معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram

احمد شاملو (Ahmad Shamlou) در بیست‌ویکمین روز از آذر 1304 در محله‌ی صفی علیشاه تهران چشم به جهان گشود. مادرش کوکب از مهاجران قفقازی بود که در زمان انقلاب بلشویکی 1917 روسیه، به‌ناچار مجبور شده بود به ایران مهاجرت کند. پدرش حیدر نام داشت و از تبار اسماعیل میرزای صفوی بود. او افسر ارتش رضاشاه بود و برای انجام مأموریت‌، به شهرهای مختلف می‌رفت. از همین رو، دوران کودکی تا نوجوانی احمد شاملو در شهرهای بزرگ و کوچکی چون خاش، زاهدان، طبس، بم، و... گذشت. زندگی در شهرهای مختلف ایران با فرهنگ‌های متنوع و علاقه‌ی احمد شاملو به فرهنگ عامه سبب شد او از سال 1316 و در 12سالگی کلمه‌هایی از فرهنگ عامه را گردآوری کند که در فرهنگ‌ لغت‌های رسمی ثبت نمی‌شدند.

مأموریت‌های کاری پدر تا دوره‌ی دبیرستان احمد شاملو نیز ادامه داشت و سبب شد آن‌ها زندگی در بیرجند، مشهد و گرگان را نیز تجربه کنند. احمد شاملو در سال 1318 به همراه خانواده به تهران آمد. او سال سوم دبیرستان را در مدرسه‌ی ایران‌شهر و فیروز بهرام تهران گذراند و به دلیل علاقه به یادگیری زبان آلمانی، در هنرستان صنعتی ایران و آلمان تحصیل کرد. در همان زمان به آموختن زبان فرانسوی، که زبان بین‌المللی آن دوره بود، مشغول شد.
🍏🍎🍃
👌2

احمد شاملو سه بار ازدواج کرد. نخستین ازدواج او با بانو اشرف‌الملوک اسلامیه بود که در سال 1326 رقم خورد. حاصل این ازدواج چهار فرزند به نام‌های سیاوش، سیروس، سامان و ساقی بود. با این حال، این زندگی زناشویی پس از حدود 10 سال به جدایی انجامید.

دومین ازدواج احمد شاملو با طوسی حائری ـ نویسنده، مترجم و اولین گوینده‌ی زن رادیوی ملی ایران ـ بود. آن‌ها پس از چهار سال زندگی مشترک از هم جدا شدند.

14 فروردین 1341 برای احمد شاملو روزی ویژه بود. شاملو در این روز با آیدا سرکیسیان (ریتا آتانث سرکیسیان) آشنا شد و مسیر زندگی‌ شخصی و حتی حرفه‌ای‌ او تغییر کرد. احمد شاملو در این سال‌ها بسیار کم‌کار بود و تقریباً هیچ اثر هنری‌‌ای خلق نمی‌کرد، اما آشنایی با آیدا سبب شد زندگی برای او بار دیگر معنا بیابد، به طوری که خودش درباره‌ی تأثیر آیدا بر زندگی‌اش در گفت‌وگو با مجله‌ی فردوسی گفته بود: «هر چه می‌نویسم برای اوست و به خاطر او…
" من با آیدا آن انسانی را که هرگز در زندگی خود پیدا نکرده ‌بودم پیدا کردم.»
🍏🍎🍃
👌2😍1
🌷


مردم از افرادی که
احساس حقارت را
در آن ها زنده می کنند، بیزارند

🍏🍎🍃
👌2🙏1
(www.irtanin.com)
(www.irtanin.com)
9📕📕


نام کتاب : #لطفا_گوسفند_نباشید
نویسنده : #محمود_نامنی
موضوع : #روانشناسی_آموزشی
قسمت /نهم

🍏🍎🍃
👌1
📚


بــه ديدن جسمانی تو،
هيچ نيازی نيست
چنان پُرم از تو،
چنان پُر
که بيشتر شبيه شوخی زيبايی هستم...

#رضا_براهنی

رضا براهنی نویسنده، شاعر و منتقد ادبی ایرانی بود. او عضو پیشین کانون نویسندگان ایران و یکی از چهره‌هایی بود که در سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ برای تشکیل کانون نویسندگان ایران با جلال آل احمد همکاری داشت. او همچنین رئیس سابق انجمن قلم کانادا بود. آثار او به زبان‌های مختلف از جمله انگلیسی، سوئدی و فرانسوی ترجمه شده‌است.
زاد روزش ‌گرامی🎂

🍏🍎🍃
👌2🤔1
🎂
نیامد
رضا براهنی
❤️🔥❤️




چو گرگ زوزه کشیدم
چو پوزه در شکم
روزگار خویش دویدم
..
که آفتاب بیاید
نیامد ...

زاد روزش گرامی 🌷
🍏🍎🍃
👌21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🕊1
درخت و بارون
<unknown>
🎼❤️🎼


من و تو، درخت و بارون …
شعر: احمد شاملو🌷

با صدایِ
خشایار اعتمادی
سهیل نفیسی
شهرزاد سپانلو
کیمیا قربانی
کمیل نصری

از زیباترین‌هاست...
🍏🍎🍃
👌3❤‍🔥1
1🤔1


این خانه کوچک است
ولی از خدا پُر است
از عطر خنده های
نجیبت فضا پر است

ما سر کشیده ایم
چهل سال  ِ رفته را
امّا هنوز
نیمه ی لیوان ما پر است

من با خدا قدم زده ام
در پیاده رو!
با تو تمام راه
از این ردّپا پر است

خالی نکرده ماه
  شب تار  ِ صحنه را
بازیگر ِ ستاره
دراین سینما پر است

لطفاً بگو دوباره
به گنجشک های شهر
ازجوششی که
در نفس روستا پراست

از خودبگو،
نه از خبر روزنامه ها
گوش من از
شنیدن هر ادّعا پر است

با یک سلام گرم
مرا غرق نور کن
وقتی که آسمان من
از ابرها پر است

عمری که ابتدای
قدمگاه ِ چشم تواست
از لحظه های معجزه_
تا انتها _ پر است ...‌

#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
2👌1
Track 1
Haris Alexiou
🎼❤️🎼

🗣#هاریس_الکسیو

حضورت
بهشتى ست؛
که گريز از جهنم را توجيه
مى كند
دريايى که مرا در خود غرق مى كند
تا از همه‌ ى گناهان و دروغ
شسته شوم!

احمد_شاملو
🍏🍎🍃
2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🥰1


در لحظه به تو دست می سایم
و جهان را در می یابم ؛
به تو می اندیشم ...

و زمان را لمس می کنم
معلق و بی انتها، عریان ...
می وزم ، می بارم ، می تابم ...
آسمان ام ستارگان و زمین و
گندم عطر آگینی که دانه می بندد
رقصان در جان سبز خویش

از تو عبور می کنم ...
چنان که تندری از شب ؛
می درخشم ... و فرو می ریزم

#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
2👌1
💫
Audio
آندره آرزوانیان - بابک شهرکی
🎼❤️🎼

بی‌کلامِ آبی 🎼
پیانو: آندره آرزمانیان
ویلن: بابک شهرکی
-----------------------------
تن تو آهنگی است
و تن من کلمه ای است
که در آن می نشیند
تا نغمه ای در وجود آید
سروده ی که تداوم را می تپد ...

#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
2👌1