○
ادبیات مثل نورِ کبریتی است که در میان تاریکی روشن میشود. درست است که این نور روشنایی زیادی به محیط نمیدهد، امّا ما را متوجه تاریکی اطراف آن میسازد.
📕 کتابدار_آشویتس
✍🏻 #آنتونیو_ایتوربه
🍏🍎🍃
ادبیات مثل نورِ کبریتی است که در میان تاریکی روشن میشود. درست است که این نور روشنایی زیادی به محیط نمیدهد، امّا ما را متوجه تاریکی اطراف آن میسازد.
📕 کتابدار_آشویتس
✍🏻 #آنتونیو_ایتوربه
🍏🍎🍃
👌1
Dilberim (Live In Studio)
Ibrahim Babayev
🎼❤️🎼
شرفِ هر عاشق به قدرِ شرفِ معشوقِ اوست. معشوقِ هر که لطیفتر و ظریفتر و شریفجوهرتر، عاشقِ او عزیزتر.
مکتوبات #مولانا
🍏🍎🍃
شرفِ هر عاشق به قدرِ شرفِ معشوقِ اوست. معشوقِ هر که لطیفتر و ظریفتر و شریفجوهرتر، عاشقِ او عزیزتر.
مکتوبات #مولانا
🍏🍎🍃
❤1💯1
حلاج و راز انالحق- بخش هفتم
اعظم مسعودی
📕✨📕
#حلاج_و_راز_انالحق
نویسنده: #عطاالله_تدین
گوینده: #اعظم_مسعودی
بخش/هفتم
کاری از گروه #کتاب_گویا
-----------------------
اگر عشق نبودی، هستی هم
واقعیت نداشتی ...
جاودانگی در عشق است و
ایثار و فنا ...
🍏🍎🍃
#حلاج_و_راز_انالحق
نویسنده: #عطاالله_تدین
گوینده: #اعظم_مسعودی
بخش/هفتم
کاری از گروه #کتاب_گویا
-----------------------
اگر عشق نبودی، هستی هم
واقعیت نداشتی ...
جاودانگی در عشق است و
ایثار و فنا ...
🍏🍎🍃
👌1🕊1
○
حال ما در "زندگی"
حال آن فردی است که در سرازیری
می دود و برای باقی ماندن بر دو
پای خود ناگزیر از دویدن است
و اگر بخواهد توقف کند به زمین
در خواهد غلتید ...
👤#آرتور_شوپنهاور
🍏🍎🍃
حال ما در "زندگی"
حال آن فردی است که در سرازیری
می دود و برای باقی ماندن بر دو
پای خود ناگزیر از دویدن است
و اگر بخواهد توقف کند به زمین
در خواهد غلتید ...
👤#آرتور_شوپنهاور
🍏🍎🍃
👌1🕊1
○
به جایی دور از همگان تبعید شدهام، گوشهای برای انزوا که گویی هیچکس در آن حضور ندارد و تنهایی، تنها کسی است که هست.
از خودم میپرسم یعنی عاشق آدم اشتباهی شدهام و به جز تو اگر دیگری در جایگاه معشوق بود، من از شنیدن ترانهی تنهایی در امان میماندم؟ دوست داشتنت اشتباه است؟ نمیدانم، فقط میدانم این خواستن خطا هم اگر که باشد، خوشترینِ خَبطِ جانِ من است.
📕 سمت آبی آتش
✍🏽 #امیرحسین_کامیار
🍏🍎🍃
به جایی دور از همگان تبعید شدهام، گوشهای برای انزوا که گویی هیچکس در آن حضور ندارد و تنهایی، تنها کسی است که هست.
از خودم میپرسم یعنی عاشق آدم اشتباهی شدهام و به جز تو اگر دیگری در جایگاه معشوق بود، من از شنیدن ترانهی تنهایی در امان میماندم؟ دوست داشتنت اشتباه است؟ نمیدانم، فقط میدانم این خواستن خطا هم اگر که باشد، خوشترینِ خَبطِ جانِ من است.
📕 سمت آبی آتش
✍🏽 #امیرحسین_کامیار
🍏🍎🍃
❤1🕊1
پاییز
کوروش یغمائی
🎼❤️🎼
🗣#کورش_یغمایی
🎼#پاییز
پاییز پشت پنجره
استوار ایستاده است
مرا نظاره میکند
که چرا من
هنوز جهان را ترک نکردهام
من که قلب فرسوده دارم
من که باید با قلب فرسوده
کم کم تو را فراموش کنم ..
✍#احمدرضا_احمدی
🍏🍎🍃
🗣#کورش_یغمایی
🎼#پاییز
پاییز پشت پنجره
استوار ایستاده است
مرا نظاره میکند
که چرا من
هنوز جهان را ترک نکردهام
من که قلب فرسوده دارم
من که باید با قلب فرسوده
کم کم تو را فراموش کنم ..
✍#احمدرضا_احمدی
🍏🍎🍃
❤1❤🔥1
شمس لنگرودی
محمدتقی جواهری گیلانی
زادهٔ ۲۶ آبان ۱۳۲۹ در لنگرود
-------------------------'
دستهای تو انگار
پرچمهای صلحاند
بر خرابهی روزهای من
که جز نشانهای از گنجها در او باقی نیست
زورقها و نگهبانانی
که باروت کشفشده را به جزیرهی دور می برند.
دستهای تو انگار
سیمهای تارند
که ترانههای حرام را پنهانی
در آتش رودخانههایشان حفظ میکنند،
رودهایی روشن
که صورت سربازهای شکستخورده
رادر آتش زخمها میشویند.
👤#شمس_لنگرودی
زاد روزشان خجسته 🎂
🍏🍎🍃
محمدتقی جواهری گیلانی
زادهٔ ۲۶ آبان ۱۳۲۹ در لنگرود
-------------------------'
دستهای تو انگار
پرچمهای صلحاند
بر خرابهی روزهای من
که جز نشانهای از گنجها در او باقی نیست
زورقها و نگهبانانی
که باروت کشفشده را به جزیرهی دور می برند.
دستهای تو انگار
سیمهای تارند
که ترانههای حرام را پنهانی
در آتش رودخانههایشان حفظ میکنند،
رودهایی روشن
که صورت سربازهای شکستخورده
رادر آتش زخمها میشویند.
👤#شمس_لنگرودی
زاد روزشان خجسته 🎂
🍏🍎🍃
🕊1
شمس لنگرودی
شعر خوانی
✍🎤#شمس_لنگرودی
برنمیگردند شعرها
به خانه نمیروند
تا برگردی
و دست تکان دهی
بر نمیگردند شعرها
پراکنده نمیشوند
به انتظار تو در باران ایستادهاند
و به لبخندی، به تکان دستی، دل خوشند ...
زادروزشان فرخنده 🎂
🍏🍎🍃
برنمیگردند شعرها
به خانه نمیروند
تا برگردی
و دست تکان دهی
بر نمیگردند شعرها
پراکنده نمیشوند
به انتظار تو در باران ایستادهاند
و به لبخندی، به تکان دستی، دل خوشند ...
زادروزشان فرخنده 🎂
🍏🍎🍃
🕊1
●
پرده پرده آنقدر
از هم دریدم خویش را
تا که تصویری ورای
خویش دیدم خویش را
خویش خویش من هم اینک
از در صلح آمده است
بسکه گوش از خلق بستم
تا شنیدم خویش را
خویش خویش من مرا و
هر چه من ها بود سوخت
کشتم آن خویش و ز خاکش
پروریدم خویش را
رحیم معینی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۵ بهمن ۱۳۰۱ در کرمانشاه – درگذشته ۲۶ آبان ۱۳۹۴ در تهران)، نقاش، روزنامهنگار، نویسنده، شاعر و ترانهسرای
سالروز سفرش گرامی 🕊
🍏🍎🍃
پرده پرده آنقدر
از هم دریدم خویش را
تا که تصویری ورای
خویش دیدم خویش را
خویش خویش من هم اینک
از در صلح آمده است
بسکه گوش از خلق بستم
تا شنیدم خویش را
خویش خویش من مرا و
هر چه من ها بود سوخت
کشتم آن خویش و ز خاکش
پروریدم خویش را
رحیم معینی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۵ بهمن ۱۳۰۱ در کرمانشاه – درگذشته ۲۶ آبان ۱۳۹۴ در تهران)، نقاش، روزنامهنگار، نویسنده، شاعر و ترانهسرای
سالروز سفرش گرامی 🕊
🍏🍎🍃
🕊2
طاقتم ده
مرضیه
🎼❤️🎼
ساغرم شکست ای ساقی
رفته ام ز دست ای ساقی
آواز: 🎙مرضیه
آهنگساز: زنده یاد #همایون_خرم
شعر: #رحیم_معینی_کرمانشاهی
🍏🍎🍃
ساغرم شکست ای ساقی
رفته ام ز دست ای ساقی
آواز: 🎙مرضیه
آهنگساز: زنده یاد #همایون_خرم
شعر: #رحیم_معینی_کرمانشاهی
🍏🍎🍃
👌1