزه صلح نوبل را هم، معتقد بود آگاهی به اینکه «همه ما» انسان هستیم در هنگامه جنگ و سیاست از دست رفته و آدمها همدیگر را به چشم عضو گروهی میبینند که یا با ما هستند یا بر ما.
او در اوج همهگیری جذام و مالاریا در میان قبایل آفریقایی، درمانگاهی ساخت و مداوا را شروع کرد. شبانهروز کار میکرد؛ مداوای بیمار، به دنیاآوردن نوزاد، تهیه دارو، نجاری و بنایی، درمان حیوانات، آموزش به مردم، ساختن ریلهای سیار چوبی برای انتقال بیماران و ملاقاتهای نیمهشب با انسانهایی مبتلا به بیماریهای واگیردار که در ابتداییترین شرایط زندگی به سر میبردند و جهان چشمهایش را به رویشان بسته بود. اینها کارهای روزانه دکتر شوایتزر فلسفهورز و زیستشناس و نویسنده و آهنگساز بود با این اعتقاد که «کاری از دستم ساخته نیست، جز درک همه رنجهای پیرامونم.»
در آخرین روزهای زندگی، در جواب به این انتقاد که چهلسال عمر و جوانی را به خاطر آدمهایی در قارهای ناآشنا فداکرده و از هنر و فلسفه و علم عقب مانده، نوشت: «در فاصلهای بین خواب و بیداری، بین چُرت و هشیاری همین چند کلمه را مینویسم ولی از همین کارم پشیمانم. در همین فاصله بین خواب و بیداری میتوانستم به کلبه یک آفریقایی دیگر سر بزنم و کمکی به او برسانم.»
@gooshe
📍 کتابهایی درباره دکتر آلبرت شوایتسر (۱۹۶۵-۱۸۷۵):
- حرمت حیات؛ گزیدهای از سخنان دکتر شوایتسر
- نصف شب است دیگر دکتر شوایتزر، نوشته ژیلبر سسبرن
ک- فیلسوف و پزشک قرن؛ زندگی و اندیشه اخلاقی دکتر شوایتزر، نوشته پردراگ چیچوواتسکی
🍏🍎🍃
کاری از دستم ساخته نیست، جز درک همه رنجهای پیرامونم
✍️#گوشه
وقتی آلبرت شوایتسر (شوایتزر)، پزشک آلمانی در دهه ۲۰ و ۳۰ میلادی به زندگی بینقصش در پیشه یک طبیب در اروپا پشت پا زد، وقتی آهنگسازی، برگزاری کنسرت، نوشتن، سخنرانی، جایزهگرفتن، معاشرت با دانشمندان و فیلسوفان و زندگی سراپا آسوده و نرم و روانش را رها کرد و به آفریقا رفت، خیلی از دوستانِ فیلسوف و پژوهشگر و موسیقیدانش بر او خرده گرفتند، نگران شدند و برایش نوشتند که میتوانسته در حرفه و هنر یگانهاش در سرزمین خودش مفیدتر باشد تا در میان قبایل آفریقایی پر از بیماریهای مُسری.
اما دکتر شوایتزر که آن زمان فلسفهورز و الهیاتشناس مشهوری بود، مردی با مهارتی عجیب در نوازندگی ارگ و پیانو و موسیقیدان و آهنگسازی محبوب که آثار باخ را در بهترین سالنهای کنسرت آلمان و اتریش و فرانسه مینواخت، جایزه ادبی گوته را دریافت کرده بود و جایزه صلح نوبل را هم، معتقد بود آگاهی به اینکه «همه ما» انسان هستیم در هنگامه جنگ و سیاست از دست رفته و آدمها همدیگر را به چشم عضو گروهی میبینند که یا با ما هستند یا بر ما.
او در اوج همهگیری جذام و مالاریا در میان قبایل آفریقایی، درمانگاهی ساخت و مداوا را شروع کرد. شبانهروز کار میکرد؛ مداوای بیمار، به دنیاآوردن نوزاد، تهیه دارو، نجاری و بنایی، درمان حیوانات، آموزش به مردم، ساختن ریلهای سیار چوبی برای انتقال بیماران و ملاقاتهای نیمهشب با انسانهایی مبتلا به بیماریهای واگیردار که در ابتداییترین شرایط زندگی به سر میبردند و جهان چشمهایش را به رویشان بسته بود. اینها کارهای روزانه دکتر شوایتزر فلسفهورز و زیستشناس و نویسنده و آهنگساز بود با این اعتقاد که «کاری از دستم ساخته نیست، جز درک همه رنجهای پیرامونم.»
در آخرین روزهای زندگی، در جواب به این انتقاد که چهلسال عمر و جوانی را به خاطر آدمهایی در قارهای ناآشنا فداکرده و از هنر و فلسفه و علم عقب مانده، نوشت: «در فاصلهای بین خواب و بیداری، بین چُرت و هشیاری همین چند کلمه را مینویسم ولی از همین کارم پشیمانم. در همین فاصله بین خواب و بیداری میتوانستم به کلبه یک آفریقایی دیگر سر بزنم و کمکی به او برسانم.»
@gooshe
📍 کتابهایی درباره دکتر آلبرت شوایتسر (۱۹۶۵-۱۸۷۵):
- حرمت حیات؛ گزیدهای از سخنان دکتر شوایتسر
- نصف شب است دیگر دکتر شوایتزر، نوشته ژیلبر سسبرن
ک- فیلسوف و پزشک قرن؛ زندگی و اندیشه اخلاقی دکتر شوایتزر، نوشته پردراگ چیچوواتسکی
🍏🍎🍃
👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
𝔸𝕝𝕃𝕀ℝ𝔼ℤ𝔸_ 𝔾ℍ𝕆ℝ𝔹𝔸ℕ𝕀
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد...
🍏🍎🍃
𝔸𝕝𝕃𝕀ℝ𝔼ℤ𝔸_ 𝔾ℍ𝕆ℝ𝔹𝔸ℕ𝕀
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد...
🍏🍎🍃
❤1👌1
Somos
Julio Iglesias
🎼❤️🎼
🗣# Julio_iglesias
🎼#Somos
-----------------------------------
اگر
در باره ی من
از تو پرسیدند
بگو! روحِ
ستاره ای ست دنباله دار
که هزاران، سالِ نوری ست!
در کهکشان هایِ
راهِ شیریِ عشق؛
گم شده است!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣# Julio_iglesias
🎼#Somos
-----------------------------------
اگر
در باره ی من
از تو پرسیدند
بگو! روحِ
ستاره ای ست دنباله دار
که هزاران، سالِ نوری ست!
در کهکشان هایِ
راهِ شیریِ عشق؛
گم شده است!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
(www.irtanin.com)
(www.irtanin.com)
📕✨📕
نام کتاب : #لطفا_گوسفند_نباشید
نویسنده : #محمود_نامنی
موضوع : #روانشناسی_آموزشی
قسمت /بیست و ششم
🍏🍎🍃
نام کتاب : #لطفا_گوسفند_نباشید
نویسنده : #محمود_نامنی
موضوع : #روانشناسی_آموزشی
قسمت /بیست و ششم
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
دلتنگی بهای عشق است ...
-----------------------------
قطعه ای از من كنار توست ؛
و قطعه ای كنار خودم.
و قطعاتم دلتنگ یکدیگرند،
میشود بیایی؟
#محمود_درویش
-----------------------------------
تو وقتی نیستی ...
جهان یک جامِ تو خالی ست؛
لحظه ها، خیس اند
گلوی ِ پنجره ابری ست؛
ماه در چشم افق زخمی ست؛
واژه ها کورند ؛
کوچه ها...
آوار دلتنگی ست...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
دلتنگی بهای عشق است ...
-----------------------------
قطعه ای از من كنار توست ؛
و قطعه ای كنار خودم.
و قطعاتم دلتنگ یکدیگرند،
میشود بیایی؟
#محمود_درویش
-----------------------------------
تو وقتی نیستی ...
جهان یک جامِ تو خالی ست؛
لحظه ها، خیس اند
گلوی ِ پنجره ابری ست؛
ماه در چشم افق زخمی ست؛
واژه ها کورند ؛
کوچه ها...
آوار دلتنگی ست...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2🙏1