This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت رضا رفیع از جشن تولد استاد شفیعی کدکنی
در روز بزرگداشت حافظ در یک مرکز خیریه، کیک تولد استاد را که آوردند، ملت هر کار کردند، استاد شمع روی کیک را فوت نکردند و گفتند: من در طول عمرم از این کارها نکرده ام!... به آقای حسام الدین سراج به شوخی گفتم: شما نائب الفوت شوید و به نیابت ایشان فوت بفرمایید!
بعد در گوش صاحب هوش استاد شفیعی گفتم: چون شما سالها در عرصه فکر و فرهنگ و ادب، فقط شمع روشن کردهاید، عادت به خاموش کردن شمع ندارید. استاد عزیز خندیدند و .....
🍏🍎🍃
در روز بزرگداشت حافظ در یک مرکز خیریه، کیک تولد استاد را که آوردند، ملت هر کار کردند، استاد شمع روی کیک را فوت نکردند و گفتند: من در طول عمرم از این کارها نکرده ام!... به آقای حسام الدین سراج به شوخی گفتم: شما نائب الفوت شوید و به نیابت ایشان فوت بفرمایید!
بعد در گوش صاحب هوش استاد شفیعی گفتم: چون شما سالها در عرصه فکر و فرهنگ و ادب، فقط شمع روشن کردهاید، عادت به خاموش کردن شمع ندارید. استاد عزیز خندیدند و .....
🍏🍎🍃
👌1
Audio
حافظشناسی /۲
#دکتر_دادبه
اگر روم ز پی اش
فتنهها برانگیزد
ور از طلب بنشینم
به کینه برخیزد
و گر به رهگذری
یک دم از وفاداری
چو گرد در پی اش افتم
چو باد بگریزد
و گر کنم طلب
نیم بوسه صد افسوس
ز حقه دهنش
چون شکر فروریزد
من آن فریب که در
نرگس تو میبینم
بس آب روی که
با خاک ره برآمیزد
فراز و شیب بیابان
عشق دام بلاست
کجاست شیردلی
کز بلا نپرهیزد
تو عمر خواه و صبوری
که چرخ شعبده باز
هزار بازی از این
طرفهتر برانگیزد
بر آستانه
تسلیم سر بنه حافظ
که گر ستیزه کنی
روزگار بستیزد
🍏🍎🍃
#دکتر_دادبه
اگر روم ز پی اش
فتنهها برانگیزد
ور از طلب بنشینم
به کینه برخیزد
و گر به رهگذری
یک دم از وفاداری
چو گرد در پی اش افتم
چو باد بگریزد
و گر کنم طلب
نیم بوسه صد افسوس
ز حقه دهنش
چون شکر فروریزد
من آن فریب که در
نرگس تو میبینم
بس آب روی که
با خاک ره برآمیزد
فراز و شیب بیابان
عشق دام بلاست
کجاست شیردلی
کز بلا نپرهیزد
تو عمر خواه و صبوری
که چرخ شعبده باز
هزار بازی از این
طرفهتر برانگیزد
بر آستانه
تسلیم سر بنه حافظ
که گر ستیزه کنی
روزگار بستیزد
🍏🍎🍃
👌1
●
من ده بار سوختم
تا اینکه غبار من و گریهام مرا ترک کرد
و تارهای عنکبوت از من دور شد
همان تارهایی که زنان معمولاً
عواطف ملودرامی خود را از آن میبافند.
پس خورشید سیاه من
همواره از زخم من طلوع میکند،
و رخوت ترس و کندی را میسوزاند.
و آنگاه که بپنداری من مُردهام،
من چونان جنگل رازآلود
بیدار شدن را آغاز میکنم
پیش از آنچه انتظار داریم یا میدانیم.
و آنگاه که پنداری من گریستن را آغاز کردهام
من کشف کردهام که چگونه
با تمامی لبان زخمم، بخندم!
✍#غادة_السمان
🍏🍎🍃
من ده بار سوختم
تا اینکه غبار من و گریهام مرا ترک کرد
و تارهای عنکبوت از من دور شد
همان تارهایی که زنان معمولاً
عواطف ملودرامی خود را از آن میبافند.
پس خورشید سیاه من
همواره از زخم من طلوع میکند،
و رخوت ترس و کندی را میسوزاند.
و آنگاه که بپنداری من مُردهام،
من چونان جنگل رازآلود
بیدار شدن را آغاز میکنم
پیش از آنچه انتظار داریم یا میدانیم.
و آنگاه که پنداری من گریستن را آغاز کردهام
من کشف کردهام که چگونه
با تمامی لبان زخمم، بخندم!
✍#غادة_السمان
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1👌1
●
-او نیهیلیست است.
نیکلای پترویچ با تعجب پرسید: «چطور؟»
پاول پترویچ کاردی را که قدری کره به سر آن بود بلند کرد و لحظهای بیحرکت ماند. آرکادی تکرار کرد: «بله، بله، او نیهیلیست است.»
نیکلای پترویچ پس از قدری تأمل گفت: «نیهیل، تا آنجا که من میدانم، از ریشهی لاتین است که به معنی هیچ است. پس این کلمه قاعدتاً باید دربارهی شخصی به کار رود که.... که به هیچ چیز ایمان نداشته باشد.»
پاول پترویچ جملهی نیکلای پترویچ را تصحیح کرد و گفت: «بگو کسی که به هیچ چیز احترام نمیگذارد» و باز مشغول کره مالیدن به روی نان شد.
آرکادی در دنبالهی سخنان عموی خود گفت: «کسی که به همه چیز با دیدهی انتقاد مینگرد.»
پاول پترویچ پرسید: «مگر فرقی هم میکند؟»
«البته که فرق میکند. نیهیلیست کسی است که در مقابل هیچ اقتداری زانو خم نمیکند. کسی است که به هیچ اصلی ایمان ندارد، گرچه آن اصل از طرف همه مورد احترام باشد.»
پاول پترویچ سخنان آرکادی را قطع کرد و گفت: «و به نظر شما این کار مطبوع است؟»
«تا شخص که باشد. یکی از آن لذت میبرد و دیگری رنج.»
✍#ایوان_تورگنیف
📕#پدران و پسران
🍏🍎🍃
-او نیهیلیست است.
نیکلای پترویچ با تعجب پرسید: «چطور؟»
پاول پترویچ کاردی را که قدری کره به سر آن بود بلند کرد و لحظهای بیحرکت ماند. آرکادی تکرار کرد: «بله، بله، او نیهیلیست است.»
نیکلای پترویچ پس از قدری تأمل گفت: «نیهیل، تا آنجا که من میدانم، از ریشهی لاتین است که به معنی هیچ است. پس این کلمه قاعدتاً باید دربارهی شخصی به کار رود که.... که به هیچ چیز ایمان نداشته باشد.»
پاول پترویچ جملهی نیکلای پترویچ را تصحیح کرد و گفت: «بگو کسی که به هیچ چیز احترام نمیگذارد» و باز مشغول کره مالیدن به روی نان شد.
آرکادی در دنبالهی سخنان عموی خود گفت: «کسی که به همه چیز با دیدهی انتقاد مینگرد.»
پاول پترویچ پرسید: «مگر فرقی هم میکند؟»
«البته که فرق میکند. نیهیلیست کسی است که در مقابل هیچ اقتداری زانو خم نمیکند. کسی است که به هیچ اصلی ایمان ندارد، گرچه آن اصل از طرف همه مورد احترام باشد.»
پاول پترویچ سخنان آرکادی را قطع کرد و گفت: «و به نظر شما این کار مطبوع است؟»
«تا شخص که باشد. یکی از آن لذت میبرد و دیگری رنج.»
✍#ایوان_تورگنیف
📕#پدران و پسران
🍏🍎🍃
👌1
پدران و فرزندان 03
@namayesh_radioei
📕✨📕
📕پدران و فرزندان
✍ایوان_تورگنیف
نمایش رادیویی/3
🍏🍎🍃
📕پدران و فرزندان
✍ایوان_تورگنیف
نمایش رادیویی/3
🍏🍎🍃
اقرار پشت اقرار_همایون شجریان
@HomayoonShajarian2
🎼❤️🎼
خواننده: همایون شجریان
"اقرار پشت اقرار "
آهنگ: فردین خلعتبری
شعر: افشین یداللهی
آلبوم: «امشب کنار غزلهای من بخواب»
-------------------------------
آیینهوار با تو، اقرار پشت اقرار
تو مثل سنگ اما، انکار پشت انکار
تو دور میشوی من، وعده به وعده نزدیک
منزل به منزل اما، دیوار پشت دیوار
هر قدر چشمانت، دریاست پشت دریا
اما دل تو انگار، شنزار پشت شنزار
هر شب اگر بخوابم، با تو قرار دارم
حسرت همیشه باقیست، دیدار پشت دیدار ...
🍏🍎🍃
خواننده: همایون شجریان
"اقرار پشت اقرار "
آهنگ: فردین خلعتبری
شعر: افشین یداللهی
آلبوم: «امشب کنار غزلهای من بخواب»
-------------------------------
آیینهوار با تو، اقرار پشت اقرار
تو مثل سنگ اما، انکار پشت انکار
تو دور میشوی من، وعده به وعده نزدیک
منزل به منزل اما، دیوار پشت دیوار
هر قدر چشمانت، دریاست پشت دریا
اما دل تو انگار، شنزار پشت شنزار
هر شب اگر بخوابم، با تو قرار دارم
حسرت همیشه باقیست، دیدار پشت دیدار ...
🍏🍎🍃
❤1
●
ابرهای شناور
ابرهای شناور
از روزهای دیگر
به زندگیم میآیند
دیگر نه برای آنکه ببارند و توفان برانگیزند
نه، میآیند که به آسمان غروبگاهی من رنگ ببخشند.
✍#رابیندرانات_ تاگور
🔁ع. پاشایی
🍏🍎🍃
ابرهای شناور
ابرهای شناور
از روزهای دیگر
به زندگیم میآیند
دیگر نه برای آنکه ببارند و توفان برانگیزند
نه، میآیند که به آسمان غروبگاهی من رنگ ببخشند.
✍#رابیندرانات_ تاگور
🔁ع. پاشایی
🍏🍎🍃
❤2
How Do I Stop Loving You
Engelbert Humperdinck
🎼❤️🎼
قلبت رو با کسی شریک شو
که روحش رو بهت میده
شبِ تاریک و
بیمِ موج و
گِردابی چنین هایل
کجا دانند حالِ ما
سبکبارانِ ساحلها؟
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
قلبت رو با کسی شریک شو
که روحش رو بهت میده
شبِ تاریک و
بیمِ موج و
گِردابی چنین هایل
کجا دانند حالِ ما
سبکبارانِ ساحلها؟
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
🔺دلم برای تو تنگ است..
متن#صدیق_قطبی
گوینده:سعید_الیف
دلم برای تو تنگ است
و تمام ابرهای جهان __
🍏🍎🍃
🔺دلم برای تو تنگ است..
متن#صدیق_قطبی
گوینده:سعید_الیف
دلم برای تو تنگ است
و تمام ابرهای جهان __
🍏🍎🍃
❤1❤🔥1