○
ای خیال آفرينندهی زندگی!
زندگی چیست؟
آن نیست که خِرَد افسرده
یا چشمان ما میبیند.
زندگی همان است که
ما در خیال، میآفرینیم.
پیمانهی زندگی؛
عشق است.!
✍#رومن_رولان
🍏🍎🍃
ای خیال آفرينندهی زندگی!
زندگی چیست؟
آن نیست که خِرَد افسرده
یا چشمان ما میبیند.
زندگی همان است که
ما در خیال، میآفرینیم.
پیمانهی زندگی؛
عشق است.!
✍#رومن_رولان
🍏🍎🍃
❤1👌1
👌3
Je nai pas change
Julio Iglesias
🎼❤️🎼
🎼#من_عوض_نشدم
🗣#خولیو_ایگلسیاس
--------------------------
دوست داشتن
هر کس،
با خبر کردن او
از روح خودش است...
#کریستین_بوبن
🍏🍎🍃
🎼#من_عوض_نشدم
🗣#خولیو_ایگلسیاس
--------------------------
دوست داشتن
هر کس،
با خبر کردن او
از روح خودش است...
#کریستین_بوبن
🍏🍎🍃
🕊2❤1👌1
●
دیگر به غربت چشمهایت خو کردهام
و به دردهای باد کردهی روحم
که از قاب تنم بیرون زدهاند.
با توام بی حضور تو
بی منی با حضور من
میبینی تا کجا به انتظار وفادار ماندم
تا دل نازک پروانه نشکند.
همه ی سهم من از خود دلی بود که به تو دادم و هر شب بغض گلویت را در تابوت سیاهی که برایم ساخته بودی گریستم
و تو هرگز ندانستی که زخمهایت،
زخمهای مکررم بودند...
✍#حسین_پناهی
🍏🍎🍃
دیگر به غربت چشمهایت خو کردهام
و به دردهای باد کردهی روحم
که از قاب تنم بیرون زدهاند.
با توام بی حضور تو
بی منی با حضور من
میبینی تا کجا به انتظار وفادار ماندم
تا دل نازک پروانه نشکند.
همه ی سهم من از خود دلی بود که به تو دادم و هر شب بغض گلویت را در تابوت سیاهی که برایم ساخته بودی گریستم
و تو هرگز ندانستی که زخمهایت،
زخمهای مکررم بودند...
✍#حسین_پناهی
🍏🍎🍃
👌3❤1
●
در حریم بازوانِ سپید شب ؛
تاریکی واژه ای است ...
در غربتِ فهم باورها و در
بهت و سکوت شکسته ی دل ها ؛
شب به مسلکِ عشق نقطه ی ِ
سبز خموشِ روشنایی ها ست ؛
وقتی در پس هزاران رویای خفته
و در سبویِ ترک خورده ی آرزوها ؛
عشق در چشم ماه ؛ تفسیر می شود
و رویا ها ؛ پشت پلک هایِ
بسته یِ شب تعبیر می شوند ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
در حریم بازوانِ سپید شب ؛
تاریکی واژه ای است ...
در غربتِ فهم باورها و در
بهت و سکوت شکسته ی دل ها ؛
شب به مسلکِ عشق نقطه ی ِ
سبز خموشِ روشنایی ها ست ؛
وقتی در پس هزاران رویای خفته
و در سبویِ ترک خورده ی آرزوها ؛
عشق در چشم ماه ؛ تفسیر می شود
و رویا ها ؛ پشت پلک هایِ
بسته یِ شب تعبیر می شوند ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🔥1👌1
تصنیف حریر مهتاب
ایرج بسطامی
🎼❤️🎼
من خستهام از آینه
از آدمی
از آسمان
مگر تحملِ یک پرندهی کوچکِ خانهزاد
یک پرندهی جامانده
از فوج باران خوردهی بیبازگشت
تا کجای آسمانِ تمامِ رؤیاهاست
#سیدعلی_صالحی
🍏🍎🍃
من خستهام از آینه
از آدمی
از آسمان
مگر تحملِ یک پرندهی کوچکِ خانهزاد
یک پرندهی جامانده
از فوج باران خوردهی بیبازگشت
تا کجای آسمانِ تمامِ رؤیاهاست
#سیدعلی_صالحی
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1👌1
●
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه. ☀️🌙
☀️ه آذر ۱۴۰۳
🌙۲۳جمادی الاول ۱۴۴۶
🌲۲۵ نوامبر ۲۰۲۴
--------🍂--------🍂---------
----------------------------
قدم هایتان در مسیری سبز و
پویا -----------------🍂----
برگ برگ پاییزان زیبا رنگین
کمانی از عشق و زندگی
💑👩❤️👩👨❤️👨
-------🍂------🍂--------
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا...
برگ برگ آذر ماه زیبا به امید
و آرزوی رویدادهایی خوش 🍂
--------🍂-------🍂---------------
آرزو دارم با افتادن
هر برگ از شاخه اندوه و ناشادی
از دل هایتان و از آسمان ابری این
سرزمین زدوده شود
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
دو شنبه تان به عشق و شادی
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه. ☀️🌙
☀️ه آذر ۱۴۰۳
🌙۲۳جمادی الاول ۱۴۴۶
🌲۲۵ نوامبر ۲۰۲۴
--------🍂--------🍂---------
----------------------------
قدم هایتان در مسیری سبز و
پویا -----------------🍂----
برگ برگ پاییزان زیبا رنگین
کمانی از عشق و زندگی
💑👩❤️👩👨❤️👨
-------🍂------🍂--------
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا...
برگ برگ آذر ماه زیبا به امید
و آرزوی رویدادهایی خوش 🍂
--------🍂-------🍂---------------
آرزو دارم با افتادن
هر برگ از شاخه اندوه و ناشادی
از دل هایتان و از آسمان ابری این
سرزمین زدوده شود
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
دو شنبه تان به عشق و شادی
🍏🍎🍃
❤2
○
اندوه من هوشیار باش و آرام گیر
تو شب را میخواستی،
فرا میرسد، ببین...
شهر در تاریکی فرو میرود
برای عدهایی آرامش،
برای عدهایی هراس به همراه دارد
آنگاه که کثرتِ ذلتِ آدمی
زیر شلاقِ لذت این جلاد بیرحم
در مهمانی اسارت، افسوس میچیند
اندوه من، دستت را به من بده
دور از آنها به اینجا بیا
نگاه کن که سالهای گذشته
زیر ایوانهای آسمان
با جامهای مندرس خمیده شدهاند
افسوس، تبسمکنان از قعر آب پدیدار میشود
آفتابِ محتضر همچون کفنی
کشیده شده تا شرق
زیر یک پل میآرامد
بشنو محبوب من بشنو
لطافت شب را که قدم بر میدارد
#شارل_بودلر
🍏🍎🍃
اندوه من هوشیار باش و آرام گیر
تو شب را میخواستی،
فرا میرسد، ببین...
شهر در تاریکی فرو میرود
برای عدهایی آرامش،
برای عدهایی هراس به همراه دارد
آنگاه که کثرتِ ذلتِ آدمی
زیر شلاقِ لذت این جلاد بیرحم
در مهمانی اسارت، افسوس میچیند
اندوه من، دستت را به من بده
دور از آنها به اینجا بیا
نگاه کن که سالهای گذشته
زیر ایوانهای آسمان
با جامهای مندرس خمیده شدهاند
افسوس، تبسمکنان از قعر آب پدیدار میشود
آفتابِ محتضر همچون کفنی
کشیده شده تا شرق
زیر یک پل میآرامد
بشنو محبوب من بشنو
لطافت شب را که قدم بر میدارد
#شارل_بودلر
🍏🍎🍃
❤3🕊1