معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
Ashegham
Habib
🎶🤍🎶


🍏🍎🍃
.
محبوبم !
به خواب دیدمت
سازی در دستان منی،
من، تو را می نواختم و
جهان از نوای تو
برقص در آمده بود.


#علی _ طاهری
🍏🍎🍃


خوشم من با غم عشقت

طَبیب آمد جوابش ڪن ...
حبیبم ! چشم بیمار تو
بس باشد طَبیبِ مَن.


#استاد__شهریار ‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌
🍏🍎🍃

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
شب خوش دوستان 🌙
دفتر ماه
اسحاق انور
🎵🤍🎵

دفترِ ماه پر از شعر سپید است،
پر از تنهایی ست ...
ای پریزادِ غزل ، کی به غزل می آیی؟!
شب من گم شده در کوچه بی خوابی ها
خواب کن، چشم مرا
ای نگهِ رویایی .....


🍏🍎🍃
🗓 امروز یکشنبه ↯

☀️ پنجم دی ماه ١۴۰۰
🌙 ۲۱ جمادی الاو ل ١۴۴۳
🎄 ۲۵ دسامبر ٢٠٢۱
روزتان به عشق و شادی
🍏🍎🍃


بگذار زندگیت یک حلقه‌ی گل بشود حلقه‌ای از کارهای نیک
ولی کار نیک بر اساس بودا، فقط وقتی صورت می‌گیرند که:
تو بیشتر آگاه،‌ هشیار و گوش‌به‌زنگ باشی
کارهای نیک را نباید بعنوان بخشی از شخصیت پرورش داد
کارهای نیک باید محصول‌جانبی از آگاه‌شدن بیشتر باشد


#اشو/ osho
🍏🍎🍃
صبحت بخیر عزیزم
معین
🎶🤍🎶

تو؛
از آن من نیستی ...
اما تـو را دوست دارم
هنوز #تـــو را دوست دارم
و دلتنگی ‎ات مرا می‎ڪشد


#محمود_درويش
🍏🍎🍃
ترکی شاد
آذری
🎵🤍🎵


🍏🍎🍃
تو را دوست می‌دارم
بهرام زند
تو را دوست می دارم ...🤍

با صدای گرم زنده یاد بهرام زند،
دوبلور پیشکسوت
به یاد آن صدا که خاطره‌ها برایمان ساخت،
.
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم 
تو را به خاطر عطر نان گرم 
برای برفی که آب می شود دوست می دارم 
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم 
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم 
برای اشکی که خشک شد و هيچ وقت نريخت 
لبخندی که محو شد و هيچ گاه نشکفت دوست می دارم

تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم 
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم 
تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام... دوست می دارم 
تو را به جای همه ی روزگارانی که
نمی زيسته ام... دوست می دارم 
برای خاطر عطر نان گرم
و برفی که آب مي شود و 
تو را به خاطر دوست داشتن... دوست می دارم 
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم... دوست می دارم

#پل الوار
🍏🍎🍃
.

چشم تو چراغ وجود توست...

اگر چشمانت فاسد و تاریک باشد، تمام وجودت در تاریکی قرار میگیرد.

و اگر چشمانت روشن و پاک باشد، تمام وجودت در نور میدرخشد.


#عیسی_مسیح
🍏🍎🍃
چه کرد با دلم-لئونارد-کوهن
@injaZanVojuddarad
🎵🤍🎵

"چه کرد با دلم"
Singer #Leonard_Cohen
Music#Happens To_The_Heart

نخست،
دیر زمانی در او نِگریستم،
چندان که چون نظر از وی باز گرفتم،
در پیرامونِ من همه چیزی به هیأتِ او در آمده بود...

آنگاه دانستم که
مرا دیگر از او گریز نیست...

✍🏻
#شاملو

‌‌‎‌‌‌‌‌‌🍏🍎🍃
۰

دو نفر بودند و هر دو در پی حقیقت . اما برای یافتن حقیقت یکی شتاب را برگزید و دیگری شکیبایی را .

اولی گفت : " آدمیزاد در شتاب آفریده شده ، پس باید در جستجوی حقیقت دوید

آنگاه دوید و فریاد برآورد : " من شکارچی ام ، حقیقت شکار من است . "
او راست می گفت : زیرا حقیقت غزال تیز پایی بود که از چشم ها می گریخت .
اما هرگاه که او از شکار حقیقت باز می گشت ، دست هایش به خون آغشته بود . شتاب او تیر بود . همیشه او پیش از آنکه چشم در چشم غزال حقیقت بدوزد او را کشته بود .
خانه باورش مزین به سر غزالان مرده بود . اما حقیقت غزالی است که نفس می کشد .
این چیزی بود که او نمی دانست .

دیگری نیز در پی صید حقیقت بود . اما تیر و کمان شتاب را به کناری گذاشت و گفت : خداوند آدمیان را به شکیبایی فراخوانده است پس من دانه ای می کارم تا صبوری بیاموزم .
و دانه کاشت ، سال ها آبش داد و نورش داد و عشق داد . زمان گذشت و هر دانه ، دانه ای آفرید . زمان گذشت و هزار دانه ، هزاران دانه آفرید . زمان گذشت و شکیبایی سبزه زار شد . و غزالان حقیقت خود به سبزه زار او آمدند . بی بند و بی تیر و بی کمان .

و آن روز ، آن مرد ، مردی که عمری به شتاب و شکار زیسته بود ، معنی دانه و کاشتن و صبوری را فهمید . پس با دست خونی اش دانه ای در خاک کاشت.


#عرفان نظر آهاری
🍏🍎🍃
۰

به جستجوی تو ای رويای گمشده ،
نه بس شهر خود ؛
که خود را
نيز گم کرده‌ام ...


#محمود_دولت_آبادی
🍏🍎🍃
چونی بی من-همایون شجریان
@Avayemehregan
🎼❤️🎼

ای؛ زندگی یِ تن و توانم همه تو
جانی و دلی
ای دل و جانم همه تو،،،
تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم
در تو از آنم همه تو ...


ای همدم روزگار، چونی
بی من ..‌‌
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۰

شیخ را گفتم که رقص کردن بر چه می‌آید؟
شیخ گفت:
جان قصدِ بالا کند،
همچو مرغی که خواهد که خود را از قفس به در اندازد.
قفسِ تن مانع آی‍د؛
مرغِ جان قوت کند و قفسِ تن را از جای برانگیزاند.
اگر مرغ را قوت عظیم بود، پس قفس بشکند و برود.
و اگر آن قوت ندارد، سرگردان شود و قفس را با خود می‌گرداند.

📗فی حالة الطفولیه
#شهاب‌الدین_سهرودی
🎤#همایون _ شجریان
🍏🍎🍃
داستان کودکی من 4
@audiobo0ok
4 📚
#چارلی _ چاپلین
قسمت چهارم / داستان کودکی من

🍏🍎🍃