○
دوش بی روی تو
آتش به سرم بر میشد
و آبی از دیده میآمد
که زمین تر میشد
تا به افسوس
به پایان نرود عمر عزیز
همه شب ذکر تو
میرفت و مکرر میشد
چون شب آمد
همه را دیده بیارامد و من
گفتی اندر بن مویم
سر نشتر میشد
آن نه می بود
که دور از نظرت میخوردم
خون دل بود
که از دیده به ساغر میشد
از خیال تو
به هر سو که نظر میکردم
پیش چشمم
در و دیوار مصور میشد
✍#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
دوش بی روی تو
آتش به سرم بر میشد
و آبی از دیده میآمد
که زمین تر میشد
تا به افسوس
به پایان نرود عمر عزیز
همه شب ذکر تو
میرفت و مکرر میشد
چون شب آمد
همه را دیده بیارامد و من
گفتی اندر بن مویم
سر نشتر میشد
آن نه می بود
که دور از نظرت میخوردم
خون دل بود
که از دیده به ساغر میشد
از خیال تو
به هر سو که نظر میکردم
پیش چشمم
در و دیوار مصور میشد
✍#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
❤1
○
سلام و مهر دوستانم 🙋♂❤️🙋♀
آخرین پنجشنبه پاییزان زیبا 🍂
متبرّک به عشق، خرد و شادی🔥
پایان هفته خوشی داشته باشید
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
سلام و مهر دوستانم 🙋♂❤️🙋♀
آخرین پنجشنبه پاییزان زیبا 🍂
متبرّک به عشق، خرد و شادی🔥
پایان هفته خوشی داشته باشید
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
○
من روز خویش را
با آفتاب روی تو
کز مشرق خیال دمیده است
آغاز میکنم
من با تو مینویسم و میخوانم
من با تو راه میروم و حرف میزنم
وز شوق این محال:
که دستم به دست توست!
من
جای راه رفتن
پرواز میکنم!
آن لحظهها که مات
در انزوای خویش
یا در میان جمع
خاموش مینشینم:
موسیقی نگاه تو را گوش میکنم
گاهی میان مردم
در ازدحام شهر
غیر از تو
هر چه هست فراموش میکنم!
✍#فريدون_مشيری
🍏🍎🍃
من روز خویش را
با آفتاب روی تو
کز مشرق خیال دمیده است
آغاز میکنم
من با تو مینویسم و میخوانم
من با تو راه میروم و حرف میزنم
وز شوق این محال:
که دستم به دست توست!
من
جای راه رفتن
پرواز میکنم!
آن لحظهها که مات
در انزوای خویش
یا در میان جمع
خاموش مینشینم:
موسیقی نگاه تو را گوش میکنم
گاهی میان مردم
در ازدحام شهر
غیر از تو
هر چه هست فراموش میکنم!
✍#فريدون_مشيری
🍏🍎🍃
❤2👌1
@yehesse_gashang
ترکی
🎼❤️🎼
خاطرات چه شیرین و چه تلخ،
همیشه منبعِ عذاب هستند.
امّا حتّی این عذاب هم شیرین است. وقتهایی که دل آدم پُر است، بیمار است، در رنج است، و غصه دار، آن وقت خاطرات تر و تازهاش میکنند.
✍ #فئودور_داستایفسکی
📕 بیچارگان
🍏🍎🍃
خاطرات چه شیرین و چه تلخ،
همیشه منبعِ عذاب هستند.
امّا حتّی این عذاب هم شیرین است. وقتهایی که دل آدم پُر است، بیمار است، در رنج است، و غصه دار، آن وقت خاطرات تر و تازهاش میکنند.
✍ #فئودور_داستایفسکی
📕 بیچارگان
🍏🍎🍃
👌2👍1
○
دردا که در این بادیه
فریاد رسی نیست
هم صحبتِ ما خسته دلان
هیچ کسی نیست
بس غافله بگذشت،
از این وادی پرغم
صحرا همه خاموش و
صدایِ جرسی نیست
آن مرغ که پربسته
صیاد قضا بود
امروز دگر بسته
به دام قفسی نیست
هرکس رود از دیده
ز دل می رود ، آری
آن را که ز دل رفت
دگر هم نفسی نیست
در عرصه جولان همه
با اسب سبک بال
در حیرت از آنم،
ز چه ما را فرسی نیست
زنهار صداقت !
طلب همت یاران
زیرا که در این دشت
به جز خار و خسی نیست!
#ح_صداقت📕اشک_قلم
🍏🍎🍃
دردا که در این بادیه
فریاد رسی نیست
هم صحبتِ ما خسته دلان
هیچ کسی نیست
بس غافله بگذشت،
از این وادی پرغم
صحرا همه خاموش و
صدایِ جرسی نیست
آن مرغ که پربسته
صیاد قضا بود
امروز دگر بسته
به دام قفسی نیست
هرکس رود از دیده
ز دل می رود ، آری
آن را که ز دل رفت
دگر هم نفسی نیست
در عرصه جولان همه
با اسب سبک بال
در حیرت از آنم،
ز چه ما را فرسی نیست
زنهار صداقت !
طلب همت یاران
زیرا که در این دشت
به جز خار و خسی نیست!
#ح_صداقت📕اشک_قلم
🍏🍎🍃
🙏1🕊1
می میرم
شهرام صولتی
🎼❤️🎼
در انتظار توام
در چنان هوایی بیا
که گریز از تو ممکن نباشد
تو
تمام تنهاییهایم را
از من گرفتهای
خیابانها
بی حضور تو
راههای آشکار جهنماند...
#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
در انتظار توام
در چنان هوایی بیا
که گریز از تو ممکن نباشد
تو
تمام تنهاییهایم را
از من گرفتهای
خیابانها
بی حضور تو
راههای آشکار جهنماند...
#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
❤2🥰1
○
ما در دامانِ او [طبیعت] زندگی میکنیم و با این همه با او بیگانهایم، و او بیوقفه با ما در گفتوشنود است بیآنکه هرگز رازش را بر ما فاش کند. ما پیوسته در راه تٲثیر بر آن میکوشیم، و با این حال از چیرهشدن بر کارکردش ناتوانیم.
یگانه و تنها هنرمند است: در سادهترین چیزها و همزمان بزرگترین ناهمسازیها بیکمترین نشانهای از تلاش تا به اوجِ کمال میرود: در قاطعیت بیچون و چرایش پیوسته رگهای از نرمش، و هم از اینرو هر یک از زادههایش برخوردار از سرشتی یگانه و هر یک از پدیدههایش صاحب مفهوم خاص خویش، با وجود این، همهی عناصرش سازندهی یک چیز و پدیدآورندهی یک چیز هم.
✍#ولفگانگ_فون_گوته
🔁#محمود _حدادی
ما در دامانِ او [طبیعت] زندگی میکنیم و با این همه با او بیگانهایم، و او بیوقفه با ما در گفتوشنود است بیآنکه هرگز رازش را بر ما فاش کند. ما پیوسته در راه تٲثیر بر آن میکوشیم، و با این حال از چیرهشدن بر کارکردش ناتوانیم.
یگانه و تنها هنرمند است: در سادهترین چیزها و همزمان بزرگترین ناهمسازیها بیکمترین نشانهای از تلاش تا به اوجِ کمال میرود: در قاطعیت بیچون و چرایش پیوسته رگهای از نرمش، و هم از اینرو هر یک از زادههایش برخوردار از سرشتی یگانه و هر یک از پدیدههایش صاحب مفهوم خاص خویش، با وجود این، همهی عناصرش سازندهی یک چیز و پدیدآورندهی یک چیز هم.
✍#ولفگانگ_فون_گوته
🔁#محمود _حدادی
👌2